|
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی |
|
«باران» منتشر شد
Sun / 08 08 2010 / 23:54
روى جلد شمارهى جديد فصلنامهى «باران»، عكسى از شيرين نشاط، هنرمند عكاس و فيلمساز منتشر شده است. صفحات داخلى شمارهى جديد فصلنامهى «باران» با عكسهاى هنرى و اجتماعى، «گلشن احمدى»، عكاس ساكن سوئد آراسته شده است. صفحات آغازين اين شماره طبق معمول با چند نكته از سوى مدير مسئول آغازشده است. در صفحهى «حاشيهاى بر اصل» يادداشتى از رباب محب، شاعر ساكن سوئد در پيوند با اعدام فرزاد كمانگر، به وظيفه و تعهد معلم در دو جامعهى متفاوت ايران و سوئد آمده و در ادامهى سخنان اين شاعر و معلم، پنج نامه از فرزاد كمانگر كه چندى پيش همراه با چهار زندانى سياسى ديگر در ايران اعدام شدند بازچاپ شده است. بخش ويژهى فصلنامهى باران به دوموضوع اختصاص دارد: «چرا انقلاب فرزندانش را مىخورد؟» و «دربارهى جنبش اعتراضى مردم ايران». حسن مكارمى، ماندا زنديان، شيوا فرهمندراد، اميد حبيبىنيا، شهرنوش پارسىپور، احمد علوى و محمد صديق يزدچى در مقالاتى به اين دو موضوع پرداختهاند. بخش «نقد، نظر، مقاله»، «شرح حال گلشيرى به روايت او» آمده است. اين نوشتار كه چهلوچهارسال پيش در نشريهى ادبى انگليسى «شرق و غرب» چاپ شده بوده گونهاى تك گويى هوشنگ گلشيرى است ( ١٣٧٩- ١٣١٦) در پاسخ به پرسشهاى بانو مينو راميار بوفينگتن، برگرداننده ى داستان بلند «شازده احتجاب» به زبان انگليسى. ناصر مهاجر اين متن را به فارسى بازگردانده است. انوش صالحى نويسندهى كتاب «رمانتيسم انقلابى و مصطفى شعاعيان»، نقدى نوشته است بر كتاب چريكهاى فدايى خلق كه در ايران منتشر شده است. علاوه بر اين در اين شماره، در چند و چون احوال نويسندگان ايرانى نيز مطلبى به زبان طنز با عنوان «آنان و نويسندگان» نوشته است. نسرين شكيبى ممتاز، دو مطلب در اين شمارهى باران دارد كه اولى نقدى است بر مجموعه شعر «خيابان بى انتها» سرودهى مسعود احمدى و ديگرى بررسى تطبيقى دو داستان «سگ ولگرد» از صادق هدايت و« سگ بى ارباب» از يلمار سودبرى است. در بخش «زندان»، بريدهاى از كتاب در دست انتشار جهانگير اسماعيلپور كه روايتى از زندان عادلآباد است، نقل شده است. گفتوگوى باران با سودابه اردوان، نقاش و نويسنده كتاب خاطرات «يادنگارههاى زندان»، مقالهى «اعترافات در ايران نشانهى عجز» از فتانه فراهانى و مطلبى از سپيده عباسزاده ديگر مطالب اين بخش را تكميل كرده است. سپيده عباسزاده در نوشتهى خود خاطرات خود را از دوران كودكى و زمانى كه دايىاش در سال ۱۳۶۷ اعدام مى شود، پيوند مىزند به سال گذشته و خيزش اعتراضى مردم در پى دهمين انتخابات رياست جمهورى در ايران. بخش «شعر، داستان، خاطره»ى اين شمارهى باران شعرهايى از شبنم آذر، پگاه احمدى، گلشن احمدى، حسن مهدوى، محمدرضا فشاهى، بهروز حشمت، شاهرخ ستوده فومنى و امير مصائبى، و داستانهايى از انوش صالحى (بُرد يمانى)، فهيمه فرسايى (تأثير عشقبازى «بوريس بكر» در اتاقى زيرشيروانى بر قانون تابعيت)، جواد پويان( سپيدار و باد)، قادر عبدالله(زيد منشى محمد/ برگردان فارسى: سهيلا صنعتى) و على شفيعى (مهتاب) را دربرگرفته است. در بخش سينما، گفتوگويى با شيرين نشاط، كارگردان فيلم «زنان بدون مردان» و معرفى فيلم مستند «خانهاى با درهاى ناپيدا»، ساختهى اردشير سراج، كارگردان ايرانى مقيم سوئد چاپ شده است. بخش «گفتوگو» شامل گفتوگوى فصلنامهى باران با قادر عبدالله، نويسندهى ايرانى ساكن هلند و گفتوگوى شاهرخ تندرو صالح با اسد سيف و گفتوگويى كتبى با فريدون وهمن به بهانهى انتشار كتاب «يكصد و شصت سال مبارزه با آيين بهايى» مىشود. بخش «بازتاب» نيز يادداشتى از ناصر زراعتى با عنوان «فارسىزبانانِ عزيز! اين «شِين» زائدِ زشت را لطفاً رها كنيد»، نامهى يكى از خوانندگان باران با عنوان «داستان يا معما؟» نوشتهى س. رحيمى و معرفى كتاب لائيسيته نوشتهى محمدصديق يزدچى را دربرگرفته است. صفحات پايانى باران اختصاص داده شده است به معرفى و نقد كتاب. در اين بخش محمد ماسترى فراهانى، نقدى نوشته است بر كتاب «نيچه ى زرتشت» نوشته على محمد اسكندرى جو. رزيتا متقى نيز برخى از كتابهاى ارسالى به دفتر باران را معرفى كرده است. فصلنامهى باران براى ادامه انتشار، نيازمند به مشتركين بيشترى است. اشتراك فصلنامهى باران را به دوستان و نزديكانتان توصيه كنيد! info@baran.st تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران
Fri / 30 07 2010 / 11:05
جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ به ابتکار و پیشنهاد سعید افشار، مسئول رادیو همبستگی در استکهلم ، برنامه ای به نام یک دوجین کتاب و ترانه در روز شنبه ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰ تهیه و پخش شد. در این برنامه ،گویندگان به انتخاب خود کتابی را برای معرفی برگزیدند و در پایان معرفی کتاب، ترانه ای باز به انتخاب خود پیشکش شنوندگان کردند. این معرفی را در آدرس زیر بشنوید http://www.asre-nou.net/php/news/tarikhe-ejtemaii-ravabete-sexi-dar-iran.mp3 منبع: عصر نو رمان «نگران نباش»
Tue / 06 07 2010 / 11:43
سه شنبه ۱۵ تير ۱۳۸۹ ![]() نویسندۀ ایرانی مهسا محب علی و رمان «نگران نباش» مهسا محبعلی متولد ۱۳۵۱ تهران است که اولین مجموعه داستان خود را در سن ۲۶ سالگی منتشر کرده است. کارنامۀ ادبی محبعلی تا به حال مشتمل بر دو مجموعه داستان و دو رمان است. «نگران نباش» آخرین کار منتشر شدۀ مهسا محبعلی است که ماجرای یک دختر جوان معتاد است که در یک روز شلوغ تهران در شهر دربدر پیدا کردن مواد مخدر است. این رمان با صحنۀ خماری «شادی» دختر جوان داستان آغاز میشود، دغدغههای شادی را برای نشئگی پی میگیرد و با صحنۀ نشئگی به پایان میرسد. از ویژگیهای این رمان زبان زنده، پررنگ، شوخطبع و در عین سادگی پر رمز و راز آن است. ![]() نگاهی مختصر به زبان رمان «نگران نباش» در گفتگو با مهسا محب علی محبعلی دربارۀ زبان رمان چنین میگوید: این زبانی است که الان تهرانی ها با آن حرف می زنند. من این زبان را کاری نکردم فقط آن را نوشته ام. تازه خیلی چیزها را حذف کردم؛ چیزهائی که فکر می کردم که قابل فهم نیست. سعی کرده ام در لایۀ سطحی این زبان پیش بروم. زبان در طول زمان تغییر شکل پیدا می کند و این مسئلۀ زبان برایم اولین بار در خارج از کشور اتفاق افتاد که ازم پرسیده می شد که این چه زبانی است؟ برای این که این زبان برای کسانی که در ایران زندگی می کنند خیلی زبان عادی ای است. این زبان ولنگار کمی بی ادب پر از طعنه و پر از اصطلاح و پر از رمز که جزء زبان مخفی است الان در تهران خیلی رواج دارد. طبیعی هم هست چون در آن جا زندگی ما در داخل و بیرون از خانه دوگانه است. ما یک زبان رسمی داریم که با آن با آدم بزرگ ها حرف می زنیم چون جاهای رسمی با آن زبان صحبت می کنیم و یک زبان مخفی که بخصوص جوان ها دارند. پرسش: که شما این زبان مخفی را در فرم رمان علنی کرده اید؟ مهسا محب علی: آن را در فرم رمان علنی نکرده ام اما به زبانی که مردم با آن تکلم می کنند رمان را نوشته ام. تازه گفتم من سراغ لایه های خیلی مخفی نرفتم، همان زبان مشترکی که حتی آدم های سی و پنج ساله هم می فهمند (حالا ممکن است یک زن 60 ساله متوجه نشود) اما همان زبان مخفی ای که دیگر پدر و مادرها مجبورند بشنوند و تا حدودی باهاش آشنا شده اند (را نوشته ام). (در رمان نگران نباش) آرش معمولا بیشتر نمایندۀ آن زبان است که دنبال مادرش که راه می رود می گوید: «مایه مایه مایه مایه»... این یک زبان است دیگر... یا مثلا کلمۀ داف یا فنج و خیلی کلمات دیگر... صحنهای از رمان «نگران نباش» را با اجرای نویسنده شنیدیم. این رمان سال گذشته برندۀ بهترین رمان سال شد و جایزۀ ادبی «یلدا» را از آن خود کرد. پیش از این مجموعه داستان «عاشقیت در پاورقی» محبعلی به عنوان بهترین مجموعه داستان برگزیده شده بود و جایزۀ ادبی گلشیری را دریافته بود. از این رو پرسشی که از مهسا محبعلی میکنم بر میگردد به نقش و تأثیر جوایز ادبی بر کار نویسندگان جوان. مهسا محبعلی: «نگاه من به جوایز این است که برای ما بچههای دهۀ ۵۰ یا دهۀ ۴۰ یا دهۀ ۳۰ که دهۀ ۶۰ را و اواخر ۵۰ و اوایل ۷۰ را تجربه کردهایم بعد از اصلاحات با زیاد شدن تعداد روزنامهها و این که روزنامههای اصلاح-طلب اولین روزنامههائی بودند که صفحات ادبی دایر کرده بودند، این صفحات ادبی تقریبا (به ادبیات) رونقی داد و تقریبا همان سال بود یعنی سال ۷۶ یا ۷۷ اولین جوایز ادبی در ایران شروع شد... این که عملکرد چنین جوایزی درست یا غلط بوده را میتوان به عنوان مسئلهای جزئی به آن پرداخت اما به عنوان یک استراتژی کلی به شدت با (جوایز ادبی) موافق هستم. (پاسخ کامل در فایل صوتی ضمیمه!) طاهر جام برسنگ taher.jambarsang@sr.se شناسايى آثار مكتوب ايرانيان خارج
Sun / 30 05 2010 / 1:19
یكشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ آفـتـاب ىـزد: مـحـمـد رضـا وصـفى، مدير بخش بينالملل بيستوسومين نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران از تدوين بانك جامع اطلاعات مكتوب ايرانيان در خارج از كشور خبر داد.به گفته وى، بخش مهمى از اين بانك در بازار جهانى كتاب نمايشگاه كتاب تهران تدوين شده است.وصفى گفت: در اين بانك نگاهى داشتهايم به اينكه مولفان ايرانى در خارج چه آثارى را به زبان فارسى تاليف يا ترجمه كردهاند و همچنين، آثارى كه توسط مترجمان خارجى از فارسى برگردان شدهاند.وى ادامه داد: در همه اين آثار، ايرانى بودن بخشى از اثر مورد توجه قرار گرفته است. قصد ما اين بود كه اين ظرفيتها در اين بانك اطلاعات شناسايى شود كه بخشى از آن در اين دوره از نمايشگاه و در غرفه "ايرانيان، علم و فنآورى" در بازار جهانى كتاب محقق شد. مدير بخش بينالملل بيست و سومين نمايشگاه كتاب تهران تصريح كرد: در دنياى امروز، نويسندگان دنياى شرق با غرب داراى توانايىهاى يكسانى هستند و تدوين اين بانك از مهمترين مسائل مورد نياز در حوزه بينالملل است انديشيدن فلسفى و انديشيدن الهى – عرفانى/محمدرضا فشاهى
Fri / 14 05 2010 / 12:38
نشر باران، سوئد چاپ دوم ۲۰۱۰ اين كتاب، داراى هشت گفتار و يك پيشگفتار است. در پيشگفتار كتاب، نويسنده به چگونگى شكلگيرى كتاب و انگيزهى خود از نوشتن آن پرداخته است. وى تاكيد كرده كه جرقهى اين پژوهش، پس از گفتوگو با تىيرى بريو، سردبير مجلهى «فلسفه- فلسفه، و پرسشهاى اين روزنامهنگار در ذهن او زده شده است است. بخشى از اين پرسشها عبارت بودند از: ۱ـ در مسئلهى «شناخت»، تفاوت «انديشهى يونانى» با «انديشهى سامى» در كجا و چگونه است؟ ۲ـ «شناخت عقلى» و «شناخت تجربى» چيست، و «شناخت مبتنى بر وحى» يا «شناخت برتر» (به اعتقاد موحدين) كدام است؟ ۳ـ تمايز و تشابه خداى يونانى، خداى سامى، خداى عارفان، و خداى داستايوسكى در كجاست؟ ۴ـ چرا از اهميت آيين مزدايى (آيين زرتشت)، و تأثير عظيم آن بر فرهنگ شرقى و غربى در زمينهى «ظهور ناجى» و «آخرالزمان» (يا به گفتهى هگل پايان تاريخ) و ساير زمينهها سخن گفته و بر آن تأكيد ورزيدهايد؟ ۵ـ علل تغيير شكل و انحراف نظام ارسطو در جوامع اسلامى، و درآميختن آن با انديشهى نوافلاطونيان اسكندريه نظير ساكاس، فلوطين و ديگران كدام هستند؟ ۶ـ چه تفاوتى است ميان «فلسفهى سياسى» و «الهيات سياسى»، ميان «فيلسوف ـ شهريار» افلاطون و «پيامبر ـ شهريار» فارابى؟ ۷ـ تمايز و تفاوت آخرالزمان شرقى و غربى در كجا است، و به چه سبب گفتهايد كه آخرالزمانِ آلاحمد، به عكس تصور خود او كه خويشتن را قهرمان مبارزه با غربزدگى مىدانست، آخرالزمانى غربى و بدبينانه است، و شباهتى به آخرالزمان قرآنى و شيعى ندارد؟ و چند سؤال ديگر. محمدرضا فشاهى نوشته است: «در اين پرسشها، بر اساسىترين مسائل فلسفى، انسانشناسانه، و جامعهشناسانهىِ غربى و شرقى انگشت نهاده شده بود. ديگر آنكه اين مسائل، اگرچه متعلق به دورانهاى گذشته بوده است، با اين همه، امروزه نيز تمامى ارزش خويش را حفظ نموده، و حتى مىتوان گفت كه با توجه به وقايع بزرگى كه در دو دههى گذشته در جهان روى داده (سقوط نظام تكحزبى استالينى در اروپاى شرقى و مركزى، استقرار قدرت مطلقهى ايالات متحدهى آمريكا به عنوان ژاندارم جهانى، رواج سرمايهدارى اكبر يا سرمايهدارى افسارگسيخته، كه آن را «نظم نوين جهانى» نام نهادهاند!، اعتلا و سقوط بنيادگرايى اسلامى و غيره)، در زمرهى حادترين مسائل فرهنگى و سياسى و اجتماعى كنونى نيز به شمار مىآيند.» گفتارهايى كه فشاهى در اين كتاب به آن پرداخته است عبارتند از: - خداى يونانى يا خداى فيلسوفان و دانشوران، خداى ساميان يا خداى ابراهيم - خداى عارفان و وحدت وجوديان - خداى داستايوسكى و پيامبران روس - جايى ميان كعبه و شوش و يونان و اسكندريه - اينهمانىِ عقلِ فعالِ ارسطويى و وحى قرآنى؟ - از كدام آخرالزمان سخن مىگوييم؟ - باستانشناسىِ فلسفىِ نظريهىِ «فقيه ـ شهريار» محمدرضا فشاهى سال ۱۳۲۴ در تهران متولد شده است. او شاعر، داراى درجهى دكترا در دو رشتهى «جامعهشناسى» و «فلسفه و ادبيات و علوم انسانى»؛ و استاد فلسفه تطبيقى در دورهى دكترا در دانشگاه پاريس است. در كارنامهى فعاليت فرهنگى فشاهى سه مجموعه شعر، سه كتاب به زبان فرانسه و ۱۳ كتاب فلسفى- اجتماعى وجود دارد، با اين عناوين: «تحولات فكرى و اجتماعى در ايران» (گوتنبرگ/ تهران- ۱۳۵۴)، «سير تفكر در قرون وسطى» (گوتنبرگ- ۱۳۵۴)، «واپسين جنبش قرون وسطايى» (جاويدان- ۱۳۵۶)، «بحران كنونى ايران» (گوتنبرگ- ۱۳۵۸)، «تكوين سرمايهدارى در ايران» (گوتنبرگ- ۱۳۶۰)، «بحران جهان و بحران رمانتيسم» (گوتنبرگ- ۱۳۶۰)، «ارسطوى بغداد، از عقل يونانى به وحى قرآنى» (كوششى در آسيبشناسى فلسفهى ايرانى- اسلامى- باران/ سوئد- ۱۳۷۶)، «از شهريارى آريايى به حكومت الهى سامى» (باران- ۱۳۷۹)، «انديشيدن فلسفى و انديشيدن الهى- عرفانى» (باران- ۱۳۸۳) و نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى (باران ۱۳۸۷). كتاب «انديشيدن فلسفى و انديشيدن الهى – عرفانى»، در ۱۹۲ صفحه و با جلد سخت منتشر شده است.قيمت كتاب ۱۳ يورو است. احمد علوى، شناختشناسى نوانديشى دينى در ايران
Fri / 14 05 2010 / 12:35
نشر باران، سوئد چاپ اول ۲۰۱۰ از پيامدهاى فرآيند تجدد در ايران يكى چالش انديشه هاى دينى است. ناتوانى نهادهاى سنتى مذهبى از حل چالش ميان انديشه سنتى مذهبى و پيامدهاى تجدد، به دگرگونى در گروهبنديهاى مذهبى و همچنين تاويلهاى متفاوتى از منابع دينى مى انجامد. نوشته حاضر تلاش ميكند تا پيدايش نوانديشان دينى را در همين چارچوب به ارزيابى گذاشته ديدمان آنها را از منظر شناخت¬شناسى به بررسى بگذارد. موضوعيت اين امر از آن روست كه نفوذ انديشه دينى و افكار مذهبى در فرهنگ ايرانى غير قابل انكار است. بهطورى كه ميتوان ادعا كرد بدون شناخت گروهبندىهاى دينى و مذهبى ايران، شناخت اين جامعه ميسر نيست. مديريت بهينه فرآيند توسعه اجتماعى در ايران البته مشروط به شناخت باورها و از جمله باورهاى مذهبى است. كتاب «شناختشناسى نوانديشى دينى در ايران»، شامل پنج فصل است: در بخش نخست، زمينه و پيشينهى تاريخى نوانديشى دينى، بستر اجتماعى، چالشهاى اصلى نهادهاى مذهبى، دنياى فقه و فقيه، معضل مدرنيته؛ در فصل دوم مبانى تحليلى نوانديشى دينى، نوگرايى؛ تقدم و تاخر، دين به مثابه نهاد، باور، گونههاى دينشناسى؛ در فصل سوم مولفههاى تعريفى نوانديشى دين، گروه مخاطبان، منبع معرفتى، مقايسه بين مولفههاى نوانديشى دينى؛ در فصل چهارم به جستارشناسى و در همين راستا چند نمونهشناسى نوانديشى دينى همچون بازرگان، شريعتى و مجاهدين خلق، و بالاخره در فصل پنجم دستاوردها و ناكارايىهاى نوانديشى دينى مورد بررسى قرار گرفته است. دكتر احمد علوى استاد اقتصاد و روششناسى علوم اجتماعى در سوئد است. او ادبيات عرب، منطق، كلام و حكمت متعاليه را آموخته و اين مطالعات را در كنار پژوهش و تدريس دانشگاهى در سوئد ادامه است. نوشتههاى وى به زبانهاى انگليسى و سوئدى بيشتر در مورد اقتصاد مالى است. برخى از مقالات اين پژوهشگر، در نشريات فارسىزبان به چاپ رسيده است كتاب «شناختشناسى نوانديشى دينى در ايران»، در ۲۰۰ صفحه و در قطع رقعى، تنظيم شده و قيمت آن ۱۱ يورو است انوش صالحى، مصطفى شعاعيان و رمانتيسم انقلابى
Fri / 14 05 2010 / 12:12
نشر باران سوئد، ۲۰۱۰ كتاب «مصطفى شعاعيان و رمانتيسم انقلابى»، شرح مبسوطى است از زندگى و آثار مصطفى شعاعيان كه توسط انوش صالحى، داستاننويس و پژوهشگر تاريخ معاصر ايران نوشته و بهتازگى توسط نشر باران (در سوئد) در ۴۸۰ صفحه، قطع رقعى با جلد سخت و طرح جلدى از همايون فاتح منتشر شده است. مصطفى شعاعيان از معدود مبارزان سياسى چند دههى اخير بود كه بهطور همزمان به مبارزه عليه استبداد سلطنتى و استبداد ايدئولوژيك مىپرداخت؛ آن هم در شرايطى كه متفاوت بودن در انديشهى چپ، همراه با بحث و نظر انتقادى امرى دشوار و پر هزينه به شمار مىآمد. شعاعيان بهرغم انتخاب شيوهى مبارزهى مسلحانه، براى رهايى از بند ديكتاتورى زمان اعتقاد به آزادى و دموكراسى را فراموش نكرد. وى صبح روز پنجشنبه شانزده بهمن ۱۳۵۴ طى يك درگيرى در خيابان استخر كشته شد. كتاب «مصطفى شعاعيان و رمانتيسم انقلابى»، در دو بخش با عنوان «كتاب اول: مسگرآباد» و «كتاب دوم: موسم باران و باروت» تدوين و تنظيم شده است. بهمن برفى، پس از تندر، خيزاب خانه بر دوش و خاموشى دريا نام برخى از سرفصلهاى اين دو بخش است. ضمايم كتاب نيز مجموعهاى از اسناد، عكسها و بريدهى جرايد را در برمىگيرد. در پى نوشت كتاب آمده است: «از گذرِ معير تا خيابان استخر راهى نيست، در كمتر از نيمساعت با پاى پياده مىتوان اين مسير را پيمود و تتمۀ تهران قديم را در طول اين پيادهروى ديد. سىوهشت سال طول كشيد تا مصطفى خود را از گذرِ معير به بنبست كوچهيى در خيابان استخر برساند اما براى من دوسال فرصتِ كمى بود تا بتوانم مسيرِ دشوار و باورنكردنى حيات و سىوهشت سالهاش را پيدا كنم. آنچه براى من در جريان اين سفرِ دوساله اتفاق افتاد تنها شناخت نسبى شخصيت مصطفى و پى بردن به فراز و فرودهاى زندگىاش نبود، من بيش از همه با تجربيات نسلى روبهرو بودهام كه بازسازى حياتِ اجتماعى و سياسى ما نيازمندِ واخوانى چندباره تجربيات آنان است. دوستان مصطفى پرتعداد و ناپيدا بودند اما رشتههايى نامرئى آنها را به هم مرتبط كرده بود. بنابراين ديدار با هركدام، حلقۀ اين آشنايىها را وسعت مىبخشيد. » انوش صالحى، نويسندهى كتاب، سال ۱۳۴۴ در گيلان متولد شده است. نخستين كتاب وى، «راوى بهاران» - سرگذشت كرامت دانشيان- توسط نشر قطره (تهران) منتشر شده است. دومين كتاب او، «مصطفى شعاعيان و رمانتيسم انقلابى»، پس از چند سال انتظار در وزارت ارشاد اسلامى، سرانجام مجوز انتشار نگرفت و نويسنده پس از سالها انتظار آن را براى انتشار در اختيار نشر باران در سوئد گذاشت. قيمت كتاب «مصطفى شعاعيان و رمانتيسم انقلابى»، ۲۳ يورو و هزينهى پستى آن براى اروپا ۷ يورو و براى امريكا ۱۲ يورواست كه به قيمت كتاب افزوده مىشود. ۱۰ كتاب برتر دهه اول ۲۰۰۰ از نگاه هفتهنامه تايم
Fri / 02 04 2010 / 3:07
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹ هفتهنامه تايم به مناسبت پايان دهه اول هزاره دوم ميلادى، فهرستى از ۱۰ كتاب برتر دهه گذشته را منتشر كرد. آفتاب: دو هفتهنامه «مشق آفتاب» طى گزارشى در ويژهنامه نوروزى خود به ۱۰ كتاب برتر دهه گذتشه از نظر هفتهنامه تايم پرداخته است. ۱. رتبه اول اين فهرست متعلق به رمان «هرگز رهايم نكن» نوشته ايشىگورو - نويسنده ژاپنى برنده بوكر ۱۹۸۹- است. اين رمان در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسيد و نامزد جايزه بوكر، جايزه آرتور سى. كلارك و همچنين نامزد جايزه انجمن ملى منتقدان كتاب آمريكا شد. «هرگز رهايم نكن» به زبانهايى همچون روسى، فرانسوى، آلمانى، هلندى، فنلاندى، بلغارى، ژاپنى، ايتاليايى، ايسلندى، چينى، اسپانيولى، دانماركى و پرتغالى ترجمه شده است. ۲. رتبه دوم اين فهرست در اختيار كتاب «جاناتان استرينج و آقاى نورل» نوشته سوزانا كلارك (۲۰۰۴) است. اين كتاب در سال ۲۰۰۴ نامزد جايزه بوكر و كاستا شد و يك سال بعد توانست جايزه ادبى هوگو، جايزه لوكوس و جايزه انجمن جهانى نويسندگان آثار تخيلى را بهدست آورد. ۳. رمان «تصحيحات» نوشته جاناتان فرانزن (۲۰۰۱) در مكان سوم قرار دارد كه كسب جايزه ملى كتاب آمريكا براى بهترين اثر داستانى و جايزه يادبود جيمز تيت بلك - قديمىترين جايزه ادبى بريتانيا - را در كارنامه خود دارد. اين كتاب در سال ۲۰۰۲ نامزد جايزه ادبى پن/فاكنر و يك سال بعد نامزد جايزه بينالمللى ايمپك دوبلين شد. ۴. كتاب «خلاصه زندگى شگفتانگيز اسكار وائو» نوشته جونوت دياز (۲۰۰۷) چهارمين رمان برتر دهه گذشته از نگاه تايم انتخاب شده است. اين رمان پرفروش در سال ۲۰۰۸ موفق به كسب جايزه پوليتزر و جايزه انجمن ملى منتقدان كتاب آمريكا براى بهترين اثر داستانى شد. روزنامه نيويوركتايمز در سال ۲۰۰۷ اين كتاب را بهترين رمان سال انتخاب كرد. ۵. «جهان شناختهشده» نوشته ادوارد جونز (۲۰۰۳). اين كتاب نوشته نويسنده سياه پوست متولد سال ۱۹۵۰ است. اين رمان اولين رمان جونز است كه جايزه پوليتزر را براى او به ارمغان آورد. داستان كتاب در ويرجينيا مىگذرد و موضوع برده دارى سياه پوستان به دست سفيدپوستان و همچنين سياهپوستان را بررسى مىكند. كتاب چندين و چند راوى دارد و به همين دليل سرشار از موقعيتهاى جذاب و شخصيتهاى قوى است. ۶. «هرى پاتر و محفل ققنوس» نوشته جى.كى. رولينگ در مكان ششم اين فهرست قرار دارند. پنجمين قسمت از كتابهاى هرى پاتر كه در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، در سال ۲۰۰۷ مورد اقتباس سينمايى قرار گرفت و همچنين موفق به كسب جوايز ادبى متعددى از جمله بهترين كتاب ويژه جوانان در سال ۲۰۰۳ شد. ۷. كتاب «تاوان»، اثر معروف يان مكايوان كه در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسيد، در اين فهرست در رتبه هفتم ديده مىشود. مكايوان با اين كتاب نامزد جايزه بوكر شد، هرچند پيش از آن با رمان «آمستردام» اين جايزه را كسب كرده بود. اين كتاب در سال ۲۰۰۷ اقتباس سينمايى شد و تا آستانه كسب جايزه اسكار نيز پيش رفت. «تاوان» نامزد جايزه يادبود جيمز تيت بلك و جايزه كاستا بود و در سال ۲۰۰۴ جايزه سانتياگو را براى بهترين رمان اروپا و جايزه انجمن ملى منتقدان كتاب آمريكا را براى بهترين اثر داستانى كسب كرد. ۸. «زندگى تجملى» نوشته ريچارد پرايس (۲۰۰۸). هشتمين رمان ريچارد پرايس. داستان كتاب در ايست سايد منهتن مىگذرد و با يك جنايت شروع مىشود. جنايتى كه در ابتدا خيلى ساده به نظر مىرود اما كم كم لايههاى پنهانى آن برملا مىشود. اين رمان با نقدهاى مثبتى از سوى منتقدان روبه رو شد و منتقد نيويورك تايمز درمورد آن نوشت:«هيچكس مثل پرايس ديالوگ نمىنويسد، حتى المور لئونارد و ديويد ممت هم چنين ديالوگهايى ننوشتهاند.» ۹. «ما به انتها رسيديم» نوشته جوشوآ فريس (۲۰۰۷). فريس متولد ۱۹۷۴ است و «ما به انتها مىرسيم» اولين رمان او است. پيشتر داستانهاى كوتاهى از او در مجلات معتبرى چون نيويورك به چاپ رسيده است. اين رمان طنزى است درمورد محلهاى كار و شرايط كار در آمريكا. كتاب تا حدى وامدار رمان «امريكانا» نوشته دن دليلو است و حتى عنوان رمان فريس از جمله اول كتاب دليلو قرض گرفته شده است. اين كتاب را منتقدان يك پارچه تشويق كردند و مجله نيويورك تايمز ان را به عنوان يكى از بهترين آثار سال ۲۰۰۷ انتخاب كرد. ۱۰. «خدايان آمريكا» نوشته نيل گيمن. اين كتاب در سال ۲۰۰۲، جايزههايى چون هوگو، نبولا و لوكوس را كسب كرده و تاكنون به ۲۲ زبان ترجمه شده است. اين رمان ۴۸۰ صفحهاى نويسنده ۵۰ ساله آمريكايى در دنيايى فانتزى مىگذرد. مضمون اين كتاب است كه موجودات افسانهاى تنها به اين دليل كه انسانها به آنها اعتقاد دارند، وجود دارند. روانكاوى بوفكور
Sat / 26 12 2009 / 12:40
شنبه ۵ دی ۱۳۸۸ روانكاوى بوفكور عنوان كتابى تحقيقى نوشته رضا كاظمزاده است كه به تازگى توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. اين كتاب در چهارده فصل و شش بخش تنطيم شده است به نامهاى: «روانكاوى و ادبيات»، «ساخت بوفكور»، «آناليز در- زمانى»، «آناليز موضعى»، «ادبيات تطبيقى» و «نتيجهگيرى» به مباحثى چون «ترديد در بوفكور»، «سرگذشت راوى»، «زن اثيرى»، «لكاته»، «مقايسهى زن اثيرى و لكاته»، «آينه»، «موتيف زن اثيرى»، «معضل هويت مردانه در آثار هدايت»، «راوى، ميل و زن»، «راوى و معضل هويت مردانه» و ... پرداخته است. به عقيدهى نويسنده «بوفكور، تنها اثر مدرن ايرانى است كه به معضل رابطهى مرد و زن، اميال ناخودآگاه و ارتباط آن با هويت و شخصيت مردانه پرداخته است و همزمان نيز توانسته از عقايد كليشهاى و قابل پيشبينى فاصله بگيرد.» رضا كاظمزاده روانشناس بالينى و رواندرمانگر خانواده است. او تحصيلات خود را در دانشگاه آزاد بروكسل و دورهى تخصصى خود را در دانشگاه كاتوليك لون به پايان رسانده است. از او پيش از اين كتاب «ادبيات، فرهنگ و جامعه از منظر روانشناسى» توسط نشر باران (۲۰۰۸) به چاپ رسيده است. وى در حال حاضر در دو مركز رواندرمانى در شهر بروكسل مشغول به كار است. اين كتاب را مىتوانيد از طريق كتابفروشى محل خود و يا از طريق نشر باران در سوئد تهيه كنيد. info@baran.st http://www.baran.st فصلنامهى باران منتشر شد
Sat / 26 12 2009 / 12:30
شنبه ۵ دی ۱۳۸۸ ![]() اين شماره اگرچه به نقد ادبى مىپردازد، اما در بخش «خارج از متن»، چهار فعال حقوق زنان، نوشين احمدى خراسانى، جلوه جواهرى، منصوره شجاعى و محبوبه عباسقلىزاده در گفتوگو با مسعود مافان به جنبش زنان در ايران پرداختهاند. اين شماره از فصلنامه باران را بهروز شيدا، منتقد و پژوهشگر ادبى مقيم استكهلم، سردبيرى كرده است. در بخش «از چشم منتقدان، مقالاتى منتشر شده است از سعيد هنرمند (قدرت گفتمان و نگاه فوكو به آن)، على نگهبان (فروبستگىها و گشودگىها در نقد ادبى معاصر)، امين قضايى (زمان آيينى، زمان روايى، زمان تاريخى)، اسد سيف (نگاهى كوتاه به ادبيات سرگرمى و نقد و بررسى آن)، على صيامى (برداشتى از داستان دگرگشت از فرانتس كافكا)، مهدى استعدادى شاد (تاريكخانهى امروزى)، شكوفه تقى (حرم پادشاه يا بهشت خدا)، اميد حبيبىنيا (مفهوم سلطهى ارتباطات در انگارههاى بودريار)، رضا اغنمى (نگاهى به كلاغ و گل سرخ، خاطرات زندان مهدى اصلانى)، و بهروز شيدا (از قارههاى وجود تا اصلاع اثر). در بخش «از گفتوگوها»، سه گفتوگو از حسن زرهى (گفت و گو با رضا براهنى)، نازنين پايدار (گفت و گو با پيمان وهابزاده) و شاهرخ تندروصالح (گفتوگو با مهدى استعدادىشاد) منتشر شده است. بخش «از چشم شاعران» سرودههايى را از آزيتا قهرمان، نانام، آزاده طاهايى، عليرضا زرين، سهراب رحيمى، شهريار دادور، اكبر ذوالقرنين و بافه جافرى؛ و بخش «از چشم داستاننويسان» داستانهايى از قلى خياط، محسن حسام، حسين نوشآذر و خسرو دوامى در برگرفته است. «از چشم داستاننويسان» عنوان بخش ديگرى از اين فصلنامه است كه در آن گفتوگويى با جان بنويل بليندا مك كئون (ترجمهى على لالهجينى)، نگاهى به رمان فقراى لوژ (ترجمهى آذر محلوجيان) و گفت و گوى بورخس و ساباتو (ترجمهى محمد ربوبى) آمده است. «نگو كثافت بنويس» عنوان مقالهاى است از شهريار مندنىپور كه در بخش «موضوع نقد» آمده است. در اين شماره رباب محب نيز در مقالهاى به نام «هرتا مولر در گذشتههاى خود سير مىكند» به نوبل ادبيات سال ۲۰۰۹ پرداخته است. با اشتراك فصلنامهى باران ضمن حمايت از انتشار اين فصلنامه، هر شماره تازه را درب منزل خود دريافت كنيد. باران را از كتابفروشىهاى محل سكونت خود و يا از طريق نشر باران تهيه كنيد info@baran.st http://www.baran.st يك سرگذشت و دو نامه
Wed / 09 12 2009 / 8:29
نشر باران، ۲۰۰۹ http://www.baran.st info@baran.st «مهناز»، دختر جوانى است كه براى ادامه تحصيل به شهر خيالى گمنامشهر مىرود تا وارد دانشگاه شود. اين شهر سه خيابان اصلى بيشتر ندارد. خيابانهايى كه مىتواند سمبل «تولد»، «زندگى» و «مرگ» باشد. مهناز در شهر گمنامشهر وارد ماجراهاى مهيجى مىشود كه آنها را هرگز در شهر تولدش، تهران تجربه نكرده است. در اين شهر همه از هم گريزانند. مهناز هر آدمى را كه در سه خيابان شهر گمنامشهر مىبيند، آنها را داراى ويژگىهاى منحصر به فردى مى بيند. از حالت و چهرهى اشخاص اين شهر نمىشود متوجه چيزى شد. اما يك حس مجهول در اين چهرههاست كه او را ناخودآگاه به طرفشان مىكشاند. دختر در خوابگاه دانشجويى هماتاقىاى به نام «رها» دارد. رها دچار توهم است و مشكل روحى دارد. مهناز و رها در اين اتاق، همچون يك جفت لزبين زندگى مىكنند مهناز رفتهرفته عاشق مرد منحصر به فردى به نام «معياد» در شهر گمنامشهر مىشود؛ درحالىكه نه او و نه رها نمىدانند كه مرد، پدر بيولوژيك رهاست. مهناز بدنبال عشق است و در بيمارستانى در تهران به دنبال كشف خويش است. او كيست و آنجا چه مىكند؟ مادر رها به شهر گمنامشهر برمىگردد تا به شوهرى كه روزى او را ترك گفته و با مردى ديگر فرار كرده بود، بپيوندد. مار، رها و مادربزرگش را در زيرزمين خانهاى نيش مىزند و مىكشد. رمان رباب محب، حكايت جستوجوى انسان براى رسيدن به آرامش و آسايش است. هر كدام از ما جهان را از پشت عينك خود مىبينيم. آنچه آدمها را از هم متفاوت مىكند آگاهىاست. روياى خود بودن و رها بودن در سراسر اين رمان خواننده را با خود همراه مىكند. چه در تهران زندگى كنى، چه در شهر خيالى گمنامشهر، روياى رها بودن روياى همهى ماست. رباب محب، شاعر ساكن سوئد، متولد سال ۱۳۳۲ شهر اهواز است. از او تا بهحال مجموعه شعرهاى «بهار در چشم توست»(استكهلم ۱۳۷۱)، وارينيا(نشر باران، استكهلم ۱۳۷۳)، «آنام كوچك خدا»(استكهلم ۱۳۷۵)، «زنجمورههاى مخدوش»(نشر قلم، گوتنبرگ ۱۳۷۷)، «كلاستروفوبى تن»(همراه با سهراب مازندرانى و سهراب رحيمى، نشر رويا و VIJ، استكهلم ۱۳۷۷)، «پس از اين اگر از هراس خالى بمانم»(نشر لاجورد، تهران ۱۳۸۳)، «ر»(نشر دريا ۱۳۸۵)، «از زهدان مادرم تا باب تمثيلات»(نشر دريا، ۱۳۸۶ و «پاورقى» (نشر باران ، استكهلم ۱۳۸۶) ) منتشر شده است. از اين شاعر و داستاننويس همچنين داستانى تحت عنوان «با دستهاى كوچك بهخانه برمىگرديم» براى نوجوانان(نشر نگاه، ايران ۱۳۵۸) و «پرى دريايى هانس، معرفى شيوههاى آموزشى و تربيتى كودكان اوتيزم»(نشر لاجورد ايران، ۱۳۸۱) منتشر شده است. كتابهاى محب را مىتوانيد از كتابفروشىهاى محل خود و يااز طريق نشر باران تهيه كنيد. معنای بخت
Sat / 28 11 2009 / 6:09
در فرهنگ شفاهی و کتبی ایرانیان شکوفه تقی نشر باران، سوئد ٢٠٠٩ کتاب معنای بخت در فرهنگ شفاهی و کتبی ایرانیان جدیدترین اثر تحقیقی شکوفه تقی است که در استکهلم توسط نشر باران منتشر شده است. در این کتاب شکوفه تقی ضمن تعریف معنای بخت در فرهنگ کتبی و شفاهی ایرانیان خوانشی تازه از ادبیات حماسی-عشقی و رزمی- و شفاهی-افسانهها و قصهها- در رابطه با معنای بخت در یک گسترهی فرهنگی- اجتماعی ارائه میدهد. نویسنده در این کتاب برای نخستین بار به طرح دو منظر زنانه و مردانه میپردازد و از این دیدگاه ادبیات کتبی و شفاهی ایرانیان را در تعریف معنای بخت بی تاکید بر قضاوت ارزشی جنسیتی بررسی میکند. سعی نویسنده در این کتاب بر این است که: ١- بخت را تعریف کند ٢- به شرح منظر زنانه و منظر مردانه بپردازد ٣- معنای بخت از این دو منظر زنانه و منظر مردانه توضیح بدهد. ۴- بخت را از منظر مردانه در حوزه¬ی قصه¬های عامیانه و حماسههای رزمی، و همچنین بخت را از منظر زنانه در حیطه قصه¬های عامیانه، آداب و رسوم و حماسه¬های عاشقانه و غزلیات در ادبیات کتبی و شفاهی فارسی بررسی کند. نویسنده بر این باور است که مکانیسم¬های جنسیتی و طبیعی بدن زن و مرد در ساختن ذهنیت¬ها، عملکردها و باورها مؤثرند اما، میل به سلطهجویی و کنترل دیگری، محرک اصلی انسان در حفظ و تقویت شرایط است. شکوفه تقی در این کتاب با آوردن مثال¬های بسیاری از تاریخ، قصه، افسانه و حماسه میکوشد این تئوری را که دو سائقه مرگ و زندگی در یک کشمکش دم به دم بین کوشش و مقاومت، دو منظر می¬سازند که یکی از مختصات طبیعی مردانه برخوردار است بی آنکه مخصوص مردان باشد و دیگری مشخصات زنانه دارد، بی آنکه فقط از آن زنان باشد؛ را توصیح دهد. موارد ارائه شده در این کتاب به اعتبار این دو دیدگاه دسته بندی می¬شود. به این معنا که کتاب به دو بخش- تماشای جهان از دیدگاه زنانه و مشاهده¬ی آن از منظر مردانه تقسیم می¬شود. در قسمت بررسی منظر مردانه حماسههای رزمی مانند شاهنامه، گرشاسبنامه، اقبالنامه، اسکندرنامه و قصه¬های عامیانه و افسانه-هایی که قهرمان اصلی آن مردی در جستجوی دولت و پادشاهی است بررسی می¬شود. در قسمت بررسی مطالب از منظر زنانه به قصه¬های عامیانه و افسانه¬هایی پرداخته می¬شود که قهرمان اصلی آن زنان هستند و علاوه بر آن حماسه¬های عاشقانه مانند لیلی¬ومجنون و ویس¬ورامین حتی غزلیات شاعری مانند حافظ تجزیه وتحلیل می¬شود. برای تهیه این کتاب با نشر باران تماس بگیرید info@baran.st باران منتشر شد
Tue / 08 09 2009 / 8:03
در صفحات آغازين اين شماره از باران، مسعود مافان، در يادداشتى با عنوان «چند نكته» به دو موضوع اشاره كرده است: يكى نقش زنان در جنبش اجتماعى- اعتراضى ايران و تفاوتهاى آن نسبت به دهههاى پيشين از جمله در مقطع انقلاب سال ۱۳۵۷؛ و دوم مسئله اعتراف و اعترافگيرى در ايران و تفاوتهاى آن با شيوههاى اعترافگيرى در دههى ۶۰. قسمت «در حاشيه»، به بازچاپ سه سند تاريخى دربارهى شيوههاى اعترافگيرى در زندانهاى حكومت اسلامى اختصاص يافته است: متن نامهى نورالدين كيانورى و علىاكبر سعيدى سيرجانى كه هر دو خطاب به سيدعلى خامنهاى نوشته شده و همچنين متن نامهى فرج سركوهى كه چند روز پس از آزادى از زندان در سال ۱۳۷۵درباره روزهاى اسارتش در زندانهاى حكومت اسلامى نوشته است. در صفحات بعد، نظرخواهىاى درباره جنبش اعتراضى و آزادىخواهانه مردم در ايران ارائه شده است. در اين مجال، احمد علوى نويسنده و استاد دانشگاه در سوئد، پروفسور سعيد محمودى استاد حقوق بينالملل در دانشگاه استكهلم، ماكان افشيننژاد عضو حزب ليبرال مردم در سوئد، ناصر مهاجر پژوهشگر ساكن پاريس و مريم يزدانفر نماينده پارلمان سوئد از زواياى مختلف به جنبش اعتراضى اخير پرداختهاند. از اين شماره بخش سينما به فصلنامهى باران افزوده شده است. در اين بخش كه اختصاص به سينماى ايران در تبعيد دارد، به همت محمد عقيلى، داستاننويس، ژورناليست و فيلمساز ساكن سوئد، چند گفتوگو و مقاله دربارهى سينماى ايران در تبعيد ارائه شده است: مقالاتى از محمد عقيلى (با عنوان جستوجوى تبعيد در فيلمهاى فيلمسازان ايرانى در سوئد)، منيره برادران (درباره دههى ۶۰ و فيلمهاى مستند)، اميد حبيبىنيا (دربارهى ويژگىهاى رسانهاى سينماى تبعيد) و سيروس وقوعى (درباره سباهتها و تمايزها در سينماى تبعيد- سينماى مهاجرت) و همچنين گفتوگوهايى با سعيد اويسى بازيگر سينما و تئاتر در سوئد، رضا باقر كارگردان ساكن سوئد، آرش رياحى كارگردان ساكن اتريش، رضا علامهزاده، نويسنده و كارگردان ساكن هلند، بهمن مقصودلو فيلمساز و تهيهكننده ساكن آمريكا، بصير نصيبى موسس سينماى آزاد، بهروز وثوقى بازيگر ساكن آمريكا و ياسمين طباطبايى، بازيگر و خواننده ساكن برلين. در بخش «زندان»، مقالهاى از رضا كاظمزاده با عنوان انديشههاى اسلام انقلابى و سياست «توابسازى» منتشر شده است. در بخش «نقد، نظر، مقاله»، چند مقاله از رضا اغنمى (درباره رمان گربه نوشته هوشنگ اسدى)، شكوفه تقى (درباره زنان و خرافه)، مسعود كدخدايى (دربارهى فيلم نيمه ماه ساخته بهمن قبادى)، اردشير سراج (درباره كارهاى سينمايى بهمن مقصودلو) و فرخنده نيكو (درباره رمان عنكبوت گويا نوشتهى م.ف.فرزانه) منتشر شده است. در بخش «انديشه»، مقالهاى از احمد علوى با عنوان تبارشناسى حكمت متعاليه ايرانى آمده است. بخش «شعر و داستان»، چند شعر از اكبر ايلبيگى، ماشاالله جماتىپور، زيبا كرباسى و آرش نصرت اللهى، و دو داستان از حسين نوشآذر و اميد حبيبىنيا را در برگرفته است. در بخش «بازتاب» نيز يادداشتى از داريوش كارگر نويسنده ساكن سوئد با عنوان چه كسى بايد از نشر تبعيد حمايت كند؟ آمده است. باران را مشترك شويد و از اينطريق به ادامه انتشار آن كمك كنيد. فصلنامهى باران را مىتوانيد از كتابفروشىهاى اروپا و امريكا نيز تهيه كنيد. info@baran.st هفت دات كام
Tue / 08 09 2009 / 7:55
info@baran.st هفت داتكام: يك وبلاگ فرضى، عنوان كتاب جديد بهروز شيدا است كه با صفحه¬آرايى و طرح روى جلدِ جهانگير سرورى در ۳۷۷ صفحه اين روزها توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. بهروز شيدا در اين كتاب جستارها، قطعه¬ها، نكته¬ها، ترجمه¬ها، گفت¬وگوهاى خود را در ساختارى وبلاگگونه تدوين كرده است. بهروز شيدا در مقدمهى كتاب خود چنين نوشته است: «فرض كنيد صاحبِ يك وبلاگ تصميم گرفته است مطالبى را كه در يك دوران دو ساله در وبلاگِ خود نوشته است، به صورت يك كتاب چاپ كند؛ حاصل كتابى خواهد بود كه پيش رو داريد. اين كتاب بر اين مبنا شكل گرفته است: يك وبلاگِ فرضى به صورتِ يك كتابِ كاغذى.» بهروز شيدا درباره¬ى انتخاب چنين ساختارى مىگويد: «وبلاگ از يك¬سو گفتمان مسلط بر رسانه¬¬هاى رسمى را به جدال مى¬طلبد، از سوى ديگر رسانه¬اى چندصدايى است. اين دو اما، تنها خطِ آغاز كتاب من را مى¬سازند. كتاب من از پنج جهت از شكل وبلاگ مى¬گذرد. نخست اين¬كه اين وبلاگ فرضى است، دوم اين كه اين وبلاگِ فرضى¬ چاپ كاغذى شده است، سوم اين¬كه مطالب اين وبلاگ زير چهارده عنوان، هفت هراس و هفت پرسش، تقسيم شده¬اند. چهارم اين¬كه نويسنده¬ى اين كتاب تنها نظر خود را ثبت نمى-كند؛ كه نگاه¬هاى گوناگونى را كه زير عنوان¬هاى اين وبلاگ جاى مى¬گيرند، در كنار هم ثبت مى¬كند. پنجم اين¬كه نويسنده¬ى اين كتاب در مقام خوانند¬ه¬گان فرضى¬ى آن وبلاگ فرضى هم ظاهر مى¬شود، تا نگاه¬هاى ديگرى را هم ثبت كند. انگار ما رمانى داريم كه شخصيت¬هاى آن نگاه¬هاى گوناگون هستند كه به اختصار يا تفصيل در مورد هفت هراس و هفت پرسش سخن مى¬گويند. صداى نويسنده¬ى اين كتاب را سرانجام مى¬توان در فاصله¬ى خط¬ها خواند يا نخواند.» ساختار وبلاگى اما در لحن بهروز شيدا تاثير نگذاشته است. نگاه¬هاى گوناگون، همه، از زبان بهروز شيدا نوشته شده¬اند. بهروز شيدا به شيوهى وبلاگنويسان گاه در ميانه كار فقط تكه¬ى كوتاهى مىنويسد و عبور مىكند و همين تكه¬هاى كوتاه گاه به مخاطب كتاب اين حس را انتقال مىدهد كه او در تكه¬هاى كوتاه بيشتر به قالب وبلاگى رسيده است. بهروز شيدا خود در اين زمينه چنين توضيح مى¬دهد: «اين وبلاگ فرضى است: يعنى مطالب كوتاه را با بلند مى¬آميزد؛ مطالب گوناگون را با يك¬ديگر مى¬آميزد؛ ترجمه را با متن اريژينال مى¬آميزد. يعنى از جهت شكل وبلاگ است، چرا كه از جمله مطالب اصلى¬ى آن توسط يك نويسنده نوشته مى¬شود، چرا كه خواننده¬گانى فرضى نظرات خود را زير پاره¬اى از مطالب ثبت مى¬كنند. اما از جهت محتوا يك نشريه¬ى اينترنتى است. يعنى كيفيت را فداى ثبت نظر نمى¬كند؛ يعنى در حيطه¬ى انديشه وارد مى¬شود؛ يعنى يادداشت¬هاى روزانه نيست. يعنى مطالب يك نفس نوشته نشده¬اند. يعنى فرض اين است كه اين وبلاگ گاه روزها به روز نشده است. يعنى نشريه¬اى است اينترنتى به شكل وبلاگ. در آميخته¬¬گى¬ى مطالب كوتاه و بلند، البته، تعمدى در كار بوده است: كيفيت اصل بوده است. ارتباط مطالب هر بخش را هم عنوان آن بخش تعيين مى¬كند. مطلب هيچ بخشى بى¬ارتباط با مطلب ديگر آن بخش نيست.» مطالب اين وبلاگ در دو گروه تقسيم¬ شده¬اند: گروه اول را هراس¬هاى انسان تشكيل مى¬دهند؛ گروه¬ دوم را پرسش¬هاى انسان. هراس¬هاى انسان خود در هفت عنوان تقسيم شده¬اند؛ پرسش¬هاى انسان نيز خود در هفت عنوان. هراس¬ها¬¬ عبارت اند از: هراس اول: مرگ، هراس دوم: جنگ، هراس سوم: فقر، هراس چهارم: تنهايى، هراس پنجم: ناديده¬شده¬گى، هراس ششم: دشمن، هراس هفتم: رقيب. پرسش¬ها عبارت اند از: پرسش اول: تاريخ را غايتى هست؟ پرسش دوم: آسمان يا زمين؟ پرسش سوم: روح يا جسم؟ پرسش چهارم: ذهن يا عين؟ پرسش پنجم: جمع يا فرد؟ پرسش ششم: يقين يا ترديد؟ پرسش هفتم: انسان خير است يا شر؟ زير همه¬ى عنوان¬ها هم عنوان ثابتى هست كه در بخش بزرگى از وبلاگ¬ها به چشم مى¬خورد: در همين زمينه. مطالب مربوط به هر بخش زير عنوان در همين زمينه گردآورى شده¬اند. ماجرا هنوز تمام نيست: باز هم درست مثل بخش بزرگى از وبلاگ¬ها در پايان هر مطلب عنوان ديگرى هست: نظر خواننده¬گان. زير عنوان نظر خواننده¬گان گاه مطلبى آمده است؛ گاه مطالبى آمده است؛ گاه مطلبى نيامده است. در هفت دات كام نه جستار بلند، يازده مطلب كوتاه، چهل-وپنج مطلب بسيار كوتاه، معرفى يا تورق هفده كتاب، يك رساله و يك جستار، سه گفت¬وگو، نه ترجمه¬ى آزاد يك ترجمه¬ى آزاد و تلخيص، يك كاريكلماتور مى¬خوانيم. آخرين خط كتاب اين كاريكلماتور است: «در درياى اشك گريه¬ى ماهى¬ها زنگ تنفس آب است.» فهرستِ مطالب كتاب اين است: *در اين كتاب چنين مى¬خوانيد *چند نكته پس از يادآورى *سرطان زمان ساموئل بكت از مرگ چه مى¬گويد؟ *شعرى از ساموئل بكت *شعرى ديگر از ساموئل بكت *يك نوع ادبى؛ سفر به عالم ملكوت *ترجمه¬ى آزاد تكه¬اى از گامى در نقد فلسفه¬ى حق هگل؛ نوشته¬ى كارل ماركس *قلبِ او معرفى¬ى¬ يك كتاب: سوگ؛ نوشته¬ى شهلا شفيق *محبوب يك مليون دلارى؛ فيلمى از كلينت ايستوود *رابطه¬ى فيلم محبوب يك مليون دلارى با مجموعه داستان سوگ چيست؟ *حادمنطق مرگ ژان بودريار از مرگ چه مى¬گويد؟ *خط¬هايى از ژان بودريار؛ در كتابِ آمريكا *در مورد استفاده از زمان مضارع ترجمه¬ى آزاد يك جستار؛ نوشته¬ى لين شارون شوارتز *چشمه حريص مى¬كند روايتى از جهان اسطوره¬اى¬ى ژاپن *تكه¬اى از جورج لوكاچ *روايتى از جهان اسطوره¬اى¬ى چين *تكه¬اى از ويليام بليك *گريز از تازيانه¬ى زمان نكته¬اى از يك كتاب: سبك استعلايى در سينماى ياسو جيرو اُزو *جنگ¬ ستاره¬¬ها، به كارگردانى¬ى جورج والتون لوكاس نيز از مرگ سخن مى¬گويد *شعرِ مرگ تورقِ يك كتاب: مرگ مرا خواهد يافت: بيست¬ونه شعر از پانزده شاعر؛ انتخاب و ترجمه¬ى بهزاد رعيت *مرگ بر بامِ من چهار سال پس از فتوا؛ ترجمه¬ى آزاد و تلخيص يك مقاله؛ نوشته¬ى سلمان رشدى¬ *خاك دل¬تنگى چند خط در گزارش ادبيات تبعيد افغانستان *از خاك كه چشم¬اش خشكيده است به بهانه¬ى بادبادك¬بازِ خالد حسينى؛ در آينه¬ى عسكرگريز، از چاه به چاهِ محمدآصف سلطان¬زاده *قوم¬هاى گوناگون در افغانستان *اسلام در افغانستان *سايه¬ى سياوش زيرنويس ندارد در ميانِ خط¬هاى عقرب روى پله¬هاى راه آهن انديمشك يا از اين قطار خون مى¬چكه قربان!، نوشته¬ى حسين مرتضائيان آبكنار *انگار گفته بودى ليلى، نوشته¬ى سپيده شاملو، هم به جنگ اشاره مى¬كند *بازگشت جنگ¬جويان ترجمه¬¬ى آزاد و تلخيصِ يك مقاله؛ نوشته¬ى يان اكلوند *بوزينه و ذات، نوشته¬ى آلدس هاكسلى، از سقوط انسان سخن مى¬گويد *نوآم چومسكى از رسانه¬ها مى¬گويد *سلطه¬ى ترسناك پدر روان¬شناسى¬ى استعمارگران و استعمارشونده¬گان از چشم اوكتاو مانونى *بى¬اعتنايى¬ى اوكتاو مانونى به استثمار اقتصادى *نظر فرانتس فانون در مورد روان¬شناسى¬ى استعمار *سه بازنده¬ زير ذره¬بين آزاد و تلخيص يك مقاله؛ نوشته¬ى آندرش كولهد ترجمه¬ى *برگردان آزاد شعرى از برتيل مالمبرى: شنونده¬ى راديو *دوش¬فنگ؛ فيلمى به كارگردانى¬ى چارلى چاپلين ¬ *روياى سيمون ماشار؛ يك نمايش¬نامه؛ نوشته¬ى برتولد برشت *سخنِ تغيير جهان تورق يك كتاب در چند خط؛ ماركسيسم و فلسفه *آپتون سينكلر فقر را روايت مى¬كند *شرود آندرسون هم فقر را روايت مى¬¬كند *فرانسيس اسكات كى فيتز جرالد هم فقر را روايت مى¬كند *يك كتاب در چند خط؛ چراغانى در باد؛ نوشته¬ى احمد آقايى *عدالت از چشم جان راولز در چند كلمه *طلوع آرزو مير نوروزى چه مى¬گويد؟ *خلاصه¬اى از يك پژوهش؛ تاريخ فقر در ايران *خانه تنها شبى مهمان مى¬كند گام¬هايى شتابان در مفهوم تبعيد در سه فيلمِ داريوش مهرجويى: دايره¬ى مينا، مهمان مامان، سنتورى *نوعى تقسيم¬بندى¬ى سبك¬هاى سينمايى *تبعيدى¬ها در سينماى ايران *تصوير زخم گفت¬وگوى شاهرخ تندروصالح با بهروز شيدا *چند خط در مورد يك كتاب؛ مجموعه داستان پنجره؛ نوشته¬ى خسرو دوامى *چند خط در مورد يك كتاب؛ مجموعه داستان باغ انارى؛ نوشته¬ى محمد شريفى *چند خط در مورد يك كتاب؛ رمان فرانكولا: يا پرومته¬ى پسامدرن؛ نوشته¬ى پيام يزدانجو *بسترِ مشترك: چرا؟ دو تكه از سخن¬رانى¬ى هارولد پينتر در كنار دو تكه از سخن-رانى¬ى اورهان پاموك؛ در خط¬هايى از تئورى¬ها، شعرها *يكى بود يكى نبود ترجمه¬ى آزاد سخن¬رانى¬ى تونى موريسون؛ به مناسبت دريافت جايزه¬ى نوبل *هارولد بلوم در مورد نخستين رمان تونى موريسون مى¬نويسد *هارولد بلوم در مورد رمان محبوب هم مى¬نويسد *معرفى¬ى يك كتاب؛ فمينيسم؛ نوشته¬ى جين فريدمن؛ ترجمه¬ى فيروزه مهاجر *خندان¬لبِ نظم¬ستيز در معرفى¬ى داريو فو *تئاتر قساوت چيست؟ *رنگ تا رنگ دو تاريخِ نقاشى را فقط ورق مى¬زنيم: هنر در گذرِ زمان؛ نوشته¬ى هلن گاردنر؛ جست¬وجوى هويت در نقاشى معاصر ايران؛ نوشته¬ى مرتضى گودرزى (ديباج) *از يادِ دردها تا دردِ يادها گفت¬وگوى فرزين ايران¬فر با بهروز شيدا در مورد ادبيات زندان *هم¬دردى شادى مى¬سازد رقابت منطق و احساس در فلسفه¬ى اخلاقِ ديويد هيوم *مثلث اندوه؛ هاملتِ ويليام شكسپير در يك نگاه * مفاخره يك نوع شعر * شهرآشوب؛ يك نوع شعر * مناظره؛ يك نوع شعر * منظومه¬ى درخت آسوريك *رنگِ تقدير چيست در تصوير من؟ پاره¬اى از پرسش¬ها و پاسخ¬هاى سينماى ايران و شعر نوين فارسى در پاره¬اى از سال¬ها *قصه¬هاى سحر و جادويى چه مى¬گويند؟ *لودويگ ويتگنشتاين از رنگ¬ها هم مى¬گويد *نام آشوب¬ها واژه¬ى پسامدرنيسم را نخست چه كسانى به كار بردند؟ *هاوارد فاكس از هنر پسامدرن مى¬گويد *ديويد اينگمار از جدال يورگن هابرماس و پساساختارگرايان مى-گويد *سينماى پسامدرنيستى در چهار اصل *نويسنده چيست ترجمه¬ى آزاد و تلخيص يك جستار؛ نوشته¬ى ميشل فوكو *خانه كدام است؟ چهار ويژه¬گى¬¬¬ى معمارى¬ى پسامدرنيستى *معرفى¬ى يك كتاب: سبك¬شناسى معمارى ايران: دكتر محمدكريم پيرنيا، تدوين دكتر غلامحسين معماريان *از سخن ساخت¬ها فردينان دو سوسور، رومن ياكوبسون، كلود لوى اشتراوس، ولاديمير پراپ، تزوتان تودورف در چند حرف *من تبخير شده است در آينه¬ها تنها نگاه به آينه¬¬ى خسرو خوبان، نوشته¬ى رضا دانشور در آينه¬ى مسافر هيچ¬كجا، نوشته¬ى رضا دانشور *در وصفِ چشمِ ميم تورق سريعِ رمانِ ميم [خواب¬نامه¬ى مارهاى ايرانى]، نوشته¬ى على¬مراد فدايى¬نيا، در گذر از گوشه¬هايى از سه نظريه¬ى ادبى *معرفى¬ى يك كتاب؛ ارسطوى بغداد؛ نوشته¬ى محمدرضا فشاهى *كارل گوستاو يونگ حضور بشقاب پرنده در خواب را تعبير مى¬كند *محك زيبايى رساله¬ى جُرجياس افلاطون را به سرعت ورق بزنيم *ژوليا كريستوا از وحدت روح و جسم مى¬گويد *خانه¬ى خدايان كجاست؟ چند خط در مورد انسان در ادبيات روم *يك رمان در چند خط؛ خنده¬اى در تاريكى؛ نوشته¬ى ولاديمير ناباكوف *كوه خوراكى¬ها معرفى¬ى كتاب مستطاب آشپزى: از سير تا پياز؛ نوشته¬ى نجف دريابندرى *حقيقت ناپنهان كتاب سرچشمه¬ى اثر هنرى¬ى مارتين هايدگر در چند خط *شورش شاعرانه¬گى كتاب پراكسيس تئودور آدورنو در چند خط *تئورى¬ى شعرِ ساموئل كولريج *اسطوره¬ى قهرمان يا قهرمان اسطوره؟ گفت¬وگوى حسين نوش¬آذر با بهروز شيدا *نبرد مرده¬دزدان چند كلمه پس از تورق رمان رؤياى بابل؛ نوشته¬ى ريچارد براتيگان *پيش خودمان نماند بى¬زيرنويس؛ ادبيات شفاهى¬ى ايران در يك روايت شفاهى *تاريخ علم راست مى¬گويد؟ معرفى¬ى يك كتاب؛ ساختار انقلاب¬هاى علمى؛ نوشته¬ى توماس. س. كوهن *ريچارد رورتى از رئاليسم و پراگماتيسم مى¬گويد * پايان كتاب ژاك دريدا چنين مى¬گويد *ترى ايگلتون از نقد سياسى مى¬گويد *تنها «من» است كه تنها است تك¬نگاهى به داستانِ پليسى¬ى ايمره كرتس و بازپخشِ ريموند چندلر در گوشه¬اى از آينه¬ى تئورى¬ى ژاك لاكان *سياره¬ى سياه باران چند كلام در مورد مجموعه شعر سياه چون نقره؛ سروده¬هاى برونو ك. اوير، شاعر سوئدى؛ برگردان¬ها و حاشيه¬ها *خط آخر شايد؛ يك كاريكلماتور مدار بستهی استبداد
Thu / 12 03 2009 / 8:56
مدار بستهی استبداد علی طایفی نشر باران، سوئد شابک: ۲-۲۸-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ چاپ نخست ۲۰۰۹ «مدار بستهی استبداد، جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران» عنوان کتابی نوشته علی طایفی است که به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. علی طایفی کتاب خود را در هفت فصل با عنوان های: «آسیب شناسی مسایل خانواده در ایران»، «آسیب شناسی مسایل زنان ایران»، «آسیب شناسی مسائل کودکان ایران»، «آسیب شناسی مسائل علمی و آموزشی ایران»، «آسیب شناسی مسایل فرهنگی ایران»، «آسیب شناسی مسایل سیاسی ایران» و «آسیب شناسی مسائل اقتصادی ایران تدوین و تنظیم کرده است. هرکدام از این فصل ها دربرگیرنده ی شش تا دوازده مقاله آماری و تحلیلی درباره موضوع مطرح شده از زاویه های گوناگون است. کتاب «مدار بستهی استبداد»، دوسال پیش برای چاپ در ایران آماده شد، اما پس از تلاش ناشری که قرار بود آن را در ایران منتشر کند، از سوی وزارت ارشاد اجازه نشر نیافت. نویسنده کتاب در مقدمهی آن نوشته است: «مسائل و آسیبهای اجتماعی متعددی که درطی سال های اخیر، به ویژه پس از انقلاب و جنگ، گریبان بخش بزرگی از جامعه ایران را گرفته چنان دامنه وسیعی پیدا کرده که بی شک نمی توان در یک کتاب به همه آنها پرداخت. با این حال در کتاب "مدار بسته استبداد" کوشش کرده ام به برخی از مهمترینِ آنها بپردازم.» دراین معرفی بخشی از مقدمه برای مطالعه علاقمندان بشرح زیر آورده می شود مقدمه: مسئلهی اجتماعی : چالشها و تعریفها انسان هیچگاه از مسائل اجتماعی رها نبوده است. با این حال حس و درك روزافزون او محصول گسترش ارتباطات جمعی و آموزش همگانی است. این امر منجر به تولید مردمی روشنفكر، آگاه از نارضایتی، تقاضا برای شراكت در منابع و قدرت ملی شده است. در طول سدههای متوالی زمانی كه مردم احساس كردند خودشان نمیتوانند به حل مسائل خویش بپردازند بهتدریج بهسوی متخصصان روی آوردند. ازاینرو مردم به نهادهایی از قبیل دین، حكومت، یا رشتههای دانشگاهی و حرفههایی نظیر فلسفه یا رواندرمانی روی میآوردند. امروزه این روند برای چارهجویی مسائل اجتماعی معطوف به پرسش از دانشمندان علوم رفتاری، بهویژه اقتصاددانان، روانشناسان و جامعهشناسان شده است. از سوی دیگر بحثهای كاربردی در برابر نظری، بین جامعهشناسی لیبرال و جامعهشناسی رادیكال بسیار پیچیدهتر شده است. با اینحال بحث نظری و كاربردی همچنان دارای اهمیت است. روبرت بیرستد مینویسد: «جامعهشناسی یك علم محض است نه یك علم كاربردی. هدف بلافصل و مستقیم جامعهشناسی كسب معرفت دربارهی جامعهی انسانی است و نه بهرهگیری از این دانش.» برخی دیگر مانند هربرت گنس معتقدند: «جامعهشناس باید بیش از یك محقق انتزاعاندیش و بركنده از جامعه باشد و باید در برنامههای عمل اجتماعی بیش از پیش مشاركت نماید.» (Smigel,E,1971,p16) این چالش میان دو جریان جامعهشناسان محض یا ناباندیش و كاربردی، با وقوع بحرانهای اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم صورت دیگری مییابد و بسیاری از جامعهشناسان پیرامون مطالعهی علمی مسائل اجتماعی، تحقیق، ارزشیابی و بازپردازی نقشهای خود بهعنوان منتقدان اجتماعی تمركز مییابند. این سمتگیری نیز ناشی از اهتمام دولتها برای ساختن موسسات پژوهشی و فراخوان از متخصصان این رشته برای چارهجویی در مسائل اجتماعی روی میدهد. در این كشاكش، گروهی ازجمله اروین سمیگل نیز بر این اندیشه پا میفشارند كه «هیج تضادی میان علوم و تحقیقات محض و جامعهشناسی كاربردی وجود ندارد. در واقع این آثار میتواند خدمات دوگانهای ارائه دهد؛ یعنی هم به جامعهای كه با مسئلهی اجتماعی روبهرو است یاری رساند و هم به جامعهشناسی برای آزمون بسیاری از نظریههای تولید شده تا زمینهای برای ایدههای نوین باشد. امروزه حتی تضادهای ایدئولوژیك و تضادهای موجود در بخشهایی از جامعه با اهداف متفاوت برای سیاسی كردن مسائل اجتماعی ساخته شدهاند. این سیاسی كردن میل به تقسیمبندی بیشتر مردم دارد و در پی دراماتیزه كردن یك مسئله است. در جوامع تكثرگرا یا پلورالیست این چندصدایی در جامعهشناسی نیز بازتاب مییابد. این امر میتواند در تكثیر جامعهشناسان از محافظه كار به رادیكال، شامل لیبرالها، انسانگراها، واكنشگراها، ماركسگراها و چپ قدیم و جدید مشاهد شود. این تنوع دیدگاهها طیف متنوعی از درك مسائل اجتماعی را بهبار میآورد كه سبب دشوارتر شدن مطالعهی آنها، قبول راهكارها و مشاركت در چارهیابیها میشود. در دهههای پیش نفوذ چپ جدید و جامعهشناسی رادیكال نیز محسوس بود. جامعهشناسی رادیكال كه شانه بر شانهی جامعهشناسی ماركسیست مینهاد، جامعهشناسی مبتنی بر برائت ارزشی یا آزاد از ارزشها را مردود فرض كرده و روی مطالعهی پدیدههای اجتماعی نوعی سوگیری آشكار در پیش میگرفت. این نحله بر این امر صحه میگذارد كه نهادهای بنیادین ما فاسد و ناكارآمد هستند. لذا همهی تحقیقات باید بهدنبال نمایش این فساد و پیشنهاد راهكارهای اصلاح یا دگرگونی آن حتی با فعالیت عملی برای این تغییرات باشند. در همین راستا جامعهشناسان وابسته به چپ جدید و رادیكال قادر بودند بازنگری روشهای مطالعه، فرمولبندی مسائل و رویكردهای نظری را تضمین كنند. گولدنر بهعنوان سخنگوی جامعهشناسی واكنشگرا یا رفلكسیو معتقد است: «همهی این تحقیقات آلودهاند.» (Smigel,E,1971,p14) همزمان با تغییرات جامعه و نظام اجتماعی، نظریههای جامعهشناسی و همینطور روشهای مطالعهی جامعه نیز دستخوش تغییر شد. از اینرو امروزه شاهد جابهجایی فنون پژوهشی موجود از تحقیقات پیمایشی به تاریخی، روششناسی قومی و بازپیوندی همهی روشهای معمول تحقیقاتی و حتی روزنامهنگاری جامعهشناختی هستیم. تكثرگرایی یا پلورالیزم درون جامعهشناسی نشان میدهد كه در دانشگاهها مطالعهی مسائل اجتماعی به هیچ رشتهی خاصی تعلق ندارد و بسیاری دربارهی آنها فرضیهپردازی كرده و تحلیل میكنند. از سوی دیگر هیج نظریهی ویژهای برای همهی مسائل اجتماعی قابلیت كاربرد ندارد. همچنین بر سر راهیابی و چارهجویی مسائل اجتماعی نیز اتفاق نظر فراگیری بین جامعهشناسان وجود ندارد و هر مسئلهی اجتماعی راهكارهای بسیاری را برمیتابد. تعریف مسئلهی اجتماعی مهمترین پرسش مطرح در سنجش چیستی مسئله پیش از هر بحثی مربوط به شناسایی پدیدهی اجتماعی بهعنوان یک مسئله است. این پرسش همواره طرح میشود که آیا میتوان هر پدیده و نهاد یا نمادی از روابط انسانی و اجتماعی را بهعنوان مسئله تعریف کرد؟ آیا رابطهی میان جنگ و مثلاً روسپیگری نیز رابطهای است مسئلهدار؟ و آیا روابط، رفتار و کنش روزمرهی انسانهای یک اجتماع محلی تا ملی و بینالمللی میتواند بهعنوان یک مسئله مورد توجه و بررسی قرار گیرد؟ مسئلهی اجتماعی را جامعهشناسان، فاقد محتوایی دقیق میدانند. برخی میگویند دایرهی این اصطلاح میتواند وضع یا شرایط کلی اجتماعی را که سبب بروز دشواری خاصی میشود، ساختارهای اقتصادی نامطلوبی که به بروز نابرابریهای بزرگ میانجامد و یا بیعدالتیهای نهادینه شده و نارضایتی و نابسامانی عمومی را در برگیرد. عدهای دیگر نیز معتقدند مسئلهی اجتماعی در شرایط و اوضاع خاصی به کار میرود که نیاز به بهسازی احساس شود. در این صورت مسائل اجتماعی ناشی از عدم تعادلهای جزئی به بروز مشکلات یا بنبستهایی میانجامد که خروج از آنها برای افراد محروم، امکانپذیر نیست. در این معنا، مسائل اجتماعی بسیار متعددند و موضوع آن میتواند هریک از جهات و ابعاد حیات اجتماعی در هر سطح را شامل شود؛ نظیر مسکن، بهداشت و بیکاری. حتی نوع زندگی نیز میتواند به پیدایی سلسله مسائل اجتماعی مانند بزهکاری، ارتکاب جرم، اعتیاد به الکل و فساد منجر شود. (علاقبند،م، 1385، ص2) وینسنت در خصوص تعریف مسئلهی اجتماعی می نویسد: «مردم مسائل اجتماعی را برحسب ارزشها و تصوراتشان تعریف میکنند. راهکارهای چارهجویی آنها نیز بهجای تحلیل علمی اغلب برحسب آنچه حق است دنبال میشود. پیوند متقابل مسائل، راهکارها را نیز دشوار میسازد و برای تثبیت یک مسئله باید مسائل دیگر را سبکتر کرد. این باور غلط نیز وجود دارد که مسائل اجتماعی، در هر جامعه ای طبیعی و اجتنابناپذیر است و مانع بزرگی برای چارهجویی آنها وجود دارد. گاهی ما بهسادگی مسائل اجتماعی را تخفیف میدهیم و کوچک میشماریم و بر تضادها و زیانهای اجتماعی آن چشم میبندیم. تحلیل علمی به ما کمک میکند واقعیتهای زندگی اجتماعی را از هم مجزا و تفسیر کنیم.» (Vincent,N;2005;pp.10-11) گاه یکی از عوامل دیرپایی و ماندگاری مسائل اجتماعی تفاوتهای مربوط به تعاریف بهدست آمده از مسئله است که ناشی از تفاوت دیدگاهها، وابستهگی گروهی و قشری، ساختار اندیشگی، دین، ایدئولوژی و رویکرد سیاسی افراد یک جامعه است. گاه نیز پاسخگویی و چارهیابی یک مسئله سببساز بروز مسئلهی دیگری میشود. روزگاری در جوامع مختلف، روابط جنسی، خشونت خانوادگی، خشونت علیه زنان و کودکان، برابرخواهی زنان در برابر مردان، کار کودکان و قاچاق انسان و مواد مخدر، مسائل حقوق بشری و ... بههیچوجه بهعنوان مسئله شناخته نمیشدند. ولی امروزه به اشکال مختلف و با شدت و ضعف گوناگون این مسائل به سرفصل اصلی مطالبات مردم و مسائل اجتماعی در اکثر مناطق دنیا تبدیل شده است. علاوه بر این پدیدههای نوینی مانند اثر تخریبی انسان در محیط زیست، دختران فراری، ازدواج در سنین کودکی، مهاجرت نیروی انسانی، حق فرزندخواهی زنان، بیداری جنسی زنان، حقوق کودک، حقوق همجنسگرایان و ازدواج آنان، بیکاری پنهان و آشکار، بیسوادی الکترونیک، تروریسم و جرایم اینترنتی و ... از زمره مسائل اجتماعی نوینی تلقی میشوند که با دیدمان یا پارادیمهای دیروز قابل سنجش و تحلیل نیستند. رابرت نیسبت معتقد است مسائل اجتماعی، حتی ناگوارترین و بدترین آنها، معمولاً ریشه در ارزشهایی دارند كه به شدت از سوی ما تأیید میشوند. بهعبارت دیگر مسائل اجتماعی، اغلب رابطهای كاركردی با نهادها و ارزشهایی دارند كه ما با آنها زندگی میكنیم. مرتن و نیسبت معتقدند معمولاً در جوامع معاصر به واسطهی تحولات عمیق فنی و جمعیتی، تغییرات تند و روزافزونی در محیط نظامهای اجتماعی ایجاد میشود و بهخاطر شدت این تغییرات، نظام اجتماعی و ساختارهای تشكیل دهندهی آن دچار دردسر فراوان شده و در واكنش نسبت به محیط، رابطهی تعادلی قبلی میان محیط و نظام اجتماعی و نیز میان اجزای نظام، مخدوش میشود و قطعاً مدتها طول میكشد تا این تعادل برقرار شود. اما از آنجا كه این تغییرات محیطی، دائمی و رو به رشد است، بنابراین امروزه مسئلهی اجتماعی در جوامع معاصر، امری اجتنابناپذیر و همیشهگی شده است. (حسینی،ح.و صدیقیان،آ؛1385؛ ص 18- 25) مسئلهی اجتماعی شرایط و وضعیتی است که حداقل برخی افراد در یک اجتماع بهعنوان امری ناخوشایند میبینند. هرکسی میتواند دربارهی برخی مسائل اتفاق نظر داشته باشند. در مواردی نیر مسائلی وجود دارند که توسط گروههای خاصی مسئله تلقی میشوند. مانند نوجوانان زیر سن قانونی که انجام امری مانند سیگار کشیدن را مسئله تلقی نمیکنند ولی همان عمل نزد گروه دیگری ازجمله والدین و خانوادهها نوعی مسئله بهشمار میرود. در تبیین هر مسئلهی اجتماعی باید به چهار حوزه توجه کرد: محلی، استانی، ملی، بینالمللی.(what is social problem,2004,) در خصوص نقش دانشمندان و متخصصان علوم اجتماعی و جامعهشناسان نیز باید گفت مرز میان تشخیص و اظهار نظر و راهجویی این گروه با آحاد مردم بسیار شکننده است. این قضاوتهای ارزشی مردم است که تعیینکنندهی اولویت در تعیین یک مسئله از میان انواع دیگر و اولویت در راهیابی آنهاست. هیچ روش علمیای برای تصمیمگیری در خصوص اولویت بخشیدن به اهمیت مسائلی مانند اینکه نرخ بالای جرایم بدتر یا مهمتر از نرخ بالای طلاق است، وجود ندارد. حتی در بین طیفی از جامعهشناسان نیز به سختی بتوان در خصوص اولویتبندی طیفی از مسائل اجتماعی در یک جغرافیا و دورهی زمانی مشخص به یک نظر واحد رسید و این تنوع ناشی از فرایندهای متنوع جامعهپذیری و درک و تجربهی اجتماعی افراد مانع جدی در دستیابی به شناخت پایدار مسائل و راهیابی آن میشود. با این توصیف راه برونرفت چیست؟ آیا خود علوم اجتماعی نیز یک مسئلهی اجتماعی است؟ در عین حال برای تبیین یک مسئلهی اجتماعی دیدگاهها، نحلهها، رویکردها و پارادایم یادیدمانهای مختلفی در جامعهشناسی و علوم اجتماعی در کل وجود دارد. این وضع منجر به این میشود که جامعهشناسان نیز هر مسئلهی اجتماعی را از زوایای مختلفی نگاه کنند و به تعبیری هریک از زاویه خود به منشور واقعیت تام و تمام یک مسئله بنگرند. این نگرهها و دیدگاهها از ابعاد مختلف عینی و ذهنی، ساختگرا و کارکردگرا، کلاننگر و خردنگر، دروننگر و بروننگر، به یک پدیده در قالب یک مسئلهی اجتماعی مینگرند. چهار مولفهی اصلی برای به رسمیت شناختن یک مسئلهی اجتماعی عبارتند از: - آنها سبب زیان فیزیکی و روانی به افراد یا جامعه میشوند. - آنها ارزشها یا استانداردهای برخی از بخشهای قدرتمند جامعه را تهدید میکنند - آنها برای یک دورهی طولانی دوام میآورند و مقاومت میکنند. - آنها به دلیل تنوع ارزشیابی از گروهها در موقعیتهای متفاوت در جامعه، راهکارهای رقابتی ایجاد میکنند که رسیدن به یک اتقاق نظر در چگونهگی هجوم علیه مسئله را به تاخیر میاندازد(Vincent,N;2005;p.11). علی طایفی، دارای مدرک فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران است. از وی تا به امروز پنج کتاب، ۱۷ طرح تحقیقاتی و بیش از ۱۵۰ مقاله در نشریات مختلف علمی و اجتماعی به چاپ رسیده است. او برنده اولین جایزه بین المللی جامعه شناسان بدون مرز به نام «تقدیرنامه آلوین گولدنر» برای فعالیت قلمی و عملی در زمینه جامعه شناسی انتقادی و عملگرا در سال ۱۳۸۵ است. وی هم اکنون مسئول بخش ایرانی انجمن بین المللی جامعه شناسان بدون مرز، و سردبیر اولین نشریه الکترونیکی جامعه شناسی ایران است. http://sociologyofiran.com برای سفارش خرید کتاب همراه با هزینه پستی ارسال ان، لطفا با آدرس ایمیل نشریه الکترونیکی جامعه شناسی ایران با موضوع خرید کتاب تماس بگیرید. قیمت کتاب معادل 15 یورو می باشد که برای ارسال به هرنقطه اروپا و امریکای شمالی هزینه پست و ارسال آن جداگانه محسوب می شود. info@sociologyofiran.com كوچه هاى بى قانون
Fri / 06 03 2009 / 16:33
شكوفه تقى نشر باران، سوئد شابك: ۸-۲۶-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ چاپ نخست ۲۰۰۹ طرح جلد: حميد بهرامى http://www.baran.st info@baran.st كوچه هاى بى قانون نوشته شكوفه تقى، عنوان كتابى جديد از اين نويسنده است كه به تازگى توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. اين مجموعه داستان شامل هشت داستان كوتاه به نام هاى: „شوهر دوم“، „افسانه اى كه واقعيت داشت“، „حسادت“، „كوچ ههاى بى قانون“، „خواستگار“، „پس كى مى ره؟“، „بختك“ و „غير از صدايش“ است. اين داستان ها با آنكه در طى سال هاى متفاوت نوشته شده اند اما در سال ۲۰۰۸ بازنوشته و يرايش شده اند. شكوفه تقى آثار خود را از زندگى بيرون مى كشد و اشخاص داستانى اش به طبقات مختلف و گروه هاى سنى متفاوت تعلق دارند. او اگر چه مواد آثار داستانى اش را از كوچه و خيابان، زندگى زن ها و مردهاى اطرافش جمع مى كند اما تلاش مى كند سفرى به درون شخصيت هاى داستان هايش كند و خواننده را از واقعيت آن ها دورتر ببرد. شكوفه تقى روانشناس، ايرانشناس و مذهب شناس است. او در دانشگاه هاى تهران، گلاسگو، اوپسالا و ييل درس خوانده است. نوشته هاى چاپ شده ى او براى كودكان به بيست اثر مى رسد و تعدادى از آن ها در داخل و خارج ايران برنده ى جوايز متعددى شده است. آثار او براى بزرگسالان به سه بخش پژوهش، شعر و داستان تقسيم مى شود. در زمينه ى فلسفه و عرفان، مردمشناسى، ايرانشناسى و مسائل مربوط به زنان تأليفات چاپ شدهى او عبارتند از كتاب „دو بال خرد“ كه به فارسى و انگليسى چاپ شده و كتاب „زن آزارى در قصه ها و تاريخ“ كه سال ۲۰۰۸ توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. علاوه بر اين ها مجموعه شعر „آيه هاى زمينى عشق“ و رمان „در جستجوى حقيقت“، نيز از او در ايران چاپ شده است. كتاب را مى توانيد از كتابفروشى محل زندگى خود و يا از طريق نشر باران در سوئد تهيه كنيد. تجديد چاپ چند كتاب از شهرنوش پارسىپور
Thu / 05 03 2009 / 20:27
رمان «طوبا و معناى شب»، «ماجراهاى ساده و كوچك روح درخت» و «بر بال باد نشستن» هرسه نوشتهى شهرنوش پارسىپور توسط نشر باران در سوئد تجديد چاپ شده است. از ميان سه كتاب ياد شده، رمان «ماجراهاى ساده و كوچك روح درخت» و «بر بال باد نشستن» پيش از اين نيز توسط همين ناشر در خارج از كشور منتشر شده بود، اما رمان «طوبا و معناى شب» كه نخستين بار در سال ۱۳۶۸ در ايران منتشر شده بود، در چند نوبت در داخل ايران تجديد چاپ شد. رمان «طوبا و معناى شب»، از جمله كتابهايى است كه در سالهاى پس از انقلاب با استقبال قشر كتابخوان روبهرو شده است. خانم شهرنوش پارسىپور، اگرچه از جمله نويسندگان پرمخاطب ايرانى است، اما در سالهاى اخير چاپ و انتشار آثارش در ايران با موانع زيادى از سوى وزارت ارشاد روبهرو شده است. نشر باران، ناشر شهرنوش پارسىپور در خارج از ايران، رمان طوبا و معناى شب را بازچاپ و منتشر كرده است. پارسىپور در يادداشتى به تاريخ يكم ژانويه ۲۰۰۹ براى نشر باران، تاكيد كرده است كه: اجازه چاپ كتابهاى طوبا و معناى شب و همچنين سگ و زمستان بلند در ايران به خانم شهلا لاهيجى، صاحب انتشارات روشنگران واگذار شده است، اما از آنجاىى كه در حال حاضر اجازهى انتشار اين كتابها از طرف وزارت ارشاد لغو شده، و از آنجاىى كه شمار قابل ملاحظهاى از هموطنان خارج از كشور درخواست اين كتابها را دارند، نشر باران كتابهاى فوق را بازچاپ مىكند. طرح جلد طوبا و معناى شب كارى از شادى قديريان است. رمان هفتصد صفحهاى «بر بال باد نشستن» نيز كه رمانى تاريخى است و در سال ۲۰۰۲ براى نخستين بار توسط نشر باران منتشر شده بود، با طرح جلدى از حسين نيلچيان، تجديد چاپ شده است. اين كتاب درباره گرايشهاى مختلف سياسى در ايران است كه با ماجراهاى خانوادگى در هم تنيده شده است. در اين رمان حوادث مهم چند دههى اخير تاريخ ايران و گاه شخصيتهاى سياسى و فرهنگى را مىتوان يافت. غلامرضا تختى، فروغ فرخزاد، صمد بهرنگى و مصطفى خمينى از اين جملهاند. و اما نكتهاى كه لازم است درباره رمان «ماجراهاى ساده و كوچك روح درخت»، گفته شود اين است كه چند سال پيش اين كتاب كه در سال ۱۳۷۸ در سوئد توسط نشر باران منتشر شده بود ، در ايران بدون اجازه نويسنده يا ناشر، با نام «مردان در برابر زنان» و با حدود ۷۰ تغيير ناشى از سانسور تجديد چاپ شد؛ بدون آن كه نه پيش از انتشار به نويسنده، و نه با يادداشتى در آغاز كتاب به مخاطب اطلاع داده شود. شايد بد نباشد به نمونهاى از اين سانسور وسيع توجه كنيم: در صفحهى ۱۴ نسخهى اصلى راوى در مورد اولين بارى كه كاملا اتفاقى به خانه شمسى مىرود در مورد خداحافظى مىگويد: «ساعت دو صبح بود و شمسى ساكت شده بود. مىدانستم كه بايد بروم. با من آمد تا دم در و آنجا در تاريكى راهرو صورتش را نزديك لبها بوسيدم. گفت: حالا نه، دوشنبه.» دوشنبه برمىگشتم خانهاش و ناهار مىخورديم. دوشنبه براى ناهار بخانهاش برگشتم و پيش از ناهار با او خوابيدم بودم. تمام شده بود و سر من روى سينه شمسى بود و فكر مىكردم چيز خوبى با اين زن مىتواند شروع بشود.» اين قسمت در نسخهى چاپ ايران به شكل خندهدارى بازنويسى شده است: «دير وقت بود و شمسى ساكت شده بود. مىدانستم كه بايد بروم. با من آمد تا دم در و آنجا پيشنهاد دادم تا روز دوشنبه حسابى فكر كند، و اگر خواست، نزد عاقدى برويم و صيغه محرميت و ازدواج موقت بخوانيم. گفت: تا دوشنبه. دوشنبه صبح به محضر خانهاى رفتيم و بعد براى ناهار بخانهاش برگشتيم. تمام شده بود و سر من روى سينه شمسى بود و فكر مىكردم چيز خوبى با اين زن مىتواند شروع بشود.» نشر باران تا به امروز، علاوه بر كتابهاى ياد شده، چند كتاب ديگر نيز از شهرنوش پارسىپور منتشر كرده است: خاطرات زندان (خاطرات اين نويسنده از زندان حكومت اسلامى)، رمانهاى «شيوا» و «عقل آبى»، داستان بلند «زنان بدون مردان»، و مجموعه داستانهاى «تجربههاى آزاد» و «آويزههاى بلور». خانهى آخر
Thu / 05 03 2009 / 20:23
بيژن بيجارى نشر باران، سوئد چاپ اول: ۲۰۰۹ (۱۳۸۷) شابك: ۱۶ـ۱۴ـ۸۵۴۶۳ـ۹۱ـ۹۷۸ info@baran.st خانهى آخَر عنوان كتابى است از بيژن بيجارى كه به تازهگى توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. روى جلد اين كتاب با عكسى از دوران كودكى بيژن بيجارى همراه پدرش تزئين شده است. در واقع، روايت قصّهها ازطراحى ِ روى جلد اين كتاب آغاز مىشود. خانهى آخر دربرگيرندهى پنج قصهى كوتاه است با عناوين: روايتِ آن بار سنگينِ هستى، گزارشِ نخجير، وصفِ استخر، پرندگان شبخوانِ بحر طويل ِهيچ و روخوانىِ يادداشتهاى فَستفُود. جز داستان اول با نام روايت آن بار سنگين هستى، زمان و مكان ديگر قصههاى اين مجموعه، در خارج از ايران شكل گرفته است. روايت آن بار سنگين هستى، به ظرافت فضاى سياسى و اجتماعى حاكم بر ايران را در لابهلاى سطرهاى داستان براى خواننده مىسازد. در صفحههاى آغازين آمده است: «سينا وقتى رسيد اداره، ديد روىِ ميز كارش يك پاكت از آن پاكتهاى نارنجىِ قدِ كاغذهاى آچهار هست كه دَرش را با نوارچسب چسباندهاند. پاكت را باز كرد و جعبهى محتوى فيلمِ ويدئو را درآورد. برتّكهى كاغذى چسبيده روىِ جعبهى نوار نوشته شده بود: "سيناجان، فردا بايد اين امانتى را برگردانم به صاحبش. پس اگر هم، نتوانستى امشب ببينىاش، لطفاً فردا برايم پس بياور تا ... شايد وقتى ديگر. هرچند، اگر هم نديدى، من فكر نمىكنم چيزِ خيلى دندانگيرى را از دست داده باشى: بازهم يك شاهكار ادبى تبديل شده به يك فيلم درجه دو و سه، و اين يكى از نوعِ سكسى و اروتيكش. ضمناً سينا، يادت باشد تنهايى تماشايش نكنىها! قربانت: فرهاد." سينا تكهكاغذ را كَند و جعبهى محتوىِ ويدئوى فيلم را برگرداند به همان پاكت و پاكت را گذاشت توى كيفِ دستىاش. بعد رفت و از آبدارخانه براى خودش چاى آورد و ايستاد پشت پنجرهى اتاقش به تماشاى خيابان. مىخواست سيگارش را بگيراند كه تلفن زنگش به صدا درآمد. فرهاد بود كه مىخواست مطمئن شود او امانتى را از روى ميزش برداشته. "آره خوندم. ممنون. چشم حتماً ... گذاشتم توى كيفم. جاش اَمنه ... نه يادم نمىره ... باشه. فردا." سيگارش را گيراند. گوشى تلفن را برگرداند سرِ جايش. باز زنگِ تلفن. شوهرِ خواهرش بود كه مىخواست خبرش كند، آقاى كلات و مهرىجان به سلامت رسيدهاند، اما وقتى سينا خواست با پدرش حرف بزند، آقا رضا گفت: "سيناجان خسته بودن، رفتن يه چرتى بزنن ..." بعد، سينا اول با محمود و بعد هم با سارابانو حرف زد كه، دو روز زودتر از پدر و مادرش آمده بودند تهران ـ خانهى سيما و اينها. ديشب سينا باز نگران بود. بعد از سالِ پنجاهوهفت، هروقت مىشنيد قرارست پدر و مادرش بيايند تهران، خيالش راحت نمىشد، تا خبرِ رسيدنشان به او نمىرسيد. بارها به پدرش گفته بود، آشناهاى مطمئنى دارد كه، مىتواند «مُهمات» موردِ نيازِ پدرش را براى روزهايى كه در تهرانست، از طريقِ آنها، به آسانى تهيه كند و لزومى ندارد كه آقاجون، خطر كنند.» داستان و زبان در داستانهاى بيجارى چنان در هم تنيده شده است كه بازگو كردن و خلاصهگويى اتفاق داستانى آنها توسط خوانندهى كتاب براى ديگرى دشوار است. در سه داستان گزارشِ نخجير، وصفِ استخر، و پرندگان شبخوانِ بحر طويل ِهيچ، نويسنده از زاويه ديد اول شخص براى روايت استفاده كرده و ويژگى يادشده در آنها نمود پررنگترى دارد. بيجارى متولد ۱۳۳۰ و زادهى اصفهان است. مدرك ليسانس در رشتهى زبان و ادبيات فارسى را از مدرسهى عالى ادبيات و زبانهاى خارجى گرفته و سالهاست كه ساكن جنوب كاليفرنيا است. از بيجارى پيش از اين مجموعه داستانهاى «عرصههاى كسالت» (انتشارات نيلوفر، ۱۳۶۹)، «پرگار» (نشر مركز. ۱۳۷۴) و «قصّههاى مكرر» (نشر مركز.۱۳۸۰) و دو رمان به نامهاى «تماشاى يك رؤياى تباه شده» (نشر مركز.۱۳۷۷) و «باغ سرخ» (نشر مركز.۱۳۷۷) چاپ و منتشر شده است. مدار بستهى استبداد
Wed / 04 03 2009 / 20:20
على طايفى نشر باران، سوئد شابك: ۲-۲۸-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ چاپ نخست ۲۰۰۹ http://www.baran.st info@baran.st «مدار بستهى استبداد، جامعهشناسى مسائل اجتماعى ايران» عنوان كتابى نوشتهى على طايفى است كه به تازگى توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. على طايفى كتاب خود را در هفت فصل با عنوانهاى: «آسيبشناسى مسايل خانواده در ايران»، «آسيبشناسى مسايل زنان ايران»، «آسيبشناسى مسائل كودكان ايران»، «آسيبشناسى مسائل علمى و آموزشى ايران»، «آسيبشناسى مسايل فرهنگى ايران»، «آسيبشناسى مسايل سياسى ايران» و «آسيبشناسى مسائل اقتصادى ايران تدوين و تنظيم كرده است. هركدام از اين فصلها دربرگيرندهى شش تا دوازده مقالهى آمارى و تحليلى درباره موضوع مطرح شده از زاويههاى گوناگون است. كتاب «مدار بستهى استبداد»، دوسال پيش براى چاپ در ايران آماده شد، اما پس از تلاش ناشرى كه قرار بود آن را در ايران منتشر كند، از سوى وزارت ارشاد اجازهى نشر نيافت. نويسنده كتاب در مقدمهى آن نوشته است: «مسائل و آسيبهاى اجتماعى متعددى كه درطى سالهاى اخير، بهويژه پس از انقلاب و جنگ، گريبان بخش بزرگى از جامعهى ايران را گرفته چنان دامنهى وسيعى پيدا كرده كه بىشك نمىتوان در يك كتاب به همهى آنها پرداخت. با اين حال در كتاب "مدار بستهى استبداد" كوشش كردهام به برخى از مهمترينِ آنها بپردازم.» على طايفى، داراى مدرك فوق ليسانس جامعهشناسى از دانشگاه تهران است. از وى تا به امروز پنج كتاب، ۱۷ طرح تحقيقاتى و بيش از ۱۵۰ مقاله در نشريات مختلف علمى و اجتماعى به چاپ رسيده است. او برندهى اولين جايزه بينالمللى جامعهشناسان بدون مرز بهنام «تقديرنامه آلوين گولدنر» براى فعاليت قلمى و عملى در زمينهى جامعهشناسى انتقادى و عملگرا در سال ۱۳۸۵ است. وى هم اكنون مسئول بخش ايرانى انجمن بين المللى جامعهشناسان بدون مرز، و سردبير اولين نشريه الكترونيكى جامعه شناسى ايران است. فصلنامهى «باران» سوئد منتشر شد
Sat / 31 01 2009 / 22:27
شمارهى ۲۰ و ۲۱ فصلنامهى «باران» در سوئد منتشر شد. طرح جلد اين شمارهى «باران»، عكس مجسمهاى ساختهى «بهروز حشمت»، هنرمند ساكن وين است به نام «فرياد» كه در اعتراض نسبت به سركوب آزادى بيان در ايران ساخته شده است. حاشيهاى بر اصل اين شماره مطلبى است از على رضايى دربارهى كتابو كتابخوانى با اشاره به كتاب «ادبيات در خطر» نوشتهى تزوتان تودوروف و «چگونه مىتوان دربارهى كتابهايى كه نخواندهايم صحبت كرد» نوشتهى پير بايارد. ديگر مقالههاى اين شماره عبارتند از: «اقتصاد رانتى و معناى دمكراسى» (احمد علوى)، «نقش محمود طرزى در بيدارى زنان افغانستان» (ناصرالدين پروين)، «فصلى از زندگى و مبارزات مصطفى شعاعيان» (انوش صالحى)، «عقده كهف» (نوشتهى منتشر نشدهاى از احسان طبرى)، «عنصر زنانه و نمادهاى بخت در شاهنامه» (شكوفه تقى)، «دونگاه به مجموعه شعر عكس فورى عشقبازى: «فاصلهى صدا و سكوت» (مليحه تيرهگل)، «شاعرى؛ هويتى دگرگونه» (فريبا صديقيم)، «نگاهى پستمدرن به جريان چهارم رسانهاى در ايران» (اميد حبيبىنيا)، «شبهترجمههاى ذبيحالله منصورى» (اسماعيل حداديان مقدم)، «نگاهى به رمان سالمرگى نوشتهى اصغر الهى» (ا. خلفانى)، «نظامى گنجوى، سعيدى سيرجانى و سيماى دو زن» (اسد سيف)، «تورق سريع رمان ميم نوشتهى علىمراد فدايىنيا» (بهروز شيدا)، «شخصيت داستانى» (لورنس پرين/ ترجمهى ابوالقاسم گلستانى)، «خندهى پنجرههاى باز در اتاقى آفتابگير» (حميد صدر)، «نامههاى تقى مدرسى به م. ف. فرزانه»، «نگاهى به ترجمهى سوئدى كتاب خيرانديشان نوشتهى جاناتان لتيل» (منوچهر اردلان)، «نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى» (احمد شيرازى) و «اسناد و فرامين منتشرنشدهى قاجار» (اردشير سراج). در شمارهى جديد فصلنامهى باران، دو گفت و گو نيز ارائه شده است. يكى با «ناصر مهاجر» پژوهشگر ساكن پاريس و يكى از ويراستاران كتاب «گريز ناگزير» (ن.پايدار)، و دومى با با «سوسن تسليمى»، بازيگر ساكن سوئد (محمد عبدى). در اين شماره چند داستان نيز از هوشنگ اسدى، شهلا باورصاد، جهانگير سعيدى، محمد عبدى، فرشته مولوى، و ديميترى فرهولست با ترجمهى كوشيار پارسى؛ دو طنز از آرت بوخوالد، طنزنويس امريكايى با ترجمهى شيوا فرهمندراد، چند شعر از آسيه امينى، مسعود كدخدايى و حسن ساحلنشين چاپ شده است. اگر علاقهمند به مطالعهى فصلنامهى باران هستيد، اگر علاقهمند هستيد تا از نشر فارسى در تبعيد حمايت كنيد، باران را مشترك شويد. فصلنامهى باران براى ادامهى فعاليت، نياز به افزايش تعداد مشتركين خود دارد. هزينهى اشتراك باران در سوئد به مدت يكسال ۳۰۰ كرون، در اروپا ۳۵ يورو، و در امريكا معادل ۴۵ يورو است. قيمت اشتراك براى موسسات و كتابخانهها ۲۵ درصد بيشتر از ارقام فوق است. info@baran.st مرگ مرا خواهد یافت منتشر شد
Tue / 02 12 2008 / 22:44
این کتاب مجموعه ترجمه ای ست از بیست ونه شعر از پانزده شاعر توسطِ بهزاد رعیت. شاعران این ها هستند : ویلیام باتلر ییتز، امیلی دیکینسون، سارا تیسدیل، الیزابت بارت براونینگ، آنا لتیتیا بارباولد، توماس هود، جوزف اَدیسون، خورخه لوئیس بورخس، روبرت لوئیس استیونسون، روبرت هریک، روپرت بروک، رودیارد کیپلینگ، سیدنی کلاپتون لِینی یِر، شارلوت برونته، هارولد پینتر. شاعران از زمان های گوناگون هستند و شعرها متفاوت، اما زیر چتر یک کلمه گرد آمده اند: مرگ. مرگ مرا خواهد یافت تکرار مرگ است در بارش رنگینِ کلام که زندگی است. چاپخش این کتاب را نشر باران به عهده داشته است. - نام کتاب: مرگ مرا خواهد یافت چاپ نخست: 2008/1387 ناشر: مترجم چاپخش: باران استکهلم صفحه آرایی: جهانگیر سروری طرح جلد: جهانگیر سروری - شعری هم در پشت جلد کتاب چاپ شده است: - بی تابان را بگو فراموش شدند دیرگاهی است چون گُلی، چون آتشی، چون صدای پای خاموشی در برفِ کهنه ی فراموشی. نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى
Mon / 17 11 2008 / 8:56
محمدرضا فشاهى چاپ اول ۲۰۰۸ نشر باران، سوئد شابك:۱۲ـ۱۴ـ۸۵۴۶۳ـ۹۱ـ۹۷۸ نيهيلسم ويرانگر و ايدوئولوژى نياكانى، آخرين كتاب محمدرضا فشاهى نويسنده و پژوهشگر ساكن پاريس است كه بهتازگى توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. سياست چيست؟ فلسفه چيست؟ تاريخ چيست؟ و هنر شاعرى يا تراژدى كدام است؟ و چرا و چگونه يونانيان به اختراع اين علوم و هنرها توفيق يافتهاند؟ اينها پرسشهايى هستند كه پاسخ بسيارى از آنها را در كتاب نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى خواهيم يافت. نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى در چهار فصل و يك پيشگفتار تنظيم شده است. نويسنده در پيشگفتار ۹۴ صفحهاى كتاب، به «انديشيدن ديگران»، و سپس به انديشهى ايرانى، يا آنطور كه خود وى نوشته: «انديشيدن ما» پرداخته است. وى بخش پيشگفتار را با بررسى اين پرسش كه «اگر فلسفه و الهيات دو دانش متفاوت باشند؟» پايان داده است. فصل اول كتاب نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى، «نيهيليسم ويرانگر و ايده¬ئولوژى نياكانى»است. اين بخش شامل بخشهاى «فلسفيدن با چكش»، «از ناآگاهى تا آگاهى به ناآگاهيم، و «ناهنجارى در ادبيات و هنر» است. فصل دوم كتاب با عنوان «اختراع سياست و دموكراسى»، شامل بخشهاى «انسان يونانى، اختراع آگورا و اختراع تراژدى»، «ناهنجارى در دموكراسى آتن»، «هنجار در دموكراسى آتن»، و «جنگ، انحطاط، و سقوط دموكراسى آتن» است. عنوان فصل سوم كتاب، «اختراع فلسفه و اختراع تاريخ» است. اين فصل، بخشهاى «فلسفه به¬مثابه شيوه¬ى زندگى»، «تاريخ به¬منزله شدن انسانى»، «فلسفه چونان خدمتگزار الهيات»، و «فلسفه همچون آزادى انسانى» را در بر گرفته است. عنوان آخرين فصل كتاب نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى، «الهيات سياسى و مهديگرى» است. دو بخش «چشم¬اندازمهديگرانه و معادگرايانه»، و «چشم¬انداز سياسى و اجتماعى» عنوان بخشهاى اين فصل است. محمدرضا فشاهى متولد ۱۳۲۴ در تهران و داراى درجهى دكترا در رشتهى «جامعهشناسى جهان اسلام» از دانشگاه پاريس ۳ (سوربن نوول)، دكتراى دِتا در رشتهى «فلسفه و ادبيات و علوم انسانى» از دانشگاه پاريس ۸ (وَنسِن- سنت دنى)، و درجهى «شايستگى رهبرى پژوهشهاى دورهى دكترا در فلسفه» از همين دانشگاه است. او در سال ۱۹۸۳ در دپارتمان جامعهشناسى دانشگاه پاريس ۸ ، و از سال ۱۹۸۴ تاكنون در دپارتمان فلسفهى همين دانشگاه به تدريس مشغول است. در كارنامهى فعاليت فرهنگى فشاهى سه مجموعه شعر، سه كتاب به زبان فرانسه و ۱۲ كتاب فلسفى- اجتماعى وجود دارد، كه از جمله عبارتند از: «تحولات فكرى و اجتماعى در ايران» (گوتنبرگ/ تهران- ۱۳۵۴)، «سير تفكر در قرون وسطى» (گوتنبرگ- ۱۳۵۴)، «واپسين جنبش قرون وسطايى» (جاويدان- ۱۳۵۶)، «بحران كنونى ايران» (گوتنبرگ- ۱۳۵۸)، «تكوين سرمايهدارى در ايران» (گوتنبرگ- ۱۳۶۰)، «بحران جهان و بحران رمانتيسم» (گوتنبرگ- ۱۳۶۰)، «ارسطوى بغداد، از عقل يونانى به وحى قرآنى» (كوششى در آسيبشناسى فلسفهى ايرانى- اسلامى- باران/ سوئد- ۱۳۷۶)، «از شهريارى آريايى به حكومت الهى سامى» (باران- ۱۳۷۹)، و «انديشيدن فلسفى و انديشيدن الهى- عرفانى» (باران- ۱۳۸۳). نيهيليسم ويرانگر و ايدئولوژى نياكانى را مىتوانيد از كتابفروشى محل زندگىتان و يا اينكه از طريق نشر باران info@baran.st تهيه كنيد شمارهی جديد فصلنامهی باران
Wed / 20 08 2008 / 5:47
شمارهی ۱۹ و ۲۰ فصلنامهی باران با عکسی از «منصور نصيری»، عکاس ايرانی، در سوئد منتشرشد. در اين شماره، در بخش «حاشيهای بر اصل» متن سخنان «فرزانه طاهری» در کنگرهی بينالمللی نويسندگان و مترجمان در استکهلم باعنوان «دمکراسی از لولهی تفنگ بيرون نمیآيد» آمده است. در بخش تازه گشودهشدهی «تاريخ»، مقالهای تحقيقی از «ناصر مهاجر» منتشر شده است دربارهی کاردآجين کردن دکتر برجيس، پزشک يهودیتباری که يکی از قربانيان تعصب شيعی در ايران پيش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ محسوب میشود. در بخش «گفت و گو»، «محمد بهارلو» در گفت و گويی با «علی معصومی» از چندو چون انتشار آثار صادق هدايت سخت گفته است. بخش «داستان و شعر»، شامل چهار داستان کوتاه از بيژن بيجاری، شکوفه تقی، قاضی ربيحاوی و ويدا مشايخی، و چند قطعه شعر از فريبا صديقيم، شهريار دادور و محمدرضا فشاهی چاپ است. در بخش «نقد، نظر، مقاله» شش مقاله از «شهين سراج»(بهار و رضا شاه)، «بهروز شيدا»(مفهوم تبعيد در سه فيلم داريوش مهرجويی)، «علی طايفی»(نگرش ايرانيان ساکن ايران و امريکا به روابط جنسی)، «منوچهر اردلان»(انديشههای عدالتجويانه)، «اردشير سراج»(معرفی روی اندرشون، کارگردان صاحبسبک سوئدی) و «مصطفی گلستانی» و «ابوالقاسم گلستانی»(طرح داستان) کار شده است. در بخش «انديشه»، «احمد علوی» در مقالهای با عنوان «ايستايی فلسفه در ايران» به انديشههای توماس هابز و صدرالدين شيرازی پرداخته است. بخش «زندان» نيز پارهای از خاطرات دو تن از کسانی که در دههی ۶۰ به عنوان زندانی سياسی، سالهايی از عمر خود را در زندانهای حکومت اسلامی گذراندهاند در بر گرفته است: «هوشنگ اسدی» و «ثريا زنگباری». بخش پايانی مجله به معرفی چند کتاب تازه اختصاص دارد. فصلنامهی باران را میتوانيد آبونه شويد و يا اينکه میتوانيد از طريق کتابفروشی محل زندگیتان در اروپا و امريکا خريداری کنيد. آبونه ساليانه فصلنامهی باران برای اشخاص در اروپا معادل ۳۵۰ کرون و در امريکا و کانادا ۴۵۰ کرون سوئد است. هزينه پستی بعهده ماست. info@baran.st http://www.baran.st «پاورقی»
Sun / 27 07 2008 / 21:37
«پاورقی»، هشتمين دفتر شعر رباب محب است که به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. اين مجموعه شعر شامل ۸۶ شعر و هشت پاورقی است که در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ ميلادی سروده شدهاند. تولد، زندگی، مرگ، انسان، انسانِ ضد انسان، دروننگری، عکسها و خاطرهها از جمله موتيفهای شعر محب است. دو شعر آغازين کتاب اينهايند: ۱ ترجيح میدهم پيالهی شعر را بنويسم و شعر را بنوشم و بگذارم قلم تمامِ مرا بازنويسی کند. ترجيح میدهم اين خود، که شما میشناسيد، نباشم، من باشم: شاعری در سايهی پستانهاش آخرِ حرف را میليسد. ترجيح میدهم- اين- تنها... شروعِ يک شعر باشد: شعری در پيالهی شعر! ۲ حتم دارم. ديوارها نه موش داشتند، نه گوش. اين تکهسنگی که در واژههام افتاد هرگز فرصت ديالوگ پيدا نکرد و حالا پرترهی گيجم را که روی اين کاغذ میکشم خوابم را تعريف میکنم: من گم شدهام، جايی در پيادهروهای خالیِ ديروز، نگاهی از کاسهی سرم هی میکشد بيرون. رباب محب، شاعر ساکن سوئد، متولد سال ۱۳۳۲ شهر اهواز است. از او تا بهحال مجموعه شعرهای «بهار در چشم توست»(استکهلم ۱۳۷۱)، وارينيا(نشر باران، استکهلم ۱۳۷۳)، «آنام کوچک خدا»(استکهلم ۱۳۷۵)، «زنجمورههای مخدوش»(نشر قلم، گوتنبرگ ۱۳۷۷)، «کلاستروفوبی تن»(همراه با سهراب مازندرانی و سهراب رحيمی، نشر رويا و VIJ، استکهلم ۱۳۷۷)، «پس از اين اگر از هراس خالی بمانم»(نشر لاجورد، تهران ۱۳۸۳)، «ر»(نشر دريا ۱۳۸۵) و «از زهدان مادرم تا باب تمثيلات»(نشر دريا، ۱۳۸۶) منتشر شده است. از رباب محب همچنين داستانی تحت عنوان «با دستهای کوچک بهخانه برمیگرديم» برای نوجوانان(نشر نگاه، ايران ۱۳۵۸) و «پری دريايی هانس، معرفی شيوههای آموزشی و تربيتی کودکان اوتيزم»(نشر لاجورد ايران، ۱۳۸۱) منتشر شده است. مجموعه داستان مادام X
Sun / 27 07 2008 / 21:28
مجموعه داستان مادام X نوشته مهرنوش مزارعی به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. اين مجموعه شامل هفت داستان با نامهای «يک فيلم خوب»، «جادهی پشت باغ پرتقال»، «روزی که برادرم بهدنيا آمد»، «آيا میشود تمام لکههای کثيف را پاک کرد؟»، «مادام X »، «سفر شمال» و «میتوانيد نوشين را مجسم کنيد در لحظهای که...». در پشت جلد کتاب به نقل از مليحه تيرهگل- منتقد ادبی و پژوهشگر- در مقالهای با عنوان «گويههای سکوت در داستانهای مهرنوش مزارعی» در سايت «غرفه آخر» آمده است: «خانم X، زنی است که تصميم میگيرد بهکاری متفاوت با تربيت شخصی و اصول متعارف فرهنگیاش دست بزند. او در نخستين مرحلههای اجرای تصميم، دچار چنان ترديدی میشود، که هربار، هر امکانی را، بهبهانهای، پس میزند. . . . منتها، در آستانهی رسيدن به آن خواسته، عاملی ظاهراً بيرون از ترديدهای او، در اجرای تصميم اخلال میکند. . . . از منظر من، پرسشهای انگيخته از اين داستان، دقيقاٌ همانهايی است که از برخی از داستانهای پيشين مزارعی، مانند «سنگام»، «غريبهای در رختخواب من»، و «بريدههای نور» نيز برمیخيزند؛ و همه، روايتگر خواستنهايی است که به توانستن نمیرسند. چه نيروی تاريخی مهيبی اين نتوانستن را به اعماق روان زن رانده است؟ آيا بين ارزشداوریهای عالم و آدمی که به داستان «مادام X» پا گذاشتهاند، و آن «نيروی مهيب»، رابطهای هست؟ آيا اصلاٌ «نيروی مهيب» در اين «نتوانستن»ها دست دارد؟ يا، صرف نظر از حضور و کارکرد آن، اين سرشت روانی زن است که «عمل جنسی» را همارز با «عشق» بها میدهد، و حضور عشق را برای همآغوشی شرط لازم میداند؟ آيا همين تصور من میتواند زاييدهی عملکرد هزاران هزارسالهی آن «نيروی مهيب» باشد؟ يا اصولاٌ از نظر وجودشناسی پرسمانی معتبر است؟» پنج داستان از اين مجموعه در فضای امروز و در خارج از کشور ايران شکل گرفته است و دو داستان «روزی که برادرم به دنيا آمد» و «سفر شمال» خاطرات راوی از دوران کودکیاش در ايران است. داستان «يک فيلم خوب»،گفت و گوی يک زن و مرد است در حين بيرون آمدن از سينما و خوردن شام در رستوران و رفتن به خانه. زن مدام از فيلمی که ديده صحبت میکند و فيلم خوب را با ارگاسم خوب قياس میکند. داستان «جادهی پشت باغ پرتقال» درباره فردی است که به نظر میرسد در پی يک اختلاف با همسرش از خانه خارج شده و شب را در هتلی خارج از شهر گذرانده است و صبح فردا در يکی از گردشهای اطراف هتل به طور اتفاقی و در پی يک حادثه با زنی سالخورده و عشق او به همسرش آشنا میشود. داستان «روزی که برادرم به دنيا آمد»، از زاويه ديد دختربچه ای روايت میشود که مادرش باردار است و به واسطه شغل پدرش به شهر کوچکی نقل مکان کرده اند. يک دکتر کليمی نيز در اين داستان وجود دارد. سنی ها داستان «آيا میشود تمام لکههای کثيف را پاک کرد؟»، برشی است از وسواس يک فرد برای تميز کردن آشپزخانه. داستان «مادام X» درباره زنی است که عقيده دارد دير يا زود همسرش به او خيانت خواهد کرد پس بهتر است پيش از آن با مرد ديگری دوست شود تا دلش نسوزد. داستان «سفر شمال»، به سالهای پيش از انقلاب ۱۳۵۷ برمیگردد و نخستين سفر خانوادگی خانوادهای در شيراز با اتومبيل شخصی به مازنداران. داستان با حادثهای در متل قو پايان میيابد. در داستان «میتوانيد نوشين را مجسم کنيد در لحظهای که ...»، راوی داستان با دختری به نام نوشين آشنا شده که به واسطه ازدواج با مردی ايرانی به آمريکا رفته و بدون آنکه اقامت دايم داشته باشد تصميم به طلاق گرفته است. مهرنوش مزارعی در سال ۱۳۳۰ در تهران به دنيا آمد و در سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصيل به امريکا رفت و همان جا ماندگار شد. در سال ۱۹۹۱ فصلنامه ادبی فروغ را به اتفاق يکی از دوستان خود در لس آنجلس بنيان گذاشت. اين نشريه به معرفی ادبيات زنان اختصاص داشت و تا سال ۱۹۹۳ به چاپ می رسيد. در همين سال ها برگزيدهای از نمايشنامههای داريوفو را ترجمه و در مجموعه ای به نام «يک زن، تنها» منتشر کرد. تا بهحال از او سه مجموعه داستان در آمريکا و يک برگزيده آثار در ايران منتشر شده است با نامهای «بريدههای نور» (نشر ری را/ بهار ۱۹۹۴/لس آنجلس)،«خاکستری» (نشر ری را/ ژانويه ۲۰۰۲/ لس آنجلس) و « کلارا و من» (نشر ری را ۱۹۹۸/لس آنجلس) مهرنوش مزارعی در حال حاضر کاليفرنيا زندگی میکند. رود تلخ زندهام نگهدار!
Sun / 27 07 2008 / 21:26
در اين مجموعه ۳۵ شعر، در ۹۱ صفحه ارائه شده است. در صفحه ۱۰ کتاب شعر اعتراف را میخوانيم: اهل ذمّهام عجمم گنگم مشرکم کافرم مرتدم ملحدم زنديقم رندم رندم رندم پيش از تو زاده شدم هنوز تو نبودی که بر درگاه پرستشگاه حک شده بودم و آب و آسمان زير فرمانم بر فرقم زيارتگاه ساختی و خشکسالی ترکمان نکرد نمیتوانی بشکنیام از مرمر نيستم ديگر از استخوانم و پوست از کلامم از حقيقتم انسانم زانو بزن در مقابل قلب من. » ژيلا مساعد، متولد سال ۱۳۲۷، تهران است. وی در حال حاضر ساکن سوئد است و تا به حال از او مجموعه شعرهای «غزالان چالاک خاطره» (۱۹۸۶)، «يله بر کجاوه اندوه» (۱۹۸۸)، «پنهانکنندهگان آتش» (۱۹۸۹)، «ماه و آن گاو ازلی» (۱۹۹۳)، «پریزدهگان» (۱۹۹۶)، «سرخجامهای که منم» (۲۰۰۰)، «اقليم هشتم» (۲۰۰۳)، و در زمينهی نثر، کتابهای «پنجرهای رو به خوابهای قديمی»، «ايشتار» و «طوفان» منتشر شده است. از مساعد مجموعه اشعار «ماه و آن گاو ازلی»، «هفت اقيانوس وحشی» و «زير رودخانه بالشی هست» به زبان سوئدی منتشر شده است. برخی از شعرهای او به زبانهای اسپانيايی، استونی، هلندی، آلمانی و انگليسی نيز چاپ و منتشر شده است. «زبان سرخ»
Sun / 27 07 2008 / 21:24
م. ف. فرزانه در اين کتاب مجموعهای از نوشتههای پراکندهی خود را که طی چهار دههی اخير در نشريات مختلف منتشر شده جمعآوری کرده است. چهار عنوان از اين مقالات که فصل يکم آمده درباره صادق هدايت است: «آخرين روزهای هدايت» شرح يکی از آخرين ديدارهای فرزانه با اين نويسنده است؛ روزی که هدايت آخرين رمان خود را پاره و به سطل زباله میسپارد و تلاش فرزانه برای جلوگيری از اين اتفاق نتيجهای نمیدهد. دومين مقاله متن سخنرانی انتقادی اين نويسنده نسبت به جامعهی ادبی است. اين مقاله زبانی طنزآلود دارد و در دانشگاه آستين تگزاس ارائه شده است. در مقالهی «حقيقتی سربسته در يک نامه سرگشوده» که به مناسبت صدمين سال تولد صادق هدايت نوشته شده فرزانه از جمله به کتاب «شناختنامه صادق هدايت» پرداخته است. در مقالهی «جمالزاده و هدايت، پايهگذاران ادبيات نوين فارسی» نويسنده به شخصيت و کارهای اين دو نويسنده بزرگ ايرانی پرداخته است. فصل دوم، مقالاتی است درباره فريدون هويدا، فرخ غفاری، نادر نادرپور، تقی مدرسی، امير جهانبگلو و روژه لسکو. در اين مقالهها فرزانه به رمان «قرنطينه» نوشتهی فريدون هويدا، مجموعه شعر «زمين و زمان» سرودهی نادر نادرپور، کتاب «اقليتها» نوشتهی دکتر محمدرضا خوبروی پاک و «معمای هويدا» نوشتهی عباس ميلانی پرداخته است. «يادداشتی برای زندهها» نيز میپردازد به امير جهانبلگو و روژه لسکو مترجم رمان «بوف کور» به زبان فرانسه، «در سوگ يک نويسنده شايسته» به تقی مدرسی و مقالهی مفصل «شبهای ۱۱۲» به خاطرات دقيقی از فرخ غفاری و فريدون هويدا. در فصل سوم درنگی شده است بر سينما و چند فيلم با مقالاتی چون «وظيفه فرهنگی سينما»، «دستهای حسين کاظمی در فيلم مونپارناس» و انتقاد از فيلم «طعم گيلاس» کيارستمی. در فصل چهارم سه داستان کوتاه از نويسنده فرانسوی مارسل بعالو و دو داستان کوتاه از لئونيد آندريف، نويسنده روس. شرح حال اين دو نويسنده نيز در ابتدای داستانها تدوين شده است. «عروسک دماغ قندی» نيز شرح يک قصهی عاميانهی ايرانی است که نظير آن در کتاب «زندگی سری سالوادور دالی» به نقل از اين نقاش بزرگ آمده است. م. ف. فرزانه از نوجوانی با مطبوعات همکاری میکرد. بهمعرفی دکتر سيدصادق گوهرين با صادق هدايت آشنا شد و تا پايان عمر هدايت دوست و مريد او بود. سال اول حقوق را در تهران، روانشناسی و مردمشناسی را در سوربن گذراند و تحصيل حقوق را تا دکترای حقوق بينالملل در پاريس و تولوز ادامه داد. سپس با بورس دولت فرانسه فارغالتحصيل انستيتوی عالی سينمايی پاريس شد و از آن پس فيلمهايی مستند، بيشتر دربارهی هنر ايران، ساخت. مدتی به ايران آمد، نخستين آموزشگاه فنی سينمايی را تاسيس کرد و از اولين پايهگذاران تلويزيون ملی ايران شد. ليکن محيط کاری بهقدری برايش ناگوار آمد که از شغل سينمايی دست کشيد و به عنوان رئيس بانک صادرات به پاريس بازگشت. آثارفرزانه عبارتند از: دو کتاب دربارهی هدايت («آشنايی با صادق هدايت» نشر مرکز، ۱۳۷۳، «صادق هدايت در تار عنکبوت» نشر مرکز، ۱۳۸۳)؛ رمان اتوبيوگرافيک «عنکبوت گوبا»، رمانهای «چاردرد»، «خانه»، «دندانها»، «راست و دروغ»، و «بنبست»؛ ترجمههايی از گوگول، فرويد، اشتفان زوايگ، رنه گروسه، هورتيک، چخوف، موپاسان و ژان پل سارتر . . . فيلمهای مستند او نيز عبارتند از: «مينياتورهای ايرانی»، «کورش کبير»، «وقايع ايرانی»، «زن و حيوان يا هفت هزار سال هنر در ايران»، «زنهای پاريسی» و «جزيره خارک» . . . مرگ مرا خواهد يافت
Sun / 27 07 2008 / 21:16
چاپ نخست: ۲۰۰۸/۱۳۸۷ ناشر: مترجم چاپخش: باران استکهلم - اين کتاب مجموعه ترجمهای ست از بيستونه شعر از پانزده شاعر توسطِ بهزاد رعيت. شاعران اين مجموعه عبارتند از: ويليام باتلر ييتز، اميلی ديکينسون، سارا تيسديل، اليزابت بارت براونينگ، آنا لتيتيا بارباولد، توماس هود، جوزف اَديسون، خورخه لوئيس بورخس، روبرت لوئيس استيونسون، روبرت هريک، روپرت بروک، روديارد کيپلينگ، سيدنی کلاپتون لِينییِر، شارلوت برونته، هارولد پينتر. شاعران از زمانهای گوناگون هستند و شعرها متفاوت، اما زير چتر يک کلمه گرد آمده اند: مرگ. مرگ مرا خواهد يافت تکرار مرگ است در بارش رنگينِ کلام که زندگی است. چاپخش اين کتاب را نشر باران به عهده داشته است. داستان های مرادی کرمانی برای کودکان ترکيه
Sat / 26 07 2008 / 12:08
سرمايه: هوشنگ مرادی کرمانی در ادامه داستان گويی برای کودکان همه دنيا اين بار آثارش را برای کودکان و نوجوانانی که به زبان ترکی استانبولی صحبت می کنند در ترکيه منتشر می کند. مرادی کرمانی يکی از معدود نويسندگان معاصر فارسی زبان است که آثارش نه تنها به طور مستمر در ايران منتشر و توسط کتاب دوستان ايرانی خوانده می شود که بيشترين تعداد کتابی را دارد که به زبان های غيرايرانی منتشر شده است. سادگی و روانی داستان های مرادی کرمانی باعث شده است تا در سراسر جهان همه بتوانند با آثار او ارتباط برقرار کنند. او پس از انتشار رمان «مهمان مامان» به زبان فرانسوی و همچنين ترجمه کتاب «بچه های قاليباف خانه» به زبان کره ای، ترجمه همه آثارش را به زبان ترکی استانبولی منتشر می کند. مرادی کرمانی با اشاره به اينکه قرارداد انتشار آثارش توسط انتشارات کلمه در ترکيه امضا شده است به ايسنا گفته: «براساس اين قرارداد کليه کتاب ها و داستان های منتشر شده از من به زبان ترکی استانبولی ترجمه و ظرف يک سال آينده منتشر می شوند.» مرادی کرمانی از ويصل باسچی به عنوان مترجم آثارش به زبان ترکی استانبولی ياد کرد و افزود: «او دکترای زبان و ادبيات فارسی را از دانشگاه تهران دارد و همچنين در دانشگاه های ترکيه تدريس می کند. مدير انتشارات کلمه - آسيا چارمه - به آثارم علاقه مند شد و تصميم گرفت آنها به زبان مادری اش ترجمه شوند.» به گفته مرادی کرمانی در حال حاضر گزيده ای از «قصه های مجيد» ترجمه شده است که دربرگيرنده ۱۲ قصه از اين مجموعه است. در اين برنامه، قرار است «مثل ماه شب چهارده» و همچنين داستان «خمره» و «شما که غريبه نيستيد» ترجمه شوند و همين طور به ترتيب همه آثار. او همچنين از دعوت رسمی اين ناشر ترکيه ای برای حضورش در نمايشگاه بين المللی کتاب ترکيه حدود سه ماه آينده خبر داد: ناشر وعده کرده تا نمايشگاه کتاب ترکيه، ترجمه «قصه های مجيد» و «مثل ماه شب چهارده» را منتشر کند. همه آثار اين نويسنده با مقدمه ای مشترک منتشر می شود که او در اين مقدمه علاوه بر توضيحی درباره آثارش به زبان ترکی از آداب و رسوم مشترک مردم ترکيه و ايران به عنوان دو کشور همسايه و مسلمان سخن می گويد: «در اين مقدمه از ترجمه های خوب آثار نويسندگان ترک زبان در ايران نيز گفته ام و با اشاره به سنتی در کرمان که معمولاً همسايه ها در کاسه هايی به هم غذا و نذری می دهند و جای آن شيرينی می گذارند و کاسه را پس می دهند، من نيز ترجمه آثار نويسندگان ترکيه و ايران را به اين تشبيه کرده و گفته ام ما نيز محصولات فرهنگی خود را در کاسه ای به هم هديه می کنيم.» هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سيرچ از توابع بخش شهداد کرمان متولد شد. از هوشنگ مرادی کرمانی تاکنون بيش از ۹ کتاب داستان انتشار يافته است که برخی از آنها به زبان های آلمانی، انگليسی، فرانسوی، اسپانيايی، هلندی، عربی و ارمنی ترجمه شده و همچنين هيجده فيلم تلويزيونی و سينمايی بر اساس داستان های او به تصوير درآمده است. در ميان آثار او داستان«خمره»يکی از آثاری است که به بيشترين زبان های دنيا ترجمه و در يکی، دو کشور در کتاب های درسی تدريس می شود. آثار ترجمه شده وی جوايزی را از موسسات فرهنگی و هنری خارج از کشور به دست آورده است از جمله: «جايزه دفتر بين المللی کتاب های نسل جوان و جايزه جهانی هانس کريستين اندرسن. او همچنين نامزد دريافت جايزه استريدليندگرن سوئد است.» فصلنامهی باران در سوئد منتشر شد
Tue / 11 03 2008 / 9:00
info@baran.st شماره ۱۷ و ۱۸ فصلنامهی باران در سوئد منتشر شد. تزئينبخش جلد اين شماره عکسی از عکاس ايرانی مقيم سوئد، فتحالله زند است. شمارهی جديد فصلنامهی باران با سرسخن مسعود مافان و همچنينی مقالهای از طارق علی (ترجمه منوچهر اردلان) و اباويت براتاستروم با عنوان کفرگويی لسينگ در کليسای فمينيسم(رباب محب) آغاز میشود. در بخش «زندان»، گفت و گويی با خانم فروغ لطفی، مادر يکی از جانباختگان دههی شصت (گفت و گو از: سعيد افشار) و پارهای از خاطرات زندان عفت ماهباز آمده است. بخش «داستان»، آثاری از محمود فلکی داستاننويس ساکن آلمان، قدسی قاضینور داستاننويس ساکن هلند و بهرام مرادی داستاننويس ساکن آلمان، و بخش «شعر»، آثاری از شيدا محمدی، ماندانا زنديان، تيرداد نصری و اکبر ذوالقرنين را دربرگرفته است. در بخش «نقد... نظر... مقاله» نيز اين مقالات چاپ شده است: نماد بيگانگی ما (محمد بهارلو)، ديو در فرهنگ شفاهی و مذهبی ايران (شکوفه تقی)، پوشيدهنويسی در ادبيات فارسی (نسيم خاکسار)، شعر بهار و تاريخچهی مجلس شورای ملی (شهين سراج)، برای آزادی هيچ قيمتی گران نيست (نوال السعداوی- ترجمه علی شفيعی)، نگاهی به رمان عقرب روی پلههای راهآهن انديمشک (بهروز شيدا)، نگاهی به رمان آنجل ليديز، نوشتهی خسرو دوامی (علی صيامی)، ادبيات واقعيتگريز و ادبيات تعبيری (لاورنس پرين- با ترجمه ابوالقاسم گلستانی)، زنان خاطرهنويس در تبعيد (عزتالسادات گوشهگير)، نگاهی به رمان بره گمشده راعی (پاکسيما مجوزی) و کشتار دگرانديشان در ايران (رضا اغنمی). در بخش «انديشه»، چهار مقاله ارائه شده است: آزمونی در پرسيدن: فرانتس کافکا و ژان پل سارتر (آرامش دوستدار)، سفرنامهی ميرزا ابوالحسنخان ايلچی (کرامتالله راسخ)، اقتصاد ايران به کدام سو؟ (احمد علوی) و کسروی و گفتمان فلسفی تجدد (سعيد گلکار). در اين شماره در بخش «بازتاب و خبر»، نقدی از ساناز اقتصادینيا بر داستان کوتاهی از شکوفه تقی، يادداشتی از روحانگيز شريفینيا، نويسندهی رمان چه کسی باور میکند رستم در پاسخ به چند نکته مطرح شده در نقد و بررسی نيره توکلی بر رمان وی که در شماره ۱۴ و ۱۵ منتشر شده بود، و همچنين انتقادی از کوشيار پارسی، داستان نويس ساکن هلند از يک خبر منتشر شده در باران و همراه با آن ارائه اطلاعاتی مبسوط از ترجمه آثار شاعران و داستاننويسان معاصر ايران به زبان هلندی، چاپ و منتشر شده است. صفحات پايانی شمارهی ۱۷ و ۱۸ به چند خبر فرهنگی و معرفی چند کتاب اختصاص دارد. باران را از کتابفروشیهای محل اقامت خود و يا از طريق نشر باران میتوانيد تهيه کنيد. باران برای ادامه انتشار خود نياز به گسترش تعداد مشترکين خود دارد. با مشترک شدن فصلنامهی باران، هر شماره تازه آنرا در درب منزل خود دريافت خواهيد کرد. می نويسم: توقف به فرمان نشانهها
Fri / 15 02 2008 / 9:49
می نويسم: توقف به فرمان نشانهها بهروز شيدا نشر باران ، سوئد چاپ اول ۲۰۰۸/ ۱۳۸۶ شابک: ۳-۱۸-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ Info@baran.st http://www.baran.st ![]() کتاب جديد بهروز شيدا، با عنوانِ مینويسم: توقف به فرمان نشانهها، توسط نشر باران منتشر شد. بهروز شيدا در مقدمهای در شرح اين کتاب چنين نوشته است: در اين کتاب ده جستار میخوانيد: چشمهای حيران عکسهای کهنه میپرسند از پنج مکتب رما ن نويسی سخن میگويد. از تشابهها و تفاو تهای پنج رمان غربی و چهار رمان فارسی؛ از فلسفهها، تئوریها، شکلها، شرايطِ تاريخی. از رئاليسم قرن هيجدهم، رئاليسم قرن نوزدهم، جريان سيال ذهن، رمان نو فرانسوی، رمان پسامدرنيستی؛ از کتاب احمدِ طالبوف تبريزی، رابينسون کروزهی دانيل دفو، سرخ و سياهِ هانری بيل استاندال، کليدرِ محمود دولت آبادی؛ خشم و هياهوی ويليام فاکنر؛ در هزار توی آلن رب گريه، شازده احتجابِ هوشنگ گلشيری، سفيد برفیی دونالد بارتلمی، آزاده خانم و نويسند ه اش يا آشويتس خصوصی دکتر شريفيی رضا براهنی. گريز به کجا از بازیی بی گريز؟ از رمانِ آداب بی قراريی يعقوب يادعلی سخن میگويد. از تئوریی تامس هريس؛ از والد، بالغ، کودکِ درون؛ از تسليم، تعهد، آرمان، بازی، گريز؛ از بايد، چرا، شايد. تصويری از رقصِ آفرينش: فصلی در آدابِ فروش از فوتبال سخن میگويد. از گلهای نه جام جهانی. از سرنوشت اسطورههای پير؛ از تصوير اسطورههای جوان؛ از رقص، نمايش، آفرينش، زيبايی، بازار، نام شرکتها بر سينهی قهرمان، عکس قهرمان بر سينهی هوادار. پردهی خونين و آوازِ مست از فضای دههی ۱۳۴۰ هجریی شمسی در چهار رمان فارسی و هشت فيلم بلند ايرانی سخن میگويد. از رابطهی سينمای ايران و رمان فارسی؛ از تئوریها؛ از شرايط تاريخی؛ از جدال سنت و مدرن؛ از چهار رمانِ سنگ صبورِ صادق چوبک، شريفجان، شريفجانِ تقی مدرسی، شوهر آهو خانمِ محمدعلی افغانی، تنگسيرِ صادق چوبک؛ از هشت فيلمِ گنج قارونِ سيامک ياسمی، گدايان تهرانِ محمدعلی فردين، دالاهوی سيامک ياسمی، قيصرِ مسعود کيميايی، رضا موتوريی مسعود کيميايی، آقای هالوی داريوش مهرجويی، شوهر آهوخانمِ داود ملاپور، تنگسيرِ امير نادری. از حبسِ تصويرها تا حبسِ تصويرها؟ از زنان در ادبيات ايران در آينهی کتاب اغوای ژان بودريار سخن میگويد؛ از تکه شعری از شمس کسمايی، تکه شعری از ژاله سلطانی، نقدی از فاطمه سياح؛ از نه رمانِ فتنهی علی دشتی، فرنگيسِ سعيد نفيسی، چشمهايشِ بزرگ علوی، سنگ صبورِ صادق چوبک، سووشونِ سيمين دانشور، ملکوتِ بهرام صادقی، ليلای مهناز انصاريان، چراغها را من خاموش میکنمِ زويا پيرزاد، گسلِ ساسان قهرمان. چشمِ عقل ديدِ خدايی دارد از هفت اثر دوران مشروطيت سخن میگويد. از پنج اثر ادبی در آينهی دو اثر نظری ـ سياسی؛ از نوع شخصيتها؛ از تقابل شخصيتها؛ از تقابل شاه مستبد و شاه آرمانی؛ از تقابل اسلام پليد و اسلام آرمانی؛ از تقابل عقل و بی عقلی؛ از سياحتنامۀ ابراهيم بيک: يا بلای تعصب اوی زين العابدين مراغه ای، حاجی بابا اصفهانيی جيمز موريه، کتاب احمدِ طالبوف تبريزی، جهودکشانِ نويسندهای ناشناخته، يوسف شاهِ فتحعلی آخوندزاده، دفتر تنظيماتِ ميرزا ملکم خان، سه مکتوبِ ميرزا آقاخان کرمانی. مینويسم: توقف به فرمانِ نشانهها از رمانِ چهار دردِ منيرالدين بيروتی سخن میگويد. از تئوریها؛ از انواع نشانهها؛ از نشانههای اسطوره ای؛ از گناهان مشترک؛ از نسلها؛ از زمانهها. از حسرتِ اصول تا آتش تهديد از ردپای خيز محمود احمدی نژاد به سوی قدرت در آينهی پنج فيلم سخن میگويد. از تئوریها؛ از سينمای جنگ؛ از فيلمهای جنگی، يک فيلم مستند؛ يک فيلم انتخاباتی؛ از پنج فيلم عروسیی خوبانِ محسن مخملباف، آژانس شيشه ايی ابراهيم حاتمی کيا، قارچ سميی رسول ملاقلی پور، فقر و فحشای مسعود ده نمکی، در دل لعلِ کمال تبريزی. راه مزارِ شمشير کجا است؟ از سه تمثيل و سه نمايش نامه سخن میگويد؛ از دوران مشروطيت به بعد؛ از نقشِ زنان، تودهها، قدرت مداران، روشن فکران در نمايش نامههای دورانهای گوناگون؛ از سخنِ وکلاء مرافعه، موسی ژوردان: حکيم نباتات و درويش مستعلی شاه مشهور به جادوگر، ملا ابراهيم خليل کيمياگرِ فتحعلی آخوندزاده، با منجی در صبح نمناکِ اکبر رادی، وای بر مغلوبِ گوهرمراد، جنگنامهی غلامانِ بهرام بيضايی. چشم به صفحه با شما از ريخت شناسیی قصههای سريالهای سيمای جمهوریی اسلامی سخن میگويد؛ از نوعی تقسيم بندی بر مبنای پنجاه و يک سريال؛ از روايتی از تاريخ نوين ايران؛ از تصويرِ مأمورانِ امنيتی، پدر، پليس، مهاجر، تبعيدی در پارهای از سريالها؛ از تئوریی ولاديمير پراپ؛ از ساختهای مشترک خانهای در تاريکیی سعيد سلطانی، مدار صفر درجهی حسن فتحی، کيف انگليسيی ضياءالدين دری، سالهای برف و بنفشهی سعيد سلطانی، وفای حسين لطيفی، صاحب دلانِ حسين لطيفی، زير تيغِ محمدرضا هنرمند، پرواز در حبابِ سيروس تسليمی، ما چند نفرِ فياض موسوی، نرگسِ سيروس تسليمی، بهروز شيدا، منتقد و پژوهشگر ادبی ساکن سوئد است. از او علاوه بر کتاب مینويسم: توقف به فرمان نشانهها، ۱۳ کتاب ديگر نيز منتشر شده است. از جمله در سوک آبیی آبها(مجموعه جستارهای ادبی)، از تلخیی فراق تا تقدس تکليف(نگاهی بهجاپای عناصر فرهنگ ايرانی بر چهارده رمان پس از انقلاب)، گمشده در فاصلهی دو اندوه(مجموعه مقالهها) و تراژدیهای ناتمام در قاب قدرت(خوانشها و پژوهشها) پنجرهای به بيشهی اشاره(يافتهها و نگاهها)، مخمل سرخ رويا در زمينه جستار ادبی که توسط نشر باران منتشر شده است. شيدا پيش از اين چهار کتاب نيز ترجمه کرده و دو مجموعه شعر نيز انتشار داده است. وی همچنين جلد اول کتابهای زندان (خاطرات) را نيز ويراستاری کرده است؛ با نام کابوس بلند تيز دندان. کتاب جديد بهروز شيدا را میتوانيد از کتاب فروشیهای محل زنده گیی خود يا از طريق نشر باران، سوئد، تهيه کنيد. از ژاله تا ژاژ
Fri / 08 02 2008 / 19:32
نام کتاب: از ژاله تا ژاژ نويسنده: فريبا شادکهن مکان چاپ: Stockholm ناشر: AlfabetMaxima تعداد صفحهها: ۱۲۰ نخستين کتاب شعر از مجموعه شعرهای فريبا شادکهن، در دو بخش، در تجربه و پويش دو دوره زمانی جداگانه به چاپ رسيد. غزلهای نو فريبا به همراه شعرهای نيمايی نشاندهنده چيرگی وی در بيان احساس و عاطفه انسانی-هنری وی میباشند. ![]() زنآزاری در قصهها و تاريخ
Thu / 31 01 2008 / 8:27
شکوفه تقی نشر باران، سوئد چاپ اول ۲۰۰۸/ ۱۳۸۶ شابک: ۲-۱۵-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ Info@baran.st http://www.baran.st کتاب زنآزاری در قصهها و تاريخ يک اثر پژوهشی بهقلم شکوفه تقی است که بهوسيلهی نشر باران در استکهلم چاپ و منتشر شده است. تاريخ، قصههای عاميانه، آداب و رسوم اجتماعی و باورهای مذهبی نشان میدهند که زن همواره با خشونت مورد تحقير و آزار قرار گرفته است. تاريخ میگويد زنان در بسياری از نقاط جهان بهجرم زن بهدنيا آمدن، زنده بهگور شدهاند. تاريخ مجازاتهای مذهبی و اجتماعی میگويد اگر مردی از زنش، دخترش، مادرش و خواهرش کوچکترين خلافی ببيند يا بشنود که احتمالا جنبهی جنسی داشته باشد، مرد اجازه دارد زن را مثله کند، بیآنکه مجازاتی برايش وجود داشته باشد. قصههای عاميانه میگويد اگر زنی نازا بوده يا برای مرد فرزند پسر نمیآورده، مرد اجازه داشته او را نيمهشب در سرما و تاريکی از خانه بيرون يا در سياهچالی زندانی کند. زن تنها روزی از آن گور دستساز بيرون میآمده که مردی ديگر بهطور مثال پسرش به عرصهی وجود میرسيده و وسيلهی خلاصی او را فراهم میکرده است. آداب و رسوم نشان میدهند که در مراسم عروسی، مرد، زن را تحت عنوان مهريه و يا شيربها میخريده و هنوز هم میخرد. همان آداب و رسوم در نقطهای از جهان میگويد مرد بايد با چوب بر سر عروسش بکوبد و يا به بالای بام برود تا زن از زير پايش رد شود. قوانين اجتماعی و مذهبی در بعضی جوامع میگويد زن برای برآورد نياز جنسی مرد هر چقدر هم کودک باشد، رسيده و بالغ محسوب میشود و برای برخورداری از حقوق مالی و ساير حقوق انسانی، هرچقدر هم توانا و خردمند باشد، هنوز ناقصالعقل بهحساب میآيد. در بسياری از متون مذهبی در تاکيد بر دو اصل در رابطه با زنان اتفاق نظر وجود دارد: يک، زن بالقوه دارای نيروی جنسی مخرب و شيطانی است و دو: فاقد قوهی عقلانی است. بههمين دليل است که در اغلب متون سفارش میشود که مرد میبايست امکان هشياری قدرت جنسی را در زن چنان تحقير و لگدکوب کند که اين نيرو در زن مجال سربلند کردن نيابد و ديگر اينکه بهدليل فقدان عقل و امکان گول خوردن، او را دائم زير سلطه و نفوذ خود داشته باشد. بهعقيدهی شکوفه تقی، «پشت هر خشونتی که ابراز میشود ترسی درونی و پشت هر تحقيری که بهکسی روا داشته میشود حسادت و احساس خودکمبينی نهفته است و اگر تاريخ بشر پر از خشونت و تحقير نسبت بهزن است در واقع گواه ترس مردها از زنها و احساس خودکمبينیشان در برابر زنان است.» در اين کتاب تاکيد میشود آنچه از ديد قوانين مذهبی و اجتماعی پارهای جوامع، دربارهی زنان، ضد ارزش و کفرآميز بهشمار میآمده، در دورهای ديگر تبديل به باوری قدسی شده است. تنها بازی قدرت و تلقی مردانه از آن بوده که قدسی را به شيطانی و به عکس بدل کرده است. کتاب زنآزاری در قصهها و تاريخ، نهتنها بهسابقهی اين ديوانگاری در قصه ها، تاريخ، متون مذهبی، آداب و رسوم میپردازد بلکه علل آن را نيز مورد بررسی قرار میدهد. هم چنين میکوشد نشان دهد ضعف مردان در رابطه با تسلط بر قوای جنسی سبب خداانگاری خود و ديوانگاری زن شده است. نويسنده کتاب را در دو بخش تنظيم کرده است. هدف بخش اول که در هشت فصل تنظيم شده اين است که سابقهی بيماری زن آزاری را نشان دهد و دلايل تاريخی و اجتماعی آن را ريشهيابی کند. نگارنده در فصول اول و دوم به حقوقی که جامعه و قانون تحت عنوان صاحب نخستين دختر بهمرد سپرده است میپردازد و عواقب تخطی از آن و يا تجاوز به آن را شرح میدهد. هم چنين میکوشد نشان دهد چگونه متون مذهبی در کنار فرهنگ شفاهی آن مجازاتها را توجيه میکنند. در فصل سوم در مورد باکرهگی و دلايل اهميت آن از ديد مردان بحث میشود. فصل چهارم بهقاعدگی و ارتباط آن با ديوانگاری زن اختصاص دارد. در اين فصل مطرح میشود که چگونه و چرا يک نماد واحد در رابطه با زنان در يک دوره، رمزی قدسی و در زمانی ديگر بهرمزی شيطانی مبدل شده است. موضوع فصل پنجم، هشياری جنسی زن و عواقب و مجازاتهای مربوط به آن است. هم چنين نشان داده میشود نماد مار در ارتباط با مرد صورتی قدسی و در رابطه با زن تصويری شيطانی پيدا میکند. نگارنده در فصل ششم نه تنها شکار و دزديدن زنان را به عنوان يک رسم بررسی میکند که بهريشهيابی آن میپردازد. ضمن آن که سعی میکند نشان دهد بين نحوهی امرار معاش و برخورد مالکانه با زن ارتباطی مستقيم وجود دارد. هدف فصل هفتم نشان دادن تأثير فقه و متون مذهبی بر فرهنگ شفاهی است. هم چنين نشان داده میشود که وجود تاريخی زنان نامی يا مادران درستکار انکار شده تا بتوان زنان را موجوداتی احمق و خيانتکار معرفی کرد و به اين ترتيب در اعمال تسلط بر ايشان تمهيد کمتری بهکار برد. موضوع فصل هشتم، رفتار عرف جامعه بهصورت عام و رفتار شوهر بهصورت خاص با زن در رابطه با باروری و فرزندآوری است. بخش دوم اين دفتر به پنج فصل تقسيم میشود و موضوع آن نشان دادن توانايیهای زنان است که در تاريخ و قصهها گاه بسيار بی اهميت قلمداد شده و گاه کاملاً انکار شده است. فصل اول از بخش دوم به زنان و حکومت اختصاص دارد. اين فصل بهحضور زنان در تاريخ، اسطوره و قصههای ايرانی و انتظار مردان میپردازد. موضوع فصل دوم زنان روحانی يا حتی جادوگر است که علیرغم توانايیهای فراوان گمنام مانده اند. فصل سوم به زنان سپاهیای میپردازد که در لباس مردان خدمت میکردهاند. فصل چهارم بهزنان و هنر اختصاص دارد. اين فصل به زنان معروف و گمنامی میپردازد که با هنرشان حضوری در قصهها يا فرهنگ شفاهی ندارند اما در تاريخ و سفرنامهها به وجودشان اشاره شده است. موضوع فصل پنجم زنانی است که از راه جاسوسی و تن فروشی امرار معاش میکرده اند. از آن جمله اند پيرزنان جاسوس و دلاله گان. کتاب را میتوانيد از کتابفروشیهای محل زندگی خود و يا از طريق نشر باران در سوئد تهيه کنيد. فصلنامهی باران
Sun / 21 10 2007 / 19:49
در اين شماره که با سردبيری بهروز شيدا منتشر شده است، در يادداشتی تحت عنوان سخن سردبير چنين آمده است: « ... می گويم غربت تا همه ی تقسيم بندی های ممکن در مورد ادبياتِ خارج از کشور را زير يک واژه گرد آورده باشم؛ همه ی داوری هايی را که نويسنده گان اين شماره ی باران در موردِ متنِ خويش و متن ديگران دارند: ادبيات تبعيد، ادبيات مهاجرت، هيچ کدام. میگويم غربت چه خويش اين واژه را در واژهی تبعيد باز میخوانم. چه میخواهم بگويم که تاريخ ادبيات خارج از کشور، بيش از هر چيز تاريخِ متن تبعيدی است. چه میخواهم بگويم که ادبيات تبعيد ما «تنها» «گزارش حوادث سياسی» نيست؛ که ادبيات زبان ديگر، رابطهی ديگر، فضای ديگر، نگاه ديگر هم هست؛ صحنهی جولان «تخيلها»، پرسشها، شورشها، جانهای تراژيک، صداها؛ حاصل تسلط صدای حاکميتی که رويا میکشد، وهن میپراکند، نگاه حبس میکند، کاتب و مکتوب از بسترشان میراند؛ حاصل تقابل خشکبامِ سکوتِ هراس و باران صدا. میگويم غربت تا به تنهايی ی انسان در جهانِ هراس اشاره کرده باشم؛ به تنهايی ی انسان در هراسِ جهان.» شانزدهمين شمارهی فصلنامهی باران با يادداشتی از مسعود مافان، در بارهی نکاتی از جمله طراحیهای لارش ويلکس از محمد پيامبر اسلام و عدم بردباری در فرهنگ اسلامی، و همچنين توابکشی آغاز شده است. مطالبِ اين شماره ی باران عبارت اند از: در حوزهی طنز مطلبی با عنوان خشم خشايارشا! نوشتهی بيژن اسدی پور . در حوزه رمان و داستان کوتاه، بريدهای از رمان بوسه در تاريکی، نوشتهی کوشيار پارسی، جشنِ پتو، بخشی از رمان اتوبيوگرافیِ شيطان، نوشتهی هومن عزيزی، تکه ای از رمانِ جاده، نوشتهی کورمک مک کارتی (برگردان: حسين نوش آذر)، هفت ناخدا، نوشتهی شهريار مندنی پور، پدرجان، نوشتهی حسن زرهی، اد، زياد کشش نده. اين آقا نصف حرفهای تو را نمی فهمد، نوشتهی نسيم خاکسار، طرفهای مغربِ اکبرِ کپنهاگی، نوشتهی ياشار احدصارمی، سُرسُره، نوشتهی قاضی ربيحاوی، نامه، نوشتهی محسن حسام، مراسم تدفين نوشتهی الف. خلفانی، فقط در يک دقيقه عقل، عشق، نوشتهی مرتضی ميرآفتابی. در حوزهی مقاله، نقد و نگاه، يک نکته در حاشيهی جستاری از اريش اوئرباخ، نوشتهی علی لاله جينی، چيستیِ داستان نوشتهی محمود فلکی، نگاهی به روايت گری از ديد دانش شناخت، نوشتهی سعيد هنرمند، چگونه ادبيات جهانی میشود؟ يا، چگونه ادبيات جهانی آلوده میشود؟ نوشتهی پيمان وهاب زاده، تنِ رام، روان پريش، نوشتهی اسد سيف، «پرنده ی روح» و درد غربت، نوشتهی شکوفه تقی، اينگمار برگمن، نوشتهی امير مومبينی، نگاهی به قصيدهی مجلس چهاردهم سرودهی ملکالشعرای بهار، نوشتهی شهين سراج، ردپاهايی از زنان در ادبياتِ ايران در آينه ی کتابِ اغوای ژان بودريار، نوشتهی بهروز شيدا. در حوزهی شعر آثاری از مريم هوله و سهراب رحيمی. در حوزه ی ادبيات زندان، تک پنجره ای به زندگی، نوشته ی شکوفه مبينی، به گزينشِ ناصر مهاجر. در حوزهی گفت وگو، گفت وگوی مهران صادقی با مسعود نقره کار و گفت وگوی فرزين ايران فر با حورا ياوری. چند کتاب تازه هم در اين شماره ی باران معرفی شده اند. عکس روی جلد اين شمارهی باران از فتحالله زند است. برای حمايت از انتشار باران میتوانيد اين فصلنامه را آبونه شده و يا آنرا از کتابفروشیهای محل خود تهيه کنيد! info@baran.st خانواده و اعتياد
Sat / 06 10 2007 / 12:23
مهرانگيز کار نشر باران، سوئد چاپ اول ۱۳۸۶ info@baran.st http://www.baran.st نويسنده در اين کتاب به نکاتی چون «روند رو به افزايش اعتياد در ايران»، «افزايش ناامنی در کشور»، «آشفتگی اجتماعی»، «خانواده در هجوم باد»، «بستری که معتاد در آن پرورش میيابد»، «بچههای اعتياد در شرايط مختلف»، «خانواده و ارکان آن»، «مسئوليت کيفری اطفال»، «مروری بر وضعيت بچههای اعتياد در ساير کشورها»، «بچههای اعتياد، گناهکاران بیگناه» و «نقش کارکنان حکومت در قاچاق مواد مخدر» پرداخته است. اين کتاب پيش از اين در سال ۱۳۷۵ با عنوان بچههای اعتياد توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در ايران منتشر شده بود اما چاپ سوم آن با ويرايش جديد نويسنده و افزودن بخشهای تازهای از معضلات امروز اعتياد و خانواده، در دولت احمدینژاد موفق به اخذ مجوز نشر نشد.به همين دليل اين کتاب توسط نشر باران در سوئد و با همکاری انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است. مهرانگيز کار در مقدمهی کتاب نوشته است: در ايران وضعيت بحرانی شده است. خبرگزاری فارس به نقل از مدير کل امور فرهنگی و پيشگيری ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور اعلام کرده است: "هر سه دقيقه يک نفر در ايران به مواد مخدر معتاد میشود".» به عقيدهی وی، شيوع اعتياد به مخدر در هرجامعه صرف نظر از اين که عوامل بيرونی و شبکههای جهانی بستر آن را فراهم میکند، ناشی از مجموعهای از عوامل درونی است که در درازمدت برای آن بسترسازی میکنند تا اعتياد به مواد مخدر به درجه بحرانی برسد. بر اساس گزارشهای اعلام شدهی رسمی، در طول ۲۵ سال پس از انقلاب تعداد دو ميليون و هشتصد هزار نفر در رابطه با مواد مخدر دستگير و روانه زندان شدهاند. مهرانگيز کار نوشته است: «اينک مردم حق دارند با مديران و مسئولينی که يکچنين وضعيت پرخطری را گزارش میدهند، پرسشی را در ميان بگذارند. پرسش اين است: دولتها و انواع مراکز و ستادهای پيشگيری از آسيبهای اجتماعی برای افراد خانوادهی آن دو ميليون و هشتصدهزارنفر که در رابطه با مواد مخدر دستگير و روانه زندان شدهاند چه کردهاند؟ با يک حساب سرانگشتی ساده چنانچه تعداد افراد هر خانواده را ۴ تا ۵ نفر به حساب آوريم، بين ۱۲ تا ۱۵ ميليون نفر از مردم ايران درگير ماجرا شدهاند. بخش عمدهی آنان را بچهها و نوجوانها و زنان بیسرپرست تشکيل میدهند. مقابلهی علمی اقتضا میکرده است، با حمايت از اين خانوادهها، راه را بر گسترش بحران اعتياد ببندند. آيا چنين کردهاند؟» مهرانگيز کار متولد اهواز است و فارغالتحصيل رشتهی حقوق و علوم سياسی و اقتصادی از دانشگاه تهران. از او پيش از انتشار کتاب «شورش»(سوئد. نشر باران، ۲۰۰۶) قانونگذاری دربارهی حقوق زن (سوئد، نشر باران، ۲۰۰۷)، کتابهای فرشته عدالت و پارههای دوزخ (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۰)، پژوهشی در هويت تاريخی زنان ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۱. تاليف مشترک با شهلا لاهيجی)، زنان در بازار کار ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۳)، بچههای اعتياد (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۵ چاپ دوم)، حقوق سياسی زنان در ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸)، رفع تبعيض از زنان: مطالعه تطبيقی کنوانسيون رفع همه اشکال تبعيض آميزعليه زنان با قوانين داخلی ايران (تهران: نشر قطره، ۱۳۷۹)، ساختار حقوقی نظام خانواده در ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸)، خشونت عليه زنان در ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۸۰)، موانع حقوقی توسعه سياسی در ايران (تهران، نشر قطره، ۱۳۷۹)، مشارکت سياسی زنان ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۹) و گردنبند مقدس(سوئد. نشر باران، ۲۰۰۲) منتشر شده است. يادداشتهای خانم هلهمان
Sat / 06 10 2007 / 11:17
شريفه بنیهاشمی نشر باران چاپ اول ۲۰۰۷، سوئد info@baran.st http://www.baran.st يادداشتهای خانم هلهمان، عنوان مجموعه داستانی است از شريفه بنیهاشمی که شامل ۱۴ داستان کوتاه است. «ديگری»، «ديدار»، «فردا؟ کدام فردا؟»، «پنجرهای در دوردستها»، «زنی در باد»، «لنگه کفش»، «سايه»، «تابلوی ناتمام»، «رهگذر»، «صدای سکوت»، «آنسوی خط ۱»، «آنسوی خط ۲»، «سهنقطه» و «يادداشتهای خانم هلهمان»، عنوان داستانهای اين مجموعه هستند. اين مجموعه داستان که توسط نشر باران، و در ۱۲۴ صفحه به تازگی در سوئد منتشر شده است با داستان «ديگری» آغاز میشود: «جمعه اول يک سطل آب و پارچهای برای گردگيری برمیدارم و به جان خانه میافتم. چقدرخردهريز داری. همه را بايد با دقت جابهجا کنم که مبادا خراب شود يا بشکند. شمعدانهای کوچک و بزرگ که روی تاقچهی پنجره، روی ميز وسط اتاق و يا کنار تلويزيون گذاشته شده، خردهسنگهايی که انگار از کنار رودخانه يا از سفرهای متعدد با خود آوردهای و چند صدف، شايد از کنار دريايی. و من که از کنار دريا میآيم، من که بچه دريا هستم يا بودهام کالنگهايم را در خانه جا گذاشتهام، يا شايد به دست فراموشی سپردهام. انگار قسمتی از وجودم را در جايی جا گذاشته يا گم کرده باشم و تو آن را با خود آوردهای توی تاقچهات، در کنار پنجرهای در اين دوردستها.» داستان در قالب يادداشتهای روزانهی زنی تنها و مهاجر که بهتازگی کار نظافت در خانهای را شروع کرده شکل گرفته است. زن با صاحبخانه فقط از طريق يادداشتهای روزانه رابطه دارد. او نيز تنهاست و راوی بر اساس نشانههايی در منزل او گمان میکند کسی را يافته که با او پيوندهای مشترکی دارد اما اين احساس بهسادگی درهم فرو میريزد. در داستان دوم، ديدار هم صدای شکست بیصدای انسان تنهای امروز وجود دارد: زنی که عشق خود را در بگير و ببندهای دههی شصت از دست داده پس از نوزده سال رد او را میيابد، اما همهچيز بههم ريخته است. در بيشتر داستانها از جمله «پنجرهای در دوردستها» يک عشق از دست رفته وجود دارد؛ در پسزمينهی دستگيریها و قتل عام زندانيان سياسی در دهه شصت. بحران تنهايی، گسست و بحران هويت درونمايههايی هستند که در داستانهای شريفه بنیهاشمی تکرار میشوند: در داستان زنی در باد، شخصيت داستان در غربت میفهمد که کودکی سر راهی بوده. «تابلوی ناتمام» از بهت و حيرت مردی میگويد که در تلاش برای شناختن زن نقاشی که گم شده، يک لحظه درمیيابد همسر سابق خود را برخلاف آنچه میپنداشته اصلاً نمیشناسد. و داستان يادداشتهای خانم هلهمان از زنی میگويد که تمام عمرش را در ستيزی درونی با تنهايی پشت سر گذاشته است. شريفه بنی هاشمی از سال ۱۹۸۴ در آلمان زندگی میکند. فارغ التحصيل رشتهی تئاتر از دانشکدهی هنرهای زيباست و تاکنون در چند نمايش و فيلم کوتاه در ايران و خارج از کشور بازی کرده است. او داستان و نمايشنامه مینويسد و تاکنون چند نمايش را نيز کارگردانی کرده است. كتابشناسى شعر زنان ايران
Wed / 15 08 2007 / 20:11
كتابشناسى شعر زنان ايران ۱۳۲۰ - ۱۳۸۳ ش (منتشر شده در داخل و خارج از كشور) تهيه و تدوين: مانا آقائى انتشارات: آلفابت ماكسيما (سوئد) نوبت چاپ: اول تعداد صفحات: ۱۶۰ اولين كتابشناسى شعر زنان ايران توسط انتشارات آلفابت ماكسيما در سوئد روانهء بازار كتاب گرديد. اين كتابشناسى، كه در دو بخش تنظيم شده، فهرستى كامل از زنان شاعر ايران (جمعا ۸۳۵ نفر) بدست مىدهد كه از آغاز سال ۱۳۲۰ تا پايان سال ۱۳۸۲ شمسى در داخل و خارج از كشور اثر مستقلى به زبان فارسی و به صورت كتاب شعر ارائه داده اند. در نخستين بخش اين كتابشناسى شناسنامه ى هر مجموعه شعر، تحت نام پديدآورندهء آن ذكر گرديده و پس از آن محل انتشارهر كتاب، نام ناشر، تاريخ انتشار و تعداد صفحات آن قيد شده است. دوستان علاقمند مىتوانند اين كتاب را از طريق تماس با سايت هاى زير فراهم نمايند: ![]() چاپ کتاب «نمدهای ايران»
Wed / 01 08 2007 / 8:42
محمود جوادیپور در گفت و گو با فارس: چاپ کتاب «نمدهای ايران» پس از ۳۰ سال باورنکردنی است خبرگزاری فارس: جوادیپور هنرمند نقاش مدرنيست و مؤلف «نمدهای ايرانی» گفت: ۳۰ سال، وعدههای چاپ و انتشار کتاب «نمدهای ايرانی» عملی نشد. بنابراين تازمانی که نسخه چاپ شده کتاب را نبينم باور نخواهم کرد. محمود جوادیپور هنرمند نقاش در گفت و گو با خبرنگار تجسمی فارس درباره خبر چاپ و انتشار کتاب «نمدهای ايرانی» گفت: گفته شده است که اين کتاب از سوی معاونت ارتباطات ميراث فرهنگی و فرهنگستان هنر چاپ خواهد شد، ولی آنقدر طی اين ۳۰ سال، از سوی ارگانهای مختلف وعده چاپ و انتشار اين کتاب داده شد و عملی نشد که ديگر تا زمانی که نسخه چاپ شده آن را نبينم باور نخواهم کرد. وی افزود: البته اين بار وعده چاپ کتاب از سوی فرهنگستان هنر و ميراث فرهنگی داده شده است که میتوان به وعده آنها اميدوار بود. جوادیپور درباره کتاب «نمدهای ايرانی» گفت: اين کتاب تحقيقی که بالغ بر ۴۰۰ صفحه خواهد بود، درباره نمدهای منطقه گرگان و رشت است که در سال ۱۳۵۰ شروع کردم و چهار سال به طول انجاميد. اين هنرمند نقاش در ادامه گفت: از سال ۱۳۵۴ تاکنون با گذشت بيش از ۳۰ سال تلاش بسياری کردم تا آن را چاپ کنم ولی هر بار با وعدههای بسياری روبرو شدم که به مرحله عمل درنيامد و به دست فراموشی سپرده شد. وی همچنين گفت: درباره چاپ اين کتاب با من صحبتی نشده است و دقيق اطلاع ندارم که اين کتاب چگونه منتشر خواهد شد. جوادیپور درباره اهميت چاپ اين کتاب گفت: هنر نمدسازی از قدمت ديرينهای برخوردار است و بسيار قديمیتر از فرش و قالی است و در قديم به جای فرش و قالی از نمد استفاده میکردند که نوعی عايق رطوبت و دما بود. اين هنرمند نقاش در ادامه تصريح کرد:تاکنون در هيچ کجا راجع به هنر نمدسازی ايران تحقيقی صورت نگرفته است و اين هنر در دنيا ناشناخته مانده است. روز گذشته خبری مبنی بر چاپ و انتشار کتاب «نمدهای ايرانی» منتشر شد که اين اقدام از سوی معاونت فرهنگی و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگی صنايع دستی و گردشگری و با همکاری فرهنگستان هنر صورت میگيرد. به گفته لطيف روحانی، سرپرست اداره کل فرهنگی معاونت فرهنگی و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگی اين کتاب با کاغذ گلاسه در ۴۷۰ صفحه و تيراژ دو هزار جلد چاپ خواهد شد. سرپرست اداره کل فرهنگی معاونت فرهنگ و ارتباطات سازمان هزينه چاپ اين کتاب را ۱۷۶ ميليون ريال عنوان کرد که بر اساس برنامهريزیهای صورت گرفته تا پايان تابستان امسال عرضه خواهد شد. محمود جوادیپور نقاش ۸۸ ساله تهرانی از جمله قديمیترين هنرمندان مدرنيست ايرانی است که ليسانس نقاشی دانشگاه تهران، ديپلم آکادمی هنرهای زيبا مونيخ در رشتههای نقاشی و گرافيک آلمان و دکترای شورای عالی فرهنگ کشور را داراست. جوادی پور بنيانگذار نخستين مرکز هنرهای تجسمی به نام "آپادانا - کاشانه هنرهای زيبا" در ايران است و نخستين نمونه چاپ رنگی را در سال ۱۳۲۳ در سازمانها و مطبوعات ايران عرضه کرد. او از سال ۱۳۲۸ تا کنون بيش از ۲۰ نمايشگاه انفرادی و ۲۹ نمايشگاه گروهی در داخل و خارج کشور از جمله آلمان، آمريکا، کانادا، ايتاليا و ...داشته است و بسياری از آثارش در موزهها نگهداری میشود. نشانههای بانک مرکزی ايران، شرکت ملی نفت ايران، بانک توسعه صنعتی ايران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، موسسه انتشاراتی خوارزمی، آرم رسمی شير و خورشيد دولتی، بيمه ملی ايران، سلسله انتشارات يونسکو و آرم دانشگاه صنعتی تهران و ... از جمله ديگر آثار اين نقاش نامی ايران است. يادواره و موسيقينامه صبا منتشر می شود
Sat / 28 07 2007 / 9:37
شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۶ خبرگزاری ميراث فرهنگی يادواره استاد ابوالحسن صبا و موسيقی نامه اين موسيقيدان فقيد تا آذر ماه منتشر می شود. يادواره استاد صبا شامل تمام آثاری است که در يادواره های استاد صبا برگزار شده و موسيقی نامه نيز آثاری را در بر می گيرد که تا کنون به قلم اين هنرمند در مطبوعات منتشر شده . به گفته سيد عليرضا ميرعلينقی ، پژوهشگر موسيقی ، جمع آوری و تدوين اين دو کتاب را برعهده دارد ، اين کتاب ها برای دريافت مجوز به وزارت ارشاد تحويل داده شدند و احتمالا تا آذر ماه و همزمان با پنجاهمين سال درگذشت استاد صبا منتشر شود. مير علينقی همچنين تدوين کتابی ديگری را درباره ابوالحسن صبا در دست دارد که دو تا سه سال زمان برای تدوين آن زمان نياز است. وی در اين زمينه به ميراث خبر گفت:« اطلاعات موجود در اين کتاب تکراری نيست و گردآوری آنها از منابع دست اول انجام شده است.علاوه بر اطلاعات آرشيوی در خصوص شيوه نوازندگی صبا با چندين موسيقيدان نيز گفت وگو شده ست. به عنوان مثال برای بررسی تکنيک تار نوازی اين هنرمند با سه سه تار نواز نيز مصاحبه عمقی انجام شده است.» اين پژوهشگر ادامه داد:«برای انتشار يک کتاب تحليلی زمان مشخصی نمی توان ارائه داد، زيرا خودم هم ترجيح می دهم اين نوشته دقيق وکامل باشد و فکر می کنم هنوز در خصوص برخی جنبه های اين کتاب از پختگی لازم برخوردار نشده ام.» «پسين شوم» مجوز گرفت
Tue / 17 07 2007 / 10:26
سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۶ شرق رمان «پسين شوم» نوشته محمدرضا مرزوقی دو هفته ديگر توسط نشر روشنگران راهی بازار کتاب می شود. به گزارش مهر اين رمان زندگی يک قهرمان جنگ را به تصوير می کشد که بعد از پايان جنگ با بی اعتنايی از سوی آدم های اجتماع مواجه شده و در پی استيصال روحی به اعتياد روی می آورد و... از اين نويسنده چهار رمان همچنان در وزارت ارشاد منتظر مجوز است. نام اين آثار «پلان سوخته» (نشر چشمه)، «در ساعت پنج صبح» (آهنگی ديگر)، «از دست شده» و «مصائب شهرزاد» (افراز) است. به گفته مرزوقی تاکنون توضيح يا دليل مشخصی برای عدم ارائه مجوز به کتاب ها از سوی ارشاد اعلام نشده است. اين نويسنده در حال حاضر مشغول يک فيلمنامه با درونمايه جنگ است که قصد دارد تا پايان امسال آن را برای صدا و سيمای آبادان آماده سازد. اين فيلمنامه «ما می مانيم» نام دارد. دهان خاموش
Sat / 30 06 2007 / 13:31
منصور کوشان نشر باران، سوئد چاپ اول ۲۰۰۷ شابک: ۱۴-۱۲-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ info@baran.st http://www.baran.st دهان خاموش، روايت نسلی است که انقلاب اسلامی، دگرگونی ژرفی در زندگی آنان ايجاد میکند. راوی دهان خاموش که در زمان انقلاب، دوران بلوغ خود را در خانوادهای مرفه و سياسی میگذراند، بعد از دو ضربهی هولناک، يکی از سوی خانواده و ديگری از سوی جامعه، استقلال و توانايیاش را برای تداوم يک زندگی ساده از دست میدهد و روزهای آخر عمر کوتاه خود را با نوشتن واقعيتها و روياها میگذراند. رمان دهان خاموش، اينگونه آغاز میشود: «مادر بیتاب میشود و در چشمهای پدر که نگاه میکند تمام بدنش میلرزد. آرزو میکند روزها کوتاه شوند، هفتهها بهسرعت بگذرند و روز و ساعتی که پزشک گفته است متولد میشوم فرا برسد. پدر هم میپذيرد که تا چند ماه تختخوابم در اتاق خوابشان باشد و اگر مادر لازم ديد من را در کنار خودش بخواباند. همانطور که خواهر را میخواباند. نگران است گريه کنم و صدايم را نشنود. هنوز يادش است که خواهر از بس گريه میکند بهسختی نفس میکشد. از شدت درد سينه مدام سرش را میچرخاند. گردن و زير چانهاش سرخ سرخ میشود. گلويش درد میگيرد. مادر که بيدار میشود فقط صدای خرخر میشنود. خيال میکند گربه پشت پنجره خوابيده است. يک لحظه بهخواهر فکر نمیکند. همانطور که تا سالها بهمن فکر نمیکند. خيال نمیکند ممکن است روزی بعد از خواهر فرزند ديگری داشته باشد. فقط روزی که میفهمد خواهر ديگر باکره نيست و چه اتفاقی افتاده است برای نخستين بار فکر میکند که کاش بهجای دختر، پسر میزاييد. بعد هم - شايد برای اين که من صدای گريهاش را میشنيدم- میرود حمام و در را پشت سرش میبندد. مدتها است میدانم و منتظرم که يک روز صدای جيغش را بشنوم. درست مثل همان شب که تا بيدار میشود صدای خرخر گربه را میشنود. نگران اطراف را نگاه میکنم. میبينم که دهان مادر خشک میشود و اگر بلند شود سرش گيج میرود. آهسته، طوری که پدر بيدار نشود، روی پهلوی راستش میغلتد. تا لبهی تختخواب پيش میرود. نيمخيز میشود و پاهايش را میسراند پايين. بعد تلاش میکند دمپايیهايش را پيدا کند. بارها لاک عنابیرنگ ناخنهايش را از تاريکی زير تختخواب ديدهام. ديدهام که هر روز، دمدمای غروب، وقتی نمیخواهد بيرون برود، پشت پنجرهی اتاق خوابش مینشيند و ناخنهايش را لاک میزند. بيشتر از لاکهای روشن تيره خوشش میآيد. شيشههای لاک را که در گوشهی راست ميز آرايش چيده است يکی يکی جلو آينه میگذارد و بعد از چند لحظه، سرانجام يکی از آنها را انتخاب میکند. چند بار تلاش میکنم بفهمم کدام لاک را انتخاب میکند. هيچ وقت حدسهايم درست درنمیآيد. با اين که میدانم تا چند لحظهی ديگر کلافه میشود، بیخود از اين اتاق بهآن اتاق میرود و بارها از پنجرهی آشپزخانه بيرون را نگاه میکند، باز در مورد رنگ لاکها اشتباه میکنم. حتا يک بار که تصور میکنم رنگ نور خورشيد عامل انتخاب رنگ لاک است، باز رنگی را انتخاب میکند که هيچ ارتباط مستقيمی با نور خورشيد ندارد.» رمان دهان خاموش در ۲۵۰ صفحه منتشر شده است. نشر باران پيش از اين از منصور کوشان کتابهای رمان «تثليث جادو» (۲۰۰۳) و «حديث تشنه و آب» (سال ۲۰۰۲/ روايتی از سايهروشنهای کانون نويسندگان ايران، قتلهای زنجيرهای، اتوبوس ارمنستان و نقش کارگزاران فرهنگی و سياسی و امنيتی حکومت اسلامی) را منتشر کرده است. کتاب فوق و ديگر کتابهای نشر باران را از کتابفروشیهای محل زندگی خود تهيه کنيد و يا آن را از طريق ايميل سفارش دهيد. فصلنامهی باران منتشر شد
Thu / 28 06 2007 / 23:56
http://www.baran.st در صفحههای آغازين اين شماره، که روی جلد آن با نقاشیای از وانشا رودبارکی آراسته شده است، مسعود مافان مکثی کرده است بر فعاليتهای مطبوعاتی در تبعيد، و اين که: چرا بايد بخش عظيمی از آنچه در ۲۷ سال اخير در خارج از ايران منتشر شده در زمرهی ادبيات تبعيد طبقهبندی کرد و نه ادبيات مهاجرت؟ «صدای زنانه»، عنوان گزارشی است که مروری دارد بر شمار نويسندگان زن در تبعيد، در عرصههای خاطرهنويسی، تاريخنگاری و پژوهش، نمايشنامهنويسی، داستاننويسی، و شعر. در بخش «زندان» با فرزند يکی از قربانيان دهه شصت، تحت عنوان «چراغهای رابطه تاريکند»، گفت و گو شده است. در بخش «گفت و گو»، دو مطلب ارائه شده است: يکی گفت و گوی شاهرخ تندروصالح (روزنامهنگار و داستاننويس) با بهروز شيدا (منتقد ادبی) دربارهی ادبيات تبعيد و دومی گفت و گوی محسن فرجی(داستاننويس و روزنامهنگار) با محمد بهارلو (داستاننويس و پژوهشگر) دربارهی کتاب هزار و يکشب. در بخش داستان، بخشی از رمان منتشر نشدهی شهرنوش پارسیپور با عنوان «آسيه ميان دو دنيا» و داستان کوتاهی از شکوفه تقی با عنوان «يک تصميم غلط» چاپ شده است. در اين شماره، همچنين اشعاری از علیرضا زرين، شاعر ساکن آمريکا، ناهيد ع. موسوی، شاعر ساکن آلمان، و ژيلا مساعد، شاعر ساکن سوئد چاپ شده است. هويت جنسيتی از نگاه دو داستاننويس زن (نيره توکلی)، نگاهی به مجموعه داستان سوگ نوشتهی شهلا شفيق و نگاهی به داستان بريدههای نور نوشتهی مهرنوش مزارعی (اسد سيف)، بازخوانی رمان عقل آبی نوشتهی شهرنوش پارسیپور در شش پرده(ماندانا زنديان)، سفر زبانشناس دانمارکی به ايران در زمان فتحعلیشاه قاجار(مسعود کدخدايی)، نگاهی به رمان فراز مسند خورشيد نوشتهی نسيم خاکسار (کوشيار پارسی)، مردانگاری خدا و قربانی کردن دختران (شکوفه تقی)، نگاهی به رمان سورهالغراب نوشتهی محمود مسعودی (اصغر غراب)، و نگاهی به قصيدهی مجلس چهاردهم سرودهی ملکالشعرای بهار (شهين سراج) عنوان مقالاتی است که در بخش «مقاله، نقد و نظر» اين شماره از باران منتشر شده است. در بخش «انديشه» نيز دو مقاله يکی از محمدرضا فشاهی با عنوان «تاريخ به منزلهی شدن انسانی» و آن ديگری از احمد علوی با عنوان «مطالعهی اقتصاد ايران در بررسی مقايسهای با اقتصاد سوئد» ارائه شده است. در بخش بازتاب، ناصر رحيمخانی، نويسنده و پژوهشگر، در مقالهای با عنوان «ميرزا رضای شاهشکار در صورتخانهی تاريخ»، تاملی کرده است بر مقالهی هما ناطق، استاد و پژوهشگر تاريخ معاصر ايران به نام «ميرزا رضای شاهشکار، آبشخور سرخوردگی و سرکشی» که در شمارهی ۱۳ فصلنامهی باران منتشر شده است. در اين بخش همچنين مطالبی از هوشنگ اسدی و محمدعلی سپانلو دربارهی رحمان هاتفی چاپ شده است. در بخش پايانی باران، چند معرفی کتاب و اخبار فرهنگی آمده است. هموطن گرامی فصلنامهی فرهنگ و ادبيات «باران»، ۳يا ۴ شماره در سال منتشر میشود و برای ادامهی انتشار، نياز به افزايش تعداد مشترکين خود دارد. قيمت اشتراک برای اشخاص با احتساب هزينهی پستی برای اسکانديناوی و اروپا ۳۵ يورو(۳۰۰ کرون) و برای کانادا و امريکا معادل ۴۵ يورو. قيمت اشتراک برای کتابخانهها و موسسات در اروپا ۴۵ يورو (۴۲۰ کرون)، در امريکا و کانادا معادل ۵۵ يورو. به مشترکين ما بپيونديد و به مدت يکسال، باران را از طريق پست دريافت کنيد. شمارهی حساب ما در سوئد: از طریق جیروپستی 7- 251759 از طریق حساب بانکی، شمارهی حساب: 1006792- 5287 IBAN: SE65 5000 0000 0528 7100 6792 BIC: ESSESESS نام بانک: Skandinaviska Enskilda Banken کد بانک برای ارسال پول خارج از سوئد: BIC (SWIFT): ESSESESS هزینهی اشتراک را در کشور آلمان میتوانید به شمارهی حساب زیر واریز کنید: Konto-Nr. 461116507 BLZ 510 500 15 Nassauische Sparkasse Rahmat M Postfach 63 01 07, 60351 Frankfurt/M در صورت پرداخت هزينهی اشتراک، لطفا آدرس خود را در فرم پرداختی بهطور دقيق بنويسيد تا به فهرست مشترکين بپيونديد. 251759-7 pg bg 5944-8720 برای اشتراک فصلنامهی باران از طریق ایمیل info@baran.st با ما تماس بگیرید. Baran, box 4048, 163 04 Spånga, Sweden مشارکت مدنی، نخستين گام توسعه اقتصادی
Wed / 27 06 2007 / 23:21
سکينه صارمی-سرمایه در مقدمهء کتاب آسيبشناسی توسعهء اقتصادی ايران نوشتهء دکتر غلامعباس مصلینژاد به پيامدهای مخاطرهآميز توسعهء اقتصادی ايران اشاره شده است. چرا که عدهای از پژوهشگران بر اين باورند که توسعهء اقتصادی شمشير دولبهای است که از يک سو منجر به رشد اقتصادی و از سوی ديگر زمينهء تضادهای اجتماعی را به وجود میآورد. در اين کتاب نويسنده برای دريافت ملموستر اين قضيه با تکيه بر منابع آماری مستند ابتدا به تبيين مبانی نظری سياستهای تعديل اقتصادی، اهداف، جهتگيریهای خطوط محوری برنامهء اول و دوم توسعهء اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ايران همچنين چگونگی انحراف از برنامهء نقش دولت در شکست برنامههای تعديل اقتصادی و سهم آن در پيامدهای صنفی سياستهای تعديل اقتصادی در حوزهء اقتصاد پرداخته است. نويسنده معتقد است که برنامهء آزادسازی اقتصادی گرچه تکانهايی به اقتصاد راکد و فرتوت بعد از انقلاب وارد آورده، اما از سوی ديگر اين سياستها با ايجاد يا تشديد پديدهها و مسايلی همراه بوده که زمينهء تشديد تعارض و کشمکشهای اجتماعی را فراهم آورده است. پس از پايان جنگ، دولت برنامهای در پيش گرفت که به معنای وداع تدريجی با اقتصاد پوپوليستی دورهء دهسالهء اول بعد از انقلاب بود. در برنامهء دوم نيز به دليل مشکلات ناشی از برنامهء اول همچنان روند سرمايهگذاری کاهش يافت. به گفتهء نويسندهء اين کتاب بازسازی اقتصادی صرفا از طريق مولفههای اقتصادی صورت نمیگيرد. هر سياست اقتصادی که انتخاب شود در بستری از روابط و مناسبات يک سويه بینظارت و از بالا به پايين که چکيدهء نظام سياسی-اداری است، شکل میگيرد. بر همين اساس چنانچه مسوولان با ديدگاههای کارشناسی شده برنامهء اول را تدوين میکردند و بازسازی سياسی را اولويت داده و رشد اقتصادی را فرع در نظر میگرفتند به طور حتم نتيجهای متفاوت از زمان حاضر به دست میآمد. در فصل نخست کتاب تحت عنوان «توسعهء اقتصادی و بیثباتی ساختاری، فرآيندهای نوسازی در ايران» آمده است که بیثباتی ساختاری بازتاب فقدان همدلی و هماهنگی و انسجام در درون يک جامعه است و چنانچه برخلاف آن صورت گيرد ميزان ظهور ناهنجاریهای اجتماعی افزايش خواهد يافت به گونهای که هانتينگتون در بيان تاثير بیاعتمادی اجتماعی در بیثباتی ساختاری کشورهای جهان سوم از جمله ايران معتقد است: «نبود اعتماد در جامعه موانع زيادی بر سر راه ايجاد نهادهای همگانی فراهم میکند...» به اين ترتيب ظهور بیثباتی سياسی، توسعهء اقتصادی و فرآيند گسترش خشونت از جلوههای بیثباتی ساختاری ناشی از اجرای برنامههای توسعهء اقتصادی به شمار میرود. در فصل دوم کتاب تحت عنوان شکلبندی توسعهء اقتصادی در ايران نويسنده معتقد است که پيامد سياست تعديل اقتصادی در پديدههايی نظير تورم لجامگسيخته، افزايش بيکاری، کاهش سطح زندگی طبقات متوسط و پايين، رونق بند و بستهای اقتصادی و آشکار شدن پديدهء ثروت بادآورده و بازتر شدن پديدهء تجملگرايی جلوهگر شد که هر يک از اين موضوعات به نوبهء خود بخشی از طبقات و گروههای اجتماعی و نيروهای سياسی مرتبط با آنها را ناخرسند کرد. در فصل سوم اين کتاب ميخوانيم که اجرای سياست توسعهء اقتصادی در چارچوب برنامهء اول و دوم از سوی دولت با وجود تحميل هزينههای مادی - معنوی سنگين بر مردم، موجب بزرگتر شدن حجم دولت و افزايش انحصار اقتصادی آن، خصوصیسازی ناقص و ناسالم و... شده است. همچنين در اين فصل به عملکرد دولت در آينهء برنامهء توسعهء اقتصادی - اجتماعی، فرهنگی، ارزيابی عملکرد دولت در روند برنامهء توسعه و ارزيابی عملکرد دولت در تحقق عدالت اقتصادی - اجتماعی اشاره شده است. نقش دولت در سرمايهگذاری و توليد ناخالص داخلی عنوان فصل چهارم است که در آن بررسی کارآمدی و تاثير سرمايهگذاریها در ايران، سرمايهگذاری انجام شده در برنامهء اول و دوم و بدهی ايجاد شده در برنامههای مزبور، سياستهای سرمايهگذاری دولت در بخش صنعت، موانع توسعهء صنعتی در ايران، اشتغال و بحران بيکاری در روند برنامهء اول و دوم فساد اداری در روند توسعهء اقتصادی و... اشاره شده است. در فصل پنجم نيز با عنوان مکانيسم و روند کنترل بنيادهای اقتصادی و مراکز دولتی به تخلف اقتصادی در بنيادها و مراکز دولتی، نقش تعزيرات حکومتی در موازنه و کنترل ساختار اقتصادی، واگذاری شرکتهای دولتی به بخش خصوصی، تاثير فساد اقتصادی بر ناکارآمدی روند توسعهء اقتصادی، فرار مغزها و خروج سرمايهء ناامن اجتماعی و سياسی، دولتگرايی در صادرات و تجارت خارجی و... اشاره شده است که به خوبی مشخص میشود که طی برنامههای توسعه، با وجود آزادسازی اقتصادی همچنان انحصار تجارت خارجی و بازرگانی در اختيار بخش دولتی است، اين امر نهتنها روند خصوصیسازی را کاهش میدهد، بلکه منجر به محدوديتهايی برای ايجاد توازن اقتصادی و تعادل اجتماعی میشود. در فصل ششم اما به نتايج و پيامدهای توسعهء اقتصادی ايران طی برنامهء اول و دوم توسعهء اقتصادی اشاره شده که تاثير برنامهء اول و دوم را بر قابليتهای دولت نشان میدهد. از سويی به نتايج سياسی برنامهء اول و دوم توسعه نيز اشاره شده و نشان میدهد که اقتصاد و سياست دو حوزهء به هم پيوستهاند و توسعهء هيچ يک به تنهايی امکانپذير نيست. نويسندهمعتقد است که دموکراسی سياسی و دموکراسی اقتصادی به منزلهء دو بالاند که نقص در هر يک مانع پرواز است. نويسندهء اين نکته را متذکر میشود که اقتصاد بدون آزادی و سياست بدون دموکراسی هر دو موجب عقبافتادگی و عقبماندگی میشوند. مصلینژاد در شش فصل کتاب خود و مطالعهء نتايج اقتصادی برنامهء اول و دوم توسعهء اقتصادی ساز و کار اجرايی اين برنامهها، جمعبندی خود را اينگونه ارايه میدهد که بازسازی سياسی - اداری مقدم بر هر نوع برنامه، سياست يا بازسازی اقتصادی است. بنابراين پيوسته در هر برنامهء اقتصادی بايد کيفيت توزيع قدرت سياسی و مديريت آن مدنظر قرار گيرد و به صورت مستمر به بهبود و اصلاح آن انديشيده و پرداخته شود. «مشارکتمندی فعال» مهمترين فراز انديشهء دکتر غلامعباس مصلینژاد است. «آسيبشناسی توسعهء اقتصادی ايران» نوشتهء دکتر غلامعباس مصلینژاد را نشر قومس در ۳۳۷ صفحه منتشر کرده است. افشای سلطه
Wed / 20 06 2007 / 15:06
شرق جان پرکينز که خود را يک مزدور و آدمکش اقتصادی می داند اخيراً کتابی با عنوان تاريخ سری امپراتور امريکا به چاپ رسانده که در آن توطئه برنامه های کمپانی های بزرگ امريکايی برای به دست آوردن سرمايه ديگر کشورهای جهان و نيز ترور و آدم کشی را افشا کرده است.جان پرکينز در گفت وگويی راديويی (۱۸ خرداد ۱۳۸۶) با اشاره به سابقه فعاليت خود در شورای امنيت ملی امريکا پرداخته است. از اين نويسنده در هفته گذشته کتاب «اعترافات يک تروريست اقتصادی» با ترجمه مرجان صالحی روانه بازار نشر شده است. *** وی در اين گفت وگوی راديويی در پاسخ به اين سوال که منظور از مزدور و آدمکش اقتصادی چيست، می گويد؛ بسيار منصفانه است که بگويم از زمان جنگ جهانی دوم، ما آدمکش های اقتصادی به گونه ای عمل کرديم که زمينه برای يک امپراتور جهانی فراهم شد. به طوری که برخلاف امپراتوری های تاريخی اين کار بدون استفاده از نيروهای نظامی صورت گرفت. ما روش های مختلفی را اجرا می کرديم ولی معمولی ترين آنها اين بود که يک کشور جهان سوم دارای منابع مورد نياز کمپانی های خود مثلاً کشور نفت خيز را در نظر می گرفتيم و برنامه دريافت وام بزرگ را از طريق بانک جهانی يا يکی از موسسات وابسته آن برای اين کشور فراهم می کرديم. اين پول هرگز به اين کشور داده نمی شد. در حقيقت اين پول به شرکت های امريکايی پرداخت می شد که بتوانند پروژه هايی را در آن کشور انجام دهند. اين پروژه ها در راستای منافع قشر ثروتمند اين کشور استفاده می شد و معمولاً توده مردم با آن سروکاری نداشتند. اکثريت مردم عادی توانايی آموزش برای کارهای صنعتی را ندارند و لذا از اين پروژه ها بی بهره هستند ولی تمام کشور با اين قرض بزرگ بدهکار می شود، به گونه ای که ديگر امکان بازپرداخت اين قرض برای کشور وجود نخواهد داشت. در چنين فضايی است که مزدوران اقتصادی وارد عمل می شوند و به سران کشور می گويند شما بدهی بزرگی داريد و نمی توانيد پرداخت کنيد و لذا بايد آنچه را ما می خواهيم در اختيار ما قرار دهيد. جان پرکينز در ادامه می گويد که از دانشگاه بوستون در رشته تجارت فارغ التحصيل شده و به استخدام آژانس امنيت ملی که بزرگترين سازمان سری و جاسوسی امريکا و حتی عظيم تر از سازمان جاسوسی سيا است، درآمده است. سپس با تشويق اين آژانس به سپاه صلح پيوسته و به مدت سه سال در کشور اکوادور که کشور نفت خيزی بود به سر برده است، از اين طريق در ارتباط با کمپانی های بزرگ از جمله چارلز تی مين قرار می گيرد که دو هزار استخدامی داشته و بدون سروصدا اهداف اقتصادی امريکا در ديگر کشورها را پيگيری می کند. وی می افزايد؛ با توجه به برنامه های بسيار سری آژانس امنيت ملی امريکا ارتباط مستقيم اين آژانس با کمپانی های بزرگ بسيار پيچيده و مخفی است لذا زمانی که اقدامات ما مزدوران در جايی به عنوان رشوه دهندگان به سران کشورها برملا می شود، گناه آن به گردن شرکت های خصوصی می افتد و نقش آژانس پنهان می ماند و لذا جذابيت کار در اجرای اين روش ها نهفته است. در ادامه اين مصاحبه جان پرکينز با اشاره به برگزاری اجلاس گروه ۸ کشور صنعتی جهان و تظاهرات های برگزارشده در مخالفت با جهانی شدن می افزايد؛ با توجه به پيشرفت تکنولوژی و ارتباطات اين روزها هر تحول کوچکی در گوشه ای از جهان بلافاصله به سراسر دنيا پخش می شود و اين نشان می دهد که دگرگونی مهمی در دنيا اتفاق افتاده است. گروه ۸ از ثروتمندترين کشورهای جهان تشکيل شده و کنترل دنيا در دست آنهاست و رهبريت آن نيز با امريکا است. در واقع شرکت ها و کمپانی های بزرگ صنعتی دنيا هستند که رهبران را خط می دهند و دولت ها در اختيار شرکت های بزرگ هستند. در امريکا کانديداهای دموکرات يا جمهوريخواه بايد بتوانند بيش از نيم ميليارد دلار جمع کنند تا بتوانند به عنوان کانديدا وارد مبارزات انتخاباتی شوند و اين پول مسلماً از طرف مردم عادی جمع آوری نمی شود. اين پول از سوی افراد وابسته به شرکت های صنعتی و تجاری پرداخت می شود، از اين رو گروه ۸ دسته ای از کشورها هستند که نمايندگی کمپانی های بزرگ جهان را به عهده دارند.امروز ما شاهد مقاومت و مخالفت هايی در اروپا، امريکای لاتين و خاورميانه عليه اين سيستم امپراتوری هستيم. اکثريت مردم از اين امپراتوری خبر نداشتند چرا که برای تشکيل اين امپراتوری از نيروی نظامی استفاده نشده است. اين سيستم توسط مزدوران و آدمکشان اقتصادی تاسيس شد و اکثريت مردم امريکا نمی دانند که روش مرفه زندگی آنها در نتيجه اعمال و توطئه های اين امپراتوری برای چپاول ثروت از مردم کشورهای ديگر است، ولی به تدريج مردم دارند اين موضوع را درک می کنند. جان پرکينز در ادامه مصاحبه خود به نقش مزدوران و آدمکشان اقتصادی در کشورهای ديگر از جمله کنگو و اکوادور اشاره می کند و در پايان می افزايد؛ اگر بخواهيم در دنيا سالم و باثبات زندگی کنيم، صاحبان صنايع و شرکت های بزرگ بايد برای استفاده از منابع طبيعی ديگر کشورها هزينه آن را پرداخت کنند تا مردم آن سرزمين نيز بتوانند زندگی نسبتاً بهتری را داشته باشند. معينی کرمانشاهی تاريخ صفويه را هم بهنظم کشيد
Sun / 17 06 2007 / 14:14
يكشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۶ ايسنا- جلد ششم مجموعهء «شاهکار»، تاريخ ايران به نظم، از رحيم معينی کرمانشاهی منتشر شد. اين مجلد به دوران صفويه مربوط میشود که از سوی انتشارات «سنايی» بهچاپ رسيده است. نگارش جلد هفتم «شاهکار» که به جانشينان شاهعباس اختصاص دارد، بهتازگی به پايان رسيده و برای چاپ در اختيار نشر سنايی قرار گرفته است. معينی کرمانشاهی اين روزها مشغول نوشتن جلد هشتم اين مجموعه است که به نادرشاه و کريمخان زند میپردازد.اين شاعر و ترانهسرا، قصد دارد تضمين ۱۳۰ غزل حافظ را با عنوان «در سايهء حافظ» منتشر کند. معينی نگارش «شاهکار» را کاری سخت میداند: «برای نوشتن اين اثر بايد کتابهای تاريخی زيادی مطالعه کنم، به اين دليل به کارهای ديگرم نمیرسم.» کتابی از فون کلايست به فارسی
Sun / 10 06 2007 / 20:00
يكشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ خبرگزاری ميراث فرهنگی: مجموعه داستان «ميشائيل کلهاوس و سه داستان ديگر» اثر نويسنده نامدار آلمانی، «هاينريش فون کلايست» به زودی به بازار کتاب عرضه میشود. محمود حدادی، مترجم اين کتاب با اعلام اين خبر به سايت کتاب ميراث خبر گفت: «هاينريش فون کلايست از نويسندگان هم دوره گوته و قرن نوزدهمی آلمان است که تاثير زيادی بر ادبيات آلمانی گذاشته است. مجموعه کارهای فون کلايست بسيار کم است. اين نويسنده در سن ۳۲ سالگی فوت کرده و برای همين فرصت زيادی برای نوشتن نداشته است.» اين مترجم زبان آلمانی در ادامه گفت: «در ايران تا به حال هيچ کاری از اين نويسنده ترجمه و منتشر نشده است. نثر فون کلايست بسيار پيچيده و جملاتش پرشتاب است و همين امر ترجمه آثار او را مشکل میکند. شايد برای همين است که تا به حال هيچ مترجمی در ايران سراغ او نرفته است.» حدادی درباره داستان «ميشائيل کلهاوس» توضيح داد: «داستان اسبفروشی است که مورد ظلم دولت قرار میگيرد و به دادگاهها پناهنده میشود، اما چون دادگاهها فاسد هستند و حق او را نمیدهند دست به اسلحه میبرد و در نهايت هم شکست میخورد.» تحقيقات درباره شاهنامه
Thu / 31 05 2007 / 11:45
دانشگاه کمبريج جديدترين تحقيقات درباره شاهنامه را منتشر کرد پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۶ مرکز مطالعات خاورميانه و اسلامی دانشگاه کمبريج انگلستان نخستين جلد تحقيقات شاهنامه که حاصل پروژه تحقيقاتی بلند مدت پژوهشگران اين دانشگاه درباره شاهنامه فردوسی است را منتشر کرد. خبرگزاری ميراث فرهنگی - کتاب - مرکز مطالعات خاور ميانه و اسلامی دانشگاه کمبريج انگلستان چندی پيش نخستين جلد "تحقيقات شاهنامه" را که حاصل پروژه تحقيقاتی بلند مدت پژوهشگران اين دانشگاه درباره شاهنامه فردوسی است، منتشر کرد. در اين کتاب ۱۵ مقاله پژوهشی انتشار يافته است که مضمون آنها يکی از اين دو بوده است: ۱- بخش هايی از شاهنامه ۲-بررسی نسخه های خطی نظارت بر اين پروژه، گردآوری ويرايش مطالب کتاب را "چارلز ملويل"، استاديار تاريخ ايران در دانشکده مطالعات شرقشناسی دانشگاه کمبريج بر عهده داشته است. مقدمه ای از ملويل نيز در ابتدای اين کتاب درج شده است که در آن به اين موضوع اشاره داشته که مقالات منتشره در اين کتاب - به جز يک يا دو عنوان مقاله – نخستين بار در "دومين ميزگرد شاهنامه شناسی" دانشکده های نيونهام و پمبروک دانشگاه کمبريج در تاريخ ۲۱ تا ۲۳ نوامبر ۲۰۰۳ ارائه شده بود. او اين کتاب را به ياد و خاطره جری کلينتون، استاد دانشگاه پرينستون و پژوهشگر شاهنامه فردوسی تقديم کرده است که در ۷ نوامبر ۲۰۰۳ کمی پيش از برگزاری کارگاه آموزشی دانشگاه کمبريج در زمينه شاهنامه خوانی درگذشته بود و او نيز يکی از مدعوين اين کارگاه آموزشی بود. پژوهشگران در مقالات اين کتاب به موضوعات قابل توجه ای پرداخته اند که از آن جمله می توان به تصويرگری شاهنامه و رابطه بين متن و تصاوير و همچنين نقش شاهنامه در فرهنگ و ايدئولوژی سياسی ايرانی اشاره کرد. جلد اول و جلدهای بعدی "تحقيقات شاهنامه" حاصل چندين کارگاه آموزشی درباره مطالعات شاهنامه فردوسی است که از سال ۲۰۰۱ تا کنون در دانشکده های مختلف دانشگاه کمبريج به طور پيوسته برگزار شده است. اين کتاب ۳۰۰ صفحه ای خود شامل بيش از ۸۰ تصوير نيز می شود که بيشتر آنها رنگی هستند. علاقمندان به مطالعه اين کتاب بايد به طور مستقيم آن را به دانشکده مطالعات شرقشناسی دانشگاه کمبريج انگلستان سفارش دهند. سپيده جديری در معرفی کتاب تاسيان از ه .الف. سايه
Tue / 29 05 2007 / 21:01
سر زدن به خانه پدری ارغوان، پنجه خونين زمين، دامن صبح بگير وز سواران خرامنده خورشيد بپرس کی به اين دره غم می گذرند بخشی از شعر ارغوان - ه .الف. سايه سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶ روزنامه ايران (ه.الف.سايه) در اوزان نيمايی و قالب های غيرسنتی است. اين کتاب به انتخاب شاعر، شامل شعرهايی شده که او در فاصله ۱۳۲۵ تا ۱۳۸۰در قالب «شعر نو» سروده و بسياری از آنها در مجموعه های ترکيبی قبل سايه نيز منتشر شده اند. اين مجموعه از آن جهت به يکی از پيشنهادهای نوروزی تبديل شده زيرا علاوه بر حضور و نفوذ شعر، شاعری به نام سايه در ذهن انسان ايرانی چند دهه گذشته می تواند مخاطبان او را به شکلی جدی تر با طبع آزمايی اين شاعر در قالب شعر نيمايی آشنا کند. همان طور که می دانيد، سايه شاعر آرام و نسبتاً منزوی کسی است که عمدتاً به دليل غزل های بسيار مشهورش شناخته می شود. او که در آستانه هشتاد سالگی قرار دارد، در حالی به يک غزل سرا تبديل شده که از نظر زمانی و تاريخی سرايش غزل و شعر نو را توام با هم آغاز کرد. البته چربش غزل های او هم در ذهن مخاطبان و هم در حوزه نقد شعرش بيشتر بوده ولی نبايد فراموش کرد که او پی درپی و در تمام ۶۰ سال گذشته به نوشتن «شعر نو» نيز مشغول بوده است. «تاسيان» براساس همين روال گزينش و منتشر شده است. در عين حال نبايد از ياد ببريم اميرهوشنگ ابتهاج دلبسته دو مکتب و دو شاعری است که بدون هيچ ترديدی بر او تاثير فراوانی گذاشته اند؛ «نيما يوشيج» و «شهريار». اگر نخواهيم از واژه «شاگرد» استفاده کنيم، بايد بگوييم که سايه در دوران زندگی هر دو اين شاعرها محضرشان را درک کرده است. من منتقد شعر نيستم و اصلاً سودای اين کار را هم ندارم، اما به عنوان کسی که به شعر سايه دلبستگی هايی دارد بايد اذعان کنم که شايد سايه غزل سرا از نظر شهرت و شناخته شدن در جايگاهی فراتر قرار داشته باشد، اما شعر نو او نيز اجرای مدرن تری از ايده های غزل اوست. در واقع با نگاهی به مجموعه شعر تاسيان به خوبی می توان دريافت که اين پيرمرد سپيد موی امروز در حيطه اين قالب به جست و جوی فضاهايی بر آمده که ابعاد عاشقانه اش را رنگ اجتماعی تر و از آن مهمتر روايی تری می بخشند. اين دغدغه هميشه سايه، يعنی حرکت به سوی نوعی شعر اجتماعی برآمده از تفکر و ايده هايی است که سايه در طول بيش از شش دهه شعر نوشتن به دنبال آن بوده است. ترکيب عناصر هميشگی اش اعم از زمان، شب، طبيعت، عشق های ملموس و همچنين حضور شاعر در دل متن به عليتی راه يافته که در آن می توان شعر سايه را شعری برآمده از ضرباهنگ زندگی، وقايع اجتماعی و تجربه های شخصی شاعر در دوره های مختلف دانست. سايه در هيئت يک شاعر نيمايی آنچنان از سايه غزل سرا دور نيست بلکه شايد آن بعد اجتماعی و تلاش برای رسيدن به ايده های بيرونی تر در اين نوع شعر بيشتر ديده شود. بسياری از منتقدان سايه، قوت او را در مقام يک شاعر نيمايی هم سنگ طراوت اش در مقام يک غزل سرا نمی دانند، اما مخاطب مجموعه «تاسيان» می تواند فارع از مباحث سبک شناسی و نقد شعر با شاعری روبه رو شود که اين بار و در اين اشعار تلاش می کند با زبانی صريح تر سخن بگويد. اشعار معروفی مانند «کاروان» يا «ارغوان» از جمله آثار نو اويند که در کنار شماری از غزل هايش در حافظه ها باقی مانده اند. به همين دليل مجموعه شعر «تاسيان» روی ديگر شعر سايه به شمار می رود. شايد هوشنگ ابتهاج شاعر خوش اقبالی باشد اما بايد بپذيريم که در پس اين خوش اقبالی در ميان مخاطبان، او توانسته از نخبه گرايی صرف دور شود، ايده های بارز و آشکار فکری اش را درونی تر کرده و در نهايت به شاعری تبديل شود که در بازآفرينی زبان شعر کلاسيک موفق بوده است. در شعر سايه نه قرار است جهان عوض شود و نه يک ايده سياسی - اجتماعی به نهايت تلاش شاعرش تبديل شود. شعر سايه از همان سنتی برآمده که شايد شعر شاملو، اما راه زود جدا شده اين دو غول شعر فارسی در دهه های اخير را بايد در ذهنيت و نگاه ايشان به پديده «امر شاعرانه» و از آن مهمتر «مدرن بودن» جست وجو کرد. سايه به وزن وفادار ماند و کوشيد در دل سنت راهی برای مدرن شدن پيدا کند، اما شاملو با درک سنت، ساختار و سازمانی ديگر پی افکند که از نظر ذهن و زبان دور است از سايه. جهان سايه اما در روابط سنت باقی نمی ماند. چريک سال های دور و نزديک و مردی که يکی از بزرگ ترين مرثيه سراهای وقايع تاريخی روزگارش بوده در نهايت در خلأ شعر نمی نويسد. در شعرش انگار انتظار آمدن چيزی را می کشد. در حال گفت وگو با مخاطبی غايب است و گويا «تنهايی» ناگزير باعث شده که او مدام در حال يادآوری فضا و جوی باشد که او را تک انداخته است. شايد همين احساس های برآمده از سنت شعری و فکری کلاسيک ايرانی باشد که مخاطبان پرشمارش را با او مأنوس کرده است. شعر سايه - به خصوص در شعرهای کتاب تاسيان - روحی حماسی دارد. اصولاً او به شکلی از ريتم، آوا و زبان باشکوه اهميت می دهد. اينکه انسان دردکشيده و رنج ديده شعرش هنوز ايستاده و هنوز می خواهد زنده بودنش را به ثبت برساند؛ «ای دريغا چه گلی ريخت به خاک، چه بهاری پژمرد، چه دلی رفت به باد، چه چراغی افسرد، هر شب اين دلهره طاقت سوز، خوابم از ديده ربود، هر سحر چشم گشودم نگران، چه خبر خواهد بود؟ سرنوشت دل من بود در اين بيم و اميد» يا در جايی ديگر در همين شعر می نويسد؛ «بانگ خون در دل ريشم برخاست، پر شدم از فرياد، هفتمين اختر اين صبح سياه، دل من بود که به خاک افتاد.» به واقع انسان جهان سايه حتی با وقوف از فرو افتادن اش، به نوعی از زندگی پايبند است. نوعی از خشم که از هر چه که برآمده باشد باعث شده شعر سايه، شعر «شکست» نباشد. دغدغه های مشهورش مانند تاريخ، جست وجو، من گويه های عاشقانه - اجتماعی و... همان شاعری را ساخته که در اوج جريان سپيدسرايی توانست نه تنها به حيات اش ادامه دهد، بلکه به يکی از ماندگارترين شاعران اين چند دهه گذشته تبديل شود. تاسيان می تواند ما را در موقعيتی قرار دهد تا سايه را در هيئتی ديگر مطالعه کنيم. هم نشينی اکثر آثار نيمايی اش در کنار هم اين مزيت را دارد که دريابيم آيا فرم و ساختار می تواند وضعيت زيستی - روايی شاعری چون سايه را متمايز از غزل ها يش کند؟ اگر هم دنبال اين مضامين نيستند، تاسيان سرزدن دوباره به يک خانه است. خانه يی که در آن در و ديوار و سقف يک شاعر مانند سايه در همان رنج هميشگی شعرش آشکارتر می شود. تاسيان در لغت گيلکی، گويا به حالتی می گويند بعد از مرگ، سکراتی که بعد از رها شدن جان، انسان به آن دچار می شود. شايد مترادف تولد باشد در جهان فانی. منتها با درکی همه جانبه و غيرقابل اغماض. معرفی تاسيان را با بخشی ديگر از درخشان ترين سروده نيمايی اش پايان می دهم؛ «ارغوان، بيرق گلگون بهار، تو برافراشته باش، شعر خونبار منی، ياد رنگين رفيقانم را بر زبان داشته باش، تو بخوان نغمه ناخوانده من، ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من،» تاسيان را نشر کارنامه منتشر کرده است. *عنوان مقاله برگرفته است از کتابی در معرفی و نقد آثار بهرام بيضايی خالق تن تن ۱۰۰ ساله شد
Mon / 21 05 2007 / 9:22
دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ امروز دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ جشن ۱۰۰ سالگی هرج ، کارتونيست بلژيکی و خالق پسر خبرنگار بی نظير تن تن با همراه هميشگی اش کاپيتان هادوک و سگ کوچولوی باوفايش برفی است. به گزارش آسوشيتدپرس ، هرج ۲۲ می ۱۹۰۷ در بروکسل پايتخت بلژيک به دنيا آمد. هرج کارتونيست مشهور تن تن را با آن آرايش موی دوست داشتنی و منحصر به فرد خلق کرد که به عقيده بسياری از کارتونيست ها هرگز قديمی نمی شود! استيون اسپيلبرگ و پيتر جکسون به تازگی تصميم گرفته اند در طرحی مشترک ۳ قسمت از داستان های تن تن را با پيشرفته ترين ابزارهای رايانه ای به تصوير بکشند. نام کامل هرج، جورجس رمی است که کوتاه شده فرانسوی آن است. وی از سن ۱۷ سالگی که فعاليت هنری خود را آغاز کرد اين نام را برای خود انتخاب کرد. هرج در سال ۱۹۲۶ يعنی در ۱۹ سالگی تاتور- که بعدها به تن تن تغيير يافت – را خلق کرد. داستان تن تن اولين بار در مجله Vingtieme به چاپ رسيد که با استقبال بی نظيری همراه شد. در سال ۱۹۳۱ داستان تن تن در کنگو يکی از موفق ترين داستان های مصور آن زمان شد. هرج بعدها با کمک دانشجوی چينی خود به نام تيچانگ تيچونگ جن، قهرمان خود را به چين فرستاد و نخستين کتاب مصور تن تن با نامThe Blue Lotus منتشر شد. در جريان جنگ جهانی دوم هرج زير فشار و کنترل شديد نازی ها داستان های خود را در روزنامه Le Soir منتشر می کرد. هرج و تن تن از طريق همين روزنامه به جهانيان معرفی شدند. هرج در «تن تن در تبت» (۱۹۶۰) به فلسفه شرقی روی آورد و با ظرافت خاصی احساس ترس و نگرانی را عنصری ذاتی و غير قابل کتمان معرفی کرد. هرج ۳ مارس ۱۹۸۳ درگذشت. امروز به مناسبت ۱۰۰ سالگی هرج از مجسمه وی در موزه ای با نام خود او در ۱۲ مايلی بروکسل پرده برداری می شود. روزنامه جام جم مترجم: مهری توکليان حاکميت ايران بر جزاير تنب و ابوموسی
Sun / 20 05 2007 / 12:28
يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ نويسنده: پيروز مجتهدزاده ناشر: موسسه جغرافيايی و کارتوگرافی سحاب چاپ اول: زمستان ۸۵ شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه خبرگزاری ميراث فرهنگی در ماه های اوت و سپتامبر۱۹۹۲(مرداد و شهريور ۱۳۷۱) در هياهوی رسانه های غربی و عربی، ايران به توسعه طلبی در منطقه خليج فارس متهم می گرديد. راديو قاهره تا آنجا پيش رفت که اقدام ايران در جزيره ابوموسی را با تهاجم عراق به کويت و اشغال آن کشور در سال ۱۹۹۰/ ۱۳۶۹ مقايسه کرد. از گزارشها چنين بر می آمد که مقام های ايرانی از ورود بيش از يکصد معلم و خانواده هايشان که از مليت های گوناگون بودند و بدون اطلاع قبلی ايران قدم به خاک جزيره تحت حاکميت مشترک ايران – شارجه گذارده بودند جلوگيری به عمل آورده اند(بخش جهانی بی.بی.سی، ۲۴ و ۲۵ اوت ۱۹۹۲). از آنجا که کشمکش بر سر مالکيت جزاير ابوموسی، تنب کوچک و بزرگ به آسانی می تواند به منازعه خطرناکی در منطقه استراتژيک تنگه هرمز منجر شود، نگرش يکجانبه ناظران بين المللی در اين مورد بسيار پرسش برانگيز بود. برای اثبات ماليکت ايران در اين زمينه بايد جنبه های تاريخی و حقوقی موضوع بررسی گردد ولی پيش از تحليل زمينه جغرافيايی و تاريخی جزيره های مورد بحث و ريشه های اختلاف، بايد به حقايقی درباره پيدايش حکومت (ساختار کشوری) در ايران و امارات متحده عربی و همچنين دگرگونی های جامعه عربی – ايرانی خليج فارس توجه کرد. اين مباحث در گفتار نخست بررسی شده اند. در مورد مدارک و اسناد مربوط به اختلاف دو طرف در دوران پيش از سده بيستم ميلادی بايد يادآور شد که منابع ايران و امارات متحده عربی هر دو پراکنده و تا حدودی مبهم هستند. اين ابهام بيشتر نتيجه روشی است سنتی که در آن، فرمانروايان منطقه معمولا پيش از آشنايی با مفاهيم و عرف های اروپايی به مايل حق حاکميت ملی، تماميت ارضی و مرزها می پرداختند. اين موضوع در گفتار دوم شکافته شده است. از اين رو در کتاب حاضر، اسناد و مدارک انگليسی به طور گسترده تری مورد بحث قرار گرفته است. نه تنها به اين دليل که اين اسناد گاه به گاه از موضع ايران پشتيبانی می کنند، بلکه بيشتر از اين بابت که اسناد ياد شده ناهمخوانی های موضع بريتانيا در برابر امارات را نشان می دهند. اين نکته می تواند به گشودن رازهايی کمک کند که به تجديد کشمکش های ناشی از ادعای مالکيت امارات متحده عربی بر اين جزاير انجاميده است. موضع رسمی ايران اين است که جزاير سه گانه همانگونه که در چندين نقشه رسمی معتبر بين المللی(متعلق به دولت های فرانسه، آلمان و بريتانيا در سده های هجدهم و نوزدهم ميلادی) نشان داده شده همواره به ايران تعلق داشته اند. انگليسی ها در پايان سده نوزدهم و آغاز سده بيستم اين جزاير را به امارات واگذار کرده و در سال ۱۹۷۱ / ۱۳۵۰ آنها را به ايران برمی گردانند. اين جزاير، بخشی از ايران بوده و اگر ديگران اين واقعيت انکارناپذير را به پرسش بگيرند بار اثبات خلاف واقعيت بر دوش خودشان خواهد بود. در گفتارهای سوم و چهارم کتاب، زمينه تاريخ موضوع جزاير از ديدگاه ايران مورد بحث قرار گرفته و در گفتار پنجم به بررسی درستی و اعتبار استدلالهايی پرداخته شده که انگليسی ها درگذشته و امارات متحده عربی هم اکنون به آنها توسل جسته اند. گفتار ششم نيز به کوتاهی رويدادهای مربوط به اين جزاير را درسال ۱۹۹۲ برمی شمارد. پرفروشترين کتاب کارآگاهی جهان معرفی شد
Sun / 20 05 2007 / 12:26
يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ خبرگزاری ميراث فرهنگی کتاب هر چه بيشتر بدانی پرفروش ترين کتاب کارآگاهی جهان است طبق آمار مجله PI که يکی از معتبرترين منابع خبری آمريکا در حوزه ابزار و خدمات کارآگاهی خصوصی محسوب می شود، کتاب "هر چه بيشتر بدانی" اثر "بيل ميچل"، پرفروش ترين کتاب کارآگاهی در سراسر جهان است. به گزارش سايت PRWEB، اين کتاب در عين حال بالاترين سرعت فروش را در ميان کتاب های کارآگاهی در سطح جهان داشته است. ميچل اين کتاب را برای قربانيان خيانت های خانوادگی خلق کرده است اما ظاهراً بيشتر به کار کارآگاهان خصوصی می آيد چراکه طبق آمار، بيشترين خريداران آن را کارآگاهان خصوصی کشورهای مختلف جهان تشکيل می دهند. او که خود زمانی کارآگاه خصوصی ماهری بوده است، تجربيات شخصی خود را در اين شغل با درک روانشناختی اش از خصوصيات مراجعه کنندگان خود در هم آميخته و کتابی جذاب را برای مخاطبانش خلق کرده است. "دون سی. جانسون"، سردبير مجله PI در مقاله ای در معرفی اين کتاب نوشته است:« مسلماً دليلی برای اين امر وجود دارد که بيل ميچل را دکتر "فيلِ" عالم کارآگاه های خصوصی می نامند.» براساس مقاله جانسون، ميچل هم خود تجربه کارآگاهی خصوصی را از سر گذرانده است، هم مدرک روانشناسی دارد. اين توانايی های او در کتابش هم مشهود است. در اين مقاله همچنين آمده است:« کاش من کتاب بيل ميچل را هنگامی که آژانس کارآگاهی خصوصی ام را در دهه ۱۹۹۰ راه انداختم، خوانده بودم!» گربه
Thu / 17 05 2007 / 22:33
هوشنگ اسدی نشر باران، سوئد چاپ اول ۲۰۰۷ شابک: ۴-۱۱-۸۵۴۶۳-۹۱-۹۷۸ info@baran.st http://www.baran.st رمان گربه نوشتهی هوشنگ اسدی توسط نشر باران در سوئد منتشر شد. رمان گربه، به مقطعی از زندگی يک زن و شوهر ايرانی میپردازد که يکی بازيگر مشهور سينما و ديگری روزنامهنگاری قديمی است. هوشنگ اسدی دربارهی شکلگيری اين رمان میگويد: «روزی، شبی، نمیدانم خط اول رمان از جايی که هرگز نمیدانی کجاست، به ذهنم راه يافت. - به نظر شما میشود آن زن را تور زد؟ در قلب گرفتاریها و بگيروببندها بود که صفحات اولش را نوشتم. هيچ خط و فکر روشنی نداشتم. نمیدانستم به کجا میخواهم بروم و با کدام آدم ها. اصلاً آن زن که بود؟ آدمهای اين رمان تقريباً همهاشان واقعی هستند، از درونم سر بر آوردند. دوران دوم رياست جمهوری محمدخاتمی بود. او دستهايش را در خلوت در برابر فاشيسمی که اکنون بر ايران حکم میراند، بالابرده بود. تعقيبها، دستگيریها، احضارها هر روز شدت میگرفت. من و همسرم هم در اين دايره بوديم.» به گفتهینويسنده، برخی از اتفاقهای رمان گربه، برگرفته از واقعيتهای روز جامعه است: «همان روزها مجله گزارش فيلم توقيف شد. مرتب ما را احضار و بازجوئی میکردند. به "زيارت" قاضی مرتضوی هم نائل شدم. آقای "معصومی" رمان هم از کيهان تلفن زد و تهديدم کرد. ديگر فرصت نوشتن نبود. تا تابستان ۱۳۸۲. که ريختند و خانهی ما را غارت کردند. همه دستنوشتههايم را همراه باکتابها، نوارها و عکسها... بردند. تصور اين صحنه جايی در گربه تصوير شده است.» اين رمان که در ۳۰۳ صفحه نوشته شده و در قالبی داستانی به فضای سياسی دههی اخير ايران اشاره میکند، اينگونه آغاز میشود: «آقای رضوان تقريباً بیمقدمه پرسيد: ـ به نظر شما میشود آن زن را تور زد؟ او را میگفت که پشت پنجرهی رو به شهر با چند نفر ايستاده بود. حرف که میزد، گياهان باغ کوچکش را لمس میکرد و آن قدر بلند میخنديد که صدايش از شلوغی میگذشت و در اين طرف سالن هم شنيده میشد. تکيه داده بودم به چهارچوب و از پنجره به استخر، گلخانه و عمارت اربابی باغ متروک نگاه میکردم و جرعه جرعه مینوشيدم. چنان غرق تماشای آن تاب طنابی در باد بودم که متوجه آمدنش نشدم. از پرسش او و بيشتر از لحنش به خود لرزيدم. بايد اثر لرزش در چشمانم و يا لبهايم مانده باشد. نمیدانم چرا به جای هر جوابی، فقط توانستم خودم را جمعوجور کنم و بپرسم: «اين هم بخشی از بازی است؟» آقای رضوان گفت: «بازی؟ شايد. میشود جدیترين امور را هم بازی دانست، اما در عمل چه بازی، چه جدی... »، «میدانيد که عمل هم انواع دارد»، «بله. که مردم آنها را از سر عادت به تميز و کثيف تفکيک میکنند...»، «و همه هم دلشان میخواهد کارهای تميز را انجام بدهند و يا وانمود کنند تميز هستند»، «و يادشان میرود که مهمترين تحولات نتيجهی کارهای کثيف است، چون هر عمل چه بازی، چه جدی، چه کثيف، چه تميز به نتيجهای میرسد يا به عبارت بهتر فايدهای دارد که...»، «فايده؟»، «بله فايده همان مايهی اوليهی حرکت و بقا»، «فرض کنيم اينطور باشد، اين عمل چه سودی برای من دارد؟»، «سود نه. سود در حوزهی روابط مادی معنا دارد. من گفتم فايده»، «سفسطه میکنيد. سود و فايده دو کلمه است با يک معنا»، «در زندگی عادی بله. حق با شماست. عوام اين دو واژه را به يک معنا به کار میبرند، اما وقتی از روابط مادی فاصله میگيريم و دنبال نتيجهای فکری، اجتماعی و يا انقلابی هستيم، اينجا نتيجه مهم است و فايدهای که هر عمل دارد»، «يعنی به هر شکل بايد به فايدهی مورد نظر رسيد»، «شکل چه اهميتی دارد؟ مهم آن تحول روحی، اخلاقی يا انقلابی است که فرد يا اجتماع را زير و رو میکند»، آقای رضوان دست برد توی موهايش: «بالاخره کارهای کثيف انقلاب را هم کسی بايد بکند؟ نه؟» قانع نشدم، اما جوری اطاعت به من تحميل شد: «خب، حالا اينها چه ربطی به پرسش شما دارد؟»، «از پاسخ به من شما بيشترين فايده را میبريد»، «من؟»، «بله شما. حدس میزنم میخواهيد با لحنی محکم به سئوال من جواب منفی بدهيد و شک و ترديدی را که دچارش هستيد، از من پنهان کنيد. خب، اين نظر شماست و من همانطور که از سئوالم پيداست، نظر ديگری دارم. حالا بايد فهميد کدام نظر فاصله کمتری با واقعيت دارد...» حرف زدنش مثل دامی بود که مرا آهسته و پيوسته در خود میکشيد.» با کشته شدن آقای رضوان، مردی که در آغاز کتاب روی اغوای زنی که همسر راوی کتاب است با وی شرطبندی میکند و شخصيتش در هالهای از ابهام فرو رفته است، اين زن و شوهر توسط يک نشريه بنيادگرا در مخمصهای از اتهام و افترا میافتند که در نهايت به دستگيری زن و سنگسار او میانجامد. رمان گربه در دولت خاتمی مجوز نگرفته است. هوشنگ اسدی، متولد ۱۳۲۸ تهران، روزنامهنگار، مترجم و داستاننويس است که اکنون ساکن کشور فرانسه است. کتاب فوق و ديگر کتابهای نشر باران را از کتابفروشیهای محل زندگی خود تهيه کنيد و يا آن را از طريق ايميل سفارش دهيد. قانونگذاری دربارهی حقوق زن
Sun / 29 04 2007 / 6:31
در حکومت اسلامی ايران، از بدو تاسيس تاکنون، قانونگذاری دربارهی حقوق زن محل بحث و چالش بوده است. اين بحثها از آنرو ادامه دارد که در قانون اساسی، فقط احکام شرع در جای تنها منبع قانونگذاری به رسميت شناخته شده است و شانس و فرصتی برای قانونگذاری با هدف برابری حقوقی زن و مرد اساساً قابل تصور نيست. مهرانگيز کار در آغاز کتاب با تاکيد بر نکات فوق نوشته است: «از طرفی تحولات اجتماعی چنان بوده و هست که نيازها و مطالبات زنان امروز ايران نمیتواند در قانونگذاری بر پايهی شريعت انعکاس داشته باشد. ناهمخوانی نيازهای زنان ايرانی با قوانين جاری اوضاع را بحرانی کرده و جمعی از فعالان حقوق زن با قبول درجات بالايی از خطر به برپايی اجتماعات مسالمتآميز اقدام میکنند و اعتراض خود را نسبت به قوانين تبعيضآميز با صدای بلند اعلام میدارند.» کتاب قانونگذاری دربارهی حقوق زن، در برگيرندهی تعاريف و مثالهايی است که نشان میدهد ديدگاههای دينی در مجالس شورای اسلامی، شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام چگونه با حقوق زنان برخورد کردهاند. نويسنده نوشته است: «مقصود از ديدگاههای موثر در قانونگذاری، ديدگاه افراطيون اسلامی و ديدگاه ميانهرو اسلامی است. هريک از اين ديدگاهها از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ در صحنهی قانونگذاری حاضر بوده و در بيشتر موارد ديدگاه تندرو راه را بر ديدگاه ميانهرو بسته است. ميانهروها زير سلطهی تندروها که در تمام حوزههای زمامداری نقش اول را ايفا میکنند جرئت نکرده يا نتوانستهاند در حدود نظريههای فقهی خود که تعديل و بهبود حقوق زن در پناه آن ميسر است به بازنگری قوانين بپردازند.» در اين کتاب پژوهشی نويسنده ضمن ارائه تعاريف دو ديدگاه دينی موثر در قانونگذاری، تاکيد کرده است که در نظام حکومت اسلامی ايران، هرگز نظريهی برابری حقوق زن و مرد که مبتنی بر ضوابط جهانی حقوق بشر است نمايندگانی در نهادهای قانونگذاری نداشته است. وی نوشته است: «صاحبان نظريهی برابری يا غير فعال بوده و در اکثريت خاموش زيستهاند، يا در حوزهی حقوق زن فعال شدهاند که همواره زير فشارهای امنيتی بهسر بردهاند. اين برخوردها که بهتدريج به بحران منجر میشود تا زمانی که قانون اساسی تغيير نکند و دين و حکومت از يکديگر جدا نشوند ادامه خواهد داشت.» مهرانگيز کار با توضيح اين که جوامع مسلمان جهان دير يا زود زير سلطهی رشد و سرعت نيروهای ارتباطی خاستگاه جنبش زنان خواهد شد، نوشته است: «بسياری از صاحبنظران طيف مجتهدين و کارشناسان امور دينی اطمينان میدهند که قانونگذاری بر مبنای ضوابط جهانی حقوق بشر با روح اسلام در تضاد نيست و میتواند بحران حقوق زن مسلمان را در جهان امروز مهار کند. هنوز صدق ادعای اينان ثابت نشده، ولی در هر حال بر پايهی نيازهای روز در سراسر جهان رو به گسترش است. سخنگويانی که اينگونه تفاسير اسلامی را نمايندگی میکنند هنوز در وضعيت حقوقی زنان مسلمان تاثيرگذار نبودهاند.» به گفتهی نويسنده، «کتاب قانونگذاری دربارهی حقوق زن در سال ۱۳۸۲ تدوين شده است. دو ناشر در داخل ايران، مدت دو سال کوشش کردند برای چاپ و نشر کتاب مجوز اخذ کنند. متاسفانه وزارت ارشاد از صدور مجوز خودداری کرد. بدينترتيب وزارت ارشاد دولت آقای محمد خاتمی و وزارت ارشاد دولت آقای محمود احمدینژاد هر دو در برابر چاپ اين کتاب که میتواند مانند کتاب مرجع مورد استفاده قرار گيرد مانع ايجاد کردند. لذا کتاب در سوئد منتشر شد تا پژوهشگرانی که حقوق زنان ايرانی را برای تحقيق انتخاب کردهاند بتوانند به روند تحولات قانونگذاری که در آن شرح داده شده است استناد جويند.» کتاب در سه فصل به تحولات قوانين مربوط به زنان در نيم قرن اخير میپردازد. از جمله به نکاتی چون: «قانون خدمات اجتماعی زنان»، «مراکز رفاه خانواده»، «قانون حمايت خانواده»، «حق قضاوت»، «سن ازدواج»، «نکاح دختران بالغ و رشيد»، «ثبت عقد نکاح يا طلاق يا رجوع در دفاتر رسمی، «تابعيت زنان»، «استخدام زنان در نيروهای مسلح»، «حضانت مادران»، «تصويب قوانين خشونتآميز عليه زنان»، «سن ورود به مسئوليت جزايی»، «روابط جنسی»، «ديهی زن»، «بیاعتنايی به عواطف و حقوق مادر»، «تصويب قوانين و مقررات سودمند به حال زنان»، «شرحی بر عملکرد ساير نهادهای مؤثر قانونگذاری دربارهی حقوق زن»، «نمونههايی از نظرات فقهای شورای نگهبان»، «نقدی بر عملکرد شورای نگهبان»، «نقدی بر عملکرد مجمع تشخيص مصلحت نظام»، «نمونههايی از مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام»، «مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی» و ... مهرانگيز کار متولد اهواز است و فارغالتحصيل رشتهی حقوق و علوم سياسی و اقتصادی از دانشگاه تهران. از او پيش از انتشار کتاب «شورش»(سوئد. نشر باران، ۲۰۰۶)، کتابهای فرشته عدالت و پارههای دوزخ (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۰)، پژوهشی در هويت تاريخی زنان ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۱. تاليف مشترک با شهلا لاهيجی)، زنان در بازار کار ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۳)، بچههای اعتياد (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۵ چاپ دوم)، حقوق سياسی زنان در ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸)، رفع تبعيض از زنان: مطالعه تطبيقی کنوانسيون رفع همه اشکال تبعيض آميزعليه زنان با قوانين داخلی ايران (تهران: نشر قطره، ۱۳۷۹)، ساختار حقوقی نظام خانواده در ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸)، خشونت عليه زنان در ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۸۰)، موانع حقوقی توسعه سياسی در ايران (تهران، نشر قطره، ۱۳۷۹)، مشارکت سياسی زنان ايران (تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۹) و گردنبند مقدس(سوئد. نشر باران، ۲۰۰۲) منتشر شده است. هری پاتر و سنگ جادو
Mon / 23 04 2007 / 11:00
کتاب هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی. رولينگ از سوی نشريه يو اس آ تودی به عنوان به يادماندنی ترين کتاب ۲۵ سال گذشته شناخته شد. خبرگزاری ميراث فرهنگی - کتاب - نشريه "يو اس آ تودی" به مناسبت جشن بيست و پنجمين سال انتشارش، ۲۵ فهرست از به يادماندنی ترين کتابهای ۲۵ سال گذشته را تا ۲۵ هفته منتشر می کند. در فهرست ۲۵ کتابی که منتقدان و ويراستاران کتاب اين نشريه در اين هفته منتشر کرده اند، کتاب "هری پاتر و سنگ جادو" اثر "جی. کی. رولينگ" در سال ۱۹۹۸ به عنوان به يادماندنی ترين کتاب ۲۵ سال گذشته که بيشترين تأثير را بر خوانندگان خود و بازار نشر داشته، در صدر فهرست نشسته است. کتاب "عميق ترين نقطه اقيانوس" اثر "ژاکلين ميچارد" در سال ۱۹۹۶، در جايگاه دوم اين فهرست و کتاب "راز داوينچی" اثر پرفروشی که "دن براون" در سال ۲۰۰۳ خلق کرد، به دنبال آن و در جايگاه سوم قرار گرفته است. ۱۰ کتاب نخست فهرست به يادماندنی ترين کتابهای ۲۵ سال گذشته که يو اس آ تودی در اين هفته منتشر کرده، به شرح زير است: ۱- هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی. رولينگ (۱۹۹۸) ۲- عميق ترين نقطه اقيانوس اثر ژاکلين ميچارد (۱۹۹۶) ۳- راز داوينچی اثر دن براون (۲۰۰۳) ۴- گزارش کميسيون يازده سپتامبر (۲۰۰۴) ۵- سوپ جوجه برای روح اثر مارک ويکتور هانسن و جک کنفيلد (۱۹۹۳) ۶- مردان مريخی، زنان ونوسی اثر جان گری (۱۹۹۲) ۷- رژيم غذايی جديد دکتر اتکينز اثر رابرت سی. اتکينز (۱۹۹۲) ۸- و گروه بازی کرد اثر رندی شيلتز (۱۹۸۷) ۹- دلبند اثر تونی موريسون (۱۹۸۷) ۱۰- بزرگترين نسل اثر تام بروکا (۱۹۹۸) ترجمهی دريابندری از “گور به گور”
Mon / 23 04 2007 / 10:55
ترجمهی دريابندری را از "گور به گور" دوباره میخوانيم خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران تجديد چاپ «گور به گور» ويليام فاکنر با ترجمهی نجف دريابندری مجوز نشر گرفت. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مجموعهی داستان که پنج ماه در انتظار کسب مجوز برای تجديد چاپ چهارم بود، با اعمال اصلاحاتی منتشر خواهد شد. «گور به گور» اولينبار در تابستان سال ۷۱ از سوی نشر چشمه منتشر شده است. نجف دريابندری همچنين به تازگی خبر داد که نمايشنامهی جديدی را از جی.ام باری با عنوان احتمالی «کرايتن قابل تحسين» در دست ترجمه دارد. اين مترجم پيشکسوت اينروزها فعلا ترجمهی داستانهای کوتاه همينگوی را کنار گذاشته و روی ترجمهی «رساله دربارهی طبيعت انسان» (ديويد هيوم) کار میکند، که پس از اتمام آن، دوباره ترجمهی داستانهای کوتاه همينگوی را از سر خواهد گرفت. «بازمانده روز» ايشی گورو با ترجمهی او نيز بهتازگی تجديد چاپ شده است. «وداع با اسلحه» و «پيرمرد و دريا» (ارنست همينگوی)، «بيگانهای در دهکده» و «هکلبری فين» (مارک تواين)، «پيامبر و ديوانه» (جبران خليل جبران)، «رگتايم» و «بيلی باتگيت» (دکتروف)، و «يک گل سرخ برای اميلی» (ويليام فاکنر) از جمله ترجمههای دريابندری هستند. لوک خوش شانس۶۱ ساله شد
Fri / 20 04 2007 / 23:11
همبستگی بيش از نيم قرن است که لوک خوش شانس سوار بر اسب باهوش و باوفايش چالیجامپر در غرب وحشی برای برقراری عدالت مبارزه میکند. اين گاوچران مهربان سريعترين هفت تيرکش، ماهرترين سوارکار و بهترين يار قانون است. لوک خوش شانس با به طنز و هجو کشيدن دنيای وسترن - اين بزرگترين اسطوره آمريکايی - تصويری موثر و ماندگار از اين اسطوره با تمام جزييات و عناصر تشکيل دهنده آن نظير شهرها، آداب ورفتار، دکورها و شخصيتهای مثبت و منفی ارايه میکند. لوک خوششانس - گاوچرانی که سريعتر از سايهاش هفت تير میکشد - برای نخستين بار در قالب شخصيتی کميک در سال ۱۹۶۴ در صفحات مجله هفتگی اسپيرو ظاهر شد. خالق اين شخصيت موريس دو بور، نقاش بلژيکی است. در ابتدا موريس هم نويسنده و هم طراح داستانهای لوک بود، اما پس از چند جلد اول کار نگارش داستانها را به نويسندهای فرانسوی به نام رئه گوسينی واگذار کرد و نتيجه کار اين تيم دو نفره شگفت آور بود و چنان پختگی و ظرافتی به لوک خوش شانس بخشيد که به سرعت آن را به يکی از محبوبترين قهرمانان داستانهای مصور در دنيا بدل کرد. پس از مرگ گوسينی در سال ۱۹۷۷ موريس کار تصويرگری لوک خوش شانس را به کمک نويسندگان ديگر و گاهی به تنهايی ادامه داد. دوران همکاری موريس و گوسينی طلايیترين عصر داستانهای لوک خوش شانس به شمار میرود. پس از مرگ موريس، آچده - هنرمند فرانسوی - سری جديد لوک خوش شانس را طراحی کرد که نتوانست موفقيت سرعت قبلی را تکرار کند. سری کتابهای کميک لوک خوش شانس، يکی از پر فروشترين کتابهای کميک در تاريخ است که فروش فوقالعاده بالايی در سرتاسر دنيا داشته و به اکثر زبانهای دنيا نيز ترجمه شده است. موريس و گوسينی در اين سری داستانها، شخصيتهای زيادی را به تصوير میکشند که بعضی از اين شخصيتها در ادامه، اهميت و محبوبيتی هم اندازه لوک به دست میآورند. از آن جمله میتوان به برادران دالتون و ران تان پلن - و يا همان بوشفک - اشاره کرد. علاوه بر کتابهای کميک، مجموعههای تلويزيونی و سينمايی متعددی بر مبنای شخصيت لوک خوش شانس ساخته شده است. تا کنون سه فيلم سينمايی انيميشن و يک سريال تلويزيونی انيميشن با نام لوک خوش شانس ساخته شده است. اين سريال انيميشن ۲۶ قسمتی در سال ۱۹۸۳ توسط موريس و استوديو هانا - باربرا توليد شد. در سال ۱۹۹۱ نيز ۲۶ قسمت ديگر از اين مجموعه توليد شد. در سال ۲۰۰۱ کمپانی زيلام سری جديد ۵۲ قسمتی با نام ماجراهای جديد لوک خوش شانس توليد کرد. در اوايل دهه نود نيز دو فيلم سينمايی با هنرنمايی تونسل هيل در نقش لوک ساخته شد و در سال ۲۰۰۴ فيلم ديگری با نام دالتونها با بازی ژان دوژقدين در نقش لوک ساخته شد. برادران دالتون (جو، جک، ويليام و آوريل ) در اکثر داستانهای لوک به عنوان دشمنان اصلی لوک خوششانس ظاهر میشوند. اين برادران که به ترتيب يکی از ديگر بلند قدتر و کودنتر هستند، به عنوان پسر عموهای دالتونهای واقعی - که از مخوفترين تبهکاران تاريخ آمريکا به شمار میروند - قصد گرفتن انتقام از لوک را دارند. اين شخصيتها به سرعت به محبوبيتی عظيم دست پيدا کردند. از جمله شخصيتهايی که در همه داستانهای لوک حضور دارند، میتوان به چالی جامپر - باهوشترين اسب دنيا - و ران تان پلن - کودنترين سگ دنيا - اشاره کرد. چالی جامپر با اعمال شگفتآوری که انجام میدهد، هميشه کمکی بزرگ برای لوک محسوب میشود. از جمله توانايیهای جالب جالی شطرنج بازی کردن، دويدن در خواب، زورآزمايی و مچ انداختن بالوک، آشپزی و شستن لباس است، اما در نقطه مقابل ران تان پلن و يا همان بوشفک حتی از سايه خود نيز احمقتر به نظر میرسد و با حماقت خود خواننده را به خنده میاندازند. محبوبيت ران تان پلن در بين خوانندگان، گوسينی و موريس را بر آن داشت تا يک سری داستان درباره خود ران تان پلن به رشته تحرير درآورند. گفتنی است رنه گوسينی در ۱۴ اوت ۱۹۲۶ در پاريس به دنيا آمد. در دو سالگی با پدر و ماردش به آرژانتين رفت. پس از پايان تحصيلاتش، ابتدا در آرژانتين و بعد در ايالات متحده به نقاشی روی آورد اما موفقيتی کسب نکرد. او در آمريکا با موريس آشنا شد و در بازگشت به فرانسه و بلژيک به عنوان طنزنويس به ويژه در داستانهای مصور آغاز به کار کرد. ثمره کار او نگارش تعداد پرشماری داستان و همکاری با بسياری از تصويرگران نامی عرصه کاريکاتور در داستانهای مصور بود. او در سال ۱۹۵۵ نوشت. اين قلم گوسينی بود که شخصيتها وما جراهای لوک خوش شانس را به جا افتادگی و توفيق جهانی رساند. او علاوه بر نگارش داستانهای مصور، در خلق شخصيتهای ماندگاری نظير آستريکس و واوبليکس، نيکلاکوچولو، بوشفک و دالتونها نيز همکاری داشته است. شناخت هويت زن ايرانی
Fri / 20 04 2007 / 23:05
لاهيجی جلد دوم شناخت هويت زن ايرانی را منتشر می کند جلد دوم کتاب شناخت هويت زن ايرانی نوشته شهلا لاهيجی به زودی به بازار می آيد. جلد اول اين کتاب با همکاری مهرانگيز کار منتشر شده بود. خبرگزاری ميراث فرهنگی - کتاب - جلد دوم کتاب شناخت هويت زن ايرانی نوشته شهلا لاهيجی به زودی به بازار می ايد. شهلا لاهيجی نويسنده اين کتاب در گفتگو با بخش کتاب ميراث خبر در اين باره گفت:«اين کتاب تحقيقی است درباره نقش تاريخی زن در منطقه خاور ميانه از نخستين تمدنها و بررسی موقعيت اجتماعی - اقتصادی - سياسی زن در ادوار مختلف. جلد اول اين کتاب به دوره پيش از مادها اختصاص دارد و جلد دوم از دوره مادها تا اسلام را فرا می گيرد.» لاهيجی افزود:« اين کتاب با ديگر کتابهای تاريخی يک تفاوت آشکار دارد و آن، اين است که در اين کتاب به احوال مردم پرداخته شده است و نه به احوال حکومتها. در هردوره به احوالات جامعه نگريسته شده و موقعيت زنان و اشتغال آنان را در دوره هخامنشی و ديگر دوره ها، دستمزد بردگان، سنگ نوشته ها و بررسی شده است. ما در اين کتاب به اين امر پرداخته ايم که چرا در اين دوره ها برای زنان شاغل مهدکودک وجود داشته است.» وی ادامه داد:« جلد سوم اين کتاب نيز به موضوع زنان در جنبشهای رهايی بخش ايران بعد از اسلام تا پايان مشروطه اختصاص دارد و دوره مازيار، مغول، بابک و... را بررسی می کند. جلد اول اين کتاب توسط شهلا لاهيجی و مهرانگيز کار، ژاله آموزگار (در بخش اسطوره های ايرانی) و کتايون مزدادپور (در بخش نقش زن در هزار و يک شب) به رشته تحرير در آمده است. جلد دوم نيز با همکاری مهرانگيز کار و شهلا لاهيجی منتشر می شود. مهدی نياکی يکبار بيشتر اشتباه نکن
Fri / 20 04 2007 / 22:51
درخواست ارشاد از يک نويسنده: يکبار بيشتر اشتباه نکن فرينوش صنيعی با پيگيری و طرح شکايت به ديوان عدالت اداری توانست مجوز انتشار چاپ پانزدهم کتاب سهم را تنها برای يک چاپ دريافت کند. خبرگزاری ميراث فرهنگی_ کتاب_ پس از ارايه شکايت از سوی نويسنده کتاب "سهم من"، وزارت ارشاد اجازه پانزدهمين چاپ اين کتاب را نيز صادر کرد اما با چاپ کتاب در دفعات بعد مخالفت کرد. سوالی که در ذهن پديدآورندگان اين کتاب ايجاد شده اين است که اگر چاپ اين کتاب اشتباه است چرا مجوز تنها يک تجديد چاپ ديگر صادر شده است. به گزارش بخش کتاب ميراث خبر، مجوز کتاب "سهم من" نوشته "فرينوش صنيعی" پس از چهارده بار چاپ توسط ارشاد باطل شده بود که به دنبال طرح شکايت، اجازه چاپ پانزدهم آن صادر شده است. "شهلا لاهيجی"، مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در گفتگو با خبرنگار ما گفت:« من و مدير انتشارات قصيده سرا و سه نويسنده ؛شکايتی را نسبت به مميزی کتاب در ارشاد، ابطال مجوزهای قبلی و عدم ارايه مدرک کتبی طرح کرده و در ديوان عدالت اداری پيگيری کرديم. فرينوش صنيعی يکی از نويسندگانی است که در طرح شکايت با ما مشارکت کرد. اين نويسنده به دليل ابطال مجوز کتاب خود پس از چهارده بار چاپ، شکايت کرد. پس از طرح اين شکايت وزارت ارشاد مجوز پانزدهمين چاپ اين کتاب را صادر کرده است. اين بيانگر اين است که جريانی قانونی در زمينه مميزی کتاب وجود ندارد. اگر چاپ اين کتاب اشتباه است چرا اجازه يکبار تکرار به آن داده می شود.» لاهيجی از ارايه درخواستی از سوی او به "حميد حميدزاده"، مديرکل اداره کتاب و کتابخوانی ارشاد خبر داد و گفت:« دو ماه پيش ليستی از کتابهای خود را همراه با يک نامه برای مديرکل اداره کتاب و کتابخوانی ارسال کرده و خواستم با ذکر دليل بيان کنند که کدام يک از اين کتابها قابل چاپ است و دليل آن را ذکر کنند. لا وجود اينکه در اين دوماه بارها توسط منشیهای ايشان پيگير جواب اين نامه بوده ام هنوز پاسخی از سوی حميدزاده داده نشده است. حتی خواستم به صورت کتبی پاسخ را اعلام کنند که البته باز پاسخی داده نشد.» وی، ابطال مجوز کتاب توسط ارشاد را کاری غير قانونی معرفی کرد و گفت:« مراجعه به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که ملاک عمل ارشاد در مميزی است صراحتا مشخص کرده که اين وزارتخانه حق مميزی کتاب بزرگسالان را ندارد. ارشاد ضمن اينکه مميزی می کند از ارايه مدرک کتبی نيز در زمينه مميزی کتابهايی که مجوز نمی گيرند خودداری می نمايد که اين هم جای بحث دارد. علاوه بر اينها از نظر قانون هيچ دستگاهی نمی توان مهر خود را باطل کند. وزارت ارشاد نمی تواند مجوزی که با مهر اين وزارتخانه صادر شده را باطل کند و اين مهر تنها مرجع قضايی قابل ابطال است.» در آستانه انتشار چاپ سوم انسان طاغی
Fri / 20 04 2007 / 22:40
همبستگی آلبر کامو نويسنده مشهور فرانسوی برای خواننده ايرانی نامی کاملا آشناست. ترجمه بيگانه او به قلم جلال آل احمد (و با همکاری علی اصغر خبره زاده) به اعتبار شهرت آل احمد در دهه چهل، خوانندگان فراوانی داشت. از اين اثر بعدها ترجمه ديگری نيز به فارسی عرضه شد ولی خوانندگان قديمی بيشتر اين اثر را خوانده بودند، به ويژه که مصدر به مقدمه معروف ژان پل سارتر بر اين کتاب بود- مقدمه ای که چنانکه گفته می شد، در معروفيت اين کتاب در فرانسه تاثير بسيار داشت و نويسنده اين کتاب کم حجم را در فرانسه مشهور آفاق کرد. باری، انتشار کتابهای ديگری از کامو، بيشتر در حوزه ادبيات داستانی، و يک کتاب انتقادی درباره او (به قلم کانر کروز اوبرين در سلسله پيشروان انديشه های نو، در انتشارات خوارزمی، قبل از انقلاب) او را بيش از پيش معروف محافل اهل کتاب کرد. خوانندگانی که از راه اين کتابهای داستانی با او آشنا شده بودند، او را نويسنده ای متاثر از انديشه فلسفی اگزيستانس می دانستند و چشم به راه ترجمه آثار غيرداستانی و نيمه فلسفی او (انسان طاغی و اسطوره سيزيف) بودند که افکار فلسفی او را بی واسطه عناصر داستانی در اختيار خواننده می نهاد. اين دو اثر اگر چه با فاصله تقريبا سی ساله ای با ترجمه نخستين آثار داستانی کامو در ايران منتشر شده اند (گو اينکه پاره هايی از اين دو کتاب در مجلاتی چون خوشه و فردوسی در دوران قبل از انقلاب منتشر شده بود.)، ولی انتشار دير هنگام آنها نيز بسيار مورد استقبال خواننده ايرانی قرار گرفته است، از جمله اينکه کتاب انسان طاغی به ترجمه مهبد ايرانی طلب اکنون به چاپ سوم رسيده و در شرف انتشار است. به همين مناسبت صفحه امروز خود را به معرفی اين کتاب و مترجم توانای اين کتاب اختصاص داده ايم. مهبد ايرانی طلب، مترجم اين کتاب علاوه بر انسان طاغی، آثار ترجمه شده ديگری نيز در کارنامه خود دارد: کوره راه خرد (اثر کارل ياسپرس)، عناصر فلسفه حق (اثر گئورک فريدريش هگل)، (هر دو در فلسفه)، نظام های جهانی، کهنه و نو (اثر نوام چامسکی)، و يک رمان به نام ايتان فروم (نوشته اديت وارتون.) طاغی طاغی کيست؟ انسانی که نه میگويد، اما نه گفتن او از سرانکار نفس نيست. او چون به نفس خود بينديشد آری میگويد. بردهای که تمام عمر فرمان گزارده ، به ناگاه در میيابد که نمیتواند از فرمان تازهای اطاعت کند. منظور او از نه گفتن چيست؟ منظور او اين است که مثلا اين وضع ديگر بيش از حد طولانی شده است يا تا اينجا هر چه بود گذشت، اما ديگر بس است. يا اين ديگر زياده روی است و اين مرزهايی هست که نبايد از آنها گذر کرد. به زبان ديگر نه او وجود يک مرز را تصديق میکند. در اين باور طاغی که آن طرف ديگر دارد زيادهروی میکند يا اقتدار خود را بدون توجه به حقوق ديگران اعمال میکند ، همين معنا نهفته است او طغيان میکند چون هم قاطعانه از تسليم شدن به شرايطی که تحمل ناپذيرش میداند سرباز میزند و هم به گونهای مبهم ايمان دارد که موضع او توجيه پذير است زيرا فکر میکند : "حق دارد که ..." طغيان بدون اين احساس که طاغی، در جايی و به گونهای حق دارد، نمیتواند روی دهد. بدين سان است که برده طاغی، همزمان آری و نه میگويد. او تصديق می کند که مرزهايی وجود دارد و گمان میبرد که چيزهای ويژهای در فراسوی آن مرزها هست و می خواهد اين چيزها را حفظ کند. طاغی بر اين که در وجود او چيزهايی هستند که ارزش آن را دارند که .. و بايد جدی گرفته شوند سرسختانه پافشاری میکند. در هر طغيانی ، انسان درگير نه تنها از تجاوز به حقوق خود احساس آزردگی میکند، بلکه وفاداری کامل و خود به خودی خويش را به جنبههايی ويژه از وجود خود تجربه میکند بدين ترتيب تلويحاً معيار ارزشهايی را به ميان میآورد که چنان بديهی هستند که بايد به هر بهايی شده محفوظ مانند. او دست کم تا اينجا سکوت کرده و وضعيتی را که نوميدانه بدان تسليم گرديده پذيرفته است هر چند که آن را بيدادگرانه میانگاشته سکوت اختيار کردن يعنی اين که ما به خود اجازه اين باور را بدهيم که عقيدهای نداريم که چيزی نمیخواهيم و در موارد ويژهای به راستی چيزی نخواهيم. ياس ، مانند مُحالانگاری ، تريج میدهد همه چيز را در هيات کل درنظر گيرد و به هيچ مورد معينی توجه نکند. سکوت اين شيوه برخورد را به گونهای رضايت بخش باز میگويد. اما از آن لحظهای که طاغی صدای خود را باز میيابد - هر چند که جز نه چيزی برای گفتن نداشته باشد- به موارد معين توجه میکند. طاغی به مفهوم ريشهای مرتد است. او که در زير تازيانه ارباب خود دست به عمل میزد ناگهان بر میگردد و با او رودر رو میشود او آنچه را که شايان ترجيح میداند برمیگزيند و آنچه را شايان ترجيح نمیداند، رها میکند هر ارزشی سبب طغيان نمیشود اما هر طغيانی به گونه تلويحی ارزشی را میطلبد شايد هم مساله به راستی مساله ارزشها باشد. از هر کردار طاغيانهای بيداری آگاهی ، صرفنظر از اين که تا چه حد سرگردان باشد، نتيجه میشود و با دريافت ناگهانی اين که چيزی وجود دارد که طغيان میتواند خود را با آن هويت بخشد، تحقق میيابد- هر چند برای يک لحظه اين هويت تا کنون هرگز به درستی شناخته نشده است. برده، پيش از شورش، هر چه از او خواستهاند، پذيرفته است. حتی در مواردی بسيار، فرمانهايی را گردن نهاده که برای خود او بسيار زيانبارتر بوده تا کسی که موضوع فرمان بوده است، بیآن که واکنشی نسبت به آن نشان داده باشد. او شکيبا بوده و هرچند، شايد در درون خويش اعتراض کرده، ظاهرا - با سکوت خويش- بيشتر به منافع آنی خود انديشيده است تا از حقوق خويش آگاه گرديده باشد. اما با از دست دادن شکيبايی، واکنشی آغاز میگردد که میتواند به همه چيزهايی که تا اين دم پذيرايشان بوده تسری يابد. اين واکنش غالبا گذشته را در نظر دارد. برده، بیدرنگ از گزاردن فرمانهای خوار دارنده بردهدار سر میپيچد. او وضعيت بردگی را رد میکند. طغيان او را از آن نقطهای که به صرف انکار رسيده بود، فراتر میبرد. او از آن مرزهايی که خود برای دشمن خويش قايل گرديده بود، گذر میکند و میخواهد اکنون با او همچون انسانی برابر با انسانهای ديگر رفتار کنند. آن چه در آغاز پايداری لجوجانهای از سوی طاغی بود، اکنون طغيان مجسم میشود. برده احترام خويش را بر هر چيز ديگری مقدم میدارد و اعلام میکند که اين احترام حتی از نفس زندگی هم بالاتر است. احترام به خويشتن در نظر او بالاترين نعمت میشود. برده که پيش از اين مايل به سازگاری بوده، و به ناگاه شيوه همه يا هيچ را در پيش میگيرد. معرفتزاده میشود و آگاهی بيدار. اما، پيداست که معرفتی که طاغی به دست میآورد، معرفت به همهای است که هنوز مبهم است و "هيچ" که امکان فدا کردن او را برای اين همه اعلام میدارد. خود طاغی میخواهد يا همه باشد- تا خود را با اين نعمتی که به ناگاه از وجودش آگاهی يافته و میخواهد همچون تجسم آن شناخته و اعلام شود، هويت بخش، يا هيچ باشد يعنی به دست قدرتی که بر او استيلا دارد، يکسره نابود گردد. او آماده است شکستنهايی يعنی مرگ را همچون واپسين چارهپذيرا شود، اما حاضر نيست از والاترين تبرک که خود آن را، مثلا، آزادی میخواند، محروم گردد. ايستاده مردن بهتر است از زانو زده زيستن. ارزشها، بنا به معتبرترين منابع، يعنی نشانههای تبديل واقعيت به حقوق، تبديل آن چه خواسته میشود به آن چه خواستنی است(معمولا پس از گذشتن از صافی آن چه که عرفا خواستنی انگاشته میشود.) تبديل واقعيتها به حقوق، چنان که ديدهايم، در طغيان آشکار است؛ چيزها بايد اين گونه باشند جای خود را به من میخواهم که چيزها اين گونه باشند میدهد. به علاوه شايد مفهوم گردن نهادن فرد به خير مشترک هم به ميان آيد. ظهور مفهوم همه يا هيچ نشان میدهد که طغيان، برخلاف عقيده رايج و به رغم اين واقعيت که زاده فردگرايانهترين عناصر وجود انسان است مفهوم فرد را ناديده میگيرند اگر فردی در عمل به مردن رضايت دهد و هر گاه وضعيت ايجاب کند، مرگ را همچون سرانجام طغيان خويشپذيرا شود نشان میدهد که آماده فدا کردن خويش برای آن خير مشترکی است که در نظر او از سرنوشت خود او بيشتر اهميت دارد. او که مخاطره مرگ را به انکار حقوق مورد دفاع خود ترجيح میدهد، به اين دليل چنين میکند که به نظرش آن حقوق از خود او بيشتر اهميت دارد. بنابراين به پشتوانه ارزشهای ويژهای دست به عمل میزند که هنوز مبهماند، اما او احساس میکند که ميان او و همه آدميان مشترکاند. ما شاهديم آن تصديقی که آميخته هر کردار طاغيانه است به چيزی تسری میيابد که فرد را چنان تعالی میبخشد که از تنهايی خويش جدا میشود و تعقل عمل میيابد. اما بايد توجه داشته باشيم، مفهوم ارزشها به صورتی که پيش از عملی موجود باشد با مکتبهای صرفا تاريخی فلسفی که در آنها ارزشها فقط با عمل اثبات میشوند (اگر اصولا اثباتی در کار باشد) در تناقض است. تحليل طغيان، به ناچار ما را به اين گمان میکشاند که بر خلاف فرضهای تفکر معاصر، چيزی به نام طبيعت انسانی آن گونه که يونانيان بدان باور داشتند، وجود دارد. اگر چيزی در خويشتن آدمی ارزش حفظ کردن نداشته باشد، پس چرا طغيان کنيم؟ برده خود را به خاطر همه کسانی که در جهان هستند يا بيان میکند، زيرا به اين نتيجه میرسد که فرمانی معين به چيزی در دوران او بیحرمتی کرده که تنها از آن او نيست، بلکه ميان او و همه آدميان حتی آن کسی که او را میآزارد و بر او ستم روا میدارد مشترک است. دو موضوع اين استدلال را تقويت میکند. نخست اينکه میبينيم عمل طاغيانه در ذات خويش خودخواهانه نيست، ممکن است هدفهايی خودخواهانه داشته باشد. اما میتوان بر دروغ هم مانند ستم طغيان کرد. افزون بر اين طاغی در لحظههای نيرومندترين انگيزش خود صرفنظر از اينکه هدفهايشان چه باشد هيچ چيز خود را محفوظ نمیدارد و يکسره درگير میشود. بیگمان او خواهان احترام خويش است، اما تا آن حد که خود را با کل انسانيت يکی میانگارد. دوم اينکه میبينيم طغيان تنها محدود به ستمديدگان نيست و میتواند به صرف مشاهده ستمی که ديگری قربانی آن میشود روی دهد. در چنين مواردی احساس يگانگی با ديگران پديد میآيد. بايد در همين جا روشن کنيم که مساله مساله اين همانی روانشناختی يعنی تجاهلی که به ياری آن فرد میتواند احساس کند اين اوست که مورد ستم قرار میگيرد، نيست. گاه حتی ممکن است ما خود آزار ببينيم و بدان تسليم شويم، اما از اينکه نمیتوانيم به کسان ديگری که همان آزار را میبينند ياری دهيم، دچار همين احساس شويم. خودکشی انقلابيون روس در سيبری همچون اعتراض به تازيانه خوردن همرزمانشان از همين موارد است. اين مساله، مساله اشتراک منافع هم نيست. ممکن است بيدادگریهايی بر سر کسانی بيايد که ما آنان را دشمن خود میدانيم و با اين حال از آن بيدادگریها دچار انزجار شويم. اين واکنش چيزی نيست جز يکی شدن سرنوشتها و گزينش موضع. بنابراين، فرد به نفس خويش تجسم ارزشهايی که میخواهد از آنها دفاع کند، نيست. اين تجسم، دست کم، تمامی انسانيت را لازم دارد. انسانی که طغيان میکند خود را با ديگر انسانها يگانه میسازد و از اين نظر وحدت انسانی وحدتی متافيزيکی است. اما در اينجا ما با آن وحدتی سر و کار داريم که در اسارتزاده میشود. میتوان جنبه مثبت ارزشهای نهفته در هر طغيانی را با مقايسه آن با مفهومی کاملا منفی، مانند مفهوم نارضايی به گونهای که شلر تعريف کرده است، توصيف کرد. طغيان، عملا، چيزی است بيش از انتقامجويی به گستردهترين مفهوم آن. شلر نارضايی را به خوبی تعريف کرده است: مسموم کردن خويشتن؛ شرارتی که ناتوانی درازمدت در ظرفی بسته ترشح میکند. طغيان مهر از ظرف بر میدارد و تمامی موجود را به حرکت میآورد. طغيان آبهای مانده را آزاد و به سيلی بنيان کن بدل میسازد. خود شلر بر جنبه اثرپذير نارضايی تاکيد و به نقش برجستهای که اين امر در روانشناسی زنانی که اشتغال فکری مسلطشان اشتياق و تملک است، اشاره میکند. «تا کمر در باد ریختهام»
Tue / 06 03 2007 / 12:17
«تا کمر در باد ریخته ام» اثری تازه از زیبا کرباسی منتشر شد . این دفتر شعر در ۸۲ صفحه و توسط نشر «فرهنگ فردا» در لندن به طبع رسید. «تا کمر در باد ریخته ام» دربردارنده شش شعر و یک کلاژ ادبی در ۱۹ بخش است که تجربه ایست بدیع و تازه در کارنامه شعری زیبا کرباسی و تلاشی است در دست یابی به فرمی پیشتر ناشناخته در بیان ادبی . زیبا کرباسی اولین دفتر شعرش با نام «کژدم در بالش» در ۱۳۷۶ در لندن منتشر کرد و تا کنون شش دفتر شعر از او به چاپ رسیده است. «تا کمر در باد ریخته ام» بخشی است از پنج سال فعالیت ادبی شاعر از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵. شعر زیر قطعهای است از دفتر شعر «تا کمر در باد ریخته ام» : کلاژ ۹: دُرّ خودم دُردانهی خودم خانم خود و آقای خودم قطرهی بارانی تنهام تنهاییم را با تمام آبهای خنک تمام نمیکنم چنان به آسمان چسبیدهام که اگر زمین نگه دارد زیر پام پا نمیدهم تنها رای مخالفم در دریای شما شرکت نمیکنم با نزدیک شدن نوروز
Mon / 05 02 2007 / 17:48
دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ آذر محلوجیان نویسنده و مترجم توانای مقیم سوئد، در اقدامی انسان دوستانه یکی از کتابهای خود که به زبان سوئدی منتشر شده است را به کودکان کار و خیابان ایران تقدیم میکند. تمامی درآمد حاصل از فروش کتاب "بازگشت به ایران" از طریق کمیته حمایت از کودکان خیابانی ایران در سوئد برای ایام نوروز به ایران و انجمنهای فعال در رابطه با حقوق کودکان کار و خیابان ایران اختصاص خواهد یافت. مشخصات کتاب: انتشارات اطلس سوئد زبان سوئدی تعداد صفحات کتاب ۱۴۹ صفحه قيمت کتاب ۸۰ کرون سوئد برای تهيه اين کتاب با کميته حمايت از کودکان خيابانی ايران در سوئد و يا خود نويسنده تماس حاصل فرمائيد. سایت اینترنتی آذر محلوجیان http://www.azar.se azar_mahloujian@yahoo.se Mobil: 073-6294972 International call: +46- 73-6294972 کمیته حمایت از کودکان خیابانی ایران در سوئد http://www.iranstreetchildren.com kodakan@gmail.com Tillbaka till Iran Atlas, utgiven i september 2004 ISBN: 91-7389-154-1 Tillbaka till Iran är min tredje bok på svenska. ... Azar besöker familj och vänner i Teheran, Esfahan, Babol. Hon är en skarp iakttagare och berättar med humor och värme om det stillsamma uppror hon ser, vardagsmotståndet som växer allt starkare, och sakta urholkar de religiösa ledarnas maktställning. "Tillbaka till Iran" är ett självbiografisk resereportage och Azar Mahloujians tredje bok på svenska ... Recensioner "... Genom att beskriva den privata världen och samtidigt det omgivande samhället korrigerar och fördjupar Azar Mahloujian bilden av ett Iran som hos oss är så klichéartad. Med galghumor skildras kvinnors kringgärdade tillvaro och de befängda förbud som begränsar deras rörelsefrihet. Lika uppfriskande är att läsa om motståndet i det lilla som kan handla om bara att måla naglarna röda, låta håret sticka fram ur sjalen eller bära kappor i klara färger ..." Monika Tunbäck-Hanson, GP Läs recensionen "... Det Iran hon möter har förändrat sig på en rad sätt under hennes frånvaro. Tiden har inte stått stilla, även om det ibland kan framstå så, och den traditionella tolkningen av islam är inte allenarådande. Det moderna samhället har gjort sitt intåg på många områden. En ny generation har växt upp, och gjort sitt inträde i det iranska samhällslivet. Och överallt finns det ett vardagsmotstånd i det lilla, som inte sällan överraskar Azar ..." Klas Rönnbäck, Dagensbok.com Läs recensionen "... Det var 1982. I Sverige har hon levt i en utvandrarkultur som i hög grad dikterat hennes uppfattning om hemlandet. En sträng och fördömande syn som avfärdat allt som hade med Iran att göra. Ändå ville hon åka tillbaka för att stilla sin längtan och med egna ögon se vad som skett ..." Eva Dandanelle, Smålandsposten Läs recensionen "... Men de iranska kvinnor tar för sig mer och mer. Med hjälp av bland annat Internet ekämpas censuren. Genom detta medium kan de fritt och utan censur uttrycka sig om tabubelagda som kärlek, ..." Mellan tradition och modernitet Göran Åberg, Jönköpings-posten, Läs recensionen "... Oroad, eftersom hon vet att den kvinna som undersöker hennes pass kommer att förstå att resan ut inte skedde på rätt sätt, oroad över att inte heller denna gång få träffa mor, släktingar, vänner..." Bengt Söderhäll, Gefle Dagblad Läs recensionen "... Tillbaka till Iran visar en annan bild av Iran, och framför allt iranska kvinnor, än vad människor i västvärlden är vana att se. Under slöjan döljer sig en kvinna som är på väg att ta för sig. Som kommer att skapa en förändring. Samtidigt som Tillbaka till Iran visar en bild av hur landet ser ut idag ger det en nyttig historielektion. När Mahloujian återvänder berättar hon inte bara om dagens Iran utan även hur landet såg ut när hon lämnade det. ... " Therece Gustafson, Borås Tidning, 2004-09-27 Läs recensionen "... TILL SLUT tog hon sin längtan på allvar, satte sig över sin rädsla och åkte tillbaka till Iran. "Tillbaka till Iran" heter också boken Azar Mahloujian skrivit om resan dit ..." Eva Dandanelle, Östgöta Correspondenten , 2004-10-11 Läs recensionen "... Azar Mahloujian har ännu en gång på vacker och tydlig prosa lyckats gestalta den problematik som integrationspolitikerna dunkar pannan blodig över. Hon är en viktig röst; inte minst för alla oss som aldrig behövt fly från vårt hemland. Läs henne..." ANNINA RABE, Svenska Dagbladet , 2004-12-01 Läs recensionen "... Upplevelsen känns i den välskriva, spänstiga texten. Nu knyter hon ihop sin svenska och sin iranska identitet och det finns ingen tveksamhet i hennes litterära stämma ..." Maija Niittimäki , NerikesAllehanda , 2004-12-15 Läs recensionen "... Och det är om Mahloujians tillbakafärd som prosaboken Tillbaka till Iran handlar. Om den exillevandes längtor och våndor. Om utanförskap i det nya hemlandet Sverige, liksom om det (iranska) exilgetto som skapats i och genom detta utanförskap. Men framför allt diskuterar Mahloujian den exillevandes spöklika bild av det gamla hemlandet. För vad händer i en människa när hon återvänder och finner ett annat - men ändå samma - land? När nitton år har förflutit. Och minnets land visar sig vara ett land som både är och inte är. Den sårigt nostalgiska exilbilden måste arbetas om. Modifieras, moderniseras ..." Hanna Hallgren, Aftonbladet , 2004-12-22 Läs recensionen "... Ständigt detta Iran. Jag vet inte om det är att jag blivit mer uppmärksam, men jag tycker mig stöta på landet allt oftare i media. De visar iransk film på TV. De backpackers som känner sig utträngda av charterturisterna från Indien och Thailand börjar söka sig mot Teheran. Det finns en påtaglig nyfikenhet kring landet. På ett mycket lämpligt sätt har det då kommit en välskriven, personligt färgad reportagebok från Iran. Författaren, Azar Mahloujian, har inte varit i sitt hemland sedan hon tvingades på flykt för 19 år sedan, men tar nu det avgörande beslutet att resa tillbaka för att träffa släkt och vänner och återse sin ungdoms platser. Med sig har hon mycket av den exilkultur som hon utvecklat i sitt nya hemland Sverige – något av ett fördömande och ett avfärdande av allt som har med Iran att göra. ..." Daniel Brandell, Internationalen , 2004-12-22 Läs recensionen "... Azars blick på Iran är en exiliraniers blick, den präglas av en utomståendes perspektiv samtidigt som den på ett sätt ser landet inifrån ..." Marit Östberg, Kristianstadsbladet , 2005-01-10 Läs recensionen «من عیسی بن خودم»
Mon / 05 02 2007 / 10:16
من عیسی بن خودم (مجموعه شعر از مانا آقایی) تاریخ چاپ: ۱۳۸۵ محل انتشار: سوید (استکهلم) انتشارات آلفابت ماکزیما برای تهیه کتاب می توانید با آدرس زیر تماس حاصل کنید: http://www.alfabetmaxima.com ![]() وزارت نظارت
Wed / 24 01 2007 / 16:44
وزارت نظارت نوشته کامران جمالی، شاعر، نويسنده و مترجم به تازگی توسط نشر باران در سوئد چاپ و منتشر شده است. «وزارت نظارت»، رمانی علمی- تخيلی دربارهی شبيهسازی است که در ايران مجوز انتشار نگرفته و به همين دليل در خارج از کشور منتشر شده است. راوی کتاب که خود با لقاح مصنوعی به وجود آمده، با افراد دارای «پدر و مادر طبيعی»، دارای مرزکشیهای ذهنی و روحی است. کتاب اين گونه آغاز میشود: «صف امروز به طول و عرض صف هفتهی پيش نيست. «سازمان امداد در جهت خودکشی شهروندان خسته»، هفتهی پيش بسيار پرکار، بلکه فعال مايشاء بود. البته گزارشگران صاحب پدر و مادر بهشدت اعتراض کردند- و اين اعتراض به نظر من اغراقآميز است- به اين که سازمان ياد شده نه امدادگر، که مشوق افراد صاحب پدر و مادر است (تعداد اين افراد در شهر ما ۴۲ ميليون نفر است) برای خودکشی، با اين هدف که سکنهی فاقد پدر- منظور ۵/۳ ميليون نفر است- در ائتلاف با نفوس فاقد پدر و مادر-جمع ۵/۱ ميليون نفری- در طول زمان به اکثريت در ميان شهروندان دست يابند. شش روز پيش در اين محله ۲۴۰ هزار نفر و در تمام شهر ۲۵۱ هزار نفر- و در ميانشان ۵۴۳ فرد فاقد پدر و ۴۱ فرد فاقد پدر و مادر- با به کارگيری رهنمودهای «سازمان امداد در جهت خودکشی شهروندان خسته» داوطلبانه به زندگی خود پايان دادند.» اين کتاب، در ۱۳۰ صفحه و ۱۲ بخش با عناوين «تامين آتيه»، «وزارت نظارت بر ترددهای مجاز ذر اماکن شهر»، «نامهی سرگشاده»، «نمايندهی پارلمان»، «رويانشناس»، «جوانان فرهيختهی شهر»، «سالخوردگی»، «عقربکشی»، «گرهی روز نامنتظر»، «واپسين کريسمس قرن»، «تيکی بدون تاک» و «گزارش پساماهوارهای فراسيارهای از کرهی مريخ» تنظيم و نوشته شده است. کامران جمالی متولد ۱۳۳۱ تهران است. از او تا به حال مجموعه اشعار «واحهای سرخ در صحاری زرد»، «مرغ نيما»، «در انجماد پس از زمهرير» و «و کلاغی و بيانی و برف» منتشر شده است. از اين شاعر و نويسنده، همچنين در حوزهی پژوهش کتابهای «فردوسی و هومر، تحقيقی در حوزهی ادبيات تطبيقی» و «جادوی شعر در کلام نهفته است» تا به امروز روانه بازار کتاب شده است. کتاب را از کتابفروشیهای محل خود بخواهيد و يا میتوانيد آنرا از طريق نشر باران تهيه کنيد http://www.baran.st info@baran.st فصلنامهی «باران»
Wed / 24 01 2007 / 16:32
طرح روی جلد باران اين شماره يکی از نقاشیهای دلارا دارابی، دختر ۱۹ سالهای است که به اتهام قتل در انتظار اجرای حکم اعدام در زندان رشت بسر میبرد. شماره جديد فصلنامهی «باران» با سرسخن مسعود مافان تحت عنوان چند نکته، يادداشتی دربارهی زندهياد عمران صلاحی با عنوان «من صدای تپش قلب تو را میشنوم» به قلم عنايت سميعی؛ و دو خاطره از اورهان پاموک، برندهی نوبل امسال با ترجمهی مهدی استعدادیشاد و علی شفيعی آغاز میشود. در اين شماره همچنين گفت و گويی با فرزند يک اعدامی در دههی شصت (شيوا اقبالی) منتشر شده است. چند مقاله در زمينهی انقلاب مشروطه، ديگر عناوين سيزدهمين شمارهی فصلنامهی «باران» را تشکيل میدهد: نقش اقليتهای مذهبی در جنبش مشروطيت(ناصرالدين پروين)، روشنفکران مشروطيت و خط فارسی(فروغ حاشا بيکی)، شعرنو؛ نوزاد ماندگار مشروطيت(منصور خاکسار)، بررسی نمايشنامههای فتحعلی آخوندزاده (بهروز شيدا)، ميرزارضای شاهشکار(هما ناطق)، و ميرزاده عشقی و نخستين اپرای ايرانی(سولماز نراقی). در بخش انديشه، مقالهی برزخ سنت و مدرنيته (احمد علوی)، در بخش نگاه خوانندگان، مازيار ثانی نگاهی دارد بر زندگی پر رنج و ستيز نجيب محفوظ و بخش نقد و نظر، مقالاتی چون: نامهای به دوست زرين قلم (مهدی استعدادیشاد)، نگاهی به ادبيات فارسی در هند با عنوان «وقتی طوطيان هند شکرشکن شدند»(پاکسيما مجوزی)، نگاهی به سفرنامهی دو نويسندهی سوئدی به ايران تحت عنوان «شرقیسازی غربی!» (سعيد مقدم)، نگاهی به کتاب نوشتن با دوربين گفتوگو با ابراهيم گلستان (شهرنوش پارسیپور)، و نقد داستان کوتاه چاهکنها نوشتهی محمد بهارلو از مجموعهی شهرزاد قصه بگو(سدا زندهروديان) را در برگرفته و در بخش «تازه چه خبر؟»، از کارهای تازه عزتالسادات گوشهگير خبر داده شده است. داستانی از ايوان بانين برندهی نوبل سال ۱۹۳۳(با ترجمهی مرضيه ستوده) و سه داستان کوتاه از کوشيار پارسی، محمد عقيلی و احمد خلفانی؛ و همچنين اشعاری از ياشار احدصارمی، عباس صفاری، و هارولد پينتر با ترجمه بهزاد رعيت در بخش شعر و داستان اين شماره منتشر شده است. در پی مرور و معرفی کتاب در ماگادان کسی پير نمیشود (خاطرات عطاء صفوی به کوشش اتابک فتحالله زاده) در شمارهی پيشين باران، در اين شماره از شيوا فرهمند، ويراستار کتاب، پاسخ و توضيحی چاپ شده است. فصلنامهی باران را مشترک شويد و با اشتراک خود از ما حمايت کنيد. برای حمايت از انتشار اين فصلنامه، آن¬را به آشنايان خود معرفی کنيد. باران را از کتابفروشیهای محل زندگی خود تهيه کنيد و يا در صورت تمايل آن را مشترک شويد و با اشتراک ساليانه¬ی خود، ما را در انتشار آن ياری دهيد. قيمت اشتراک برای اشخاص با احتساب هزينه¬ی پستی برای اسکانديناوی و اروپا ۳۵ يورو و برای کانادا و امريکا معادل ۴۵ يورو. قيمت اشتراک برای کتابخانه¬ها و موسسات در اروپا ا ۴۵ يورو، در امريکا و کانادا معادل ۵۵ يورو. شمارهی حساب پستی باران pg ۷-۲۵۱۷۵۹ شمارهی حساب جيرو بانکی: ۸۷۲۰-۵۹۴۴ نام بانک: Skandinaviska Enskilda Banken شمارهی حساب بانکی: ۱۰۰۶۷۹۲-۵۲۸۷ کد بانک برای ارسال پول خارج از سوئد BIC (SWIFT): ESSESESS : نشر باران http://www.baran.st info@baran.st اعترافنامهی دختران بد
Tue / 23 01 2007 / 16:48
از ليلا فرجامی نشر باران info@baran.st http://www.baran.st اعترافنامهی دختران بد، عنوان مجموعه شعری از ليلا فرجامی است که به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. اين مجموعه شعر که شامل ۶۰ قطعه شعر است اينگونه آغاز میشود: «تنهها میافتند و برايت مهم نيست/ جنگلها میسوزند و برايت مهم نيست/ مادرت میرود و شيرينی پستانهايش را به بخارهای خيابانی خلوت میسپاری که نيمه شب/ پر از صدای جنينهاييست که از پشت بام آسمان/ بیاختيار به خرابههای درندشت شهرت میافتند./ پدرت میميرد و شانهی پر از موهای سفيدش را در جيب پشت شلوارت میگذاری/ و دندانهای زرد مصنوعیاش را در لثههای زخم خاک چال میکنی/ سوت میزنی/ میخوانيم/ سوت میزنی/ میبوسيم/ برايمان مهم نيست... برايمان مهم نيست که امام غايب وقتی که بچهها با کتابها و دفترها و تختهها و خطکشها در کلاسهاشان میسوختند،/ ظهور نکرد.../ وقتی که قربانيان چوبیاش به گرد ميدانهای مين چرخيدند و ذغال شدند/ ظهور نکرد.../ برايمان مهم نيست اگر ديگر گيلاس را با هستههايش غورت ندهيم/ اگر بايستيم و در زير بارانی ولرم/ مثل دو سايهی تاريک عشقبازی کنيم و من/ لبريز از نطفههايی شوم که تو را میشناسند،/ نه،/ برايمان مهم نيست. ما هرگز آدم نخواهيم شد/ پس بيا شپشهای خوبی باشيم/ شپشهای مهربان موهای يتيم دختری در مزار شريف/ که ديگر نه شانهای خواهد داشت يا دستی،/ بيا شپشهای خوبی باشيم،/ معمای بودا شدن اين است:/ «آنگاه که سلاحی به درون داری/ چگونه/ خدايی خواهی داشت؟» اشعار فرجامی، تا به امروز به زبانهای انگليسی، فرانسه، سوئدی و ترکی ترجمه و چاپ شدهاند. نخستين مجموعه شعر او در سال ۱۳۷۹ با عنوان هفت دريا شبنمی توسط نشر روزگار در ايران منتشر شده است. ليلا فرجامی متولد تهران و ساکن کاليفرنيای جنوبی است. او حدود ۸ سال است که به رواندرمانی، هنردرمانی و بازیدرمانی اطفال آسيب ديده و معلولين میپردازد. کتاب شورش، مهرانگيز کار
Sun / 14 01 2007 / 14:32
چاپ نخست ۲۰۰۶ نشر باران، سوئد شابک: ۶-۰۸-۸۵۴۶۳-۹۱ کتاب شورش، روايتی زنانه از انقلاب، نوشتهی مهرانگيز کار به همت نشر باران منتشر شد. شورش، در قالب خاطره تنظيم شده است و آن را زنی تعريف میکند که نام ندارد. مهرانگيز کار در پيشگفتار کتاب نوشته است: «او همسرنوشت، همنسل، دوست و همسايهام بوده است. هر دو در فضای حياتی واحدی زيستهايم. چه بسا او همزاد من است.» به عقيدهی او، دختری که در فاصلهی سالهای ۵۷-۱۳۳۲ از خودش و ميهنش سخن میگويد، «میتواند افرادی از نسلهای زنانی را که در اين فاصله زمانی بالغ و کارآمد شدهاند نمايندگی کند.» کتاب شورش در دو فصل تدوين شده است. در جلد اول، اين دختر، در اهواز و در يک خانوادهی پر جمعيت پرورش يافته و از خود سخن میگويد و از ديگرانی که در شهر و مدرسه و خانواده احاطهاش کردهاند. مهرانگيز کار میگويد که اين روايت در بخش خانگی شخصی و خانوادگی هيچ ربطی به من ندارد اما در بخش اجتماعی و سياسی در بيشتر موارد با راوی، هم ريشه و هم تبار و هم داستانم. در فصل اول شورش به سالهای بعد از کودتای ۱۳۳۲ پرداخته میشود. نويسنده در اينباره میگويد: «در آن دوره برخی عوامل تجددگرا اعم از دولتی و غير دولتی، عصيانهای دختران خانوادههای سنتی را به سوی سوادآموزی و فعاليتهای اجتماعی هدايت میکردند و شيوهها را به گونهای برمیگزيدند تا حساسيتهای مذهبی و اخلاقی خانوادهها جريحهدار نشود. با اين وصف تلاش برای کمکرسانی به اين دختران در بيشتر موارد با واکنش اعتراضی خانوادهها روبهرو میشد.» به عقيدهی وی «شورشهای خانگی زنان پراکنده بوده و در جامعهی درگير با فقر و بیسوادی و اختناق سياسی به هم نپيوسته است. هرگاه ايران وارد يک دوران از تحول و جهش سياسی شده، اين شورشها پوستهی خود را شکافته و بيرون زده است. مثلاً جنش تنباکو به تبعيت از يک روحانی در خانهی شاه قاجار شکل زنانه به خود گرفت. جنبش باب و بهائيت به همت قرهالعين با ويژگیهای زنانه در تاريخ تحولات ايران به ثبت رسيد. در انقلاب مشروطيت شورشهای خانگی زنان تا حدود معينی که مجاز بود رنگ سياسی و عدالتخواهی به خود گرفت. اما حضور زنان در رويدادهای مشروطهخواهی با وجود نرخ ۹۰ درصدی بیسوادی که ۱۰ درصد با سواد هم اغلب مرد بودند، از ظرفيت کافی برخوردار نبود و جامعه برای تحمل زنان در حرکتهای وسيع اعتراضی چندان آمادگی نداشت.» به عقيدهی وی، شورشهای زنانه در يکصد و پنجاه سال اخير، مناسبات خانوادگی را در ايران متلاطم ساخته و هر چند در خفا صورتبندی شده، همواره در هر فرصتی که دست داده خود را در جای ديگری غير از خانه تعريف کرده است. مهرانگيز کار، راوی اين کتاب را گزارشگر آرزوهای بربادرفتهای میداند که به سودايش بارها قد راست کرده و بارها کمر خم کرده است. او در مقدمه کتاب نوشته است: «او همان است که در شناسنامهاش جنبش تنباکو به ثبت رسيده و در يک لحظهی سرنوشتساز تاريخی به پيروی از يک روحانی، قليانها را در خانهی شاه قاجار شکسته است. شايد اميد داشته تا تقدير زنانهاش را تغيير بدهد. او همان است که در شناسنامهاش نام قرةالعين ثبت شده است. در دامان چنان مادری آموخته است که میتوان در تاريکترين ادوار تاريخی، با مردان همسرنوشت چهره به چهره و روبهرو نشست و برخاست کرد. او همان است که قمرالملوک وزيری را پشت سر دارد و میداند اگر بخواهد میتواند در محاصرهی دشمنان زنانگی و هنر، پردهنشينی را ادامه دهد، اما آواز دلنشين و جاودانهاش را بهگوش همگان برساند. او همان است که انقلاب مشروطه را پشت سر دارد و فراموش نکرده است مشروطهخواهان در مجلس برآمده از انقلاب، چگونه او را در جای مجانين و صغار از حق رأی و نمايندگی محروم ساختند. او همان است که با انقلاب سفيد شاهانه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ زيسته است و حق رأی و برخی اصلاحات قانونی بهصورت عطايای ملوکانه به او اهدا شده است. هنوز که هنوز است بابت اين عطايا از سوی تمام مخالفان دينی، روشنفکری و ملی شاه سرزنش میشود. او همان است که ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را شاهد بوده و میداند يکی از مهمترين ريشههای اين واقعهی خونين حق رأی اعطايی ملوکانه به زنان بوده است. اقدام شاه خون روحانيون را بهجوش آورده تا جايی که سينه در برابر گلولههای سرکوب سپر کردهاند.» زن، در بحران ملی شدن نفت، کودک است و تازه بعد از آن بالغ میشود. او بهخاطر میآورد در آن دوران زنانی برای تقويت نهضت، خود را زير تانک سرکوبگران انداختند و عمده جمعيت زنان ايران با هدف تقويت بنيهی اقتصادی کشور، به دکترمحمد مصدق که توزيع و خريد اوراق قرضهی ملی را طرح کرده بود از هر سو ياری رساندند. راوی به محض رسيدن به بلوغ جسمی با مدعيان خانگی نبرد کرده، با موانع اجتماعی پنجه در پنجه افکنده تا سرانجام جوان شده و خود را به چشمههای زلال بالندگی رسانده است. در آنجا با انواع پيدا و پنهان سنتهای مردسالارانه که حضور زنانهاش را تاب نمیآورند آشنا میشود. او اين سنتها را نه فقط در بافت ذهنی دينداران، که در ذهنيت پرتکاپوی روشنفکران همعصر خود کشف میکند و از آن صدمه میخورد. او در سال ۱۳۵۷ به صفوف انقلاب میپيوندد و به هر سوراخی سرمیکشد تا - به قول نويسنده- جلوههای گوناگون تحجرگرايی را بشناسد، اما هرگز فرصتی به دست نمیآورد تا نقشی به دلخواه ايفا کند. نويسنده توضيح داده است: «او هر که هست، آگاهانه میخواهد تاريخ مذکر را با گوهر زنانه بيارايد. میشود از او که بسيار کج و معوج حرکت کرده انتقاد کرد. میشود او را بر کرسی اتهام نشاند، اما نمیشود انکار کرد که او سالهايی از تاريخ انقلاب اسلامی را با تمام وجود زيسته است و نگاه زنانه و پر تشويش خود را در تاريخنويسی بعد از انقلاب دخالت داده است.» راوی بی نام کتاب «شورش»، در فصل دوم، از سالهای پس از انقلاب، میگويد. به عقيدهی کار انقلاب ۱۳۵۷، رويدادی است با منشا و مبنای زنانه که جنسيت در آن مثل الماس میدرخشد. هرچند کمتر به ماهيت زنانهاش پرداختهاند. نگاه زنانه در تاريخنويسی ايران از سال ۱۳۵۷ به بعد است که بر نگاه مردانه افزوده خواهد شد و تاريخ مذکر بیگمان تبديل به تاريخ دوجنسی میشود. کتاب شورش و کتابهای ديگر نشر باران را از کتابفروشیهای محل زندگی خود بهخواهيد و يا مستقيما از نشر باران خريداری کنيد. http://www.baran.st info@baran.st «هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم»
Fri / 08 12 2006 / 11:47
انتشارات فصل کتاب منتشر کرد: «هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم» نوشته: ماشاءالله آجودانی (در 200 صفحه) بها: 10 پوند (با هزینه پست در اروپا 12 پوند و در آمریکا و جاهای دیگر 15 پوند) کتاب با سه پیوست: «درباره ساختار توپ مرواری» «فشرده داستان توپ» و «بخشهایی از صد خطابه میرزا آقاخان کرمانی» و در دو فصل با عنوانهای: «تجدّد و ناسیونالیسم» و «جهان نوشتهها» و در شش بخش با عنوانهای: «از باغ تا متن ادبی»، «هدایت و ناسیونالیسم»، «جمالزاده و هدایت»، «داستانها و نمایشنامهها»، «ساختار بوف کور و ناسیونالیسم» و «در برزخ بوف کور» منتشر شد. «هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم» نقد و بازخوانی متفاوتی است از بوف کور و دیگر نوشتههای هدایت در متن تاریخ و فرهنگ عصر تجدّد «ناسیونالیسم» به عنوان یکی از مهمترین مضمونهای نوشتههای هدایت، بحث محوری کتاب است. افراد و سازمانها میتوانند با پرداخت بهای کتاب با هزینه پست (در انگلستان با چک) و در سایر کشورها به صورت حواله بانکی (Money Order) به نام: FASL-E-KETAB PUBLICATIONS و ارسال آن به نشانی زیر، کتاب را خریداری کنند. نشانی فصل کتاب: (از همه کتابفروشیها و نهادهای فرهنگی سفارش پذیرفته میشود) درآمد حاصل از فروش این کتاب صرف هزینه چاپ و نشر کتابهای تحقیقی دیگری در زمینه تاریخ و ادبیات ایران خواهد شد. “ما چون طلا میدرخشيم”
Thu / 09 11 2006 / 11:01
Vi lyser som guld ايران امروز تازه ترين کتاب آذر محلوجيان رپرتاژی در باره زرتشتيان در تبعيد است که به زبان سوئدی و توسط انتشارات اطلس سوئد در ۲۵۶ صفحه منتشر شده است. پارسيان که ۱۲۰۰ سال قبل در پی اشغال ايران توسط اعراب، از ايران به هند مهاجرت کردند هويت بنيادين خود را حفظ کرده اند. پارسيان هند کماکان نمود و جنبههايی از موجوديت انسانها در تبعيد را به تصوير میکشند. آنها کماکان از چگونگی جلای وطن و مهاجرتشان به گونه ای صحبت میکنند که گويی همين ديروز سر از هندوستان در آورده اند. پارسيان اقليتی کوچک اما محترم، با نفوذ و قدرتمند در جامعه ی هند به شمار می آيند که هويت خود را حفظ کرده و به آن واقفند. چگونه ممکن است يک قوم تبعيدی پس از گذشت ۱۲۰۰ سال هنوز موجوديت داشته و هويت خود را حفظ کرده باشد؟ اين سئوالی است که آذر محلوجيان در کتاب خود "ما چون طلا میدرخشيم" به آن میپردازد. او که خود بيست سال تجربه جلای وطن و زندگی در تبعيد را تجربه کرده است، سعی می کند با نگاهی عميقتر به موضوع مورد علاقه اش يعنی مهاجرت و تبعيد بپردازد. او که احساس تبعيديان را بخوبی درک میکند، در پی آن است که بفهمد شرايط زندگی در تبعيد، چه تغييری در ديدگاه افراد نسبت به موطن خويش ايجاد میکند. "ما چون طلا میدرخشيم" سفرنامه ايست جذاب در باره هند، ايران و سوئد. برای تهيه اين کتاب به آدرس های زير میتوان مراجعه کرد: http://www.arenagruppen.se http://www.ferdosi.se http://www.azar.se ادبيات معاصر ايران بهصورت گويا
Wed / 08 11 2006 / 10:00
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، خانهی هنر و ادبيات با همکاری کانون فرهنگی اکسريون در گوتنبرگ سوئد، به توليد و ارايهی تعدادی از اين آثار بهشکل گويا بر روی لوح فشرده، اقدام کرده است. در اولين دوره از انتشار مجموعهی کتابهای گويا، «با در، در صدف» داستان بلندی از ناصر زراعتی، چاپ سوم «ديوان ژاله» مجموعه شعرهای عالمتاج قائممقامی با حروفچينی جديد، «مهپاره» ـ داستانهای عشقی هندو ـ ترجمهی صادق چوبک، «مهتابی و ملکوت» داستان بلندی از مصطفی اسلاميه، (که يکی از بخشهای چهارگانهی کتاب با صدای خود نويسنده اجرا شده است)، «يادداشتهای سفر ايتاليا» نوشتهی فروغ فرخزاد، «کتاب جامعه» و «غزلغزلهای سليمان» (از کتاب مقدس)، «مدير مدرسه»ی جلال آل احمد و «بهسوی طبس» ويلی شيرکلوند (سفرنامه به ايران)، بهزودی منتشر و ارايه میشوند. از اين مجموعه همچنين «برگزيدهای از شعرهای نيما يوشيج»، «داستانهای صادق هدايت»، «ملکوت» بهرام صادقی، «شازده احتجاب» و ديگر داستانهای هوشنگ گلشيری (برای بنياد فرهنگی گلشيری)، «عزاداران بيل» غلامحسين ساعدی، «چشمهايش» بزرگ علوی نيز در حال آماده شدن برای انتشار به صورت گويا هستند. کار تهيهی اين لوحهای فشرده باهمکاری پروين محمديان و علیرضا افزودی انجام میشود. «مثلا»های کودکان را پررنگ میکنيم
Mon / 30 10 2006 / 11:46
خبرگزاری ميراثفرهنگی مدير نگارخانه تخصصی کودک و نوجوان يکی از اهداف اين نگارخانه را معرفی اساطير و ادبيات به کودکان دانست تا از اين طريق فرهنگ ملی و مذهبی ايران به خانوادهها نيز منتقل شود. چندی پيش، نگارخانه جهاننما در مجموعه تاريخی ـ فرهنگی نياوران افتتاح شد اما همزمان با عيد سعيد فطر، اين مکان به نگارخانه تخصصی کودک و نوجوان و محلی برای نمايش آثار مربوط به اين قشر اختصاص پيدا کرد. مراسم افتتاحيه اين نگارخانه همزمان با آغاز به کار نمايشگاهی از آثار پيشکسوتان تصويرگر کودک همچون پرويز کلانتری، نسرين خسروی، مهنوش مشيری، سيمين شهروان، فريده شهبازی، ليلی درخشان، محمدرضا دادگر، نفيسه شهدادی، کريم نصر و نوراينالدين زرين کلک بود که تا ۱۳ آبان ادامه دارد. نازنين آيگانی بهعنوان مدير اين نگارخانه از اعضای انجمن تصويرگران کودک و از جمله کسانی است که در زمينه هنر کودکان ، فعاليتهای زيادی از جمله برگزاری کارگاههای خلاقيت برای کودکان و نمايشگاههايی با عنوان آبپاشها، بادبادکها و...انجام داده است. او يکی از برنامههای اصلی اين مکان را، برگزاری کارگاههای توليد اثر (work shop) عنوان کرد تا کودکان با شرکت در اين کارگاهها و قضصهخوانی و تهيه ماسک از اسطورهها، با ادبيات، فرهنگ و تاريخ سرزمين خود آشنا شوند:«در اين کارگاهها، قصهها و روايتهای تاريخی برای کودکان نقل میشود. پس از آن آنها با تصور خود از اين روايتها و اسطورهها ماسک طراحی میکنند .در پايان ماسکهايی که از اسطورهها ساخته شده، با هم تلفيق میشوند تا از ترکيب آنها قصه جديد خلق و خلاقيت بچهها بيشتر شود. بهعنوان مثال اين فرض را برای کودکان بوجود میآوريم که اگر رستم بهجای مجنون، عاشق ليلی بشود، چه اتفاقی میافتد؟» آيگانی اما در مورد تاکيد اين نگارخانه بر استفاده از ادبيات، به روابط آن با جنبههای ديگر زندگی مردم شرق و بهخصوص ايران اشاره کرد:«ادبيات نقش مهمی در شرق و بهخصوص ايران دارد.ادبيات با تمام زندگی و هنرهای ما تنيده شده است. متاسفانه چون ادبيات کاملا به بچهها معرفی نشده، آنها قهرمانان و اساطير ايران را نمیشناسند و بههمين دليل قهرمانان فرهنگهای ديگر، جايگزين اساطير ايرانی میشوند. البته من موافق نيستم که بهجای کودکان تصميم بگيريم اما اگر اين قهرمانان در يک سطح به آنها معرفی شود، بچهها با اين شناخت، دست به انتخاب میزنند. در آن زمان بچهها قادر هستند ميان رستم و مرد عنکبوتی که از فرهنگ ديگری برخاسته، گزينش کنند.» او در ادامه يکی از ضعفهای معرفی نادرست اساطير و ادبيات به کودکان را، نبود تصوير از قهرمانان موجود در ادبيات ايران قلمداد کرد:«ما هيچوقت، گونه (version) خوب و قدرتمندی از قهرمانان ايرانی مانند رستم نداشتيم. بنابراين بچهها رغبتی برای شناخت ادبيات ندارند. تصاوير، فرصت مناسبی برای معرفی ادبيات و تاريخ است. بايد اين جنبههای ادبيات برای بچهها، ملموس شود و آنها به اهميت اساطير پی ببرند تا فرهنگ و تاريخ را درک کنند.» اين تصويرگر کودک همچنين از معرفی آيينهای مذهبی نيز در اين نگارخانه خبر داد:«علاوه بر ادبيات و اساطير ايرانی، شناساندن آيينهای مذهبی مانند عاشورا از جمله برنامههای ديگر ما است. آيينهای مذهبی نقش مهمی در فرهنگ ما دارند اما بهخاطر اينکه برای بچهها ملموس نشده، کودکان اين آيينها را نمیشناسند. عاشورا از جمله اين آيينها است که کودکان تنها از پلوی نذری و سينهزنی آن اطلاع دارند. ما امسال تصميم داريم، بچهها را با اين فرهنگ آشنا کنيم و هريک از آنها، علم خود را طراحی کنند. هنگاميکه آنها اين کار را انجام دهند، آن را باور میکنند و راحتتر میپذيرند. به اين شيوه، خيلی از فرهنگها از طريق کودکان به خانوادهها منتقل میشوند.» آيگانی سپس بر جدی گرفتن بازیهای کودکان و کلمه «مثلا» که در ميان آنها رايج است، تاکيد کرد:«من هميشه تاکيد میکنم که واژه مثلا در بين بچهها بسيار مهم است. بچهها خيلی راحت، چيزی را جايگزين چيز ديگری میکنند. ما وقتی چيزی را بهجای چيز ديگری خلق میکنيم، از استعاره استفاده کردهايم و اين، مفهوم هنر است. يعنی نکته يا شيئی، يادآور نکته يا شيئی ديگر. من در تمام کلاسهايی که برای کودکان برگزار میکنم، به آنها میگويم که اين مثلاها را جدی بگيريد زيرا اين مثلاها يک جهان را میسازد و اين جهان بسيار مهم است. اين جهانی است که در آينده، آدمهای بزرگی را پرورش میدهد. پيکاسو میگويد، من ۸۰ سال سعی کردم مانند ۸ سالگيم نقاشی کنم. او میخواهد مانند آن دوران نقاشی کند، چون مهارهايی به مثلاهايش نزده است.» او با تکيه بر اين مطلب، در مورد آشنايی کودکان با هنر گفت:«تلاش ما در اينجا اين است که مثلاهای بچهها را پررنگ کنيم. درعين حال میخواهيم که علم هنر، آثار نقاشان بزرگ و مکاتب هنری را بهزبان ساده به کودکان آموزش دهيم. در اينصورت، بچهها میفهمند که بازیهايشان تعاريف جدی دارد. همانند روايت شاهزاده کوچولو. تازمانيکه سياره شاهزاده کوچولو، شماره ۶۶۶ نگرفته بود، کسی او را باور نکرده بود. در واقع ما تصميم داريم، به بچهها بگوييم، سيارههای آنها شماره دارد و از اين طريق هنر را با علم ياد يگيرند و آن را باور کنند» اين تصويرگر سپس دليل برپايی اين نگارخانه را توضيح داد:«مدتها است که به ايجاد چنين مکانی فکر میکنم. متاسفانه در ايران، هنر صرف برای کودکان وجود ندارد. نقاشی حرفهای، سينمای حرفهای و مجسمهسازی حرفهای که مخاطب کودک داشته باشد، نداريم. نبود چنين زمينههايی بسيار بد است زيرا بچهها بدون پيشينه بصری، بزرگ میشوند. ما فقط تصوير را در قالب تصويرگری کتاب کودک و انيميشنهايی که بسيار ضعيف هستند، ارائه میدهيم که اين کارها بهجای تاثير مثبت، اثر مخرب دارند.» او ادامه داد:«تجربههای من نشان می دهد که کودکان در ايران، هنر را نمیشناسند. خانوادهها و پدر و مادران نيز، لزوم دادن اطلاعات به بچهها را لازم نمیدانند. آنها بايد همانطور که به لباس بچهها اهميت میدهند، به نيازهای بصری کودکان هم، اهميت دهند تا تصوير ذهنی غنی داشته باشند. هرچند تصور راهاندازی گالری تخصصی کودک را نداشتم اما در طول همکاری با مجموعه نياوران و برگزاری چند نمايشگاه، متوجه شدم، اين موزه تنها مرکزی است که کودکان در آن اهميت و احترام دارند.» اين تصوير گر با بيان اين مطلب، به ذکر دليل ايجاد گالری کودک در موزه نياوران پرداخت:«در اين موزه، بچهها جدی گرفته میشوند و مخاطب مهمی هستند. حتی راهنماها، از نوع برخورد با کودگان آگاه هستند و اين رفتار را در هيچ موزه ديگری مشاهده نکردهام. برنامههای خاصی برای کودکان در اينجا برگزار میشود و در زمان برگزاری جشن روز کودک در دو سال پيش، کودکان با دست پر اين موزه را ترک کردند. مجموعه اين کارها و حمايتهايتها نياوران از فعاليتهايم، من را در راهاندازی نگارخانه مصمم کرد. نياوران فضای مناسبی برای نمايش آثار هنرمندانی است که مخاطب کودک دارند يا آثاری که توسط بچهها خلق میشوند.» آيگانی البته آموزش ادبيات و هنرهای تجسمی را تنها هدف اين مرکز ندانست و يادآور شد که علوم انسانی و هنر رابطه تنگاتنگی با يکديگر دارند و کودکی که فلسفه بداند، نقاش يا مجسمهساز بهتری میشود. مدير نگارخانه تخصصی هنر کودک و نوجوان برنامه بعدی اين نگارخانه را، برگزاری کارگاه دو روزه قصهخوانی و طراحی ماسک از شخصيتهای اين داستانها معرفی کرد و در پايان خواستار حمايت از چنين فعاليتهايی شد:«اميدورام اين نگارخانه قدم مثبتی در زمينه هنر کودک باشد. ما به هيچوجه به بازده مالی اين کار توجه نمیکنيم و هدف ما تنها جنبه فرهنگی دارد. با اين حال، بدون حمايت نمیتوانيم کارهای گستردهتر انجام دهيم.» سحرآزاد مجموعه مقالات جورج اورول
Mon / 30 10 2006 / 11:41
خبرگزاری ميراث فرهنگی_ کتاب_ انتشارات POLITICOS PUBLISHING انگلستان ماه گذشته کتابی را با عنوان "جورج اورول در تريبون" که مجموعه مقالات سياسی اين نويسنده مشهور را در سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۷ در نشريه "تريبون" دربرمی گيرد، منتشر کرده است و از اين موضوع که اورول پيش از آن که به نويسنده ای برجسته تبديل شود، مقاله نويسی چيره دست بوده، پرده برداشته است. به گزارش گاردين، اين کتاب، سال ۱۹۴۳ را که جورج اورول کار در خبرگزاری بی. بی. سی. را به قصد پيوستن به تحريريه نشريه چپ گرای تريبون به عنوان دبير بخش ادبيات رها می کند، نقطه عطف زندگی اين نويسنده برجسته می داند. نويسنده "مزرعه حيوانات" در بی. بی. سی. با نام مستعار "اريک بلر" کار می کرد، در حالی که در تريبون تخلص او اورول بود. اورول در ستون معروف خود “As I Please” در تريبون، به موضوعات بسيار متنوعی از شورش در ورشو گرفته تا اصول زبان انگليسی می پرداخت. مقالات اين ستون و ديگر مقالات اورول هم اکنون در کتابی ۴۰۱ صفحه ای توسط "پل اندرسن" گردآوری و ويرايش شده و با قيمت ۹۹/۱۹ پوند به بازار کتاب انگلستان ارائه شده است. اين کتاب نشان می دهد که چگونه اورول از سال ۱۹۴۳ ايده های نوشتن رمانهای معروف خود، "مزرعه حيوانات" و "۱۹۸۴" را جمع آوری کرده است. کتاب جورج اورول در تريبون منتشر شد سپيده جديری s.jodeiri@chnpress.com “قصههای مجيد”
Tue / 10 10 2006 / 11:10
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵ به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، ترجمهی اين قصههای آشنا برای ايرانيان، توسط لی هان جو انجام شده و توسط ناشری در چين که ترجمههايی را از ادبيات کلاسيک ايران منتشر کرده، بهچاپ خواهد رسيد. قرار است ۱۵ داستان از اين مجموعه ترجمه شوند که تاکنون ترجمهی ۱۰تای آنها انجام شده است. لی هان جو ليسانس زبان و ادبيات فارسی دارد، يک سال در ايران بوده و میگويد، فارسی امروز را از طريق "قصههای مجيد" ياد گرفته که در دانشگاه پکن هم آنها را میخواندهاند. "قصههای مجيد" مرادی کرمانی ۳۸ داستان دارد که پيشتر در نشريهی "کريکت" آريزونای آمريکا به انگليسی ترجمه شدهاند و ترجمهی داستانهايی از اين مجموعه هم بههمراه داستانهای ديگری از او به زبانهای ديگری انتشار يافته است. هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در سيرجان کرمان متولد شد. پس از اتمام تحصيلات ابتدايی و متوسطه در زادگاهش، دورهی هنرستان هنرهای دراماتيک را در تهران گذراند و در همان سالها نيز در رشتهی مترجمی زبان انگليسی فارغالتحصيل شد. فعاليتهای هنریاش را از سال ۱۳۴۰ با راديو کرمان آغاز کرد و در تهران ادامه داد. برخی از آثار اين داستاننويس که شانزدهم شهريورماه ۶۲ساله شد، عبارتاند از: "قصههای مجيد"، "بچههای قاليبافخانه"، "نخل"، "چکمه"، "داستان آن خمره"، "مشت بر پوست"، "تنور"، "کوزه"، "مهمان مامان" و "شما که غريبه نيستيد". مثل جيب بری، کتاب بری هم پيگيری میشود
Fri / 06 10 2006 / 9:55
جمعه ۱۴ مهر ۱۳۸۵ همشهری کامران محمدی: سرانجام پس از سالها بحث و بررسی و حرف و حديث، دفتر مجامع و فعاليتهای فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طرحی را برای حمايت از قراردادهای خارجی ناشران تهيه کرده و برای اعلام نظر معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ، به اين معاونت تحويل داده است. مطابق طرح يادشده، ناشران و آثاری که به صورت قرارداد رسمی به ترجمه و انتشار کتابهای خارجی اقدام میکنند، مورد حمايت قرار میگيرند. يعنی خلاصه طرح، تشويق ناشران برای احترام به قانون کپیرايت و در نظر گرفتن حقوق مادی و معنوی نويسنده است؛ همان چيزی که سالهای سال است هر از گاهی در ايران طرح شده و دوباره فراموش میشود. اين طرح، اگرچه با معيارهای جهانی قانون کپی رايت، فاصله بسياری دارد، اما به عنوان شروع میتواند نقطه درخشانی باشد، به شرط آنکه معاونت فرهنگی، مسئله را جدی گرفته و بدون فوت وقت، آن را بررسی کند.محمدرضا وصفی، مديرکل دفتر مجامع و فعاليتهای فرهنگی وزارت فرهنگ در اين باره میگويد: «اين طرح بسيار زمانبر است و در مرحله بررسی حتماً با چالشهايی روبهرو خواهد شد». کپیرايت، آه ،کپیرايت در حال حاضر، تعداد کشورهايی که عضو سازمان جهانی مالکيت فکری (WIPO) نيستند، به ۲۵کشور هم نمیرسد و ايران، يکی از آنهاست. تا سال۲۰۰۱ ميلادی، ۱۷۷کشور به اين سازمان که يکی از سازمانهای تخصصی سازمان ملل است، پيوستهاند و بااهميتترين کشورهای غيرعضو آن دو کشور عراق و بورکينافاسو هستند. اما ايران با ملاحظاتی که عموماً اقتصادی است تا به حال ترجيح داده است عطای WIPO را به لقايش ببخشد. يعنی آنکه ناشران ايرانی مجازند بدون هيچ شرط و شروطی، هر کتابی را که به هر شکلی به دست آورند، منتشر کرده و به مالکان اصلی اثر، توجهی نشان ندهند. اما اين تمام ماجرا نيست. کپیرايت يا حق نسخهبرداری، علاوه بر جنبه بينالمللی آن که به رابطه ناشران و فعالان فرهنگی دولتی و خصوصی ايران با کشورهای ديگر مربوط میشود، بعد داخلی نيز دارد. اکنون در ايران، قانونی رسمی و قابل اجرا و پيگيری که مانع از نسخهبرداری از آثار فرهنگی شود، وجود ندارد. اين موضوع هم در سينما و نرمافزارهای رايانهای به شدت به چشم میخورد و هم در آثار مکتوب. علاوه بر اين، در صورت تخلف، امکان برخورد قضايی با موضوع و تهيه دادخواست عليه متخلف تنها به صورت کيفری و در کنار جرايمی نظير دزدی، قتل و... ممکن است. به عبارت ديگر نويسنده يا ناشری که بدون اجازه او، اثرش منتشر يا کپیبرداری شده است، بايد به دادگاههای عمومی مراجعه کرده و کيفرخواست تهيه کند. قاضی پرونده نيز همان قاضی است که پيش از او، به موضوعی نظير جيببری يا دعوای خيابانی رسيدگی کرده است! اين طرح و آن طرح وصفی میگويد: «ما براساس نيازهای ناشران و فعالان عرصه توليد کتاب پيشنويس طرح را آماده کردهايم که قرار است با همکاری اتحاديه ناشران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مجلس شورای اسلامی به پيش برود.» اين نياز سالهای سال است که وجود دارد و در مواقعی نيز در گستره داخلی و خارجی، کمبود قانون، حمايت يا هر چيز ديگری، به شدت احساس شده است. دکتر اسفنديار اميدبخش، کارشناس مسائل تجارت جهانی میگويد: «در زمينه حق نسخهبرداری و حقوق جانبی آن هم نخستين بار در سال ۱۳۴۸ (قانون حمايت از حقوق مؤلفان و منصفان و هنرمندان) به تصويب رسيد که قانون ترجمه و تکثير کتب و نشريات و آثار صوتی مصوب سال ۱۳۵۲ آن را تکميل میکند. اما در اين بخش از مالکيت فکری، ايران به هيچ قرارداد بينالمللی ملحق نشده است». از چه میترسيم؟ اما واقعاً پذيرش قانون کپیرايت و رعايت آن چقدر سخت است و چه مشکلاتی به بار میآورد که دولتمردان ايران، از آن میگريزند؟ به عبارت ديگر، چهطور ممکن است ۱۷۷ کشور (که حتماً تاکنون بر تعدادشان نيز افزوده شده) با شرايط اقتصادی بسيار متفاوت و در برخی موارد، بسيار بدتر از ايران، اين قانون را پذيرفته و به آن احترام میگذارند و اتفاقی هم نمیافتد. حتی در مواردی برخی ناشران يا تعدادی از مترجمان رأساً اقدام کرده و اجازه ترجمه را از نويسنده يا ناشر خارجی گرفتهاند. اما در ايران، فرض اين است که در صورت پذيرش کپیرايت، همه چيز تعطيل میشود؟ واقعاً اين امکان وجود دارد که در صورت پرداخت حق مؤلف به نويسندگان خارجی، به کلی تومار ترجمه در ايران پيچيده شود؟ طرح مذکور، با همين احتياط تهيه شده است. در واقع دفتر مجامع و فعاليتهای فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با حمايت از ناشران، قصد پرداخت حقالتأليف و هزينههای بستن قرارداد رسمی را دارد. به اين ترتيب، فرض اين است که ناشران تمايل بيشتری برای خريد کپیرايت و عقد قرارداد رسمی نشان دهند. اينطوری ببينيم حالا مسئله را اين طوری ببينيم که ۱ - همه ناشران موظف باشند برای چاپ هر کتاب، خارجی يا ايرانی، از نويسنده و صاحب اثر، اجازه بگيرند. اين اتفاق، اگرچه باعث میشود برخی نويسندگان و ناشران خارجی، مبالغ بينالمللی کلانی برای اجازه انتشار درخواست کنند و اين موضوع، ما را از حجم زيادی از آثار، محروم میکند، اما با ايجاد احترام و اعتماد در فعالان فرهنگی ديگر، حضور، سرمايهگذاری و همکاری آنها را در ايران چندين برابر خواهد ساخت. در اين صورت، آثار توسط صاحبان اصلی آنها و به صورت رسمی وارد کشور میشوند و با توجه به شرايط فعلی ايران، با تخفيفهای بسيار گستردهای همراه خواهد بود. آنچنان که هند در زمينه نرمافزار اين موضوع را به خوبی تجربه کرده است. ۲ - در داخل ايران قانونی جامع باشد که مانع از هرگونه نسخهبرداری يا انتشار بدون اجازه شود. واضح است که اين حق مؤلف است و نيازی به توضيح ندارد. ۳ - دادگاهی، شعبهای، مجتمعی وجود داشته باشد که پيگيری و قضاوت در اين موارد را جدا از قتل و خونريزی و جرايمی از اين دست، با قضات و عواملی وارد به امور و آشنا به موضوع، بر عهده داشته باشد. در آن صورت، قانون روی تاقچه نمیماند و به اجرايش نيز میتوان اميدوار بود. ضمن اينکه پليس، در صورت توجيه بودن و روشن شدن ماجرا، همچنان که از مقابل جيببرهای خيابان بیتفاوت نمیگذرد، از کنار فروشندگان محصولات فرهنگی کپیشده نيز، با سکوت و لبخند عبور نمیکند. به عبارت ديگر، کتاببری هم میرود کنار جيببری مینشيند. و... و محمدرضا وصفی در پايان میگويد: «هنوز از سرنوشت اين طرح اطلاع چندانی نداريم و بايد منتظر بمانيم تا معاونت امور فرهنگی نظر خود را به ما اعلام کند.» آيا کتابفروشان مجبور به واگذاری میشوند؟
Fri / 06 10 2006 / 9:47
جمعه ۱۴ مهر ۱۳۸۵ خبرگزاری مهر پس از چند نوبت آتشسوزی در پاساژ حاج نايب (ناصرخسرو) که خسارت زيادی به کتابفروشان وارد کرد، هماکنون به گمان آنان اين آتشسوزیها عمدی بوده است. در همين زمينه، خبرگزاری مهر با انتشار گزارشی موضوع را پيگيری کرده است؛ در حالی که نيروی انتظامی نيز وجود چنين هدفی را محتمل میداند و وعده پيگيری داده است. عطر و ادکلن به جای کتاب به گفته ناشران و کتابفروشان مستقر در کوچه حاج نايب، مرکز فروش کتابهای مذهبی تهران، از سه ماه گذشته تا اکنون هدف چندين نوبت حمله قرار گرفته است. در تاريخ ۲۵ تير ۱۳۸۵ تعدادی سارق با استفاده از تاريکی شب از طريق منزلی متروکه در پشت پاساژ دهقان (مجيدی) خود را به بالای اين مکان میرسانند و از طريق شکستن شيشههای سقف وارد پاساژ میشوند و با شکستن قفل چندين مغازه کتابفروشی مستقر در اين پاساژ، اقدام به وارد کردن خسارت و سرقت از آن میکنند. همان زمان کتابفروشیهای شاغل در اين پاساژ موضوع را به اطلاع نيروی انتظامی میرسانند و شکايتی هم در اداره آگاهی منطقه بازار تهران مستقر در ميدان ارگ (پانزده خرداد) مطرح میشود و نيروی انتظامی هم قول میدهد در اسرع وقت سارقان را شناسايی کند. مسئله کوچه حاج نايب از چند سال قبل با توجه به رشد فروشگاههای لوازم آرايشی و عطر و ادکلن مورد توجه رسانهها قرار گرفت و به دنبال کوچ کردن ناشران قديمی اين کوچه زمزمههايی مبنی بر تغيير بافت فروشگاههای قديمیترين مرکز فروش کتابهای مذهبی در کشور به گوش رسيد. به گفته ناشران ساکن در اين کوچه پيش از آتشافروزی اخير هم هميشه ناشران از سوی فروشندگان لوازم آرايش تحت فشار قرار داشتند تا مغازههای خود را به آنان واگذارند. حمله به ناشران تکرار میشود اما با تکرار اين حادثه در شنبه هفته قبل و حمله به پاساژ خاتمی در ساعت چهار صبح ماجرا ابعاد تازهای به خود گرفت. روز اول مهر به ناشران و کتابفروشانی که در اين پاساژ مستقر هستند اطلاع میدهند که فروشگاهايشان در آتش سوخته است. حسن فيروزخانی که فروشگاه کتاب او در اين پاساژ مورد دستبرد قرار گرفته در اين باره به مهر گفت: صبح زود به ما اطلاع دادند که مغازه ما مورد حمله قرار گرفته است و بعد از سرقت از مغازه آن را به آتش کشيدهاند. نحوه عمل سارقان اينگونه بوده است که با ورود از سقف پاساژ به طبقات پايينتر آمدهاند و با استفاده از تاريکی شب و نبود نگهبان قفل مغازهها را شکستهاند و در برخی از مغازهها هم با شکست شيشهها اقدام به انداختن مواد مشتعل و آتشزا کردهاند. شکايت ناشران به ارشاد ناشران کوچه حاج نايب تهران برای پيگيری موضوع حمله به کتابفروشان مذهبی واقع در اين محل و درخواست کمک و حمايت، به محمدحسين صفارهرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی نامه نوشتند. طی نامهای که به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال خواهد شد، بروز خسارت ۱۰۰ ميليون تومانی به کتابفروشیهای مذهبی پاساژ خاتمی گزارش شده است، در حال حاضر حسن فيروزخانی سرگرم تهيه مدارک و شواهد برای ارائه به دفتر وزير ارشاد است. اعترافنامهی دختران بد
Mon / 11 09 2006 / 8:18
![]() از ليلا فرجامی نشر باران info@baran.st http://www.baran.st اعترافنامهی دختران بد، عنوان مجموعه شعری از ليلا فرجامی است که به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. اين مجموعه شعر که شامل ۶۰ قطعه شعر است اينگونه آغاز میشود: «تنهها میافتند و برايت مهم نيست/ جنگلها میسوزند و برايت مهم نيست/ مادرت میرود و شيرينی پستانهايش را به بخارهای خيابانی خلوت میسپاری که نيمه شب/ پر از صدای جنينهاييست که از پشت بام آسمان/ بیاختيار به خرابههای درندشت شهرت میافتند./ پدرت میميرد و شانهی پر از موهای سفيدش را در جيب پشت شلوارت میگذاری/ و دندانهای زرد مصنوعیاش را در لثههای زخم خاک چال میکنی/ سوت میزنی/ میخوانيم/ سوت میزنی/ میبوسيم/ برايمان مهم نيست... برايمان مهم نيست که امام غايب وقتی که بچهها با کتابها و دفترها و تختهها و خطکشها در کلاسهاشان میسوختند،/ ظهور نکرد.../ وقتی که قربانيان چوبیاش به گرد ميدانهای مين چرخيدند و ذغال شدند/ ظهور نکرد.../ برايمان مهم نيست اگر ديگر گيلاس را با هستههايش غورت ندهيم/ اگر بايستيم و در زير بارانی ولرم/ مثل دو سايهی تاريک عشقبازی کنيم و من/ لبريز از نطفههايی شوم که تو را میشناسند،/ نه،/ برايمان مهم نيست. ما هرگز آدم نخواهيم شد/ پس بيا شپشهای خوبی باشيم/ شپشهای مهربان موهای يتيم دختری در مزار شريف/ که ديگر نه شانهای خواهد داشت يا دستی،/ بيا شپشهای خوبی باشيم،/ معمای بودا شدن اين است:/ «آنگاه که سلاحی به درون داری/ چگونه/ خدايی خواهی داشت؟» اشعار فرجامی، تا به امروز به زبانهای انگليسی، فرانسه، سوئدی و ترکی ترجمه و چاپ شدهاند. نخستين مجموعه شعر او در سال ۱۳۷۹ با عنوان هفت دريا شبنمی توسط نشر روزگار در ايران منتشر شده است. ليلا فرجامی متولد تهران و ساکن کاليفرنيای جنوبی است. او حدود ۸ سال است که به رواندرمانی، هنردرمانی و بازیدرمانی اطفال آسيب ديده و معلولين میپردازد. ناشران کودک منتظر همکاری شهرداری تهران هستند
Wed / 30 08 2006 / 9:07
خبرگزاری ميراث فرهنگی/ انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان خواستار ديدار و گفتگو با رييس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد. هدف از اين ديدار، رايزنی برای حمايت شهرداری از موسسات فرهنگی در تغيير کاربری مکانهای مسکونی ذکر شده است. به دنبال ايرادهايی که از سوی شهرداری تهران نسبت به فعاليت اداری و تجاری تعاونی و انجمن فرهنگی ناشران کشور صورت گرفته، مسئولان اين تشکل خواستار ديدار با رييس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برای حل مشکلات خود شدند. "محمدرضا رحيم نيا"، مديرعامل تعاونی انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان در گفتگو با بخش کتاب ميراث خبر گفت:« يکی از دلايلی که کار راه اندازی فروشگاه تخصصی کتاب کودک را به تعويق انداخته، مشکلاتی است که انجمن در قبال شهرداری دارد. مسئولان شهرداری بيان کرده اند که اين واحد و همچنين واحدی که دفتر انجمن در آن قرار دارد، مسکونی است و ما نمی توانيم کاربری اداری و تجاری از آن توقع داشته باشيم البته در پيگيريهايی که داشته ايم قول داده اند ۵۰ درصد هزينه تغيير کاربری را ببخشند و باقی را به صورت اقساط دريافت کنند. رسيدگی به اين امر نياز به زمان دارد و بايد همچنان منتظر بمانيم تا ببينيم چه زمانی قطعی می شود.» رحيم نيا، بحث تغيير کاربری واحدهای تحت اختيار انجمن برای ايجاد فروشگاه و کارهای فرهنگی را مربوط به حوزه کاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دانست و گفت:« شهردار تهران به صورت شفاهی دستور حمايت از تغيير کابری برای کارهای فرهنگی را داده اما به دليل اينکه هنوز به صورت مکتوب چيزی اعلام نشده است، به رغم اينکه مسئولان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران خود نيز با ارايه تخفيف به موسسات فرهنگی در تغيير کاربری مکانهای مسکونی موافق هستند، اين مساله عملی نشده است.» مديرعامل تعاونی انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان از ارايه درخواست انجمن برای ديدار با رييس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران خبر داد و افزود:« تلاش داريم چند جلسه با رييس اين سازمان برگزار کرده و مشکلات اخير را حل کنيم. به همين منظور برای ديدار با او درخواست داده و منتظر پاسخ هستيم.» بهروز واثقی b.vaseghi@chnpress.com باران منتشر شد
Wed / 12 07 2006 / 12:16
فصل نخست اين شماره از فصلنامهی باران، که با يادداشت مسعود مافان، مدير مسئول اين فصلنامه و پارهای از يک گفت و گوی بلند با آدونيس آغاز میشود، نامهی منتشر نشدهای از صادق هدايت (همراه با يادداشتی از محمد بهارلو)، روايتی روانکاوانه از رمان بوف کور نوشتهی رضا کاظمزاده و بحثی دربارهی زن اثيری و زن واقعی در ادبيات ايران (حسين مرتضائيان آبکنار) را در بر گرفته است. در اين شماره، همچنين گفت و گويی بلند با خسرو شاکری، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران در مورد مشروطيت (ناصر رحيمخانی)، تاملی در سخنرانی پينتر در ميزگردی با ناصر مهاجر، هايده دراگاهی و سبحان محمدی، گفت و گو با احمد موسوی، نويسندهی کتاب شب بخير رفيق (شيوا اقبالی) ارائه شده است. در بخش داستان، «شعر، خاطره» نيز آثاری از مهرانگيز کار، پيمان وهابزاده، مانا آقايی، ليلا فرجامی و همچنين پارهای از خاطرات يک سوئدی از تهران دورهی رضاشاه (با ترجمهی کمال لطيفپور) چاپ شده است. در بخش «نقد، نظر مقاله» نيز اسد سيف به بررسی رمان ماجراهای ساده و کوچک روح درخت نوشتهی شهرنوش پارسیپور، نوشين شاهرخی به بررسی رمان عادت میکنيم نوشتهی زويا پيرزاد، و بهروز شيدا به بررسی فضای دههی ۴۰ و چهار رمان فارسی و هشت فيلم بلند ايرانی پرداختهاند. در همين بخش محمود فلکی، تاملی دارد بر پست مدرنيسم ايرانی با عنوان «نه من» روشنفکر ايرانی؛ و علی شفيعی نيز خاطرات عطاء صفوی با عنوان در ماگادان کسی پير نمیشود را مرور کرده است. در اين شماره خسرو ناقد، و علی صديقی به ترتيب يادی از محمدعلی جمالزاده و کريم کشاورز(مترجم) کردهاند. در بخش «انديشه»، احمد علوی (پژوهشگر و استاد دانشگاه) به معرفتشناسی تصوير زن در ادبيات کلاسيک فارسی پرداخته و اکبر عسگرپور، در مقالهای با عنوان «خدا، ولايت فقيه و اسلام» بحثی را دربارهی مدرنيسم و مدرنيته در ايران طرح کرده است. در بخش «زندان»، مطلبی با عنوان «گورهای جمعی: ميراث فرهنگ استبدادی» (مسعود مافان) و گزيدهای از خاطرات زندان شهرنوش پارسیپور به اتنخاب منيره برادران، به بهانهی درگذشت خانم والا، مادر شهرنوش پارسیپور که در دههی شصت همراه با دختر خود، در اسارت زندانهای حکومت اسلامی بود، چاپ شده است. برای حمايت از انتشار اين فصلنامه، آنرا به آشنايان خود معرفی کنيد. باران را از کتابفروشیهای محل زندگی خود تهيه کنيد و يا در صورت تمايل آن را مشترک شويد و با اشتراک ساليانهی خود، ما را در انتشار آن ياری دهيد. قيمت اشتراک برای اشخاص با احتساب هزينهی پستی برای اسکانديناوی و اروپا ۲۸۰ کرون يا ۳۰ يورو و برای کانادا و امريکا معادل ۳۵ يورو. قيمت اشتراک برای کتابخانهها و موسسات در اروپا ۳۸۰ کرون يا ۴۰ يورو، در امريکا و کانادا معادل ۴۵ يورو. شمارهی حساب پستی باران pg ۷-۲۵۱۷۵۹ شمارهی حساب جيرو بانکی: ۸۷۲۰-۵۹۴۴ نام بانک: Skandinaviska enskilda banken شمارهی حساب بانکی: ۱۰۰۶۷۹۲-۵۲۸۷ کد بانک برای ارسال پول خارج از سوئد: ESSESESS :bic نشر باران http://www.baran.st info@baran.st مخمل سرخِ رويا
Wed / 05 07 2006 / 12:11
بهروز شيدا نشر باران، سوئد چاپ اول ۲۰۰۶ شابک: ۳-۰۴-۸۵۴۶۳-۹۱ Info@baran.st http://www.baran.st مخمل سرخِ رويا مجموعهای است از هفت جستار. بهروز شيدا در مقدمهی اين کتاب زيرِ عنوانِ چند نکته چنين نوشته است: شش جستار از هفت جستاری که میخوانيد پيش از اين در نشريههای گوناگون چاپ شدهاند: گَردِ اندوه او بر چهرهی او: قيصرِ پرتغالِ سلما لاگرلوف از منظرِ نظريهی باختين، مخمل سرخ رويا: نگاهی به بچهی يکشنبهی اينگمار برگمان از منظر زيگموند فرويد، قحطیی صبح چرا است؟: نگاهی به وقتِ تقصيرِ محمدرضا کاتب از چشمِ رولان بارت، زير بارانِ خدايانِ اندوه: نگاهی کوتاه به مدهای ائوريپيدس با توجه به نظريهی ارسطو در باران به کوششِ بهزاد کشميریپور، مسعود مافان، رمزگانهای دوگانهی حيرانی: تأملی کوتاه بر رسوايیی کوتزی بر مبنای تکههايی از ضد اديپ دلوز و گتاری در مجلهی شعر: هنر نويسش به کوششِ پرهام شهرجردی، موجِ مرگ دوست: پيرمرد و دريای ارنست همينگوی در آينهی نظريهی رمان گئورک لوکاچ، در آرش به کوشش پرويز قليچ¬خانی. برهوت بازیی سفرِ بیسودا برای نخستين بار چاپ میشود. همهی اين جُستارها به اين هدف نوشته شدهاند که تکهای از يک رنگينکمان باشند؛ برآمده از خوانشِ هفت رمان از هفت منظر. برمبنای طرح نخستين قرار اين بود که هر هفت رمان از ميان رمانهای غربی برگزيده شوند؛ اما سرانجام آنجا که منظر رولان بارت و نورتروپ فرای در کار بود، دو رمان فارسی برگزيده شدند؛ چه تأويلِ زبانیی يک رمان تنها در حيطهی زبان فارسی برای من ممکن بود. در انتخاب منظرها نيز ترديدها بسيار بود؛ حاصل اين است که میخوانيد: «تماميت» يا تکهای از انديشهی نظريهپردازانی تا حدِ ممکن دور و درگير. در سه جُستار «تماميت» انديشهی يک نظريهپرداز محک بوده است: ميخاييل باختين، رولان بارت، زيگموند فرويد، در سه جُستار يک کتاب: ژيل دلوز و فليکس گتاری، ارسطو، گئورک لوکاچ، در يک جُستار تنها يک جُستار: نورتروپ فرای. برای اين کتاب نخست نام يک برگ از هزارن برگزيده شده بود، اين نام اما، سرانجام به زيرعنوان انتقال داده شد. حکايت همچنان باقی است: اين کتاب يک برگ است از هزاران؛ رنگينکمان کوچکی از بسياران رنگينکمانی که شايد بر آسمانِ ما نشستهاند؛ که خوانش هر اثر تلاشی است برای فهمِ معنای ديگری از قارهای از وجودِ انسان که در هزاران بَرگ سرگردان است. کتاب فوق را میتوانيد از کتابفروشی محل خود و يا از طريق تارنمای نشر باران تهيه کنيد پنجرهای به بيشهی اشاره
Wed / 05 07 2006 / 11:48
بهروز شيدا نشر باران، سوئد چاپ اول ۲۰۰۶ شابک: ۷-۰۲-۸۵۴۶۳-۹۱ Info@baran.st http://www.baran.st پنجرهای به بيشهی اشاره مجموعهای است از هشت جستار. بهروز شيدا در مقدمهی اين کتاب زير عنوانِ کوتاه بگويم چنين نوشته است: کوتاه بگويم: هفت جستار از هشت جستاری که در اين دفتر میخوانيد، پيش از اين در نشريههای گوناگون چاپ شدهاند: خوابِ يک دست که از معرکه بربايدت، پنجرهای به بيشهی اشاره، يادِ کودکِ دور در ترافيکِ تجدد در ارش، به کوشش پرويز قليچ¬خانی؛ زير گذرِ تيغ وتَن در دوات، به کوشش رضا قاسمی، خوابِ سپيد در قابِ سيا در مجلهی شعر در هنر نويسش، به کوشش پرهام شهرجردی؛ سنگينیی حجابِ بیمعنايی در بررسی کتاب، به کوشش مجيد روشنگر؛ دستهای خستهی نويسندهگانِ خرابِ کافهها در نامهی کانون، به کوشش منصور خاکسار، مجيد نفيسی؛ پردهی رويای سلطنتِ انسان برای اولين بار چاپ میشود. خواب يک دست که از معرکه بربايدت نيمنگاهی است به مفهومِ ديوانهگی در جهانِ انسان ايرانی؛ گزارشی از مفهومِ ديوانهگی در چهار دوران تاريخی؛ گزارشی از مفهومِ ديوانهگی در عرفان ايرانی، مفهوم ديوانهگی در ادبياتِ دورانِ مشروطيت، مفهوم ديوانهگی در ادبياتِ سالهای پس از کودتای ۲۸ مردادماه سال ۱۳۳۲، مفهوم ديوانهگی در رمان پس از انقلاب اسلامی؛ گزارشی از مفهوم ديوانهگی در تاريخ جنون ميشل فوکو، حیبن يقظان ابن سينا، اشعار مولانا جلالالدين محمد بلخی، سياحت¬نامة ابراهيم بيک زينالعابدين مراغهای، اشعار نصرت رحمانی، آزاده خانم و نويسندهاش رضا براهنی. خواب يک دست که از معرکه بربايدت تلاشی است در راه نگاه به مفهوم ديوانهگی در آينهی صداهای مسلطِ زمانه. زيرِ گذر تيغ و تَن نگاهی است به حضور لاتها در جسدهای شيشهایی مسعود کيميايی، تهران شهر بیاسمانِ اميرحسن چهل¬تن، کابوسِ سيامک گلشيری، بیبی شهرزاد شيوا ارسطويی؛ نگاهی به جاپای فرهنگ پهلوانی در آيين مهر، حماسهی ايرانی، حماسهی اسلامی، خانهی سمک عيار، منش پوريای ولی؛ نگاهی به زورخانهی شعبان جعفری، تکيهی طيب حاج¬رضايی؛ نگاهی به استحالهی پهلوانان به لاتها. زير گذر تيغ و تَن تلاشی است در راه يافتِ ريشهی لاتهای چهار رمان در تکهتکهی يک تاريخ. خواب سپيد در قاب سيا نيمنگاهی است به هفت شعر عينی- مصورِ دوربين قديمی و اشعار ديگرِ عباس صفاری؛ نيمنگاهی به نگاه نظريهپردازان گوناگون به استعاره؛ نيمنگاهی به انواعِ صور خيال؛ خوانش هفت شعر در حضور تابلويی از نقاشیی چينی. خواب سپيد در قاب سياه تلاشی است در جهت احضار انواع ديگر هنری در «نقد ادبی». پنجرهای به بيشهی اشاره حاشيهای است بر چاه بابلِ رضا قاسمی؛ پنجرهای به اشارههای روانکاوانه، هستیشناسانه، تاريخی، سياسی؛ پنجرهای به سنت¬ سنگ¬سار، تنهايیی مدرنيته، گناه انسان، دست تمنای مردانه، تاريکیی پناه زنانه، نور عارفانه، وسوسهی ناگزير، فاشيسم مکرر؛ پنجرهای به خاطرهها، زندانها، شکنجهها، کتابها. پنجرهای به بيشهی اشاره تلاشی است در راه يافتِ سايهی اشاره در حادثه و سخن. سنگينیی حجابِ بیمعنايی گذری است از جهانِ سيزده داستانِ حسين نوشاذر؛ گذری از زخم روان، زخمِ جهان، زخمِ زمان بر تنِ مردان و زنانی که در هيچ دستی درمان نمیجويند. سنگينیی حجاب بیمعنايی تلاشی است در راه فهمِ زخمِ بیپناهانی که نه در سخن جهانِ سنت سامان میبينند؛ نه در سخنِ جهان مدرن مصداق. دستهای خستهی نويسندهگان خراب کافهها نيمنگاهی است به حضور متنِ تاريخیِ در کافه رنسانسِ ساسانِ قهرمان و اتفاق آنطور که نوشته میشود میافتدِ ايرج رحمانی؛ نيمنگاهی به نظريههايی که به شباهتها و تفاوتهای متنِ تاريخی و متنِ قصهای اشاره میکنند؛ نيمنگاهی به غربتِ زنان و مردان در برابر يکديگر، غربتِ زنان و مردان در برابر قدرتهای سياسی؛ غربت تبعيديان از سرزمينِ زادگاه؛ غربتِ انسان در جهان. دستهای خستهی نويسندهگان خراب کافهها تلاشی است در راه تصويرِ غربت مشترکِ مشتريان دو کافهی دو رمان. پردهی رويای سلطنتِ انسان مقايسهای است ميانِ مقدمهای بر رستم و اسفنديارِ شاهرخ مسکوب و ديباچهی نوين شاهنامهی بهرام بيضايی از زاويهی نوعِ تدوين؛ نگاهی به نوعِ تدوينِ فصلهای مقدمهای بر رستم و اسفنديار و ديباچهی نوين شاهنامه در آينهی ارمغان مورِ شاهرخ مسکوب. نويسش تکههايی از سه فصلِ مقدمهای بر رستم و اسفنديار در قامتِ تکهای از دو نمای يک فيلمنامه؛ نويسشِ تکههايی از دو نمای ديباچهی نوين شاهنامه در قامتِ تکهای از فصلِ يک کتاب؛ تلاشی در جهت تشخيصِ تفاوت دو نوع نگاه به شاهنامه. پردهی رويای سلطنتِ انسان تلاشی است در جهتِ احضارِ انواع ديگر ادبی در نقدِ ادبی. ياد کودک دور در ترافيک تجدد نگاهی است به هشت رمانِ زنانهی فارسی؛ جستوجوی عناصر مشترکِ دو گروه رمانِ زنانهی فارسی؛ جستوجوی سيمای مرد آرمانی، تنکامهگی، جانِ عارفانه. ياد کودک دور در ترافيک تجدد تلاشی است برای تصوير پنجرههايی که در مقابل رمان زنانهی فارسی بر ديوار اند. کوتاهتر کنم: مجموعه جستاری که میخوانيد تلاش ديگری است برای تقديمِ يک صدا به گوش و چشم کسانی که درد زمان و جهان را به همدردی میشنوند؛ از پنجرهی فصلهای فَراخ مینگرند. کتاب فوق را میتوانيد از کتابفروشی محل خود و يا از طريق تارنمای نشر باران تهيه کنيد. «فرهنگ افسانه های مردم ايران»
Mon / 12 06 2006 / 12:36
دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ ايسنا: جلد نوزدهم و بيستم «فرهنگ افسانه های مردم ايران» و جلد ششم «داستان های محبوب من» از علی اشرف درويشيان منتشر می شوند. «خاطرات صفرخان» و مجموعه «درشتی» اين داستان نويس نيز تجديد چاپ شده اند. از مجموعه «فرهنگ افسانه های مردم ايران»، تاکنون ۱۸ جلد منتشر شده و دو جلد يادشده، مجلدهای پايانی اين مجموعه هستند که توسط انتشارات کتاب و فرهنگ منتشر می شوند. اين فرهنگ، دايره المعارفی الفبايی است از افسانه های سراسر ايران که حاصل تلاش ۲۲ ساله درويشيان با همکاری رضا خندان مهابادی است. جلد نوزدهم آن چند ماهی برای دريافت مجوز نشر رفته و اين داستان نويس پيشکسوت در حال آماده کردن جلد بيستم، يعنی آخرين جلد است. همچنين جلد پنجم و ششم «داستان های محبوب من» از اين نويسنده زير چاپ است و به زودی توسط نشر چشمه منتشر خواهد شد. اين مجلد، نقد و بررسی داستان هايی از سال ۱۳۰۰ تا ،۱۳۴۰ يعنی نقد و بررسی داستان های داستان نويسان دهه ۴۰ و ماقبل آن را دربرمی گيرد. جلد اول و دوم اين مجموعه نقد و بررسی داستان های کوتاه دهه ،۷۰ جلد سوم و چهارم نقد و بررسی داستان های کوتاه دهه ۶۰ و جلد پنجم نقد و بررسی داستان های کوتاه دهه ۵۰ است. درويشيان داستان های اين مجموعه را نيز با کمک رضا خندان مهابادی جمع آوری کرده است. همچنين چاپ پنجم «خاطرات صفرخان» و چاپ چهارم مجموعه «درشتی» به تازگی تجديد چاپ شده اند. «داستان های تازه داغ» درويشيان نيز که اين روزها مشغول نوشتن رمان «هميشه مادر» است، بعد از گذشت دو سال، همچنان در انتظار دريافت مجوز نشر است. «از اين ولايت»، «آبشوران»، «فصل نان» و «همراه آهنگ های بابام»، چهار کتابی هستند که بعد از ۲۵ سال مجوز چاپ مجدد دريافت کردند و در نمايشگاه امسال عرضه شدند. معرفی کتاب
Tue / 06 06 2006 / 10:47
تيترکتاب: سرآمدان انديشه و ادبيات از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم زير تيتر: تمعق اساسی بر دورانهای رنسانس، روشنگری و واقع گرايی. بازخوانی زندگی و آثار بيش از پنجاه تن از متفکران، فلاسفه، نويسندگان و نظريه پردازان مرجع جهان. نويسنده : محسن حيدريان همکاران: دکتر حسين شيبان، پروفسور گونار فالکه مارک ويراستار: شيوا فرهمند انتشارات: قطره (تهران) تلفن ٨٨٩٥٦٥٣٧ سال : ١٣٨۴ تعداد صفحات: ٩ ٥٣ آيا تحولات و روندهای فکری، علمی و ادبی از منطق معينی پيروی می کنند؟ چرا هر دوره و چه بسا هر نسل، انديشه ها و مسائل خود را دارد؟ چرا هر دوره تازه با بازخوانی دوره گذشته و قرائتهای تازه از تجربه پيشينيان آغاز ميشود؟ راز جاودانگی نخبگان و سرآمدان دنيای انديشه، دانش و ادبيات چيست؟ آيا تاريخ بخودی خود دوره دارد، يا دوره های تاريخی از زاويه نگرش ما نسبت به تاريخ برجسته ميشوند ؟ چرا و چگونه ؟ «اثر کلاسيک» چگونه پديد می آيد؟ مشخصات اصلی دورانهای موسوم به عصر باستان، عصر قرون وسطی، عصر رنسانس، عصر روشنگری، عصر رمانتيسم و عصر واقع گرايی کدامند؟ پژواک اين دورانها در ايران چگونه بوده است ؟ چرا دوران های تاريخی غرب که حاصل يک آگاهی تاريخی است و به تمدن مغرب زمين تعلق دارد، نمی تواند مبنای تشبيه سازی و مدل سازی ساده برای جامعه ايران قرار گيرد؟ پرسشهای جاودانی بشر درباره فضيلت، خوشبختی، عشق، آينده، ارزشهای اخلاقی و معنوی چگونه در هر دوره تازه دگرگون شده است ؟ آفرينندگان اين دگرگونی ها که بوده اند؟ کتاب پرسشهای فوق را مورد کنکاش قرار داده و زمينه های اجتماعی، سياسی و فرهنگی پيدايش هر دوران را باز يابی کرده است. همچنين کوشش شده است که علاوه بر تحولات مهم و دورانساز هر دوران، دست کم به ۵ پرسش بنيادی مربوط به آن دوران پاسخ داده شود: چرا؟ چه؟ کجا؟ چه وقت؟ و چگونه؟ همچنين، سرآمدان انديشه و ادبيات و توليدات فکری آنها در بستر زمان و مکان مشخص و در متن تحولات زمانه خود، پرتو افشانی شده اند. پرتو افکندن به خصوصيات و سايه روشن های فردی هر متفکر، فيلسوف و يا نويسنده يکی از اهداف کتاب بوده است. اين کتاب بروشنی نشان ميدهد که متفکران و نخبگان هر عصر هم آئينه و هم آئينه دار دوران خويش بوده اند. لذا روشن کردن شرايط اجتماعی، سياسی و فرهنگی زندگی هر متفکر و انديشمند، و شخصيت و نکات کمتر شناخته شده زندگی آنها يکی از اهداف اين کتاب بوده است. تاکيد و تمعق بيشتر بر دورانهای رنسانس و روشنگری و واقع گرايی و سرآمدان آنها از اين جهت بوده است که اين دورانها در واقع نقاط عطف پيدايش و شکل گيری «اروپای نو» و تکامل ذهنی مغرب زمين است که تاثيری همه جانبه در تاريخ غرب و بشريت داشته است. روش جستجو و تحرير اين کتاب بدين منوال بوده است که ابتدا مهمترين مشخصات هر عصر از نظر سياسی، اجتماعی و فرهنگی مورد تعمق و بحث قرار گرفته است. سپس زندگی و شخصيت چهره های اصلی هر عصر پيش کشيده شده و بويژه شرايطی که به شکل گيری انديشه و روش آنان ياری رسانده مورد بحث قرار گرفته است. همچنين مهمترين آثار آنان بطور فشرده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. سرآمدان هر عصر نقش مهمی در کشف پرسشهای اصلی هر دوره و پاسخ به آنها داشته اند. اين پاسخ ها گرچه همه حقيقت نيست و نمی تواند باشد، اما پژواکی بسيار فراتر از يک دوره محدود يافته و راه بشريت به جلو را هموار کرده است. اما بزرگی اين گامها و کوشش برای فشرده کردن تحولات معرفتی و ادبی، سبب شده است که مکث به روی نکات اساسی گذاشته شود و در موارد ديگر تنها به اشاره ای اکتفا شود. در پيش گرفتن چنين رويه ای سبب شده است که زندگی و آثار بسياری از سرآمدان فکری و ادبی بطور گذرا مورد اشاره قرار گرفته و يا در مواردی اصلا پيش کشيده نشده است. لذا در چنين مواردی حق مطلب بطور کامل ادا نشده است. زندگی ، شخصيت و آثار چهره های زير در کتاب آمده است: سقراط: کهن ترين فيلسوف دنيا، افلاطون: نخستين معمار انديشه سياسی، ارسطو: بزرگترين انديشه پرداز جهان، توماس آکينو: فيلسوف دين گرای مسيحی، دانته آليگری : تبعيدی خلاق، جيووانی بوکاچيو: نخستين نوول نويس، شمس الدين محمد حافظ : پيشقراول نوزايی فکری و ادبی، يوهان گوتنبرگ: مخترع دستگاه چاپ لئوناردو داوينچی: هنرمند و انديشمندی که خود را خلق کرد، نيکولو ماکياولی: موسس علم سياست مدرن، مارتين لوتر: اصلاح طلب دينی ، ويليام شکسپير: ستاره هميشه درخشان آسمان ادب و هنر جهان، گاليلئو گاليله: دانشمندی دورانساز اما مظلوم ، ميگل دو سروانتس: بزرگترين نوول نويس رنسانس، رنه دکارت: می انديشم، پس هستم، توماس هابز: موسس نظريه حاکميت مطلق عرفی، مولير: بدعت گذار فکاهی نويسی انتقادی، جان لاک: بنيانگذار نظريه حکومت مدرن و حقوق طبيعی، جاناتان سويفت: نويسنده سفرهای گاليور، اسحاق نيوتن: دانشمند همه دورانها، مونتسکيو: بنيانگذار نظريه تفکيک قوا ، فرانسوا ولتر: وجدان بيدار جهان، کارل فون لينه: نابغه علوم طبيعی، ديويد هيوم: پايه گذار تجربه گرايی و پراگماتيسم ، ژان ژاک روسو: موسس انديشه برابری شهروندی، آدام اسميت : ايده ليبراليسم و «دست ناپيدا» ايمانوئل کانت: متفکر و فيلسوفی دورانساز ادموند بورک : بنيانگذار مکتب محافظه کاری يوهان ولفگانگ گوته: پرآوازه ترين نويسنده آلمان، گئورگ ويلهم فردريش هگل : فلسفه حق و درک از آزادی، ساموئل تايلورکولريج و ويليام وردورث، لرد بايرون : نويسنده دون ژوان و طغيانگری رمانتيک، الکساندر پوشکين : وارد کننده روسيه به نقشه ادبی جهان ، ويکتور هوگو: نمايشنامه نويس مدرن فرانسه، صادق هدايت طلايه دار داستان نويسی مدرن ايران، هونری دو بالزاک: نويسنده ای چند سويه، آلکسی دو توکويل: نخستين انديشمند مدرنيته که دغدغه اصلی اش «آزادی» بود، جان استوارت ميل: نظريه پرداز فرهيخته و مدافع دمکراسی چارلز ديکنز: نويسنده ای تيز هوش و پرکار سورن کيرکه گارد: فيلسوف مذهبی مدرن و پايه گذار مکتب اگزيستانسياليسم ، کارل مارکس: انديشمندی که نه درپی تفسير بلکه تغيير انقلابی جهان بود، هرمان ملويل: خالق موبی ديک (نهنگ سفيد) ، گوستاو فلوبر: بنيانگذار ابژه نگاری و خالق مادام بوواری ، فئودور داستايوسکی: بزرگترين انسان نمای ادبيات جهان، لئو تولستوی: نويسنده ای که در جستجوی پرسشهای فلسفی بود، هنريک ايبسن: خالق درام مدرن ، مارک تواين: پايه گذار رئاليسم امريکا، فردريش نيچه: راهگشای مدرنيته، آگوست استريندبری: بزرگترين نويسنده سوئد، ادوآرد برنشتين: نخستين سوسيال دمکرات اصلاح طلب ، سلما لاگرلوف: رئاليسم جادويی، اميل زولا: بنيانگذار طبيعت نگاری (ناتوراليسم). نويسنده در مقدمه کتاب نوشته است: « هدف اين کتاب از معرفی انديشه و فرهنگ مغرب زمين به دست دادن يک آيين زندگی نيست، بلکه محرکی در راه پرسشگری و طرح پرسشهای بنيادی زندگی و هستی انسانی و تعمق و انديشه ورزی است. چرا که سنجش گری مهمترين نياز انسان برای درست انديشی و پيمودن آگاهانه راه خود است. دنيای امروز غرب چنانکه هست، از انديشه و ادبيات تاثير اساسی می گيرد و بنوبه خود بر آن اثر نهاده است. لذا برای شناخت عميق و همه سويه غرب و مبانی سياسی، ادبی، اجتماعی، فرهنگی و علمی آن راهی جز مطالعه سير تفکر و ادبيات آن وجود ندارد. شناخت منظم انديشه و ادبيات و فلسفه غرب کمک بزرگی به خوديابی ما همچون فرد و نيز جمع می کند. چرا که امروزه هيچ جامعه و هيچ فرهنگ و تمدنی بدون شناخت و چالش با ديگر فرهنگ ها و تمدنها قادر به نوزايی و بازخوانی خود نيست. انديشه و ادبيات مغرب گرچه ريشه در تاريخ تمدن غرب دارد، اما دروازه ورود ما به آينده و جهان مدرن است. ... در اين ترديدی نيست که هرکجا و هر زمان که انديشه و فرهنگ شکوفا گرديده، پا به پای آن دمکراسی، مدارا و جامعه باز نيز شکوفا شده است. اين کتاب از جمله نشان ميدهد که هر دگرگونی سياسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی قبل از هر چيز ريشه در دگرگونی انديشه داشته است. از منظر تاريخ انديشه و ادبيات، تکامل يا بررسی مفاهيم سياسی و حتی دينی قبل از هر چيز با برداشت و دريافت تازه از آنها پيوند خورده است. مثلا ملتی که از خدا تصوری جز عدالت و صلح و آشتی و عشق ندارد، سرنوشت کاملا متفاوت از ملتی دارد که از خدا تصوری همچون قاسم الجبارين دارد. ..... يک بررسی منصفانه درباره سرآمدان انديشه و ادبيات غرب به زبان فارسی و برای خواننده ايرانی، مستلزم يک کار جمعی گسترده و همکاری کارشناسانه در حيطه های گوناگون است. عليرغم آن با اين تصور که «کاچی بهتر از هيچی» است، اين کار را با نواقص و کمبودهای آن در حد توان و بضاعت ناچيزم، پی گرفتم. اميدم در طول کار اين بود که خواننده ايرانی بتواند دست کم، يک آشنايی فشرده اما بی غرضانه و غير جانبدار از زندگينامه ها، رساله ها و انديشه هايی بيابد که هريک نقش مهمی در شکل دادن تفکر، معرفت و رهايی نوع بشر داشته اند. مقالات و رسالات اين کتاب با استفاده از منابع بسيار گسترده و گوناگون از سوی اين نگارنده تدوين شده و همه نواقص آن بعهده من است». پاتوق و مدرنيته ايرانی
Tue / 30 05 2006 / 8:52
کتاب: پاتوق و مدرنيته ايرانی نويسنده: تقی آزاد ارمکی ناشر: لوح فکر چاپ: ۸۴ مجيد يوسفی/دنيای اقتصاد پاتوق در تاريخ ايران يکی از مهمترين حوزههای عمومی بهشمار میآيد. بيش از آنکه نخستين سينماها، پارکها، تئاترها و فرهنگسراها در ايران شکل گيرد، قهوهخانهها، کنار گذرها، تکايا و حتی مساجد پاتوق محلی يا عمومی محسوب میشدند. عمده اتفاقات و رويدادهای روز، هفته و ماه در درون همين پاتوقها شکل میگرفت. تبادل اطلاعات و امکان مواجهه با پارهای از گروهها و شرکا از طريق همين پاتوقها امکان میيافت. اين نوعی مراوده و روابط اجتماعی ويژه بود که در نبرد ديگر حوزههای عمومی در ايران رايج بود. آخرين پاتوق، کافه نادری بود که سرآمدان جامعه ايران سالهای دهه بيست به اين سو در آنجا گردهم میآمدند، روزنامه میخواندند، فيلمی را برای هم بازگو میکردند و اتفاقات روزمره را به بحث و تبادل نظر مینهادند. دکتر تقی آزاد ارمکی در اين کتاب به چگونگی شکلگيری و جريان رو به رشد پاتوقها در ايران معاصر پرداخته است. پاتوق از نظر جامعهشناختی و از ديد دکتر آزاد به محل اجتماع عدهای از افراد، منتقدان، اديبان و روشنفکران اطلاق میشود که بدون وجود آييننامه، قواعد و قوانين در حاشيه حيات رسمی و در پی کسب فضايی آزاد برای نقد و رهايی از وضعيت موجود، اجتماع میکنند که نتيجه عمل آنها در مراحل بعدی به اعتراض نسبت به وضعيت موجود میانجامد. وضعيت روحی، روانی و فکری افراد حاضر در پاتوقها از شفافيت کافی برخوردار نيست. رفتارشان نامنظم، توام با دلسردی، ضد سنت، رها، بیشکل و بیقاعده است. افراد پاتوقها سرخوردگان از عمل در حيات رسمی و قاعدهمند جامعهاند. به لحاظ اينکه هر يک از افراد در فرديت از موقعيتهای روشن اجتماعی، اقتصادی و طبقاتی برخوردار هستند، در جمعشدنشان از هويت واحدی برخوردار نمیشوند. آنها ميل به رهبری واحدی ندارند. جمع میشوند تا از جمعشدن رسمی دور باشند. جمع نمیشوند تا از سازمان و قاعده و قانون جديد حتی متفاوت از وضعيت رسمی که در آن زيست رسمی داشتند، تبعيت کنند. اين نوع نگاه به اجتماع از اطراف افراد را میتوان به عنوان «بیشکلی و رهاشدگی اجتماع افراد» در پاتوقها قلمداد کرد. كتاب «چرا دموكراسی؟» منتشر شد
Sun / 21 05 2006 / 16:52
چرا دموكراسی؟ عنوان كتابی است كه توسط محمد حسن عليپور سردبير هفته نامه توقيف شده آبان نوشته شده و نشر پايان آن را منتشر كرده است. در مقدمه اين كتاب آمده است: حكومتگران هم در رژيم های رقابتی(دموكراتيك) و هم در رژيم های غير رقابتی(فردی) تلاش می كنند تا رفتارهای خود را بر آمده از بنيان های دموكراسی اعلام كنند و از طريق تشبيه و قياس اين گونه رفتارها با موازين دموكراتيك ،مالا به توجيه خود بپردازند. اگر چه در رژيم های غير رقابتی، رفتار سياسی حكومتگران با مبانی دموكراسی فاصله طولانی دارد، اما چون دموكراسی به عنوان روشی موجه و موفق در اداره مشاركت آميز جامعه، و شكل گيری حكومت قانون و حقوق بشر و آزادی های ناشی از آن شناخته شده است، لاجرم حكومت های غير رقابتی نيز به منظور جلب رضايت مردم خود را به آن شبيه كرده و به آن چنگ می آويزند. مظاهر دموكراسی در رژيم های بسته سياسی در حال گسترش است، اما تا استقرار اصول و استوار شدن مبانی دموكراسی راه زيادی بايد طی شود. مشكل اساسی ديگر در اين گونه جوامع، ناپايداری دموكراسی يا دموكراسی تثبت نشده است. در يك دوره نشانه های دموكراسی ديده می شود و در دوره ای ديگر با تغيير شرايط اين نشانه ها ناپيدا شده و يا كور سويی از آن ديده می شود. امروزه كاربرد واژه و مفهوم دموكراسی در حكومت های بسته و حكومت های باز، تنها يك اشتراك لفظی است و بديهی است كه تا تبديل شدن آن به اشتراك معنوی، هزينه های زيادی بايد پرداخت شود. كتاب چرا دموكراسی ؟ نگاهی آسيب شناسانه به روند دموكراتيزه شدن در ايران دارد. دموكراسی و توسعه، نوع حكومت در ايران، ساخت قدرت يكجانبه يا دو جانبه، بی ثباتی سياسی، روحانيت و حاكميت، ناپايداری رژيم های غير دموكراتيك، ماهيت اقتدارگرايی، هزينه فساد سياسی ، انتخابات در ايران و انتخابات رياست جمهوری در ايران، فرانسه، آمريكا، و آلمان از جمله مقالات چاپ شده در اين كتاب است. http://Alipour-m.blogfa.com ما و مدرنيت
Sat / 22 04 2006 / 19:46
نويسنده: داريوش آشوری چاپ: طلوع آزادی مركز پخش: خيابان شانزده آذر- كوچه بهنام- پلاك ٣٦ طبقه اول تلفن: ٦٤١٩٨٠٨ بها: ٧٥٠ تومان ٣٠٣ صفحه اين مجموعهی مقالهها گزيدهای است از نوشته های من كه دوره ای بيست و پنج ساله از كار نويسندگی مرا از ١٣٤٥ تا نزديك ١٣٧٠ را در بر می گيرد. آنچه اين مجموعه را گرد هم آورده كم - و- بيش يگانگیِ درونمايه یِ آن است كه پيرامون مسئله ی اساسیِ روزگارِ ما می گردد؛ اينكه ما كيستيم و در ميدان تاريخِ جهانی (و نيز جغرافيايی آن) كجا قرار داريم و در اين دو قرن، كه تاريخِ ورودِ ما به ميدانِ «تاريخِ جهانی» است، بر ما چه گذشته است. در اين ميانه تنها يك مقاله یِ بلند، «ايدئولوژی، اخلاقيات و فرهنگ» و دنباله یِ آن «مدينه ی ِ انسانی» از اين مجموعه جداست. اين دو مقاله بخشی است از يك طرحِ بلند برای تحليل مفهوم ايدئولوژی و نسبت آن با «وضع بشری» و جامعه ی انسانی. اين طرح حدود سال ١٣٥٥ به ذهن من آمد، هنگامی كه غوغای ايدئولوژی در ميان ما بالا گرفته بود و از جمله دين در مقام ايدئولوژی مطرح شده بود. من اين مقاله ها را كه درواقع قرار بود رساله ای شود در فاصله ی سالهای ١٣٥٩-١٣٥٥ نوشتم، اما سرانجام طرح به نظر–ام بسيار بلندپروازانه آمد و آن را گُرزی ديدم نه در خوردند خود و جامعه و زمانه ی خود؛ و رهايش كردم. اما از ميان آنچه نوشته شده بود دو فصل را در رساله های ماندگاری در آمريكا در يكی از نشريه های فارسی زبان آنجا در حوزه ی علوم اجتماعی، به نام كنكاش، چاپ كردم و به همين مناسبت در اين مجموعه گنجاندم. در اين مقاله اشاره هايی به فصلهايی ديگر هست كه به صورت دست نويس نزد من مانده اند و به نشرشان رغبت نكرده ام. باری، يكی از دلايل كنار هم قرار گرفتن اين مقاله ها اين است كه گذشته از آنكه به حوزهِ علومِ اجتماعی و فلسفه تعلق دارند، در طولِ اين سه دهه اينجا و آنجا به چاپ رسيده اند. اين مقاله ها را می توان به دو دسته ی پيش و پس از انقلاب ١٣٥٧ بخش بندی كرد. «انقلاب اسلامی» يكی از رويدادهای بزرگ اين قرن نه تنها در پهنه ی كشورِ ما كه در پهنه ی جهانی است و بازتاب آن را در بخش بزرگی از جهان می توان ديد. بنابراين، جای شگفتی نيست اگر كه بر ذهن يكی از اهل قلم و انديشندگان اين سرزمين نيز اثر ژرف نهاده باشد. انديشيدن به معنای اين انقلاب و پيامدهای سياسی و اجتماعی و فرهنگی آن ناگزير درگيری ذهنی جامعه ی روشنفكری ما بوده است و خواهد بود، زيرا هنوز تا دهه ها و نسلهای ديگر شاهد اين پيامدها خواهيم بود. به همين دليل چرخشی در زبان گفتار و ديدگاه اين مقاله ها به چشم می خورد كه برخاسته از پيامدهای اين واژگونی عظيم در چشم انداز تاريخی ماست. عنوان اين مجموعه اگرچه به ابتكار ناشر آن ما و مدرنيت گذاشته شده، ولی درنگی در اين مجموعه و گفت -و-گوی آخر آن–كه باز به همت ناشر در آن گنجانده شده است – حركت در سه حوزه از گفتمانهای سياسی و فرهنگی و فلسفی اين سه دهه را نشان می دهد: نخست گفتمان «شرق و غرب» كه در دهه ی چهل تا دهه ی پنجاه در ميانِ حوزه هايی از فضای روشنفكری و «فلسفی» - يا بهتر است بگوييم فلسفی نمایِ–ما جريان داشت؛ ديگر، گفتمان «جهانِ سوم» كه به وضعيت ما در رابطه با جهان يك و دوم – پيش از نابودی اين دومين – مربوط می شد؛ و سه ديگر، گفتمان «مدرنيت» كه از ديدگاهی تازه به مسئله ی رابطه و نسبت ما با «غرب» می پردازد. گفتمان «شرق و غرب» در جوار جهاد ضد امپرياليستی جهانِ سومی در فضايی پر هياهو و آكنده از تنش سياسی در زير سركوب رژيم شاه شكل گرفت كه اگر چه می خواست به خود رنگ «فلسفی» بدهد و چهره ای فيلسوفانه به خود بگيرد، ولی در حقيقت چيزی جز بازتاب گير –و– گرفتاريهای روشنفكری جهان سومی نبود كه بی تابانه می خواست خود را از وضعيت پر حقارت خود در برابر مدل اصلی خود در «غرب» آزاد كند. ستيزه جويی آن با «غرب» چيزی جز آن روی سكه ی تسليم بی قيد – و – شرط «منورالفكری» پيش از آن نبود. اين ستيزه جويی و جست –و– جوی هويت اصالت «خود»، خواه در قالب «غرب زدگی» آل احمد و نوشته ها و سخنرانيهای دراز دامنِ علیِ شريعتی، خواه در قالبِ نرم -و- نازك و خوش رنگ -و- لعاب ترِ برخی از «فيلسوفانِ» شرق و غرب بازِمان در حقيقت چيزی جز بازتابِ درماندگيها و پرخاش جوييهای روشنفكری جهان سومی نبود. و بر اينها می بايد گفته های نانوشته ی احمد فرديد را هم افزود كه در آن روزگار هم در ذهن آل احمد و ديگران و از جمله من اثری انگيزاننده نهاده بود. اين گفتمان چيره ی زمانه مرا نيز وسوسه می كرد، اما ترديدی در نهايت درباره ی امكان آن در دل ام بود كه در مقاله های همين دوره نيز بازتافته است. حاصل انديشه ها و نگرانيهای اين دوران را در مقاله های «سنت و پيشرفت»، «هشياری تاريخی»، «دگرگونی مفهوم دولت در جهان سوم»، «شرق و غرب»، و «ايران شناسی چيست» می توان ديد. مقاله ی «درآمدی به معنای جهان سوم» و مقاله ی دنباله یِ آن «دولت» كه در حدودِ ١٣٦٠ نوشته شده هم نشانی از غم غربت شرقی در خود دارد و هم در زير ضرب پيام «قاصد تجربه های همه تلخ» می خواهد واقعيت ما را در ژرفنای وضعيت تاريخی ما ببيند. چند مقاله ی بعدی – كه نخست در اين دهه در مطبوعات خارج از كشور چاپ شده اند – دنباله ی همين جست – و جوست؛ كاوشی در ژرفنایِ وجود «ما» و تلخ كامی اين زندگانی ناكام كه به تهی دستی و شكست خود اقرار دارد. به جای اين ديباچه ی سربسته و فشرده می بايستی پيشگفتاری بلند بر اين مجموعه می نوشتم ولی با كدام صبوری در اين گوشه یِ غربت. فهرست مطالب ديباچه ١. سنت و پيشرفت ٢. هشياری تاريخی ٣. دگرگونی مفهوم دولت در جهان سوم ٤. شرق و غرب ٥. ايران شناسی چيست؟ ٦. درآمدی به معنای جهان سوم ٧. دولت ٨. نظريه ی غرب زدگی و بحران تفكر در ايران ٩. ظاهر و باطن تجربه ی تاريخی ما در رويارويی با غرب ١٠. جان پريشان ايران ١١. ايران: از امپراتوری به دولت – ملت ١٢. تاريخ، رويا، كابوس ١٣. ايدئولوژی، اخلاقيات و فرهنگ ١٤. مدينه ی انسانی ١٥. شرق و غرب ١٦. ما و مدرنیّت داوری در داوری زنان
Thu / 20 04 2006 / 8:59
احمد علوی نشر باران چاپ اول ۲۰۰۶ شابک: ۹-۰۱-۸۵۴۶۳-۹۱ طرح روی جلد: امير صورتگر info@baran.st ![]() علوی در مقدمهی کتاب با اشاره به اين که بر اساس منابع و ادبيات فقهی موجود، اغلب فقيهان دورهی گذشته و معاصر، يکی از شرايط تصدی منصب قضاوت را «مرد بودن» میدانند، تاکيد کرده است که به نظر آنها زنان شايستگی تصدی منصب قضاوت را ندارند و قاعدتا نمیتوانند به عنوان قاضی، ايفای نقش کنند. وی همچنين نوشته است: «همين رای و نظر، در مادهی واحدهی قانون شرايط انتخاب قضات ايران، مصوب سال ۱۳۶۱ بازتاب يافته است. بر اساس اين مادهی واحده، "قضات از ميان مردان واجد شرايط انتخاب میشوند". برای برخی ديگر از فقيهان، شايستگی زنان برای قضاوت ـ اگر به طور مستقيم و آشکارا نفی نشده باشد ـ موضوع ترديد است. برخی از صاحبنظران فقهی ـ که تعداد آنها زياد هم نيست و اغلب از فقيهان معاصر هم هستند ـ معتقدند که قضاوت زنان بلامانع است. داوری اين دستهی اخير، البته با تجربهی آنان از جهان اجتماعی جديد ـ که در حال فعليت يافتن است ـ و مرحلهی گذار و وضع دگرگون شوندهی جامعهی ايران، بیارتباط نيست. تفاوت آرای ياد شده ميان فقيهان موضوع تامل جدی است و به پرسش در مورد چرايی و چگونگی منشاء اختلاف و يا وحدت اين نظريات میانجامد. اختلاف در آرای فقهی، تنها شامل اين مسئله نيست و امری معمولی در مباحث فقهی تلقی میشود. ولی مسئلهی قضاوت زنان از آن جهت که به سرنوشت نيمی از جمعيت کرهی خاک گره خورده است و موضعگيری در خصوص آن يکی از جنبههای تعيين کننده برای اجرای عدالت در جامعه، بهکارگيری نيروی انسانی جامعه، پيشرفت و رشد اقتصادی و بالاخره ورود به دنيای مدرن محسوب میشود، از اهميت خاصی برخوردار است.» علوی که استاد اقتصاد و روششناسی علوم اجتماعی در سوئد است و با حکمت متعاليه و فلسفهی غرب آشنايی دارد، توضيح داده که غالب فقيهان بين «قضاوت»، «ولايت» و «حکومت» نوعی ملازمه تصور میکنند. بنابر همين استدلال، شرط مرد بودن به طور يکسان برای تصدی قضاوت و يا تصدی وظيفهی اجتهاد و همچنين ولايت اعتبار دارد. وی نوشته است: «اين فقيهان از آن رو که زنان را فاقد شرط تصدی مقام ولايت میدانند، پس تصدی مقام قضا را نيز برای آنان مجاز نمیدانند. عکس اين استدلال هم درست است. بدين معنی: کسی که فاقد شرط ولايت است، شايسته ی تصدی مقام قضاء هم نيست. » به عقيدهی اين نويسنده، قدمت ميراث نظری و فقهی در خصوص مجاز نبودن قضاوت زنان و حاکميت اين انديشه در حوزهی فقه و تسلط آن بر فرهنگ جامعه، موجب شده که زمينهی شک و ترديد در اين زمينه، چندان گسترده نباشد و حتا با مقاومت جدی هم روبهرو باشد: «اين نکته شايد بتواند توضيح دهد که چرا نوآوری در خصوص اين موضوع، جايگاه بلندی در فقه و ادبيات مذهبی نيافته است. فقدان سنت نوآوری گسترده در ايران از سويی، و افزايش سرعت تحولات اجتماعی از سوی ديگر میتواند چالش بزرگی را فراروی هر نوع معرفت و به خصوص معرفت فقهی قرار دهد؛ چراکه هر نوع از معرفت، اگر نتواند پاسخگوی پرسشهايی باشد که همگام با تحولات اجتماعی به وجود میآيند، در رقابت با معارف جديد، منزوی میشود و نقش زاينده و فعال خود را در زندگی اجتماعی از دست میدهد.» در اين پژوهش کوشش شده است تا با استفاده از روش تاويلگرا (Hermenutic)، و با تاکيد بر مفهوم ديناميکی انتقال يا گذار (Social change)، و مطالعهی متغيرهايی چون نهاد و يا سازمان قضاوت و زنان به مثابه موجودی فرهنگی ـ اجتماعی (يک گروه اجتماعی)، و همچنين معرفت ما نسبت به اين دو مفهوم، به بررسی اين مفاهيم در آثار برخی از فقيهان و يا مفسران پرداخته شود. اين کتاب ۳۷۲ صفحهای در چهار فصل تحت عناوين «موقعيت زنان در جهان و ايران»، «فقه قضاوت زنان»، «رجوع به متن واقعيت برای فهم واقعيت متن» و «خلاصه و نتيجهگيری»؛ و ۷۱ بخش تدوين شده است؛ از جمله: فقيهان و شايستگی زنان برای قضاوت، سنت و تاريخ به مثابه مرجع تفسير متن، طبقهبندی استدلال موافقين شرط مرد بودن برای قضاوت، يک نمونه از مباحث شرط ذکوريت برای قضاوت، پرسشهای طرفداران ناشايستگی زن در امر قضاوت، زن به مثابه موضوع شناخت و معرفت اجتماعی، زن؛ موجودی فرهنگی و اجتماعی يا بيولوژيک؟، جهان اجتماعی، جهان مردانه!، ساختار و کارکرد خانواده و نقش اجتماعی زن، رابطهی توانايی قضاوت و ذات زن، رابطهی آيهی ۱۸ سورهی زخرف با ساير آيات قرآن،روايات و ناشايستگی زنان در امر قضاوت، ناسازگاری خطبهی ۸۰ با برخی روايات و قرآن، چهارچوب کلی روايات مربوط به زنان، فرهنگ مردسالار و شرط ذکوريت قاضی و... جنگل شوکران
Sun / 26 03 2006 / 7:47
مژگان عزیزم، خواهر خوبم همیشه سنگ صبورم بودی، همیشه از همه جا که ناامید بودم به تو و مرسده پناه میبردم. خواهر خوشگل و عزیزم، من فراموشت نمیکنم هرگز. چقدر دوستت دارم. فردا روز تولد توست و مرا سحرگاه اعدام خواهند کرد. چه میدانم شاید هم الآن. خلاصه عزیزم، امیدوارم سالهای زیادی در دنیای آزاد بسر بری. مرسده جان: شب تولد تو دادگاهیم کردند، شب تولد مژگان حکمم را دادند. عزیزم خیلی دوستت داشتم و همیشه بیادت بودم. مژگان، مرسده، نگذارید مامان زیاد ناراحت شود، دلداریش بدهید و نمونههای فراوان دیگر را برایش مثال آورید تا آرام بگیرد............ (از وصیت نامه مهناز(منیژه) معنویپرست) ![]() جنگل شوکران (نامهها و وصيتنامهها) به كوشش: مسعود نقره کار و مهدی اصلانی طرح روی جلد: امیل دارمو ناشر: انتشارات مجله ی آرش در پاریس چاپ اول: هزار نسخه بها : 8 یورو/ 11 دلار آمریکا مرکز پخش: انتشارات فروغ- آلمان Forogh Book Jahanstr. 24, 50676 Koeln, GERMANY tel: 0049 221 9235707- fax: 0049 221 2019878 e-mail: foroughbook@t-online.de تماس با نویسندگان: Massoud Noghrekar P.O.BOX 196838 Winter Springs,FL 32719 USA mnoghrekar@hotmail.com Aslani P.F. 100131 63001 Offenbach Germany: tabestan67@hotmail.com سر سخن ما تلاش میکنیم به دور از هر گونه گروه گرایی و دخالت دادن علایق شخصی و عاطفی، مجموعهای فراهم آوریم که بازتاب دگراندیشی ستیزی و پیامدهای آن در جامعه باشد. با این امید که شاید به سهم خود به علل پیدایی این پدیده ی غیر انسانی، نابهنجار و غیر دمکراتیک، و نیز یافتن راهی برای کاهش و زدایش آن، یاری رسانیم. ازهمه خانواده های گرانقدری که برآستان ننگین دگراندیشی ستیزی قربانی داده اند، از همه ی احزاب، سازمان ها، گروه ها و شخصیت های منفرد سیاسی، از همه تشکل های مستقل فرهنگی - هنری ، اجتماعی و شخصیت های منفرد این عرصه ها، و از همه ی اقلیت های مذهبی و قومی صمیمانه می خواهیم یاری مان دهند. برای تدوین و تدارک مجلدی که در دست دارید دست یاری به سوی همگان دراز کردیم، اما تنها برخی از دوستان و خانواده های قربانیان کشتار دگراندیشی سیاسی و عقیدتی یاری مان دادند. متاسفانه بسیاری از اسناد وعکس های گرداَوری شده برای این مجلد،به هنگام ارسال برای ناشردرادارهی پست گم شد. امیدواریم بتوانیم این اسناد و عکس ها را مجددا" گرد اَوریم و در مجلد بعدی ارائه دهیم. ما انتشار این مجموعه را ادامه خواهیم داد،اگر یارمان باشید. مهدی اصلانی، مسعود نقره کار انتشار «نوشته های پارسی موسیقی» در سوئد
Sun / 19 03 2006 / 20:49
يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۴ سايت "گفتگوی هارمونيک" به تازگی، دانشگاه اوپسالا در سوئد، کتابی با عنوان «نوشته های پارسی موسيقی: از ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ ميلادی» منتشر ساخته است. اين کتاب در واقع پايان نامه دکترای مهرداد فلاح زاده، موسيقی شناس ايرانی مقيم سوئد است که با ارائه آن موفق به دريافت دکترای اتنوموزيکولوژی از دانشگاه مذکور شده است. در اين اثر ۲۶۸ صفحه ای که به زبان انگليسی به چاپ رسيده کوشش شده شکل گيری نوشته های موسيقی ايران (در زمينه های گوناگون) از آغاز سده يازدهم تا پايان سده پانزدهم ميلادی مدون و بررسی شود؛ دوره ای که می توان آنرا دوره کلاسيک نوشته های پارسی در زمينه موسيقی ناميد. پيدايش ادبيات موسيقی ايرانی به عنوان بخشی از ادبيات روشنفکری ايران در اين دوره، نتيجه تمرکز زدايی فرهنگی و سياسی از مرکز خلافت عباسيان بود. به گفته مولف، «مهمترين نتيجه بدست آمده از اين پژوهش، روشن شدن دو نگرش در نوشته های پارسی موسيقی است»؛ نگرش مذهبی و غير مذهبی. دوره زمانی مورد بحث را می توان به پنج بخش تقسيم کرد. ۱- دوره آغازين (از حدود سال ۱۰۰۰ تا ۱۱۱۰ميلادی)، ۲- نخستين ميان پرده (از حدود ۱۱۱۰ تا ۱۱۷۵)، ۳- دوره تثبيت (از حدود ۱۱۷۵ تا ۱۲۹۹)، ۴- نخستين دوره طلايی (از حدود ۱۳۰۰ تا ۱۴۵۵) و ۵- دومين ميان پرده (از حدود ۱۴۳۵ تا ۱۵۰۰). کتاب با سپاسنامه، توضيحاتی درباره شيوه نگارش نام های پارسی و عربی به کاربرد شده در متن با الفبای انگليسی، اختصارات و پيشگفتاری نسبتا مفصل که در آن از زمينه تاريخی، شيوه و اهداف کار سخن گفته شده آغاز می شود. نويسنده در بخشی از پيشگفتار يادآوری می کند که گرچه در چهل سال گذشته شماری از دانشگاهيان مانند محمد تقی دانش پژوه، تقی بينش، محمد تقی مسعوديه و منزوی برای توجه جلب کردن به اين ميراث ادبی-موسيقايی کوشيده اند ولی هنوز بر کسی روشن نيست که چه تعداد رساله مفقود شده يا اگر موجود است در کدام مجموعه خصوصی از نظر دور مانده است. در کتاب، پنجاه اثر درزمينه موسيقی اعم از رساله و مقاله مورد بررسی قرار گرفته است؛ چه آنها که مستقلا به موسيقی اختصاص دارند و چه آنها که بخشی از کتاب يا رساله ای ديگر هستند. کاتالوگ های متعددی که توسط کتابخانه های مختلف انتشار يافته برای منعکس ساختن رساله های پارسی موسيقی در اين کتاب بررسی شده که از ميان آنها اثر محمد تقی مسعوديه – جامع ترين اثر در اين زمينه - که در سال ۱۹۹۶ در مونيخ به زبان فرانسوی به چاپ رسيده و آثار منزوی (چاپ ۱۳۵۱-۱۳۴۸) و محمد تقی دانش پژوه (چاپ ۱۳۴۹) جايگاه ويژه ای دارند. فعاليت های پژوهشی در اين حوزه بيشتر از سوی موسيقی دانان و چهره های دانشگاهی ايران صورت پذيرفته است. تنها چهره غير ايرانی که در اين زمينه اقداماتی جالب توجه کرده، ستوری (Storey) است. وی در کتابی که در سال ۱۹۷۷/۱۳۵۶ درباره ادبيات پارسی به چاپ رسانده، چهل و هفت نوشته پارسی موسيقی را به کوتاهی معرفی کرده است. در نخستين گفتار از کتاب «نوشته های پارسی موسيقی» از مهرداد فلاح زاده، ريشه های احتمالی نوشته های پارسی در دنيای باستان بررسی شده است. گفتارهای دوم تا ششم هر يک به دو بخش تقسيم شده اند؛ در بخش نخست، وضعيت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سياسی که طبعا به طور مستقيم يا غيرمستقيم بر آثار ادبی و فرهنگی آن دورره تاثير داشته مورد بررسی قرار گرفته و در بخش دوم، زندگينامه نويسنده هر اثر و ويژگی های آثار وی شرح داده شده است. بحث عميق و آناليز دقيق آثار، در واپسين گفتار (گفتار هفتم) کتاب صورت گرفته است. پايان بخش مطالب کتاب، پنج پيوست، نام نامه و کتابشناسی است. مهرداد فلاح زاده، موسيقی شناس و مولف اين اثر، در سال ۱۳۴۰ در تهران بدنيا آمد و از ده سالگی در هنرستان عالی موسيقی نزد فريده بهبود و سپس اقدس پورتراب به فراگيری پيانو پرداخت. با شروع دوره متوسطه رشته آهنگسازی را را نزد مصطفی پورتراب آغاز کرد و در سال ۱۳۵۸ موفق به دريافت ديپلم موسيقی از هنرستان عالی موسيقی شدم. دوره دانشگاهی را نيز مدتی در همان رشته نزد کريم گوگردچی ادامه داد. فلاح زاده در سالهای نخست پس از انقلاب و با تعطيل شدن هنرستان، مدتی با کانون موسيقی چنگ و نوا همکاری داشت. چندی بعد ايران را ترک گفت و از سال ۱۳۶۷ / ۱۹۸۸ در سوئد اقامت گزيد. ابتدا در شهر گوته بورگ (Göteborg)و سپس در اوپسالا(Uppsala) به تحصيل در رشته موسيقی شناسی (Musicology) و Musicanthropology پرداخت. در سال ۱۳۷۶ / ۱۹۹۷ با نوشتن پايان نامه ای با عنوان « تاثير موسيقی اروپايی در نيمه دوم سده نوزدهم و ربع اول سده بيستم» موفق به دريافت فوق ليسانس شد. در سال۱۳۷۹/ ۲۰۰۰ به رشته ايران شناسی دانشگاه اوپسالا راه يافت و زير نظر پروفسور بو اوتاس (Bo Utas) ادبيات موسيقی ايران را به عنوان موضوع آخرين پايان نامه خود برگزيد و با ارائه آن به اخذ مدرک دکترا از دانشگاه اوپسالا نايل آمد. نشر باران پانزدهساله شد
Fri / 03 03 2006 / 11:07
جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۸ نشر باران در سال ۱۹۹۱ در استکهلم-سوئد، تاسيس شده و از همان روزهای نخست تاسيس، باور و عزم خود را بر مبنای مبارزه جدی عليه سانسور گذاشته است؛ سانسوری که ساليان دراز و قرنها بر فضای فرهنگی کشورمان حاکم بوده و هست؛ و گويی جزئی از حيات و عادت ما درآمده است. اين سانسور روز به روز تاثيرات خود را بيشتر بر جان و روح اهل قلم بر جای گذاشته و بر بستر همين شرايط است که خودسانسوری نيز جزئی از عادت جامعه درآمده است. بر اساس همين واقعيت تلخ، همکاران و مسئولين نشر باران همهی کوشش خود را در اين ساليان دراز به کار گرفتند تا به سهم خود يار و ياور کسانی باشند که به سانسور در هر شکلش نه گفتند. نشر باران در اين سالها در همکاری با نويسندگان و فرهنگورزان توانسته است در حد توان و امکانات خود گوشهای از بار ادبيات فارسی در تبعيد را به دوش بکشد. حاصل اين کوشش، انتشار نزديک به ۲۰۰ عنوان کتاب به زبان فارسی است. عدم علاقهی ناشران سوئدی به انتشار ادبيات فارسی، و البته مشکلاتی که فراروی ترجمه زبان فارسی است، نشر باران را بر آن داشت تا برخی از فعاليت خويش را به ترجمه و معرفی آثار فارسی به زبان سوئدی اختصاص دهد. حاصل اينکار نيز تا به امروز ترجمه و انتشار بيش از ۱۰ عنوان کتاب است. علاوه بر کار انتشار کتاب، نشر باران ناشر چندين نشريه فارسی زبان در تبعيد نيز بوده است. ۴ شماره از نشريهی «انديشه آزاد» چاپ سوئد را نشر باران منتشر کرده است. پس از توقف نشريهی انديشه آزاد، نشر باران دست به انتشار و تاسيس گاهنامهی ادبی «مکث» زد که از اين گاهنامه ۱۱ شماره منتشر شده است. مکث در ۱۱ شمارهی انتشار خود ويژهنامههايی را به: هوشنگ گلشيری، رضا قاسمی و مهشيد اميرشاهی اختصاص داده است. هماکنون نيز نشر باران فصلنامهی «باران»، ويژه فرهنگ و ادبيات را منتشر میکند که از اين فصلنامه، تا به امروز ۱۰ شماره انتشار يافته است. در کنار کار نشر، نشر باران فعال پيگير آزادی بيان در ايران بوده است و طی ۱۵ سال اخير بيش از ۱۰۰ سمينار و جلسات بحث و گفت و گوی ادبی و فرهنگی سامان داده است. پراکندگی ايرانيان در سراسر دنيا، کار چاپ و پخش کتاب را با مشکلات فراوان روبهرو کرده است. همکاران و دوستان زيادی در اين سالها دست به تاسيس موسسات انتشاراتی زدهاند اما در برابر مشکلات فراوانی که جلو رویشان بود تاب نياورده و در اين عرصه شکست خورده و با زيانهای زياد کار را تعطيل کردهاند. در اين ميان پايين بودن سطح کتابخوانی در ميان ايرانيان نيز، به مشکلات کار نشر دامن زده است. برای تشويق فارسزبانان به خواندن و حمايت از فرهنگ مکتوب، کاری بس عظيم پيش روی فرهنگورزان ايرانی است. باشد که ما نيز در بررسی آينده سازمان يونسکو جزو آن دسته از مردمانی باشيم که رویکرد به فرهنگ مکتوب و مطالعه عادت روزانهشان است. باران پانزدهساله شد به مناسبت پانزدهمين سال تاسيس نشر باران و انتشار دهمين شمارهی فصلنامهی فرهنگی- ادبی باران، شبنشينی دوستانهای با حضور جمعی از ميهمانان ايرانی در استکهلم برگزار شد. در اين مراسم که توسط دستاندرکاران اين نشريه، در سالنی از ABF، برگزار شد، ابتدا مسعود مافان، مدير نشر باران ضمن خوشآمدگويی به حاضرين در جلسه، به چگونگی شکلگيری نشر باران پرداخت. وی ضمن توصيف مختصری از شکلگيری فعاليت انتشاراتی و مطبوعاتی ايرانيان در تبعيد، علت اصلی تاسيس نشر باران را حاکم شدن رعب و وحشت در ايران در سالهای پس از انقلاب اسلامی، و گسترش سانسور در فضای فرهنگی کشور در همهی سطوح عنوان کرد و افزود: «در چنين بستری، زمانی که کتاب زنان بدون مردان نوشتهی شهرنوش پارسیپور در ايران توقيف شد با او تماس گرفتيم و کارمان را با بازچاپ آن کتاب در سوئد آغاز کرديم.» مدير نشر باران در ادامهی برنامه، به طور مختصر و در قالب خاطره به مشکلات عديدهی فعالان نشر و مطبوعات فارسی زبان در خارج از کشور پرداخت. در اين شب، حسن مقدم و امين ميرشاهی، دو تن از نوازندگان موسيقی ايرانی در تبعيد، قطعاتی را برای حاضران در جلسه با تار و دف نواختند. اميرکسرا حيدری، خوانندهی جوان نيز همراه با نوای گيتار خود، چند ترانه از سرودههای اکبر ذوالقرنين، شاعر ساکن سوئد را اجرا کرد. پس از شام، چند تن از نويسندگان ايرانی حاضر در جلسه، بیمقدمهچينیهای رسمی و به گونهای خودمانی، دربارهی اهميت فعاليتهای ناشران خارج از کشور از جمله نشر باران نکاتی را مطرح کردند. محمد عقيلی فيلم ساز، داستاننويس و روزنامهنگار مقيم سوئد گفت: «نشر خارج از کشور، وسيله و محل اطمينانی شده است برای نويسندگانی که مجاز به چاپ و انتشار آثارشان در داخل کشور نيستند. نشر خارج کشور و شاخص ترين آنها، نشر باران در سوئد، نمونهای از اين حرکت اطمينان بخش در عرصهی ادب و فرهنگ ايران است. نشر باران بسياری از چهرههای مثال زدنی ادبيات امروز ايران را با چاپ آثارشان، معرفی کرده است و اين اتفاق در زمانی افتاده است که آنها نام و آوازهای نداشتند.» پورفسور سعيد محمودی، استاد حقوق بينالملل در دانشگاه استکهلم نيز از چگونگی آشنايی خود با موسسه باران گفت و بر اين نکته تاکيد کرد که از اهميت و ويژگیهای نشر باران، نه تنها دقت و اهميت به شکل ظاهر و کيفيت کتاب، بلکه توجه به حوزههای هدفمندی چون خاطرهنويسی، تحقيق و بهويژه خاطرات زندان است که اسناد ماندگاری برای آيندگان و محققان به شمار میآيند. وی با توجه به اينکه اين آثار به اطلاعرسانی در حوزهای میپردازد که کمتر در مورد آن در نشريات داخل کشور نوشته شده است، به اهميت خاطرات زندان برای محققين پرداخت؛ و اين که از طريق اين کتابها آنها میتوانند دريابند که چه وقايعی در سالهای اخير در ايران اتفاق افتاده است. به عقيدهی وی اين آثار، اسناد خوبی برای بازخواست عاملين اين وقايع هستند. پس از محمودی، مدير انتشارات آرش، مسعود فيروزآبادی، به برخی اطلاعرسانیهای غلط در مطبوعات ايران، تحت عنوان پژوهش و تحقيق، و از جمله، به خبری که در آن از زندهياد احمد شاملو به عنوان «شاعر قرانی» ياد شده بود، اشاره کرد. ناصر رحيمخانی، نويسنده و يکی از همکاران فصلنامهی باران نيز، دربارهی همين خبر گفت: «کنفوسيوس از پسرش پرسيد: هيچ شعر میخوانی؟ گفت: نه. گفت: کسی که شعر نمیخواند مثل کسی است که رو به ديوار بلندی ايستاده باشد، هيچ از جهان نمیبيند. کنفوسيوس، حکيم بود که دربارهی شعر و شاعری چنين میانديشيد. پيامبر نبود. پيامبران خود اهل کلاماند. جادوی کلام را میشناسند. شاعران هم اهل کلام و جادوی کلامند. کلام در برابر کلام میآورند. از اين رو شاعران رشک پيامبراناند. چون شاعران جادوگری میکنند با جادوی کلام. در قرآن آمده است: والشعراء يتبعهم الغاوون. يعنی شاعران را مردم گمراه پيروی میکنند. درست هم هست. بنابراين يعنی چه شاعر قرآنی؟ اين ترکيب شاعر قرآنی در حقيقت يک ترکيب پارادوکسال است، ترکيبی عجيب و غريب و بیمعنا. اما در همان حال اگر از زاويهی ديگری هم نگاه کنيم میشود گفت ترکيبی است دارای ابهام و ايهام. يعنی شعر شاعر را مثلا قياس گرفته است با کلام قرآن، پناه بر خدا... حالا من که مثلا يکی از گمراهان هستم، ديگر چه بگويم؟» داريوش کارگر، داستاننويس که طی سالهای اخير سردبير فصلنامهی افسانه و انتشاراتی با همين عنوان بود در يادداشتی به مناسبت پانزدهمين سالگرد نشر باران به اين نکته اشاره کرد که به همت نشر باران و انتشاراتیهای ديگر در خارج از کشور، با انتشار پارهای از کتابهايی که در داخل کشور، و زير سايهی تبر حکومت اسلامی، امکان انتشار نداشتند، سايهی خوفناک آن تبر در حد توانشان زدوده شده است. وی تاکيد کرده است: «يکی از مهمترين اهداف هر انتشارات تبعيدی، شکســتن سد سانسور است. هدفی که درست از همين طريق، به دفاع از آزادی انديشه و بيان و قلم، يک صورت عينی میبخشد.» اين نويسندهی تبعيدی در اين يادداشت، با تاکيد بر اينکه نشر باران با همهی سختیها و ناملايمات، و با وجود مشکلات اقتصادی فراوان، باز هم به فعاليت خود ادامه داده است، با اشاره به اينکه در سوئد امکانات فرهنگی و حمايتی هم وجود دارد، نوشته است: «من در انتشارات افسانه، ٣٠ عنوان کتاب منتشر کردم. شايد دستبالا، برای ١٠ يا ١٢ عنوان از اين ٣٠ کتاب، کمک مالی دريافت کرده باشم، که فهرست اين کمکها هست! – که اين البته در مقابل آن ناشری که فقط و فقط کتابهايی را منتشر میکرد که کمک مالی میگرفت، نه کار چندانی است و نه کمک چندانی -- يعنی من برای ٣٠ درصد از کتابهايی که منتشر کردم کمک مالی دريافت کردم. که البته غير از اين ٣٠ عنوان کتاب، ١١ شماره هم از مجلهی افسانه را منتشر کردم. با اين حال، و با گذاشتن پسانداز هفت هشت سالهی خودم و همسرم در اين راه، سر آخر ورشکست شديم. يعنی توانمان را از دست داديم. يعنی بستانکاری برنگشتهی ٣٠ هزار دلاری از کتابفروشهای ايرانی، از ژاپن تا کستاريکا و از ايالات نامتحد امريکا تا اين اروپای متحدناشده و متحدشده، باعث شد که ديگر نتوانيم کار را ادامه دهيم.» جشن پانزدهمين سالگرد فعاليت نشر باران و انتشار دهمين شماره فصلنامهی باران که در روز جمعه ۲۴ فوريه برگزار شد، با ترانهخوانی رستم ميرلاشاری به دو زبان سوئدی و فارسی و همراهی نوای تار حسن مقدم، به پايان رسيد. آلبوم جديد کامکارها منتشر میشود
Wed / 15 02 2006 / 14:40
چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۴ هموطن «هوشنگ کامکار» آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها با اعلام اين خبر گفت:اين آلبوم شامل ۸ قطعه موسيقی کردی و بر اساس اشعار استاد «وفايی» و «ملاء جزيری» از شاعران بزرگ کرد است. وی ادامه داد: اين آلبوم که به سفارش شهر «هولر» در عراق شکل گرفته، بعد از تعطيلات عيد نوروز و با اتمام مراحل توليد، در قالب سی دی در اين شهر منتشر خواهد شد. اين آهنگساز با اشاره به نواختن قطعات کردی توسط ارکستر سمفونيک اظهار داشت: ما برای اين اجرا از نوازندگانی دعوت به همکاری کرديم که بتوانيم با آنها يک ارکستر سمفونيک تشکيل دهيم که اين ارکستر، ارکستر سمفونيک تهران نيست. وی ادامه داد:همچنين هدفمان از نواختن نغمات کردی توسط اين ارکسترها، نشان دادن اهميت موسيقی کردی در دنيا و جايگاه خاصی است که اين موسيقی از آن برخوردار است. باران منتشر شد
Thu / 02 02 2006 / 9:09
پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴ دبير بخش ويژهی اين شماره که به «حقوق بشر در ايران» اختصاص دارد، مهرانگيز کار است. مطالب اين بخش عبارتند از: بررسی وضعيت زن و جنسيت در حقوق کيفری ايران(مهرانگيز کار)، بازخوانی روايت اعدام شيخ فضلالله نوری(ناصر رحيمخانی)، شيرين عبادی و مسئلهی آزادی وجدان(مجيد نفيسی)، دين و حقوق بشر(محمدرضا نيکفر)، حقوق بشر و اسلام در قانون اساسی جديد افغانستان(سعيد محمودی)، علنيت اسناد نهادهای حکومتی در سوئد(طاهر صديق)، خروج از مدار استبداد شرقی(احمد علوی)، حقوق بشر و اسلام/ نگاهی به نظرات محسن کديور(سهراب سرابی)، دستاورد بزرگ بشريت(ايرج مصداقی) و کميسيون حقيقت؛ راهی برای دادخواهی(مسعود مافان). در بخش «گـفتوگـو»، آخرين ديدار با منوچهر آتشی(بهزاد کشميریپور)، گفتوگو با سون اريک ليدمن (سعيد مقدم) و گپی با حسين ماهوتیها(ليلی پورزند) چاپ شده است. بخش «داسـتان و شعـر» اين فصلنامه نيز، بخشی از سفرنامهای از بهمن فرسی به نام کورمال کورمال، و داستانهايی از شهلا شفيق، خسرو دوامی و علی شفيعی؛ و همچنين دو پارهداستان از مجموعهی چاپ نشدهی کابوسهای طلائی نوشتهی فرهنگ کسرائی، قطعه شعری از ا. ماهان و نانام را در برگرفته است. در بخش «نقـد ... نظـر... مقـاله»، نگاهی به دو مجموعه شعر عليرضا زرين(مليحه تيرهگل)، نگاهی به وقت تقصير نوشته محمدرضا کاتب(بهروز شيدا)، نگاهی به دو کتاب در حضر و در سفر نوشتهی مهشيد اميرشاهی(بتول عزيزپور) و نگاهی به مجموع داستان مردی در حاشيه نوشته شهرام رحيميان(شهرنوش پارسیپور)ارائه شده است. در بخش «زنـدان»، مقالهی کيفر زنان پيکارگر در دوران پهلوی اول از ناصر مهاجر، و در بخش «انـديشـه» مقالهی الهيات سياسی و مهدیگری در اسلام شيعی از محمدرضا فشاهی چاپ شده است. در بخش «بازتـاب»، علاوه بر اين که بخش دوم و پايانی روايت علی صديقی از ماجرای سفر ارمنستان درج شده است، فرج سرکوهی و منصور کوشان در واکنش به بخش نخست اين گفت و گو که در شمارهی ۸ و ۹ فصلنامهی باران منتشر شده بود، مقالاتی به ترتيب تحت عنوان «اندر حکايت آن که در قتل جمعی نويسندگان نقش نداشت» و «سوی ديگر توطئه» نوشتهاند. دهمين شمارهی فصلنامهی باران با چند معرفی کتاب و دو خبر فرهنگی پايان میيابد. باران را از کتابفروشیهای محل زندگی خود تهيه کنيد و يا در صورت تمايل آن را مشترک شويد و با اشتراک ساليانهی خود، ما را در انتشار آن ياری دهيد. قيمت اشتراک برای اشخاص با احتساب هزينهی پستی برای اسکانديناوی و اروپا ۲۸۰ کرون يا ۳۰ يورو و برای کانادا و امريکا معادل ۳۵ يورو. قيمت اشتراک برای کتابخانهها و موسسات در اروپا ۳۸۰ کرون يا ۴۰ يورو، در امريکا و کانادا معادل ۴۵ يورو. شمارهی حساب پستی باران pg : 7-251759 شمارهی حساب جیرو بانکی: 8720-5944 نام بانک: Skandinaviska enskilda banken شمارهی حساب بانکی: 1006792-5287 کد بانک برای ارسال پول خارج از سوئد: ESSESESS :bic نشر باران http://www.baran.st info@baran.st ترجمه تريلوژی شاتله
Wed / 18 01 2006 / 11:33
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۴ - ۱۸ ژانويه ۲۰۰۶ ايسنا: ترجمه «بانوی آبی پوش» نوشته نوئل شاتله- نويسنده زن فرانسوی- به زودی منتشر می شود. به گفته نازک افشار- مترجم- که اثر را از فرانسه به فارسی برگردانده، از شاتله تاکنون کتابی به فارسی ترجمه نشده است. «بانوی آبی پوش» عنوان يکی از تريلوژی های اين نويسنده است که مترجم ترجمه کرده و انتشار آن را برای خواننده ايرانی، به ويژه زن ايرانی، در رويارويی با شرايط اجتماعی مفيد می داند. افشار که بيش از ۱۵ سال است در بخش فرهنگی سفارت فرانسه فعاليت دارد، ترجمه آثار ديگر اين نويسنده فرانسوی را در دست انجام دارد. نوئل شاتله که در حال حاضر در دانشگاه پاريس تدريس می کند، از يک خانواده سياسی و خواهر نخست وزير سابق فرانسه- ژيسکار ژوسپن- است. فرهنگ هشت جلدی انگليسی به فارسی
Wed / 18 01 2006 / 11:30
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۴ فارس: بهاءالدين خرمشاهی گفت: فرهنگ بسيار بزرگ انگليسی به فارسی که ۲۰هزار مدخل دانشنامه ای و ۷۰هزار مدخل واژه ای دارد، در دست گردآوری و تدوين است. بهاءالدين خرمشاهی با اشاره به اينکه قسمت هايی از اين فرهنگنامه را به تنهايی گردآوری و تدوين کرده ام، افزود: پس از ۱۰ سال کار که سه سال از آن با وقفه روبه رو شده بود، پژوهشگاه «علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» به سرپرستی مهدی گلشنی پذيرفت که هزينه ماهانه يک گروه هفت تا هشت نفری را بپردازد، تا اينکه ظرف سه سال آينده منتشر شود. او با اشاره به اينکه اين فرهنگنامه ۲۰هزار مدخل دانشنامه ای و ۷۰ هزار مدخل واژه ای دارد، ادامه داد: بزرگ ترين فرهنگ انگليسی به فارسی را نمی توانستم خود به تنهايی گردآوری و تدوين کنم؛ چون اين کار عمر نوح لازم دارد. خرمشاهی يادآور شد: در اين مدت توانسته بودم تا حرف «ب» را گردآوری و تدوين کنم، اما کار بسيار طاقت فرسايی بود بنابراين در نظر دارم از دوستان کارشناس و خبره ديگری هم استفاده کنم که تاکنون همکاری آقايان مسعود قاسميان و بابک محقق صد درصد شده است و مشاور علمی اين کار هم آقای عرفانی خواهند بود. وی با اشاره به اينکه تعداد جلدهای اين مجموعه از شش کمتر و از هشت بيشتر نخواهد شد، گفت: با تشکيل اين گروه قصد داريم در ابتدا کارهايی را که در گذشته انجام شده بود، به روز کنيم. بازگشايی کتابخانه تاريخی کاخ نياوران
Wed / 18 01 2006 / 10:45
فارس: به مناسبت هفته ميراث فرهنگی کتابخانه اختصاصی مجموعه فرهنگی تاريخی نياوران برای عموم به تماشا گذاشته می شود. رئيس مجموعه فرهنگی تاريخی نياوران با بيان اين خبر افزود: کتابخانه اختصاصی مجموعه فرهنگی - تاريخی نياوران حاوی ۲۳ هزار جلد کتاب، پايان نامه، روزنامه، مجله، بروشور کاتالوگ است و درميان کتب مربوط به تاريخ ايران ادبيات فرانسه و هنر نقاشی از غنای بيشتری برخوردار است. وی خاطرنشان ساخت: قديمی ترين کتب موجود مربوط به مجموعه غيرفارسی با قدمت ۳۵۹ سال توسط Josophusflarius در مورد تاريخ قوم يهود نوشته شده است اين کتاب در سال ۱۶۰۹ ميلادی به چاپ رسيد. قديمی ترين کتب فارسی ديوان حافظ به شرح سوری است که به ناصرالدين شاه قاجار اهدا شده است. اين کتاب در سال ۱۲۵۲ هجری شمسی (۱۸۷۳ ميلادی) درلايپزيگ منتشر شد. همچنين جديدترين اثر خارجی مجله ای با عنوان Soapoperadijiest است که در ژانويه ۱۹۷۹ به کتابخانه رسيده است و آخرين کتاب و جزوه ای است که در اوج انقلاب اسلامی وارد مجموعه شده است. به گفته وی، اين کتابخانه که در سال ۱۳۳۵ احداث شد با ۲۵ ماه کار عملی از اسفند ۸۰ تا فروردين ۸۳ توسط تيم متخصص به طور کامل شناسايی و ساماندهی شد. هم اکنون به مناسبت هفته ميراث فرهنگی علاقه مندان می توانند از اين کتابخانه بازديد نمايند. تاریخ خوزستان
Mon / 09 01 2006 / 22:39
(1878- 1925) دوره خاندان کعب و شیخ خزعل مطالعه ای در خودمختاری ایالتی و تحول اثر دکتر مصطفی انصاری به ترجمه محمد جواهرکلام تجديد چاپ شد. کتاب تاریخ خوزستان که به بررسی تاریخ این ایالت در فاصله سالهای 1878- 1925 میپردازد، نخستین بار در سال 1377 (به دو صورت شٌمیز و گالینگور) چاپ شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. این کتاب پس از انتشار از اعتنای بلیغ جمهور خوانندگان و نیز خوزستان پژوهان برخوردار گردید و آقایان حسن هاشمیان (در اولین شماره ماهنامه صوت الشعب – رای ملت)، عبدالنبی قیم (در هفته نامه اهواز) و محمد جعفری قنواتی (در شماره اول کتاب خوزستان) به بررسی آن پرداختند و براهمیت کتاب و کوشش مترجم تاکید کردند. دوره 1878- 1925، چنانکه معروف است، یکی از دوره های حساس تاریخ ایران و خوزستان است. این دوره که شاهد فرمانروایی شیخ خزعل بر خوزستان بوده، یکی از بحث انگیزترین دوره های تاریخ این استان شمرده می شود. دوره یاد شده، چنانکه مترجم در مقدمه خود آورده،علیرغم کوتاه بودن خود، برای محققان تاریخ این استان اهمیت فراوانی داشته و به تناسب نظر محققان ایرانی، محققان عرب و نویسندگان انگلیسی را (و البته هریک به دلیلی) به خود جلب کرده است... این کتاب در اصل رسالهای بوده است که مولف دانشمند آن مصطفی انصاری آن را برای دریافت درجه دکترا از دانشگاه شیکاگو در سال 1974 فراهم کرده است. کتاب تاریخ خوزستان مصطفی انصاری، به تصدیق خوانندگان و خوزستان پژوهان، از حیث استفاده مولف از منابع دست اول و کمیاب، در میان کتابهای موجود مربوط به تاریخ خوزستان موقعیت یگانه ای دارد. در این چاپ از تاریخ خوزستان، که در 280 صفحه به همت نشر شادگان فراهم آمده، برای سهولت دستیابی به مطالب کتاب، نامنامه ای به آخر کتاب افزوده شده و لغزشهای چاپی آن تصحیح شده است. برای دیدن بقیه کتابهای نشر شادگان اینجا را کلیک کنید: http://www.persian-bookstore.com/fa/lists/from_this_publisher.php?id=3D23 ليلا لالامی؛ چهره تازه ادبيات مهاجرت
Sat / 24 12 2005 / 11:06
شنبه ۳ دی ۱۳۸۴ سايت کتاب- ميراث خبر گروه بين الملل، فرشيد عطايی: همه چيز برای لالامی بعد از خواندن مقاله ای در نسخه اينترنتی روزنامه فرانسوی "لو موند" شروع شد. مقاله مزبور درباره ۱۵ مهاجر مراکشی بود که در حين عبور با يک قايق ماهيگيری از "جبل الطارق" به درون آب افتادند و غرق شدند. آنها شهر خود در مراکش را ترک کرده بودند تا به اميد دستيابی به يک زندگی بهتر، فاصله ۱۰ مايلی را که وطن شان را از اسپانيا جدا می کرد طی کنند. قايق آنها بيش از ظرفيت خود مسافر داشت و برای تحمل امواج سنگين و قوی مديترانه فاقد تجهيزات لازم بود. قايق هنوز چند مايل بيشتر از ساحل دور نشده بود که واژگون شد. هيچ کس زنده نماند. مدتی بود که از اين نوع اتفاق ها به طور مداوم رخ می داد. لالامی تحقيقات بسيار زيادی در زمينه مهاجرت غير قانونی انجام داد. او که نتوانست از اين طريق جواب سوال های خود را در مورد مشکلات جامعه بگيرد پيش خود فکر کرد که شايد بتواند با نوشتن داستان درباره چند "هراگاس" (در لهجه مراکشی يعنی "مهاجران غير قانونی") جواب سوال های خود را بگيرد. او خود می گويد: «کنش داستان را می برم توی يک قايق نجات در وسط شب. "مراد" يکی از شخصيت های داستان يک جوان بی کار است که وقتی می بيند خواهرش نان آور خانه است به غيرت مردانه اش بر می خورد؛ "فاتن" يک دختر بسيار معتقد است که از قانون می گريزد؛ "حليمه" مادری ست که سوار قايق است و بچه ها يش را هم با خود برده و نهايتاً "عزيز" که يک مکانيک است و به قصد پيدا کردن يک شغل خوب همسر خود را ترک می کند.» کتاب ليلا لالامی با عنوان "اميد و ساير مسايل خطرناک" يک کتاب داستان به معنای جا افتاده کلمه نيست چون نويسنده شخصيت هايی را وارد داستان خود کرده که وجود واقعی دارند. بيماری های جامعه مراکش (از جمله فقر و بيکاری) باعث می شوند که مردم مراکش از سر ناچاری و استيصال دست به اعمال ناخوشايندی بزنند. «يکی از دوستان من ليسانس داشت و چندين سال هم کار تدريس انجام داده بود ولی چون مدت ها بيکار بود دچار افسردگی شده بود. يکی از فاميل های خود من نمی توانست شغل تمام وقت پيدا کند و به همين دليل هم او و نامزدش نتوانستند با هم ازدواج کنند.» پسر همسايه ما به فرانسه مهاجرت کرد و تابستان هر سال با ماشينش که پر از کادويی و وسايل مختلف بود به مراکش بر می گشت. يکی از بقالی های سر خيابان به مدد پولی که پسر صاحب آن مغازه از هلند می فرستاد باز شده بود. خيلی از مردم مهاجرت را يک راه حل جادويی برای مشکلات خود می دانستند. کتاب "اميد و ساير مسايل خطرناک" مورد پسند خيلی از منتقدان قرار گرفت. "ويتنی اوتو" نويسنده پرفروش آمريکايی در مورد اين کتاب گفت: «لالامی به سبکی می نويسد که هم واقع بينانه است و هم شاعرانه. او روابط عاطفی و شرايط زندگی انسان ها را در هم می تند. اين کتاب واقعاً فوق العاده است.» ليلا لالامی در رباط به دنيا آمد و تحصيلات خود را در مراکش و بريتانيا و ايالات متحئه انجام داد. آثار اين نويسنده در نشرياتی نظير "ميزنا، بالتيمور ريويو، لس آنجلس تايمز، اينديپندنت، اورگونيان" و ساير نشريات منتشر شده اند. وب سايت ادبی پر طرفدار "دختر مراکشی" نيز از آن او است. صدای شاعران معروف جهان روی اينترنت
Thu / 01 12 2005 / 23:15
سايت کتاب - ميراث خبر گروه بين الملل: "آندرو موشن" شاعر برجسته بريتانيايی وب سايت جديدی را به راه انداخته است که قرار است مجموعه ای از صداهای ضبط شده شاعران مشهور جهان را در هنگام خواندن اشعارشان بر روی آن قرار دهد. اين وب سايت که "آرشيو شعر" نام دارد، از ديروز با صدای "مارگارت اتوود"، "هارولد پينتر"، "سيمون آرميتاژ"، "يو. ای. فانتورپ" و "شيموس هينی" به راه افتاده است و قرار است "موشن" صدای شاعران مشهور ديگری را نيز گردآوری و به اين آرشيو اضافه کند. پروژه ضبط اين صداها از پنج سال پيش آغاز شد و "آندرو موشن" در طول آن توانست صدای "چارلز کاسلی" و "آلن کرنو" را چند ماه پيش از مرگ آنها ضبط کند. اين شاعر در اين باره به خبرنگار نيويورک تايمز گفت: «بازيگران ممکن است اشعار شاعران را به خوبی اجرا کنند يا اين که آنها را به شيوه صحيحی نخوانند، اما خود شاعران که حق منحصربفرد خواندن آثارشان را دارند، آنها را با لحن، لهجه، مکث ها و شيوه خاص خود می خوانند که اين خود خوانش منحصربفردی را از آن آثار ارائه می دهد.» "موشن" افزود: «اين شاعران هر يک با صدا و شيوه خوانش خاص خود اعتبار زيادی را برای اين آرشيو به ارمغان آورده اند.» در اين وب سايت نوشته شده است: «آرشيو شعر مجموعه ای از صداهای شاعران معاصر و پيشکسوت جهان را بر روی اينترنت قرار داده است.» شما نيز بدون پرداختن هيچ هزينه ای می توانيد به اشعار شاعران بزرگ معاصر و قديمی جهان با صدای خودشان در وب سايت http://www.poetryarchive.co.uk گوش دهيد. اولين فرهنگ بسامدی و تصويری حافظ
Sun / 27 11 2005 / 20:42
يکشنبه ۶ آذر ۱۳۸۴ ميراث خبر: حسن انوری پس از ۲۰ سال کار بر روی «فرهنگ بسامدی و تصويری ديوان حافظ»، هم اينک در مرحله بازخوانی نهايی اين فرهنگ است. حسن انوری کار تحقيق و پژوهش درباره «فرهنگ بسامدی و تصويری ديوان حافظ» را از سال ۱۳۶۴ آغاز کرد و آن را در سال ۸۴ با همکاری جمعی از محققان و استادان زبان و ادبيات فارسی همچون خانم معين الدينی و محمد شادرويی منش و... به پايان رسانيد. در حال حاضر مرحله حروف چينی اين فرهنگ به انجام رسيده و بيشترين وقت انوری به خواندن نمونه های چاپی اين اثر اختصاص دارد. حسن انوری، ناظر، سرويراستار و مولف فرهنگ بسامدی و تصويری ديوان حافظ گفت: «در اين فرهنگ هرکلمه ای که در ديوان حافظ وجود دارد به ترتيب الفبايی همراه با بيت مربوطه آمده است و علاوه بر آن ترکيباتی که جنبه تصويری و به قول فرانسوی ها «ايماژينر» دارد، در اين فرهنگ آورده شده است.» به گفته او اختلافات در نسخه های قزوينی و خانلری و سايه و نيساری در اين فرهنگ نشان داده شده است. به گفته انوری هدف از تدوين و تاليف اين اثر، کمک به حافظ شناسی است. اين اثر در ۳ هزار صفحه نگاشته شده است و هنوز معلوم نيست کدام ناشر قرار است آن را به انتشار رساند. حسن انوری هم اکنون عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد بازنشسته دانشگاه است. او همچنين به عنوان محقق و مولف در دفتر فرهنگ نويسی سخن که وابسته به انتشارات سخن است تحقيقات و تاليف زيادی را انجام داده و در دست اقدام دارد. از او تاکنون آثار فراوانی در زمينه فرهنگ و زبان و ادبيات فارسی تاليف و تدوين شده است به طوری که کتاب های «فرهنگ بزرگ سخن» در ۸ جلد، «فرهنگ کودکان» در يک جلد بزرگ با ۶ رنگ، «دستور زبان فارسی» در ۲ جلد، «يک قصه بيش نيست»، «تصحيح کليات سعدی»، «رزم نامه رستم و اسفنديار» و «غم نامه رستم و سهراب» و... به چاپ رسيده است. از انوری کتابی در دو جلد با عنوان «فرهنگ امثال» تاليف و تدوين شده است و قرار است تا اوايل سال ۸۵ توسط انتشارات سخن انتشار يابد. کتاب ديگری از ايرج پزشک زاد
Sun / 27 11 2005 / 20:40
يکشنبه ۶ آذر ۱۳۸۴ ايسنا: ترجمه رمان «دايی جان ناپلئون» با مقدمه آذر نفيسی در آمريکا منتشر می شود. اين اثر قبلاً يک بار به زبان انگليسی ترجمه و منتشر شده بود. ترجمه ای که تا پايان سال جاری ميلادی در آمريکا منتشر می شود، توسط ديک ريويس انجام شده است. «پسر حاجی باباجان» رمان ديگری از پزشک زاد است که به زودی به همت علی دهباشی منتشر خواهد شد. از اين طنزنويس پيش از اين «طنز فاخر سعدی»، «آسمون ريسمون»، «خانواده نيک اختر»، «ادب مرد به ز دولت اوست» و «حافظ ناشنيده پند» در ايران و عناوينی نيز چون «انترناسيونال بچه پرروها» در خارج از کشور به چاپ رسيده است. ناصر تقوايی براساس رمان «دايی جان ناپلئون» سريالی به همين نام ساخته بود که غلامحسين نقشينه در آن به ايفای نقش می پرداخت. اين رمان که تاکنون به زبان های عربی، انگليسی، آلمانی و روسی ترجمه و منتشر شده است، در ابتدا به صورت پاورقی در شماره هايی از مجله فردوسی طی چند سال پياپی منتشر شده بود. در حال حاضر چاپ دوازدهم اين کتاب از سوی نشر صفی عليشاه پس از مدت ها و با اخذ مجوز از ارشاد تجديد چاپ شده است. كتابی از پوپر
Wed / 23 11 2005 / 17:20
ايلنا: كتاب "می دانم كه هيچ نمیدانم" گفت و گوهايی با كارل پوپر در باب سياست ، فيزيك و فلسفه با ترجمه پرويز دستمالچی از سوی انتشارات ققنوس روانه بازار كتاب شد . "كارل رايموندن پوپر" اگر بزرگترين فيلسوف قرن بيستم نباشد ، بی شك يكی از بزرگترين هاست ، او نزديك به يك قرن زندگی كرد و انديشه هايش تحت تاثير حوادث اين دوران بود ، نظريه شناخت او همچون فلسفه سياسی اش از يك سو تحت تاثير نظريه انيشتاين و از سوی ديگر متاثر از حوادث مربوط به جنگ جهانی اول و دوم است . پوپر را می توان فيلسوفی متواضع و دارای عشقی بی پايان به كشف حقيقت توصيف كرد ، او بيش از هر چيز در پی يافتن پاسخ های عملی برای مسائل و مشكلات علوم و جامعه بود . پوپر پيرو فيلسوف دوران روشنگری ايمانوئل كانت ، و از مدافعان بی چون و چرای انديشه های ليبرال و جامعه باز به معنای جامعه كثرت گراست . كتاب "جامعه باز و دشمنان آن" ، قضيه حسابی تاريخ و نقادانه با نظريه پردازان مكتب خردگرايی انتقادی و از مخالفان سرسخت تام گرايی سياسی از افلاطون تا ماركس و پيرو خستگی ناپذير دموكراسی پارلمانی ليبرال است ، او اراده و تصميم آزادانه انسان را تحسين كننده مسير زندگی و تاريخ می داند و مخالف هر نوع جباريت است . كتاب "می دانم كه هيچ نمی دانم" از ٢ بخش تشكيل شده است ، بخش اول ترجمه كتاب است ، اين كتاب مجموعه مصاحبههاست كه روزنامه دی ولت در سال ١٩٨٧، ١٩٩٠ با پوپر انجام داده است . در اين مجموعه او از نقش فرويد ، وظيفه روشنفكران ، روشن و نظريه شناخت ، آزمون و خطا در علوم و جامعه ، دموكراسی و انديشه های سياسی تام گرايانه و ... سخن می گويد . بخش دوم كتاب ، ترجمه دو نطق از مجموعه سخنرانی های پوپر است كه از كتاب در جستجوی دنيای بهتر انتخاب شده اند ، يكی از آنها درباره اعتقادات غرب و ديگری درباره دموكراسی و اشكال گوناگون انديشه های تام گرايانه است . عليه فراموشی
Mon / 14 11 2005 / 21:41
منيره برادران نشرباران، سوئد چاپ نخست ۲۰۰۵ شابک: ۰-۰۰-۸۵۴۶۳-۹۱ http://www.baran.st info@baran.st «عليه فراموشی»، عنوان کتابی از منيره برادران است که به تازگی در ۱۸۸ صفحه توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. نويسنده در مقدمهی اين کتاب که به بررسی تجربهی کميسيونهای حقيقت و دادخواهی در کشورهای مختلف میپردازد، دربارهی اهميت توجه به حوادث دردناک گذشته، نوشته است: «آيا چالش با گذشته، برای زنده کردن رنجهای گذشته است يا هدف ديگری دارد؟ آين کار چگونه بايد صورت گيرد؟ چه درسهايی میتوان از گذشته آموخت؟ چگونه میشود از تکرار گذشته جلوگيری کرد؟» منيره برادران در اين کتاب با تاکيد بر اين که اينها پرسشهايی است که مردم جهان طی سه دههی اخير، با آن درگير بوده و هستند، اشاره کرده که جهان در سالهای گذشته، شاهد فروپاشی حکومتهای مستبد و تلاش برای ايجاد جوامع مبتنی بر حقوق مدنی، بهويژه در آمريکای لاتين بوده است. وی نوشته است: «همراه با اين تغييرات، در اين جوامع بحث و پرسش دربارهی شناساندن جنايتهای گذشته، و مقابله با انکار تاريخ دردناک و پرکشمکش آن دوره سر برآورده است.» سابقهی کميسيون حقيقتيابی به دههی ۸۰ ميلادی باز میگردد که مسئلهی ناپديد شدگان در آرژانتين، شيلی و ديگر کشورهای آمريکای لاتين، نگرانی و اعتراضهای جهانی را برانگيخت و سازمان عفو بينالملل خواستار تشکيل کميسيونهايی برای روشن شدن سرنوشت ناپديدشدگان شد. وظايفی که در طرح اوليه از چنين کميسيونهايی انتظار میرفت، چنين بود: به زبان آوردن حقيقت، جبران خسارت به خانوادهها و جستوجوی کسانی که احتمال زنده بودن آنها هنوز وجود داشت. در کتاب «عليه فراموشی»، تلاش شده تا تجربهی کميسيون حقيقت در کشورهای مختلف با هدف معرفی آنها به مخاطب ايرانی مورد بررسی قرار بگيرد. برادران نوشته است: «اگرچه محور کار کميسيون حقيقت، بررسی رنجهای قربانيان است، اما مخاطب آن کل جامعه است. برای مردمی که شايد هيچ اطلاعی ار آن رنج نداشته و يا گوش و چشم خود را بر آن بسته بودند، آگاه شدن به حقيقت میتواند به تفاهم و همدردی با تجربههای تلخ و دردناک قربانيان و وابستگان آنها، اعادهی حيثيت و حتا حس قدردانی از استقامت آنها بيانجامد.» کتاب «عليه فراموشی»، فعاليت کميسيون حقيقت و دادخواهی را که اصلیترين مرجع و منبع آن اظهارات شاهدان، بازماندگان و خانوادههای قربانيان است، در کشورهای آرژانتين، شيلی، آفريقای جنوبی، السالوادور، گواتمالا، پرو، هائيتی، اوگاندا، چاد، سریلئون، سریلانکا، مراکش و رواندا مرور میکند. علاوه بر اينها نويسندهی کتاب، کارکرد و مشخصات کميسيون حقيقت را در دو بخش شرح داده است. «بررسی و ارزيابی کار کميسيونهای حقيقت»، بخش ديگری از کتاب عليه فراموشی است که در آن به نکاتی چون انعکاس دخالتهای خارجی در گزارش کميسيون، کميسيون حقيقت و مسئلهی تجاوز به زنان، روش و تکنيکهای کار، خشونتهای اعمال شده از طرف گروههای مخالف و ... میپردازد. در بخش «دادخواهی»، تحت دو عنوان «کميسيون حقيقت و محاکمات ملی» و «محاکمات بينالمللی» مواردی چون محاکمهی جنايتکاران، دادگاه نورمبرگ، دادگاه بلژيک و دادگاه کيفری بينالمللی شرح و توضيح داده شده است. منيره برادران در پايان سخن، با اشاره به کشتار زندانيان سياسی در دههی ۶۰ شمسی در ايران، و تلاشهايی که در خارج از کشور برای ثبت و نشر آن فجايع به عمل آمده (از جمله جمعآوری اسامی اعدام شدگان)، تاکيد کرده که هنوز بسياری از حوادث به ويژه در زندانهای شهرستانهای ايران ناروشن مانده است. او نوشته است: «تشکيل کميسيون حقيقت برای تحقيق و بررسی جنايتها و نقض حقوق بشر در حيات جمهوری اسلامی ايران، خواست قربانيان و خانوادههای داغديده و همچنين نياز مبرمی است که با هر تحول سياسی که در ايران اتفاق بيافتد، به ناگزير سربلند خواهد کرد. کميسيون حقيقت برای کشور ما که همواره بر آن استبداد حاکم بوده است، ضرورتی دوچندان دارد.» |
|
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك) Iran Emrooz (iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2005 ........... editor@iran-emrooz.net |