تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ایران به توانایی هسته‌ای نظامی نزدیکتر می‌شود

Tue / 07 09 2010 / 8:27


بی بی سی: کاخ سفید نسبت به نتایج گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی ابراز نگرانی کرده و گفته است ایران به توانایی هسته ای نظامی نزدیک تر می شود.

آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش خود که روز دوشنبه منتشر شد اعلام کرد ایران به غنی سازی اورانیوم ادامه داده و تاکنون 2803 کیلوگرم اورانیوم با غلظت پایین ذخیره کرده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز تامی ویتور سخنگوی کاخ سفید گفته است نتایج این گزارش درباره تلاش های اتمی ایران نگران کننده است.

وی افزود: "آخرین گزارش آژانس یکبار دیگر نشان می دهد ایران به تعهدات بین المللی اتمی خود بی اعتنایی می کند، به کوشش هایش برای توسعه برنامه اتمی خود ادامه می‌دهد و به توانایی هسته‌ای نظامی نزدیکتر می شود."

در این گزارش به موارد متعددی از عدم همکاری ایران با بازرسان و نیز ادامه خودداری ایران از پاسخ به سوالات آژانس اشاره شده است.

برخی تحلیلگران آمریکایی می گویند گزارش اخیر حاکی از آن است که آژانس و ایران به تدریج به یک بن بست می رسند.

دیوید آلبرایت بازرس سابق آژانس و مدیر موسسه علم و امنیت جهانی در واشنگتن طی مقاله ای که همراه با پال برننان کارشناس دیگر این سازمان منتشر کرده نوشته است دو گزارش آخر آژانس نشان می دهد ایران رهیافتی حداقلی در قبال تعهدات خود اتخاذ کرده است.

بر اساس این مقاله ایران تمایلی ندارد در مواردی مانند تاسیسات جدید غنی سازی خود و طراحی مرکز فوردو اطلاعات چندانی در اختیار بازرسان قرار دهد.

ایران می گوید به کلیه تعهدات در قبال آژانس عمل کرده و برخی خواسته های آژانس مبنای حقوقی ندارد.

اما مقام های ایران تصدیق کرده اند که از یکسالی که از ریاست یوکیا آمانو به مدیر کلی آژانس می گذرد، روند گزارش های آن نیز منفی تر شده است.

مقام های آمریکایی همواره ایران را متهم کرده اند که در صدد دستیابی به سلاح اتمی و یا حداقل توانایی تولید آن است.

اما ایران این اتهام را رد کرده و پیشنهاد داده برای تاسیس نیروگاه اتمی و تولید سوخت هسته ای با آمریکا همکاری کند.

علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران هفته پیش گفت: "اگر آمریکایی‌ها آماده باشند با ایران برای ایجاد شرکت های مشترک برای ساخت نیروگاه های اتمی و ایجاد کنسرسیوم برای تولید سوخت وارد مذاکره شوند، ما آماده هستیم و وارد شراکت با آنها می شویم، اما مذاکرات سیاسی چیز دیگری است و به تصمیم گیران در امور سیاسی باز می گردد."

اما آمریکا بر "گزینه صفر" یعنی توقف کامل هر نوع غنی سازی اورانیوم تاکید دارد.

مقام های آمریکایی همواره گفته اند دستیابی ایران به توانایی تولید سلاح اتمی تفاوتی با مسلح بودن به این سلاح نمی کند و در هر حال موجب بر هم خوردن معادلات استراتژیک منطقه می شود.

واشنگتن امیدوار است با تشدید تحریمها ایران را وادار به توقف برنامه اتمی خود بکند، اما همواره تاکید کرده است که گزینه نظامی را برای مقابله با این کشور منتفی نمی داند.

بسیاری از کشورهای عربی و اسرائیل نیز نسبت به گسترش برنامه های اتمی ایران ابراز نگرانی کرده اند.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در جریان سفر اخیر خود به قطر کوشش کرد نگرانی کشورهای عربی منطقه را قدری کاهش دهد، اما هشدار داد هر گونه اقدام آمریکا و اسرائیل با واکنش شدید ایران مواجه خواهد شد.



نظر شما درباره این نوشته:







متن کامل گزارش آژانس درباره ایران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

متن کامل گزارش آژانس درباره ایران

Tue / 07 09 2010 / 7:19
یوکیو آمانو مدیرکل آژانس روز دوشنبه آخرین گزارش خود درباره ایران را به شورای حکام و شورای امنیت ارائه کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آمانو گزارش خود را در 47 بند تنظیم کرده است که به شرح زیر است:

1) یوکیا آمانو در گزارش خود که به تحولات پس از گزارش پیشین در مه 2010 می‌ پردازد، به شورای حکام و شورای امنیت درباره اجرای توافقنامه پادمانهای ان.‌پی‌.تی .و مفاد مرتبط با قطعنامه‌های شورای امنیت در ایران است ارزیابی های خود را ارائه می کند.

2) شورای امنیت در 9 ژوئن 2010 قطعنامه 1929 را تصویب کرد که بر اساس آن تائید شد که تهران به درخواستهای شورای حکام عمل نکرده و از قطعنامه‌های 1696 (2006)، 1737 (2006)، 1747 (2007)، 1803 (2008) نیز پیروی نکرده و دیگر اینکه تهران باید فورا موارد خواسته شده از سوی شورای حکام در قطعنامه‌های GOV/2006/14 و GOV/2009/82 و اقدامات تصریح شده در بند 2 قطعنامه 1737 (2006) (تعلیق تمام فعالیتهای بازفرآوری و مرتبط غنی‌سازی به علاوه کار بر روی فعالیتهای مرتبط رآکتور آب سنگین) را انجام دهد.

شورای امنیت همچنین از تهران خواسته تا به طور کامل در زمینه تمام امور باقی مانده به ویژه آنهایی که نگرانی‌ها درباره ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران را افزایش می‌دهند، با آژانس همکاری کرده و بلافاصله تهران باید به توافق پادمان‌های خود بطور کامل و بدون هیچ گونه شرطی پایبند باشد که این شامل بکارگیری کد اصلاح شده 3.1 ترتیبات اجرایی می‌شود؛ این شورا از ایران خواست تا موکدا مطابق با مفاد پروتکل الحاقی اقدام کرده و سریعا آن را بپذیرد؛ شورای امنیت تاکید کرد که مطابق ماده 24 و 39 توافق پادمانهای ایران، توافق پادمان‌های ایران و ترتیبات اجرایی آن شامل کد اصلاح شده 3.1 بطور یک جانبه توسط ایران قابل اصلاح یا تغییر نیستند. شورا افزود که مکانیزمی در توافق برای تعلیق هر یک از مفاد ترتیبات اجرایی وجود ندارد.

- شورای امنیت مجدد تاکید کرد که ایران مطابق با الزامات خود تحت قطعنامه‌ها مبنی بر تعلیق تمام فعالیتهای مرتبط غنی‌سازی، رآکتور آب سنگین و بازفرآوری، نباید کار ساخت و ساز در هر یک از تاسیسات جدید غنی‌سازی اورانیوم، بازفرآوری یا مرتبط با آب سنگین را آغاز کند و باید هر گونه ساخت و ساز در حال جریان چنین تاسیساتی را متوقف کند.

- شورای امنیت از مدیرکل خواست تا تمام گزارشهای مدیرکل درباره بکارگیری پادمانها در ایران را به شورای امنیت انتقال دهد.

- شورای امنیت از مدیرکل خواست تا در مدت 90 روز گزارشی را درباره اینکه آیا ایران تعلیق تمام فعالیتهای ذکر شده در قطعنامه1737 (2006) را اجرایی کرده و به تعلیق آنها ادامه داده است یا نه، آماده کند. شورای همچنین از مدیرکل خواست تا گزارشی را درباره روند پایبندی ایران به تمام گامهای مورد نیاز شورای حکام و به سایر مفاد قطعنامه‌های 1737 (2006)،1747 (2007)، 1803 (2008) و 1929 (2010) تهیه کند.

A) فعالیتهای مرتبط غنی‌سازی فعلی

A.1 - نطنز؛ تاسیسات غنی‌سازی و تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی

3. تاسیسات غنی‌سازی سوخت؛ 2 سالن آبشاری در تاسیسات غنی‌سازی سوخت وجود دارند: سالن آبشاری A و سالن آبشاری B. با توجه به اطلاعات طراحی ارائه شده توسط ایران، 8 واحد (واحدهای A21 تا A28) برای تولید سالن A، با 18 آبشار در هر واحد برنامه‌ریزی می‌شوند. اطلاعات طراحی مفصلی درباره سالت تولید B ارائه نشده است.

4) ایران در 28 اوت 2010 گاز هگزا فلوراید اورانیوم طبیعی (یواف6) را به 17 آبشار واحد A24، 6 آبشار واحد A26 در تاسیسات غنی‌سازی سوخت تزریق می‌کرد. تمام 18 آبشار واحد A28 و آبشار باقیمانده واحد A24 و باقی 12 آبشار واحد A26 ( شش آبشاری که تحت خلأ بودند) همچنین نصب شدند، اما هگزا فلوراید اورانیوم در آنها تزریق نمی‌شد. تا‌ آن تاریخ، تمام سانتریفیوژهای نصب شده شامل ماشین‌های IR-1، که از آن 164 عدد در هر آبشار وجود دارد، هستند. کار نصب در واحدهای A21، A22، A23، A25 و A27 ادامه داشت اما هیچ سانتریفیوژی نصب نشده بود. تا 28 آگوست 2010، هیچ کار نصبی در سالن تولید B نشده بود.

5) آژانس در 22 نوامبر 2009 یک راستی‌آزمایی فهرست اقلام فیزیکی در تاسیسات غنی‌سازی سوخت انجام داد. آژانس با مدنظر قرار دادن اطلاعات جدید ارائه شده توسط ایران، به ارزیابی خود از تعادل مواد برای دوره 18 نوامبر 2008 تا 22 نوامبر 2009 ادامه می‌دهد. ایران در نامه‌هایی به تاریخ 9 اوت 2010 و 17 اوت 2010 به آژانس اطلاع داد که مقدار مواد هسته‌ای در تاسیسات را کم تخمین زده بود و یک برآورد بازبینی شده را ارائه کرد. ایران همچنین درباره اینکه چگونه قصد داشت سیستم حسابداری مواد هسته‌ای تاسیسات را بهبود بخشد، به آژانس اطلاع داد. آژانس تا زمانی که ارزیابی آن کامل شود، نمی‌توان تعادل مواد هسته‌ای را تایید کند.

6) ایران تخمین زده که بین 23 نوامبر 2009 و 6 اوت 2010، 995 کیلوگرم دیگر یواف 6 با درصد غنای پایین تولید کرده است، که بنابراین مجموع تولید یواف 6 با درصد غنای پایین از فوریه 2007 تا کنون به دو هزار و 803 کیلوگرم می‌رسد. مواد هسته‌ای در تاسیسات غنی‌سازی سوخت (شامل تزریق، محصول و دور‌ریز) به علاوه همه آبشارهای نصب شده و ایستگاههای تزریق و تخلیه تحت نظارت و کنترل آژانس باقی هستند. آژانس در نامه‌ای به تاریخ 19 جولای 2010، شماری از اتفاقات شامل شکستن مهر و موم توسط اپراتور در تاسیسات غنی‌سازی سوخت را به ایران یادآوری کرد. ایران در نامه‌ای در 9 اوت 2010 اطلاعات بیشتری را درباره این اتفاقات ارائه کرده و اعلام کرد که شکستن مهر و موم‌ها اتفاقی بوده و "تمام توصیه‌ها و آموزش‌های لازم به اپراتور به منظور مراقبت و کنترل بیشتر در این زمینه ارائه شده است. " نتایج پادمان‌های شکستن مهر و موم‌ها توسط آژانس و بر اساس تکمیل راستی‌آزمایی فهرست اقلام فیزیکی بعدی که در حال حاضر برای اکتبر 2010 برنامه‌ریزی شده است، ارزیابی خواهد شد.

7) آژانس از فوریه 2007 شمار زیادی نمونه‌های محیطی در تاسیسات غنی‌سازی سوخت گرفته که نتایج آنها نشان از سطح غنی‌سازی اورانیوم کمتر از 5 درصد اورانیوم 235 دارد. در یک نتیجه جدید، تعداد کمی از موادی از نمونه‌های گرفته شده در ناحیه آبشاری با سطح غنی‌سازی بین 5 درصد و 7.1 درصد اورانیوم 235 تشخیص داده شدند که این میزان بیشتر از سطح اعلام شده در پرسشنامه اطلاعات طراحی بود. آژانس در نامه‌ای در 13 اوت 2010 به ایران درباره این موضوع اطلاع داد و توضیحاتی را در این زمینه خواستار شد. ایران در نامه‌هایی به تاریخ 17 اوت 2010 و اول سپتامبر 2010 توضیحات احتمالی را به همراه نکات تایید کننده، برای حضور این مواد ارائه کرد. توضیحات ایران با یافته‌های آژانس مغایر نیست.

8) تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت؛ تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت یک مرکز تحقیق و توسعه و یک مرکز آزمایشی تولید اورانیوم با درصد غنای پایین است که برای اولین بار در اکتبر 2003 عملیاتی شد. این تاسیسات یک سالن دارد که می‌تواند 6 آبشار را در خود جای دهد. آبشارهای 1 و 6 که هر کدام می‌توانند 164 ماشین داشته باشند، به منظور تولید اورانیوم با درصد غنای پایین که تا 20 درصد اورانیوم 235 غنی‌سازی می‌شوند، طراحی می‌شوند. بخش دیگر سالن آبشار به عنوان ناحیه تحقیق و توسعه طراحی می‌شوند.

9) در ناحیه تحقیق و توسعه تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت، بین 22 مه 2010 و 20 اوت 2010، مجموع 84 کیلوگرم یواف6 طبیعی به یک آبشار IR-4 با 20 دستگاه، آبشار IR-2m با 20 دستگاه و سانتریفیوژهای تکی IR-1، IR-2m و IR-4 تزریق شد. در این ناحیه هیچ اورانیوم با درصد غنای پایین تخلیه نمی‌شود زیرا محصول و دورریز این فعالیت تحقیق و توسعه در پایان فرآیند باز ترکیب می‌شوند.

10) ایران در 9 فوریه 2010 تزریق یواف6 با درصد غنای پایین را به آبشار یک با هدف اعلام شده مبنی بر تولید یواف6 غنی‌شده تا 20 درصد اورانیوم 235 به عنوان سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، آغاز کرد. ایران متعاقبا به آژانس اطلاع داد که قصد دارد یک آبشار دوم IR-1 با 164 دستگاه (6 آبشاری) را در تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت نصب کرده و آن را به آبشار یک و با هدف کاهش دورریز غنی‌سازی از 2 درصد به 0.7 درصد اورانیوم 235 متصل کند. افزایش سطح غنی‌سازی و همچنین ارتباط دو آبشار مستلزم رویکرد جدید پادمانها بود که از 15 مه 2010 اجرا شده است.

11) ایران طی نامه‌ای که در تاریخ 30 ژوئن 2010 نوشته شده بود، به آژانس اطلاع داد که قصد دارد تزریق اورانیوم با درصد غنای پایین به آبشارهای 1 و 6 متصل شده را آغاز کند و بر همین اساس نیز از آژانس درخواست کرد تا ترتیباتی را مجددا اتخاذ کند که به تهران اجازه دهد تا این دو آبشار را طبق برنامه راه‌اندازی کند. آژانس نیز در 3 ژوئیه 2010 به این درخواست جامه عمل پوشاند. ایران در 17 ژوئیه 2010 به آژانس اطلاع داد که تزریق دورریزها به آبشار 6 از آبشار 1 را در 13 ژوئیه 2010 آغاز کرده است.

12) ایران تخمین زده که در 9 فوریه تا 20 اوت 2010، حدود 310 کیلو هگزا فلورید اورانیوم غنی‌شده در تأسیسات غنی‌سازی سوخت به آبشار1 تزریق شد و 22 کیلوگرم هگزا فلورید اورانیوم غنی‌شده تا "اورانیوم-235 " 20 درصد نیز تولید شد. هگزا فلورید اورانیوم تولید شده به طور مرتب توسط ایران از آبشار1 تخلیه و به درون سیلندری با گنجایش حدود 25 کیلوگرم هگزا فلورید اورانیوم بارگذاری می‌شود. این مواد تحت نظارت و بازرسی آژانس است. ایران اعلام کرده است که وقتی ظرفیت این سیلندر تکمیل می‌شود، پس از آنکه آژانس اتمی از این مواد برای انجام تحلیل تخریبی نمونه‌برداری کرد، هگزا فلوراید اورانیوم موجود در آن را همگن خواهد کرد.

13) از 7 آوریل 2010 به بعد، نتایج نمونه‌های گرفته‌شده از تأسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت نشان می‌دهد که در این تأسیسات، مراحل غنی‌سازی از حداکثر سطح غنی‌سازی مطرح شده در پرسشنامه اطلاعات طراحی (که کمتر از 20 درصد غنی‌سازی اورانیوم-235 است) فراتر نرفته است.

A.2- تأسیسات فردو

14) ایران در سپتامبر 2009، به آژانس اطلاع داد که در حال ساخت تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو است که در نزدیکی قم واقع شده است. آژانس تأیید کرد که تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو با هدف در بر گرفتن 16 آبشار با مجموع حدود 3 هزار سانتریفیوژ ساخته شده است.

15) آژانس اتمی چندین‌ بار از ایران خواسته است تا اطلاعات بیشتری را در رابطه با زمانبندی مراحل طراحی و ساخت تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو به همراه هدف اولیه این سایت ارائه دهد. تهران نیز در پاسخ به این درخواست اعلام کرده است که "مکان این سایت از ابتدا به عنوان منطقه کلی پناهگاه‌های احتمالی پدافند غیرعامل با موارد کاربرد گوناگون در نظرگرفته شده است. سپس این مکان در نیمه دوم 2007، برای ساخت این تأسیسات غنی‌سازی در نظر گرفته شده است. آژانس نیز بر ضرورت دسترسی به شرکتهای حاضر در طراحی و ساخت‌وساز تأسیسات غنی‌سازی فردو تأکید کرده است. آژانس به ایران اطلاع داده که اطلاعات بسیار زیادی از تعدادی از منابع دریافت کرده که نشان می‌دهد کار طراحی این تأسیسات در 2006 آغاز شده بود. ایران در 4 ژوئن 2010، در نامه‌ای به مدیرکل اعلام کرد که "هیچ مبنای قانونی " که طبق آن آژانس بتواند اطلاعات مربوط به زمانبندی و هدف ایجاد تأسیسات غنی‌سازی فردو را درخواست کند، وجود ندارد و آژانس نیز "ملزم به مطرح کردن هیچ سؤالی فراتر از توافق پادمان‌ها نیست". آژانس اتمی معتقد است که سؤالاتی که مطرح کرده است در چارچوب توافق پادمانها است و اطلاعات درخواست شده نیز برای تأیید زمانبندی و هدف اصلی تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو توسط آژانس اتمی به منظور ایجاد اطمینان از این امر که اظهارات ایران کامل و صحیح است، ضروری است.

16) ایران در پاسخ به درخواست آژانس مبنی بر ارائه پرسشنامه کامل اطلاعات طراحی تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو، ضمن تسلیم نامه‌ای به مدیرکل آژانس در 4 ژوئن 2010، اعلام کرد که "به تعهدات خود در ارتباط با پرسشنامه اطلاعات طراحی تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو تحت توافقنامه پادمانی خود عمل کرده است ". آژانس اتمی چندین بار به ایران اطلاع داده که معتقد است بر اساس وضعیت کنونی ساخت‌وساز این تأسیسات، اطلاعات بیشتری باید در اختیار قرار گیرد و این اطلاعات باید در پرسشنامه اطلاعات طراحی گنجانده شود.

17) آژانس از اکتبر 2009 به طور متوسط هر ماه یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی در تأسیسات غنی‌سازی فردو به انجام رسانده است. آژانس تأیید کرده که ساخت‌وساز این تأسیسات در حال جریان است. از 28 اوت 2010 به بعد هیچ سانتریفیوژی وارد این تأسیسات نشده است. در نتایج نمونه‌های محیطی گرفته شده در تأسیسات غنی‌سازی سوختی فردو تا 16 فوریه 2010 به هیچ عنوان نشانه‌ای از وجود اورانیوم غنی‌شده نبود.

A.3 -دیگر فعالیت‌های مرتبط غنی‌سازی

18) با توجه به اظهارات ایران در 7 فوریه 2010 مبنی بر اینکه فناوری غنی‌سازی اورانیوم لیزری در اختیار دارد و همچنین اظهارات این کشور در 9 آوریل 2010 در ارتباط با توسعه نسل سوم سانتریفیوژها، آژانس طی نامه‌ای به ایران در 18 اوت 2010 بر درخواست پیشین خود مجددا تأکید کرد مبنی بر اینکه ایران امکان دسترسی به مکان‌های بیشتر مرتبط با تولید سانتریفیوژها، تحقیق و توسعه در خصوص غنی‌سازی اورانیوم (شامل غنی‌سازی لیزری) و فعالیت‌های مرتبط با اکتشاف و آسیاب اورانیوم را فراهم آورد. ایران در پاسخ به این درخواست در21 اوت 2010، هیچ یک از اطلاعات درخواستی را در اختیار آژانس قرار نداد و در عوض تأکید کرد که به "همکاری خود با آژانس تحت توافقنامه پادمان‌ها ادامه می‌دهد ".

- فعالیت‌های بازفرآوری

19) آژانس اتمی به نظارت بر استفاده از سلول‌های داغ در راکتور تحقیقاتی تهران و تأسیسات تولید رادیوایزوتوپ مولیدنیوم، ید و زنون (MIX) ادامه داده است. آژانس یک بازرسی و یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی را در راکتور تحقیقاتی تهران در تاریخ اول اوت 2010 و همچنین یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی در تأسیسات تولید رادیو ایزوتوپ مولیدنیوم، ید و زنون نیز در 31 ژوئیه 2010 انجام داده است. هیچ نشانه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با بازفرآوری در این تأسیسات وجود نداشت. در حالی که تهران اعلام کرده هیچ گونه فعالیت‌ مرتبط با بازفرآوری در این کشور ندارد، آژانس این امر را فقط در ارتباط با این دو تأسیسات می‌تواند تأیید کند، همانگونه که پروتکل الحاقی ایران اجرا نشده است.

B) پروژه‌های مرتبط با راکتور آب سنگین

20) همان گونه که در گزارش‌های پیشین اشاره شد، آژانس، آنچنان که شورای امنیت ملزم دانسته بود، درخواست کرده که ایران ترتیبات لازم را اتخاذ کند تا دسترسی هر چه سریعتر آژانس به موارد زیر را مهیا کند: مرکز تولید آب سنگین؛ آب سنگین ذخیره شده در تأسیسات تبدیل اورانیوم به منظور نمونه‌برداری؛ و هر مکان دیگری در ایران که پروژه‌های مرتبط آب سنگین در حال انجام هستند. ایران در پاسخ خود در 10 فوریه 2010 اعلام کرد که درخواست‌های آژانس "از آنجایی که فراتر از توافق پادمان‌های ما است، هیچ مبنای قانونی ندارد " و همچنین این درخواست‌ها فراتر از قطعنامه‌های مرتبط شورای امنیت است که "تنها خواستار راستی‌آزمایی تعلیق است ". ایران همچنین اعلام کرد که فعالیت در پروژه‌های مرتبط با آب سنگین را به حالت تعلیق در نیاورده است. ایران تا آن تاریخ دسترسی درخواست‌شده را مهیا نکرده است.

21) در 2 اوت 2010، آژانس یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی در راکتور IR-40 اراک انجام داد. آژانس تأیید کرد که ساخت‌وساز این تأسیسات در حال انجام است و ساخت‌وساز ساختمان‌های غیرنظامی تقریبا کامل و برخی تجهیزات مهم در این تأسیسات نصب شده است. تجهیزات نصب شده شامل جرثقیل اصلی در ساختمان راکتور و فشارسنجی برای سیستم خنک‌کننده راکتور می‌شود. بنا به اعلام ایران، راه‌اندازی راکتور IR-40 هم‌اکنون برای شروع در 2013 طراحی شده است. در ساختمان پرتوشیمی، سازه بتونی برای سلول‌های داغ آماده بود، اما هیچ پنجره سلول داغ یا بازوی مکانیکی حاضر نبود.

22) بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، به نظر می‌رسد تأسیسات تولید آب سنگین (HWPP) مجددا در حال فعالیت است. با این وجود، بدون دسترسی به تأسیسات تولید آب سنگین، آژانس قادر به تأیید اظهارات ایران مبنی بر به تعلیق در نیاوردن فعالیت روی پروژه‌های مرتبط با آب سنگین نخواهد بود و در نتیجه نمی‌تواند گزارش کاملی را در این زمینه ارائه دهد.

D) تبدیل اورانیوم و تولید سوخت

23) آژانس ارزیابی خود از نتایج راستی‌آزمایی فهرست اقلام فیزیکی در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان در 30 مارس 2010 را نهایی کرد و این نتیجه حاصل شد که فهرست اقلام مواد هسته‌ای در تاسیسات اصفهان از سوی ایران و در راستای آن نتایج اظهار شده است، در چارچوب ابهامات اندازه گیری که معمولا به همراه تاسیسات تبدیل با خصوصیات مشابه وجود دارد.

24) آژانس در 4 اوت 2010 یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان انجام داد. در آن زمان، این تاسیسات هنوز در مرحله تعمیر و نگهداری قرار داشت. ایران در نامه‌ای در 4 جولای 2010 آژانس را مطلع ساخت که تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان عملیات کامل خود را در 23 سپتامبر 2010 از سر خواهد گرفت. به دلیل آنکه هیچ هگزا فلوراید اورانیومی (یواف‌6) از 10 اوت 2009 در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان تولید نشده است، مقدار کلی اورانیوم به شکل هگزا فلوراید اورانیوم در این تاسیسات از مارس 2004، 371 تن باقی مانده است (مقداری از آن به تاسیسات غنی سازی سوختی و تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت منتقل گردیده) که تحت نظارت و مهار آژانس است.
25) در طی راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی در 4 اوت 2010، ایران آژانس را از نصب تجهیزات در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان برای تبدیل هگزافلوراید اورانیوم غنی شده تا اورانیوم-235 بیست درصد به اکسید اورانیوم (U3O8) مطلع ساخت که برای تولید سوخت برای راکتور تحقیقاتی تهران مورد نیاز است و در نوامبر 2010 شروع به کار می‌کند. ایران در نامه‌ای در 17 اوت 2010، آژانس را مطلع ساخت که آزمایشاتی در خصوص تبدیل هگزافلوراید اروانیوم به اکسید اورانیوم (U3O8) با استفاده از هگزافلوراید مصرف شده در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان در سپتامبر 2011 آغاز خواهد کرد.

26) ایران در نامه‌ای در 28 ژوئن 2010، یک پرسشنامه‌ اطلاعات طراحی برای مرکز تولید سوخت به آژانس ارائه داد که در آن اعلام کرده بود تولید سوخت برای راکتور تحقیقاتی تهران در بخشی از یک ساختمان در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان انجام خواهد شد. ایران در نامه‌ای در 17 اوت 2010 به آژانس اعلام کرد که در نظر دارد تجهیزات برای تولید سوخت راکتور تحقیقاتی تهران را در نوامبر 2010 نصب کند. آژانس در سوم اوت 2010 یک راستی‌آزمایی فهرست اقلام فیزیکی و یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی در مرکز تولید سوخت انجام داد و تایید کرد که هیچ مجموعه، میله، صفحه‌های سوختی جدید برای راکتور IR-40 تولید نشده است.

E. دیگر فعالیت‌ها

27) ایران در 9 اوت 2010 در نامه ‌ای به آژانس اطلاع داد که انتقال سوخت جدید به ساختمان اصلی راکتور در نیروگاه برق هسته ‌ای بوشهر را آغاز می‌کند. همانگونه که در گزارش قبلی مدیر کل آمده، ایران به آژانس در باره ساخت یک آزمایش فنی از مجوعه سوختی پیش از بارگذاری آنها در قلب راکتور اطلاع رسانی کرده است. آژانس در 21 اوت آغازانتقال سوخت جدید به ساختمان راکتور و فعالیت‌های راستی آزمایی مجدد خود را تائید کرد.

28) آزمایشگاه تحقیقاتی چند منظوره جابربن حیان واقع در مرکز تحقیقات هسته ‌ای تهران از نوع آزمایشگاه تحقیقاتی شیمی غیرهسته ‌ای است. آژانس در 31 جولای 2010 یک راستی‌آزمایی اطلاعات طراحی و یک راستی‌آزمایی فهرست اقلام فیزیکی در لابراتوار جابر بن حیان انجام داد، که در طی آن ایران مجددا آنچه را در راستی‌آزمایی طراحی اطلاعات 14 آوریل 2010 اعلام کرده بود، تکرار کرد به ویژه فعالیت‌های لابراتوار جابربن حیان که مرتبط با "یک پروژه تحقیقاتی با هدف صرفا مطالعه رفتار الکتروشیمیایی یون یورانیل در محلول یونیک" بود، که در آن از یک محلول نیترات یورانیل استفاده می‌شود. تهران همچنین اعلام کرده که این فعالیت‌های آزمایشگاهی هنوز آغاز نشده است. آژانس به نظارت بر فعالیت‌های تحقیق و توسعه ایران در این تاسیسات ادامه می‌دهد.

29) آژانس با استناد به تصاویر ماهواره‌ای، اینگونه بر آورد کرده که فعالیت‌های مربوط به کشف و تغلیظ اورانیوم در منطقه مجتمع تولید اورانیوم بندرعباس و فعالیت‌های ساخت و ساز در مجتمع تولید کیک زرد اردکان و در معدن اورانیوم ساغند ادامه دارد.

F. طراحی اطلاعات

همانطور که در گزارش‌های قبلی مدیر کل شرح داده شده، متن اصلاح شده بخش عمومی ترتیبات تکمیلی تحت عنوان به کد 3.1 برای توافق پادمانی ایران که در سال 2003 به موافقت ایران رسیده‌، هنوز پابرجاست، با این همه ایران در سال 2007 تصمیم به تعلیق اجرای آن گرفت. با وجود آنکه آژانس در موارد زیادی، به ایران یادآوری کرده که ملزم به ارائه اطلاعات طراحی بر اساس کد تعدیل شده 3.1 است، ایران اجرای کد تعدیل شده 3.1 را از سر نگرفته است که مطابق با تعهد آن بر اساس ترتیبات تکمیلی نیست. ایران تنها کشور با فعالیت‌های هسته‌ای چشمگیر است که دارای یک توافقنامه پادمانی جامع پابرجاست که مفاد کد تعدیل شده 3.1 را اجرا نمی‌کند.

31) در مورد تاسیسات دارخوین و غنی سازی سوخت فردو،‌ ایران در موعد مقرر تصمیم ساخت یا اجازه ساخت این تاسیسات را همانگونه که در کد اصلاح شده 3.1 آمده اطلاع رسانی نکرده و فقط به ارائه اطلاعات طراحی محدود آن تاسیسات اکتفا کرده است. ایران همچنین اطلاعات طراحی به روز شده راکتور IR-40 را فراهم نکرده است.

32) در 18 ژوئن 2010 آژانس در نامه ای از تهران درخواست کرد تا اظهارات علی اکبر صالحی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به یک خبرگزاری ایرانی را تائید کند که گفته بود ایران در حال طراحی راکتوری شبیه راکتور تحقیقاتی تهران برای تولید رادیوایزوتوپ‌هاست. در همان نامه آژانس همچنین اعلام کرد در صورتی که ایران تصمیم به ساخت تاسیسات هسته‌ ای جدید بگیرد، باید این کشور اطلاعات بیشتری در خصوص طراحی و برنامه ساخت آنها ارائه کند. ایران در پاسخ آن نامه در 23 ژوئن 2010، مجددا تاکید کرد که به همکاری خود با آژانس بر اساس موافقتنامه پادمانی ادامه می‌دهد.

33) در 16 اوت 2010 علی اکبر صالحی اعلام کرد که "مطالعه بر روی مکان 10 مرکز غنی سازی اورانیوم " پایان یافته است و اینکه "ساخت و ساز یکی از این تاسیسات تا پایان سال جاری ایرانی یعنی مارس 2011 یا ابتدای سال آینده آغاز خواهد شد ". در نامه ‌ای به تاریخ 19 اوت 2010 آژانس از ایران خواسته شد تا اطلاعات مربوط به طراحی اولیه آن تاسیسات را ارائه کند. ایران در پاسخ خود به تاریخ 21 اوت 2010 اطلاعات درخواست شده را ارائه نداد و تنها اعلام کرد که اطلاعات لازم را در "زمان مقرر" در اختیار آژانس قرار خواهد داد. این تماس‌های اخیر بین ایران و آژانس به دنبال موارد مشابه مرتبط با بیانات عمومی مقامات ایران در رابطه با ساخت و ساز احتمالی تاسیسات هسته‌ ای جدید است. ایران همچنین اعلام کرد اظهارات در خصوص اطلاعات طراحی که در پاراگراف‌های 30 تا 33 گزارش‌ قبلی مدیر کل (GOV/2010/28) آمده است، "هیچگونه اساس قانونی" ندارد.

34) اصلاح تاسیسات غنی‌سازی آزمایشی سوخت برای تولید اورانیوم غنی شده تا 20 درصد به صورت اورانیوم 235 مرتبط با اهداف پادمانی، از جانب ایران در زمان لازم به اطلاع آژانس نرسیده تا آژانس روش‌های پادمانی آن را تطبیق دهد، همانطور که ماده 45 توافق پادمانی ایران خواسته شده است.

G. تعیین بازرسان

35) ایران در نامه ‌ای در 3 ژوئن 2010 به مدیر کل آژانس اعلام کرد، از این پس در صورتی که اطلاعات محرمانه‌ ای که بر اساس اجرای توافق پادمانی آن در اختیار آژانس قرار گرفته است به هر دلیلی افشا و یا رسانه‌ ای شود؛ در اولین واکنش انتصاب بازرس یا بازرسان مرتبط بی اثر تلقی خواهد شد. ایران در نامه‌ ای در 10 ژوئن 2010 به مدیر کل، با اشاره به "اظهارات اشتباه و نادرست در پاراگراف 28 " گزارش قبلی مدیر کل (GOV/2010/28)، به اطلاع آژانس رساند که به انتصاب دو بازرسی که اخیر بازرسی‌هایی را در ایران انجام داده‌اند، اعتراض دارد.

36) در حالی که بر اساس توافق پادمانی، تهران اجازه اعتراض به انتصاب بازرسان آژانس را دارد، آژانس این مورد را بر این اساس رد کرد که ایران به دنبال توجیه اعتراض خود در این مورد بوده است. آژانس اعتماد کامل به حرفه‌ ای گرایی و بی طرفی بازرسان مورد نظر دارد همانگونه که در خصوص تمام بازرسان به همین گونه است، و تائید می‌کند که گزارش قبلی مدیر کل در خصوص اجرای پادمان‌ها در ایران (GOV/2010/28) کاملا دقیق و صحیح است.

37 ) آژانس در نشستی 20 جولای 2010، به نماینده ایران خبر داد که اعتراض ایران به انتصاب بازرسان در روند بازرسی مانع ایجاد کرده و از توانایی آژانس برای اجرای پادمان‌های موثر در ایران می‌کاهد. لذا آژانس از ایران خواست تا تصمیم خود در زمینه درخواست از آژانس برای ملغی کردن انتصاب 38 بازرس آژانس و تقاضاهای خود (مربوط به سال 2006) برای لغو کردن انتصاب 4 بازرس دیگر بازنگری کند. آژانس در عین حال که از ایران به دلیل پذیرفتن پنج بازرس دیگر (در نامه‌هایی از ایران در 14 آوریل 2010 و 16 اوت 2010) تشکر می‌کند.

H. ابعاد نظامی احتمالی

38) گزارش‌های پیشین مدیر کل آژانس مسائل باقی مانده مرتبط با ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ ای ایران و اقدامات لازم از سوی ایران برای حل آن مسائل را شرح داده است. در گزارش ماه فوریه مدیر کل (GOV/2010/10)، آژانس شماری از موضوعات فنی که برای پرداختن به آن به اتفاق ایران مورد نیاز است را شرح داد. با این همه از اوت 2008، ایران از بحث درباره مسایل باقی مانده با آژانس یا ارائه هر گونه اطلاعات اضافی یا دسترسی به مکان‌ها یا افراد مورد نیاز برای پرداختن به نگرانی‌های آژانس امتناع ورزیده و اعلام کرده که ادعاهای مربوط به ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ ای آن بی اساس هستند و اینکه اطلاعات اطلاعاتی که آژانس به آنها اشاره می‌کند بر اساس اسناد جعلی است.

39) بر اساس یک تحلیل کلی، آژانس نگرانی خود را درباره وجود احتمالی فعالیت‌های مرتبط هسته ای پنهانی مربوط به سازمان‌های نظامی مرتبط اعلام کرد. نشانه‌هایی وجود دارد که شماری از این فعالیت‌ها ممکن است بعد از 2004 ادامه یافته باشد.

40) ضروری است که تهران با آژانس در این مسایل تعامل کند و اینکه آژانس اجازه یابد از تمام سایت‌های مرتبط بازدید کند، به تمام تجهیزات و اسناد مرتبط دسترسی داشته باشد و اجازه داشته باشد تا با تمام افراد مرتبط مصاحبه کند، بدون هیچ گونه تاخیر بیشتری. گذشت زمان و از بین رفتن احتمالی دسترسی به برخی اطلاعات مرتبط فوریت این موضوع را افزایش می‌دهد. تعامل اساسی و پیش فعال ایران برای برای قادر ساختن آژانس به پیشرفت در زمینه راستی آزمایی صحت و کامل بودن اظهارات ایران ضروری است.

I. خلاصه

41) تا زمانی که آژانس به تائید عدم انحراف در موضوع هسته‌ ای اعلامی ایران ادامه می‌دهد، ایران به آژانس برای تائید اینکه تمام مواد هسته‌ ای در ایران در فعالیتهای صلح‌آمیز هستند اجازه نداده است.

42) ایران به طور اخص موارد عنوان شده در قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت شامل اجرای پروتکل الحاقی که برای اعتمادسازی در زمینه برنامه هسته‌ای صرفاً صلح‌آمیز ایران و حل مسائل باقی مانده ضروری هستند را اجرا نمی کند. ایران نیاز دارد تا به شیوه ای خاص در زمینه توضیح مسائل باقی مانده که نگرانی‌ها درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ‌ای را افزایش می‌دهند، همکاری کند که این هنمکاری شامل تامین دسترسی به تمام سایت ها، تجهیزات، اشخاص و مدارک مورد درخواست آژانس است. ایران همچنین نیاز به اجرای کد اصلاح شده 3.1 در زمینه تهیه سریع طراحی اطلاعات دارد.

43) ایران علاوه بر این بر خلاف قطعنامه‌های مرتبط شورای حکام و شورای امنیت، فعالیتهای مرتبط غنی‌سازی را تعلیق نکرده است. ایران به فعالیت تاسیسات غنی‌سازی سوخت و تاسیسات غنی‌سازی سوخت آزمایشی در نطنز ادامه داده و غنی‌سازی اورانیوم تا 20 درصد اورانیوم 235 را در تاسیسات غنی‌سازی سوخت آزمایشی و اکنون در دو آبشار به هم مرتبط را آغاز کرده است. ایران به ساخت تاسیسات غنی‌سازی سوخت فردو ادامه داده است. به منظور راستی‌آزمایی زمانبندی و ماهیت واقعی تاسیسات غنی‌سازی سوخت آزمایشی، ایران هنوز نیازمند تامین دسترسی آژانس به مدارک طراحی مرتبط و شرکتهای دخیل در طراحی و ساخت تاسیسات است. ایران همچنین نیاز به ارائه یک پرسشنامه اطلاعات طراحی کامل برای این تاسیسات دارد. ایران همچنین اعلام کرده که مکان‌هایی را برای تاسیسات غنی‌سازی جدید انتخاب کرده و اینکه ساخت یکی از این تاسیسات حدود مارس 2011 آغاز خواهد شد، اما این کشور اطلاعات طراحی مورد نیاز و دسترسی مطابق توافق پادمان‌های ایران و ترتیبات اجرایی را در اختیار آژانس قرار نداده است.

44) همین طور ایران بر خلاف قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت به ساخت رآکتور IR-40 و فعالیتهای مرتبط آب سنگین ادامه داده است. به آژانس اجازه نمونه ‌برداری از آب سنگین که در تاسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان ذخیره شده، داده نشد. همچنین برای آژانس امکان دسترسی به تاسیسات تولید آب سنگین فراهم نشد. مادامی که آژانس می‌تواند گزارش دهد که ایران بیانیه‌های را مبنی بر اینکه آن فعالیت ها را تعلیق نکرده، آژانس بدون دسترسی کامل به آب سنگین در تاسیسات تبدیل اورانیوم، تاسیسات تولید آب سنگین و سایر تاسیسات که ایران اعلام کرده قصد دارد آنها را بسازد، قادر به راستی‌آزمایی چنین بیانیه‌هایی و نتیجتا گزارش کامل درباره این موضوع نیست.

45) آژانس دلایل اعتراض تهران به دو بازرسی که اخیرا از ایران بازرسی کرده اند را رد کرده و درعین حال این نهاد نگرانی خود را هم از اعتراضهای مداوم ایران به تعیین بازرسان اعلام و آن را در کاهش توانایی آژانس برای اجرای پادمان‌ها در ایران مؤثر می داند.

46) مدیرکل آژانس از ایران می‌خواهد تا در مسیر اجرای کامل توافق پادمان‌ها و سایر الزامات خود از جمله اجرای پروتکل الحاقی گام هایی را بردارد.

47) مدیرکل آژانس به گزارش‌های خود ادامه خواهد داد.



نظر شما درباره این نوشته:







طهماسبی رسما به تیم ملی كشتی آذربایجان پیوست
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

طهماسبی رسما به تیم ملی كشتی آذربایجان پیوست

Mon / 06 09 2010 / 18:38




نظر شما درباره این نوشته:







نگرانی حسنی مبارک از نفوذ ایران در منطقه
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نگرانی حسنی مبارک از نفوذ ایران در منطقه

Mon / 06 09 2010 / 18:35




نظر شما درباره این نوشته:







پلیس علت سکوت در برابر آشوبگران را توضیح دهد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

پلیس علت سکوت در برابر آشوبگران را توضیح دهد

Mon / 06 09 2010 / 18:26




نظر شما درباره این نوشته:







افزایش موج حملات علیه مصدق و نهضت ملی ایران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

افزایش موج حملات علیه مصدق و نهضت ملی ایران

محسن قایم مقام

Mon / 06 09 2010 / 18:22
دوباره در پی حذف روز ۲۹ اسفند روز ملی شدن نفت برآمده اند!
موج حملات علیه دکتر مصدق و نهضت ملی ایران افزایش یافته است!

نغمه برداشتن روز ملی شدن صنایع نفت در سراسر کشور از تقویم روزهای ملی بار دیگر ساز شده است. حکومت خودکامه بهر ترفندی برای از میان بردن نام مصدق چنګ میزند. نام مصدق یعنی تداعی آزادی ، دمکراسی و سکولاریسم برای ایران. حاکمین مستبد هرآنچه یادآور این مضامین باشد برایشان زهرآګین است.

مردم ایران بعد ازهزار رنج و مشقت با ملی شدن صنایع نفت در سراسر کشور تار و پود سالیان دراز تسلط انګلیس بر سیاست و نفت مملکت را درهم پیچیدند. انګلیس افزون بر قرنی صاحب اختیار سیاست در این سرزمین بود. از شکست خیزش های آزادیخواهی غروب نهضت مشروطه ګرفته تا برآوردن حکومت رضا شاه و دیکتاتوری سیاه بیست ساله و پشتیبانی از پنجاه سال دیکتاتوری پس از آن همه در ید اقتدار دولت علیه بریتانیای کبیر بود، که خوشبختانه در آنزمان «شیر پیر» بریتانیا در افول قدرت بسر میبرد. نهضت ملی ایران برهبری دکتر مصدق اګرچه به پیروزی کامل نائل نیامد ولی آنقدر قدرت ګرفت که هیچ نیرویی نتواند سد حرکت نهضت آزادیخواهی که با حرکت استقلال طلبی ایران عجین شده بود ګردد. بی دلیل نبود که علیه نهضت ملی ایران و دکتر مصدق رهبری آن دولت های بزرګ ذینفع کودتا براه انداختند. آنها نمیخواستند یک حرکت ضد استعماری و در جهت برقراری حاکمیت ملی در شرق استعمار زده به پیروزی برسد.

آمده اند ۲۹ اسفند را از تقویم روزهای ملی حذف نمایند و بجایش عید فطر را سه روز گردانند. در زمانی که روزه خواری علنی یکنوع مبارزه منفی مردم را ساخته است، بیهوده تصور میکنند با تشدید و افزودن بر تجلیل از روزهای مذهبی می‌توانند برای رفتار و اعمال جنایتکارانه خویش پوششی بسازند.

سالهاست که از محمد رضا شاه ګرفته تا خمینی دنبال از میان بردن نام مصدق بوده اند. یکی او را "عوام فریب" میخواند و دیګری "نامسلمان"، چه هر دو ازګسترش فکر آزادی و دمکراسی در مملکت در هراس بوده اند. و امروزه نیز بار دیگر دشمنان آزادی واقعی درایران، در داخل و خارج کشور، بشدید ترین حملات علیه دکتر مصدق پرداخته اند. یک بخش ایشان دست اندر کاران حکومتی هستند که سالهاست سایه شوم خود را بر این مملکت افکنده اند و ګروه دیګر کسانی میباشند که ولی نعمتشان با کمک نیروهای خارجی رهبر نهضت ملی ایران را بزنجیر کشید و ثروت ملی ایران را بتاراجګران داخلی و خارجی سپرد.

دسته اول حسابشان روشن است و شمشیر برای آزادی کشی را از رو بسته اند. و دستشان برای مردم آګاه و رفته رفته توده مردم رو شده است. خمینی بزعم خود مسآله "نامسلمان" بودن مصدق را برای از میان بردن نام نیک او علم کرد. و در پاسخ یکی ازاطرافیانش که یاد آور شده بود که مصدق حتی وظایف دینی خود از جهت مالی راهم مرئی داشته است، ګفته بود ، " امروز هیچکس نباید مطرح شود ". خمینی تجمع یکملیون نفری آزادیخواهان با حضورشخصیتهای برزګ ملی و روحانی در "بهار آزادی" را بر نمیتافت. هم او را نامسلمان خواند و هم جبهه ملی را بست وهوادارانش را مرتد و سزاوار اعدام اعلام کرد. در پایان خمینی یه جنایتکاران علیه بشریت پیوست و مصدق الهام بخش مبارزات آزادیخواهی ایران باقی ماند.

دسته دوم دنبال نعل وارونه زدن هستند. صحبت از آزادی میکنند و بجنګ حکومتی میروند که آزادی را از مردم سلب کرده و زندان و شکنجه و اعدام را راه مبارزه با آزادیخواهان ساخته است. ولی حاضر نیستند که بستن مشروطه در دوران پهلوی ها، زندانها، اعدامها، حتک حرمت ها بآزادیخواهان در زمان ایشانرا محکوم نمایند. انګار جنایت کم و زیادش تعیین کننده اصل موضوع است. حکومت " مذهبی " ها جنایت را ازاندازه بدر کرده است ولی آیا بنام مردم "مجلس شوری" تشکیل دادن، ساواک را بر روح و جسم مردم مسلط کردن، و حتګ حیثیت از آزادیخواهان نمودن و به جنایت در مقایسه با این دوران با کمیت کمتری و نه با کیفیت کمتری دست آزیدن جنایت نیست؟ و بیهوده بتصور آورد، چون تعدادش کمتراست جنایت نیست و محکوم کردن ندارد و باید منتظر قضاوت تاریخ باقی ماند؟ آقای داریوش همایون، مشروطه خواه دیراز راه رسیده، که تغییرات بسیاری ازجهت آزادیخواهی در گفته هایش مشاهده میشود و امرزه خود را در کنار مدافعان جنبش سبز قرارداده است، رضا شاه را بزرګترین شخص مشروطیت میشناسد، انګار با آزادی کشی و حکومت پلیسی میتوان برشد ملتی خدمت کرد؟ آیا رضا شاه اجازه داد تا روشنفکران این مملکت امنیت داشته باشند و مملکتی بار ور را پی ریزی نمایند؟ خدماتی در مملکت بکمک فرهیختګان کشورو حمایت او صورت ګرفت ولی مملکتی که انقلاب مشروطه را در پشت سردا شت، و آزادیخواهانش ازهرګوشه و کنار این مملکت بپا خواسته بودند و موج فکری آزادیخواهی هر روز دایره و ګسترش بزرګتری پیدا مینمود، آیا سزاوار ایجاد فضای امنی برای رشد فکری و شکوفایی مملکت نبود؟ تا آنچه او بکمک فرهیختگان کشور بوجود آورده بود معنی ذاتی خود را پیدا نماید؟ و یا در پایان کارمردمی بپاداش امنیت واقعی وشکوفائی مملکت بدفاعش برخیزند؟

آقای داریوش همایون در نوشته های اخیرش در حالیکه از جنبش سبز حمایت میکند، در اشاره ای غیرمستقیم به نهضت ملی ایران، نام مصدق را در کنار نام خمینی قرار داده و صحبت از "گذشته های بی شکوه شکست خورده" میکند، این توهین تاریخی مرا یاد داستانی از ګلستان سعدی میاندازد که شاهی بحلقه درویشان درآمد و سلطنت را رها کرد و بعد از چندی رفتارش موجب نګوهش درویشان شد که تو شاهی را رها کردی ولی هنوز ګند شاهی از تو بمشام میرسد! باید از ایشان پرسید آیا با خطاب "زن ق..." به فرهیختګان مملکت، بزعم رضا شاه برای جلو بردن امورکشور، شخص را فرد اول مشروطه میسازد؟ اینکه دفاع از روش کارهیتلر و استالین کردن است و لذا آقای همایون با تمام دفاع از حرکت آزادیخواهی ایران هنوز " سومکا" باقی مانده و افکار دیکتاتور پروری آنها را رها ننموده است. و بی جهت نیست که دست از حمله بمصدق بر نمیدارد! داریوش همایون در همان گفتگو باز ادامه میدهد که هواداران مصدق ".. به اندیشه جا انداختن رهبری مصدق در جنبش سبز افتاده اند.." در حالیکه مصدق امروز زنده نیست تا کسی فکر رهبری او را بمیان آورد. آقای همایون "الهام بخشی" یک مبارزه را با "رهبری" مبارزه ، دانسته جا بجا میکنند. علاقمندان به دمکراسی و آزادی و سکولاریسم مصدق را "الهام بخش" جنبش آزادیخواهی مردم ایران میشناسند نه "رهبر" مبارزه. الهام بخشی یعنی آنکه شما از گفته های او ، رفتار او و مبارزات او ووو یاد میگیرید و در مبارزه خود بکار می بندید.

"ګاندی" هنوز الهام بخش مبارزات بدون خشونت جهان است. سیمون بولیوار و خوزه مارتی الهام بخش مبارزات آزادیبخش امریکای لاتن شناخته شده اند. و مصدق الهام بخش مبارزات ضد استعماری شرق خوانده میشود. رهبری و الهام بخشی دو مقوله متفاوت اند. طرفداران حکومت نوع پهلوی ها همیشه " مشروطه" را با حضورشاه در آن دائمی می پندارند. در حالیکه جنبش های اجتماعی در حال رشد و تکامل اند. در صدر مشروطه مردم قدرت برکناری کامل شاه را نداشتند ولی درعمل هیچ قدرت حکومتی به شاه ندادند و در قانون اساسی تنها یک مقام تشریفاتی برایش تعیین کردند. و هفتاد سال بعد این قدرت را پیدا کردند که در انقلابی شاه و سلطنت را یکجا کنار بگذارند. ایشان توانستند "سایه خدا" و یک "موهبت الهی" را از زمین کم نمایند! این سیر منطقی و طبیعی "جنبش مشروطه خواهی" است. مشروطه خواهی " دیکتاتور" بهیچ نام و عنوانی را بر نمیتابد. وآنها که دیکتاتورها را بزرګترین شخصیت مشروطه خطاب میکنند، نه مشروطه را درک کرده اند و نه آزادی و دمکراسی را بدرستی شناخته اند. نام انتخابی افراد هم برای خود و یا سازمانهای خود الزامآ معرف ماهیت وجودی ایشان نیست.

باز از همین ردیف آقای رضا پهلوی را می بینیم که با تمام صحبت های آزادیخواهی و دفاع از دمکراسی و حقوق بشر، نوبت به پدر تاجدارشان که میرسد میګویند: تاریخ باید در باره ایشان قضاوت نماید. معلوم نیست تاریخی که در باره خمینی و دیګر سلاخان جمهوری اسلامی و سایر دیکتاتورهای همزمان ایشان در جهان قضاوت کرده است، چرا در مورد پهلوی ها انقدر تآخیر خدمت دارد؟ و اینکه ایشان میګویند، محمد رضا شاه دوران پیشرفت و مدرنیزه کردن مملکت را به برقرای آزادی در آن حق تقدم بخشید تا بانجام امر مدرنیزه کردن مملکت سرعت بخشد. آیا آقای رضا پهلوی، با تمام صحبت های بجای آزادیخواهی و دمکراسی که میکنند هنوز بر این باورند که اول پیشرفت در زیر سایه یک ًدیکتاتورخوب ً راه درست ترقی و تعالی مملکت است؟ خود ایشان قضاوتی در این امر ندارند؟ خوب سایر دیکتاتورها هم همین حرف ها را میزنند، پس اشکال کار شما با آنها در چیست؟ در مورد برخی بر خلاف نمونه ایران پیشرفتهای چشمګیری پیدا شد، نګاه کنید به نمونه آلمان و شوروی، آیا کسی هست که بخاطر این پیشرفتهای مملکتی که جهانی و ماندګارازهیتلرواستالین باقی ماند، دفاع کند؟ بجز نمونه های آبرو باخته ګروههای فاشیستی و عقب مانده های استالینستی؟ این شیوه های پلیسی و دیکتاتوری ایشان در کشورشان بود که مملکت و مردمشان را برنج و سختی فراوان کشاند. آیا میتوان بدون دمکراسی و آزادی"مملکتی مدرن" ساخت؟ می بینیم که بازی یک بام و دو هوا، پایه کار سلطنت طلبان را میسازد و باین دلیل است که مبارزین آزادیخواه خارج از دایره سلطنت طلبی، حتی برای اتحاد عمل با ایشان در مبارزه امروز هم اعتماد نمیکنند.

در سیاست حاکمین خودکامه، حمله به مصدق باشکال مختلف که امروزه شکل "حذف" ۲۹ اسفند از تقویم ملی را بخود ګرفته، شکل موسمی دارد واپورتونیستی با آن برخورد میشود. در چند سال ګذشته سپاه پاسداران و جناح هوادارش در حکومت از مصدق تجلیل میکردند و در مجله سپاه پاسداران عکس و تفصیلات در باره مصدق منعکس میشد و دولت ملی شدن صنعت نفت را با برنامه های هسته ای خودشان مقایسه مینمود. ولی امروز تاریخ مصرف آن نوع تبلیغات تمام شده و باید بمقتضای سیاست حکومت علیه هر نماد و سمبل آزادیخواهی بجنګند و نام مصدق که آشناترین و صمیمی ترین و پابرجا ترین سمبل و الهام بخش، آزادیخواهی، دمکراسی و سکولاریسم در این مملکت بشمار میرود، طبیعتآ آماج حملات حکومتی که بآزادی کشی دست زده است، قرار میگیرد. و برداشتن ۲۹ اسفند از تقویم نمای روشنی از سیاست خصمانه حکومت در برخورد با حرکت آزادیخواهی مردم است.

موج حملات علیه مصدق در میان سلطنت طلبان هم افزایش یافته است. آقای رضا پهلوی که تاکنون بر خلاف آقای همایون نوعی احترام بمصدق را حفظ نموده اند. در مورد ۲۸ مرداد میګویند، این حق قانونی شاه در قانون است که نخست وزیر را عزل نماید و میافزاید که میشود این قانون راعوض کرد. ولی هرګز صحبت اطلاع عزل به نخست وزیر در ساعت یک بعد از نیمه شب و با تانک در جلوی منزل نخست وزیر و نیز صحبت اسناد منتشره از طرف دولت های انګلیس و امریکا در مورد طرح و انجام کودتا در ۲۸ مرداد را بلب نمیآورند. اینجاست که شخص بصمیمیت ایشان درادعا های آزادیخواهی و دمکراسی و حقوق بشرشک میکند. کسی از ایشان نخواسته است که مانند پسر شیخ فضل الله نوری در محل بدار کشدین پدرش حاضر شود و وقتی پدر را بالای دار میکشند، دست بزند. درآنزمان حتی مشروطه خواهان هم ازحرکت پسر شیخ فصل الله خوششان نیامد چه رسد به مردم عادی کوچه و خیابان که او را " تف و لعن" کردند. آزادیخواهان انتظار دارند که آقای رضا پهلوی اګر میخواهند در صف آزادیخواهان بمعنی حقیقی کلمه قرار گیرند، باید جنایات زمان شاه سابق را محکوم نمایند و بهانه " قضاوت تاریخ" را کنار بګذارند.

من بحث در باره نوشته های ګروه بزرګی از اصلاح طلبان مذهبی که آګاهانه نامی از مصدق و نهضت ملی ایران و بسیاری از رجال و شخصیت های آزادیخواه دوران مشروطه را نمی برند را به زمان دیگری موکول میکنم. کمکی که این گروه از روشنفکران دینی در مبارزه با استبداد مذهبی مینمایند بسیارارجمند است. ولی در جای خود اغلب این روشنفکران حاضر نیستند که پای خود را از دایره تنگ مذهبی فراتر برند. صحبت از شخصیت های سکولار چون مصدق و یا بسیاری از روشنفکران دوران مشروطه را خارج از دایره بسته مذهبی میدانند. این گروه مذهبی اصلاح طلب گوئی هنوز در خیال استفاده از هشتاد هزار مسجدی که آیت الله بروجردی ساخت هستند. در حالیکه امروزه جدائی دین از ساختار حکومتی پایه اصلی حکومت آینده بر اساس حاکمیت ملی و دمکراسی ناشی از اراده مردم را میسازد. و نام نبردن از شخصیت های ملی و آزادیخواه تاریخ مشروطه ایران که سکولار عمل کرده اند، در معنی آزادیخواهی و دمکراسی طلبی ایشان سؤال برانگیز است.

این موج تازه ضد مصدق هم مانند موج های ګذشته خواهد خوابید. هیچ نیرویی نمیتواند نهضت ملی و جنبش آزادیخواهی مردم ایران را از میان بردارد. نهضت ملی و جنبش آزادیخواهی مردم ایران یک موج فکری است که بر هزار عامل و هزار خواسته تکیه دارد. و مصدق از آنجا که زندګیش در حول این محور و خدمت بمردم چرخیده است همیشه در ذهن مردم ایران زنده باقی خواهد ماند.

محسن قایم مقام – نیویورک
پنجم سپتامبر ۲۰۱۰



نظر شما درباره این نوشته:







شب احیای من و کروبی شیردل
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

شب احیای من و کروبی شیردل

Mon / 06 09 2010 / 18:16




نظر شما درباره این نوشته:







تشدید اختلاف در دولت احمدی‌نژاد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

تشدید اختلاف در دولت احمدی‌نژاد

Mon / 06 09 2010 / 16:33




نظر شما درباره این نوشته:







بی‌خبری مطلق از محمد نوری زاد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بی‌خبری مطلق از محمد نوری زاد

Mon / 06 09 2010 / 11:10




نظر شما درباره این نوشته:







وکیل حقوق بشر نسرین ستوده را آزاد کنید
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

وکیل حقوق بشر نسرین ستوده را آزاد کنید

Sun / 05 09 2010 / 19:29

۱۴ شهریور ۱۳۸۹— کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران خواهان آزادی فوری نسرین ستوده، وکیل برجستهء حقوق بشر که در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در زندان اوین بازداشت شده و حذف کلیهء اتهامات علیه وی شد.

نسرین ستوده یکی از وکلای حقوق بشر سرشناس ایران است که همواره به دلیل تلاش هایش برای دفاع از افراد زیر ۱۸ سال که با مجازات اعدام روبرو شده اند و همچنین دفاع از زندانیان عقیدتی با احترام روبرو بوده است.

خانم ستوده که مادر دو فرزند است، قبلا با اتهام تهدید امنیت ملی روبرو شده بود. محل کار و منزل وی در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۸۹ مورد جستجو قرار گرفته و اموال وی توقیف شده بود.

وکیل خانم ستوده، نسرین غنوی به کمپین گفت که ستوده به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "تجمع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" به به دادگاه زندان اوین احضار شده بود.

غنوی همراه با ستوده در تاریخ ۱۳ شهریور در دادسرای اوین حاضر شد، اما اجازه نیافت تا در زمان بازپرسی حضور داشته باشد. بعد از بازپرسی، نسرین ستوده دستگیر و زندانی شد.

آرون رودز، سخنگوی کمپین گفت: "این دستگیری، چیزی بیش از یک اقدام خام و خودسرانهء سیاسی نیست که هدف آن بیشتر بازکردن راه ایذاء شهروندان ایرانی توسط حکومت ایران است."
نسرین ستوده چند روز پیش از دستگیری به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که مقامات مشغول ایجاد مشکلات ساختگی مالیاتی برای وکلای حقوق بشرهستند تا از این مستمسک برای محاکمهء آنان استفاده کنند.

وی گفت :" در مراجعه‌ای که به اداره‌ مالیات داشتم، با فهرست بررسی ویژه مالیاتی برخورد کردم که نام من و سی همکار مدافع حقوق بشرم در آن قرار داشت." او برای نمونه از تحت فشار قراردادن وکیلان به مالیات شیرین عبادی اشاره کرد و افزود که این فشارهای مالیاتی در شرایطی صورت می گیرد که پرونده های حقوق بشری به صورت رایگان پیگیری می‌شود و پولی از جانب وکلای این پرونده‌ها از متهمان دریافت نمی‌شود.

وی افزود:"ماشین اتهام‌زنی دارد با سرعت به کار خود ادامه می‌دهد و شرایط را برای دفاع از حقوق بشر محدود می کند. تمام هدف این است که دکان دفاع از حقوق بشر را تعطیل کنند."

به عنوان عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان، نسرین ستوده از کودکانی که مورد آزار قرار گرفته اند دفاع می کند. وی همچنین وکالت روزنامه نگارانی چون عیسی سحرخیز و فعالان حقوق زن مانند پروین اردلان را به عهده دارد. نسرین ستوده تلاش بسیاری نمود تا از اعدام آرش رحمانی پور جلوگیری کند. آرش رحمانی پور به انجام جرم هایی پیش از اینکه ۱۸ سال داشته باشد متهم شده بود. وقتی آرش رحمانی پور در بهمن ۱۳۸۸ اعدام شد، خانم ستوده روند قضایی غیر قانونی اعدام وی را به مطبوعات اعلام کرد. در آن زمان وی تهدید شد که اگر به شرح پرونده هایی که وکالت آنها را به عهده داشت ادامه دهد دستگیر خواهد شد.

نسرین ستوده همچنین مخالف لایحهء تحت بررسی "حمایت از خانواده" است که به مردان اجازه خواهد داد تا همسران بیشتری بدون اجازهء همسر اول داشته باشند. این قانون پیشنهادی، به دلیل تشویق چند همسری مورد مخالفت بسیاری از فعالان حقوق زنان ودیگر فعالان حقوق بشر است. رییس جمهور ایران، محمود احمدی نژاد با این لایحه موافق است.

دولت ایران چندین وکیل حقوق بشر از جمله محمد علی دادخواه، محمد اولیایی فرد، محمد سیف زاده، و به تازگی محمد مصطفایی را دستگیر کرده است. محمد مصطفایی در جریان دفاع از موکلش سکینه آشتیانی که به سنگسار محکوم شده است وادار به ترک ایران شد.

آرون رودز گفت: "نسرین ستوده باید هرچه زودتر به آغوش خانواده اش و به انجام فعالیتهای حرفه ای اش بازگردانده شود و مقامات ایرانی می باید به حملات واضح غیر قانونی خود علیه وکلای حقوق بشر خاتمه دهند."



نظر شما درباره این نوشته:







ده سالگى مجله
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ده سالگى مجله

برگردان حبيب فرجزاده

Sun / 05 09 2010 / 13:10
En tidning blir tio år

درآغاز دهه سى واكنشى از جانب جنبش مردمى عليه تعدادى جرايد هفتگى سوئد به اوج رسيد. بويژه - سازمان هاى بزرگ جوانان – برعليه رومانتيك بزك كرده صدا بلند كردند.

عده اى از سرشناسان اين جنبش، انتشارمجله اى را كه بگونه اى -همزمان كه سرگرم كننده است- افكار خوانندگان را متوجه امور سازمان هاى مردمى و زندگى كارگرى كند، مفيد تشخيص داده وازآن پشتيبانى كردند. سال هزار و نهصدوسى چهار بود. اكنون پژوهشى در ده سال گذشته مجله مى‌كنيم.

سئوالى كه اهميت دارد، اينست مجله، تا چه اندازه توانسته به هدف هايى كه در برنامه اش گنجانيده بود واقعيت بخشد:

اين برنامه ارج گذارى به كاركردن، آموزش وسرگرم كردن بود.

بى گفتگو براى خيلى ها طبيعى است كه در هرموقعيتى استراحت و سرگرمى را در خواندن جستجو كنند. اما مجله اى كه بخواهد تنها براى خوشى ووقت گذرانى باشد، به سادگى قربانى دل زدگى مى شود. "ف ى ب" از آنرو نمى‌خواست تنها وسيله وقت گذرانى باشد نوشتن در باره مسايل جدى دربرنامه اش گنجانده شد.

به نظر خيلى ها براى مجله اى با چنين كيفيت مشكل بود، كه بتواند با اين همه رقابت شديد پايدار بماند. اما "ف ى ب" "Folket i bild" از همان آغاز انتشار موفق بود و اكنون جزو پرتيراژترين مجله هاى سوئد است. اين پرسش كه تا چه اندازه توانسته بى انحراف از برنامه خود اين خدمت راانجام دهد، شايد با نگاه گذرايى به سال هاى گذشته نشريه پاسخ خود را بيابد .

اصل مهم و مشخصه مجله - در تفاوت با بيشتر مجلات هفتگى – اين بود كه براى نويسندگان سوئدى حق تقدم قايل بود. سريال هاى ظاهر پسند انگلوساكسنى و لوكس ميليونرى، وخيال پردازى كويرى رابه طوركلى نديده مى‌گرفت.

به جز چند بخش سريالى، مجله ازداستان هاى سوئدى– البته كه از بهترينش - از جمله از نويسندگان چون از هرالد بير،اوله هدبرگ، ويليام موبر، اوآ برگ، برنارد نورد، ماريكا استيرن استد، ساللى سالمينن، ايوار- لو يوهانسون و.. بهره جست .

بخش ديگرى از محتواى مجله، كه مديريت سعى كرده بود تا آنجا كه مقدور بود در سطح عالى نگه داشته باشد، سفرنامه‌ها بود. دراين مورد هم اتكا به بهترين قلمهاى سوئدى شد.

"البرت ويك استروم" را به كانادا فرستادند، سفرطولانى پيش ازجنگ جهانى "گوستاو بوليندر" به افريقا به حساب روزنامه بود،" لودويك نورداستروم" درسال ۱۹۳۹ براى تهيه گزارش، سفر به استان شمالى "ساحل طلايى سوئد" كرد.

"استن برگمان " سفرنامه هايى از مسافرت خود به دور دنيا براى مجله فرستاد.

بخش مهمى از مجله از همان آغاز اختصاص به گزارش هاى مصور از جنبش‌هاى مردمى وجهان كارگرى داشت .

مجله آشكارا از مجلات هفتگى كه از سالنهاى دربار و منزل افراد سرشناس وزندگى خصوصى هنرپيشه هاى سينما مى‌نوشتند فاصله گرفت.

گزارشهايى كه "ف ى ب "از زندگى كارگرى سوئدى درعرض ده سال چاپ كرد. حاوى عكسهاى بسيارعالى تاريخى ازكارهاى يدى و كشاورزى وازجمله يك روزعادى در كارخانه هاى سوئد بوده است.

عده ايى از شخصيت هاى سرشناس ادبى – سوئدى وهمچنين خارجى – با همكارى خودشان در بخش " پنجره " محل ملاقات سياسى وادبى ايجاد كردند - از مقاله ها اكثرأ در دوره هاى آموزشى –شبانه- هم استفاده شد.

بجا است كه دراينجا ازآن نويسندگانى كه نقش مهمى در جنبش كارگرى داشته اند مانند "فردريك استروم" كه خاطراتش براى باراول درمجله چاپ شد. وهمچنين "توره نرمان" "زات هوگلوند " وبقيه كه درهمين زمينه سرى مقالاتشان درمجله انتشار يافت ياد شود.

مجله مى‌كوشيد نه تنها با محتوا، بلكه با اقدام به كارهايى كه ماهيت و موقعيت وامكانات آن اقتضا مى‌كرد فعاليت هاى جنبش مردمى سوئد را تقويت كند.

از جمله به اشكال مختلف كمك هزينه به آموزشگاه عالى ملى و فراهم سازى مرخصى براى مادران خانه دار، تدارك سالنهاى همايشى و... " ف ى ب " امسال ۶۰۰۰۰ كرون هزينه تحصيلى براى دانش جويان مدارس عالى مردمى و پنجاه هزار كرون صرف تعطيلات بانوان خانه دار – اكثرأ داراى چندين بچه خردسال بودند – داده است . پول ها توسط سازمان هاى مردمى تقشيم شده است . و بيست پنج هزار كرون اهداى به كتاب خانه و تزينات خانه هاى تعطيلات تابستانى و وسايل مكان ها اهدا كرده است .

در سال۱۹۳۸ توسط مجله نمايشگاه هنر"به افتخار كار" برگزار شد كه اولين ابتكار در اين باره و خدمتى بزرگ بود، علاوه بر آن ديوار سالن هاى جلسات عمومى را با هنر خوب سوئدى آراست. كارهاى هنرى به قيمت پانزده هزاركرون را به سازمان مردمى بخشيد. و تمايل كمك مالى مجله را به برق كشى به كوه هاى منطقه كوه نوردى شمال نشان داد. امكان خدمات مختلف تنها به خاطرهمكارى خوب بين مجله و سازمان هاى مردمى حاكم، فراهم شد.

در جاى ديگرى كه همكارى بين نيروهاى آماده به خدمت نقش تعيين كننده داشت كار بين جوانان بود. به جاى ملامت جوانان " ف ى ب " با ابتكارات گوناگون سعى كرد كه شور حس همكارى در جوانان را با ايجاد برنامه هاى عملى برانگيزد. سالها پشت سرهم مجله مسابقات بزرگ كشورى پرواز با مدل براى جوانان فراهم آورد كه در نوع خود تازه و از اهميت چشمگير برخوردار بود.

شش سال پيش مجله اولين مسابقه نقاشى براى جوانان مدارس را ترتيب داد، جشنى كه هنوزهم سال به سال برگزار مى‌شود به اضافه نمايشگاه موزه ملى از تعدادى نقاشى از مجموعه نقاشى هاى معروف براى كودكان، جوايز زياد نقدينه هم درپى داشت، كه در راه سفرهاى شاگردان مدارس خرج شد.

آخرين ابتكارمجله دراين قسمت سازمان دادن كلوب تمبر" ف ا ب " بود، كه با بيشترازيكصد هزارعضو بزرگترين كلوب سرگرمى كشور بود. با انتشار ميليونها جلد كتاب در باره دوچرخه واتوموبيل بطور وسيع درآموزش دادن ايمنى ترافيك، سهيم بود.

براى مجله دلگرمى بود كه درپى گيرى كامل فعاليت ها، از پشتيبانى و رضايت گروه معلمان كشور و مربيان سازمان هاى جوانان جنبش هاى مردمى، و كارشناسان مربوطه برخوردار بود. در وهله اول بايد شكرگزارافرادى بود كه با كمك وتمايل عميق خود باعث شدند كه مجله تا درجه اى توانست با موفقيت وتجربه اندوزى درسرگرم كردن مواقع فراغت با خانواده هاى درحال رشد هم كارى كند.

خطر يورش لجوجانه مجلات هفتگى را به مردم تا تنها وسيله خواندنى آنها باشند نبايد دستكم گرفت. خواندن نبايد تنها خواندن مجله باشد – هرچه بيشتر بايد راه كتاب خواندن را يافت .

"ف ى ب " هميشه دراين راه مبارزه كرده، و ميوه اين تلاش انتشارات كتاب بود كه مجله بنا نهاد. در مورد پخش كتابهاى خوب و ارزان " ف ا ب " در اول صف ايستاده بود. كتاب هاى نويسنده هاى سوئدى در وسعت كشور سوئد توسط مجله به بزرگترين تيراژ رسيدند.

درهمان اوايل سال چهارم تعداد منتشره « كتابهاى مردمى به نازل ترين قيمت» به بيش از دو ميليون جلد رسيد. همزمان با اينها مجله ابتكار اهدا اولين كتاب به خانه هاى بدون كتاب در كشور ما را به عهده گرفت، وتوسط سازمان هاى مختلف مردمى صد ها هزار كتاب تقسيم شد.

اهميت فعاليت هاى مختلف را ديگران بايد ارزيابى كنند. اظهار نظرهاى تحسين آميز زيادى توسط نيروهاى رهبرى كننده "رهبران در راس" جنبش هاى مردمى تاكيدى است به اين باوركه راهى را كه انتخاب كرده ايم درست است.

هدف از انتشار مجموعه حاضر كه به مناسبت سال روز ده سالگى مجله منتشرميشود، برجسته كردن نمونه هايى از بهترين بخش هاى محتواى مجله بوده است . مخصوصأ نويسنده هاى سوئدى، چونكه آنها بخش مهمى از ستون هاى مجله را در اختيار داشتند.

شعرها، نول ها، مقالات مندرج دراين مجموعه بجز يك استثنا اولين باردرمجله منتشر شده اند، وهمين طوربراى اولين بارهمه آنها دريك كتاب معرفى مى‌شوند. موقع انتخاب مقاله ها سعى شده ازانتخاب مقالاتى كه موضوع روز مشخصى بودند پرهيز شود، وبيشتر انهايى برگزيده شوند كه احتمالا براى اينده هم با ارزش باشند. ذكر كردن تاريخ سال هاى اهدايى فراموش نشده است.

هم يارى كننده ها بزرگترين سرمايه يك روزنامه هستند. " ف ى ب" هزاران نفر يارى رسان داشت. درهرگوشه اى ازكشور نماينده ها با اشتياق براى مجله و توزيع كتابهاى مردمى فعاليت مى كردند. بسيارى ازآنان ازابتدا تا به امروز ادامه داده اند.

براى همه اين همدلان، درود گرم دههمين سالگرد مجله را مى‌فرستيم، سهم انها بزرگ وبا ارزش است. ما مى دانيم كه درآينده هم ميتوان روى كمك هاى آنها حساب كرد.

سپس همكاران ديگرى كه به مجله شخصيت وجاذبه بخشيدند، نويسندگان، نقاشان وعكاسان را داريم. از تعدادى ازآنها متاسفانه نه همه در اين كتاب ياد شده است. دراين سالها همكاريهاى بى دريغ، ذوق برانگيز و بدون توقع ما را خوشحال كرده است. اميدواريم كه مجله درآينده ازپشتيبانى نويسنده ها سوئدى بى نصيب نماند. بدون همكاران خوب، كى مجله خوب فراهم مى‌شود.

از ايوار اوهمان - از كتاب "سى شخصيت سرشناس"

سال انتشار- استكهلم ۱۹۴۴




نظر شما درباره این نوشته:







ایران از لحاظ آمادگی دیجیتالی درانتهای جدول جهانی قرار
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ایران از لحاظ آمادگی دیجیتالی درانتهای جدول جهانی قرار

Sun / 05 09 2010 / 11:53




نظر شما درباره این نوشته:







درخواست هاشمی رفسنجانی از روحانیون
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

درخواست هاشمی رفسنجانی از روحانیون

Sun / 05 09 2010 / 11:17




نظر شما درباره این نوشته:







از سرنوشت جباران عالم درس بگیرید
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

از سرنوشت جباران عالم درس بگیرید

Sun / 05 09 2010 / 11:16




نظر شما درباره این نوشته:







نسرین ستوده بازداشت شده است
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نسرین ستوده بازداشت شده است

Sun / 05 09 2010 / 11:00




نظر شما درباره این نوشته:







احمدی‌نژاد با مقام‌های آمریکا قطعا مذاکره خواهد کرد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

احمدی‌نژاد با مقام‌های آمریکا قطعا مذاکره خواهد کرد

Sun / 05 09 2010 / 10:21




نظر شما درباره این نوشته:







ماجرای پرونده‌هایی که مثل برق آمدند و مثل باد رفتند!
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ماجرای پرونده‌هایی که مثل برق آمدند و مثل باد رفتند!

Sun / 05 09 2010 / 9:55




نظر شما درباره این نوشته:







انتقاد شدید فلسطینی‌ها از سخنان احمدی‌نژاد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

انتقاد شدید فلسطینی‌ها از سخنان احمدی‌نژاد

Sun / 05 09 2010 / 9:13
بی بی سی: تشکیلات خودگردان فلسطینی از سخنان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در باره روند صلح خاورمیانه به شدت انتقاد کرده و گفته است "فردی که نماینده مردم ایران نیست، نمی تواند در باره فلسطین و رئیس جمهور آن سخن بگوید."

نبیل ابو ردینه، سخنگوی محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بیانیه ای که وفا، خبرگزاری رسمی فلسطینی آن را منتشر کرده، به اظهارات رئیس جمهور ایران در نماز جمعه روز قدس در تهران پاسخ داده است.

آقای احمدی نژاد که سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه روز قدس (۱۳ شهریور، سوم سپتامبر) بود، با انتقاد شدید از مذاکرات صلح خاورمیانه که در واشنگتن آمریکا با حضور رهبران فلسطینی، اسرائیل، مصر و اردن برگزار شد، گفته بود که سرنوشت فلسطینیان از طریق مقاومت مردم این سرزمین تعیین می شود، نه در واشنگتن، پاریس و لندن.

رئیس جمهور ایران در سخنان خود همچنین این سئوال را مطرح کرد که "نماینده ملت فلسطینی چه کسی است؟ او که صحبت می کند، از کجا این نمایندگی را به دست آورده؟ چه کسی حق دارد قطعه ای از سرزمین فلسطین را به دشمنان بفروشد؟"

ایران با روند صلح خاورمیانه مخالف است و این مخالفت همواره از زبان مقام های بلندپایه این کشور از جمله آیت الله خامنه ای، رهبر ایران شنیده شده است.

تشکیلات خودگردان فلسطینی در پاسخ به رئیس جمهور ایران گفته است "فردی که نماینده مردم ایران نیست و در انتخابات تقلب کرده و مردم ایران را سرکوب می کند و قدرت را دزدیده، نمی تواند در باره فلسطین و رئیس جمهور فلسطین سخن بگوید."

در این بیانیه آمده است که ابو مازن (محمود عباس)، رهبری فلسطینی و سازمان آزادیبخش فلسطین، تنها نماینده قانونی مردم فلسطین هستند که می دانند چگونه از حقوق خود دفاع کنند و به دیگران اجازه نمی دهند که مشروعیت ساف را که توسط ابو مازن هدایت می شود، تهدید کرده و یا مورد سئوال قرار دهند.

تشکیلات خودگردان فلسطینی، تا کنون چند بار از آنچه مداخلات ایران در امور فلسطینیان خوانده، انتقاد کرده است.

محمود عباس، رئیس این تشکیلات که رئیس جنبش فتح هم به شمار می رود در چندین نوبت این انتقادها را به طور علنی بیان کرده است.

ایران با گروه فلسطینی حماس که رقیب جنبش فتح به شمار می رود، روابط نزدیکی دارد و از آن حمایت می کند.

ایران تا کنون با هر تحولی که به شناسایی اسرائیل از سوی اعراب منجر شود، مخالف کرده است.

ایران در سال ۱۹۹۱ با کنفرانس صلح مادرید که سوریه، هم پیمان ایران نیز در آن حضور داشت، مخالفت کرد و پس از آن نیز با پیمان صلح اسلو که بین اسحاق رابین، نخست وزیر وقت اسرائیل و یاسر عرفات، رهبر فقید سازمان آزادیبخش فلسطین به امضا رسید، مخالفت کرد.




نظر شما درباره این نوشته:







انتقاد شدید تشکیلات خودگردان فلسطینی از سخنان احمدی‌ن
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

انتقاد شدید تشکیلات خودگردان فلسطینی از سخنان احمدی‌ن

Sun / 05 09 2010 / 9:10




نظر شما درباره این نوشته:







ادامه تجمع معلمان خرید خدمتی، مقابل مجلس
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ادامه تجمع معلمان خرید خدمتی، مقابل مجلس

Sun / 05 09 2010 / 9:08




نظر شما درباره این نوشته:







دروغ اول
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

دروغ اول

میرحمید سالک

Sun / 05 09 2010 / 8:44

خود خداپنداری شاه ییما، "دروغ اول" بود، ورود به جدالی جهانی در صف اهریمن*


ماجراهای چند شب گذشته در مقابل خانۀ "شیخ اصلاحات" باعث یادآوری کلام و توصیه‌ای شد که کروبی در شب‌های مناظره انتخاباتی در اختیار موسوی گذاشت. او به رقیب خود گوشزد کرد که اگر وارد این رقابت انتخاباتی شده‌ای باید تا آخر بایستی. کروبی سرد و گرم چشیده، که به خلاف موسوی تا همین اواخر با عوامل قدرت دست به گریبان بود، می‌دانست که این بار نبردی دشوارتر در پیش دارد. در انتخابات سال ۸۴ او در نامه‌ای گلایه‌آمیز به رهبر، فرزند او را مورد خطاب قرار داده بود. اما این بار گویا مطمئن بود که باید پدری را که در هستۀ قدرت خزیده مورد عتاب قرار دهد. این رویارویی با خامنه‌ای در گذشته‌ای نه چندان دور هزینه‌هایی سنگین تر به بار می‌آورد. نظیر آن چه که بر سر سعیدی سیرجانی و بسیاری از روشنفکران رفت و یا رفتاری که با مرحوم منتظری صورت گرفت. اما امروز، که به واسطۀ اعتراضات مردم، فشارهای خارجی و درگیری‌های درونی "یاران بریدۀ رهبر"، پایه‌های قدرت سست تر شده، هزینه‌ها کاهش یافته اما از بین نرفته است. به ترتیبی که خانم کروبی را واداشته تا در نامه‌ای به رهبر به او گوشزد کند که: "اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زیستن خانواده و آسایش و آرامش همسایگان ما دارد؟ آقای کروبی بارها گفته‌اند که آماده پرداخت هر هزینه‌ای بابت این اختلاف در نگرش هستند." (سایت بی بی سی ۱۰ شهریور) کسانی که در مقابل خانۀ کروبی به دنبال حکم جهاد از طرف مولای خود می‌گردند، می‌دانند رهبرشان، هم به لحاظ حقوقی و هم از نظر حقیقی، روز به روز ضعیف تر و در مانده تر گشته است. آنها این همه سینه به تنور می‌چسبانند که شاید اقتداری برای مقتدای خود دست و پاکنند. اما برای کسی که در گزارش‌های تصویری می‌دیدیم مردم در صف ایستاده بودند تا دستش را ببوسند، چه پیش آمده که امروز ناچار شده است عده‌ای را اجیر کند تا با چنین رفتارهایی وحشیانه تاج و تختش را مراقبت نمایند؟ آیا خامنه‌ای هنگامی که به رهبری رسید، نظیر موقعیتی را داشت که خمینی در سال ۵۷ از آن بهره مند بود؟ خاموش شدن ستارۀ بخت او امری تدریجی بود و یا از ابتدا چندان تشعشعی نداشت؟ به نظر می‌آید که از ابتدا این تاجر بازار قدرت برای عرضه کردن، متاعی در چنته نداشت. اما آن چه را که به مرور زمان، بنا بر مجموعه‌ای از دلایل پیدا و پنهان، از بقیه تجار به عاریت گرفته بود، از سر ندانم کاری به طرفة العینی، به افرادی فرومایه تر و دغل تر وانهاد تا امروز از او ورشکسته به تقصیری بیش باقی نماند. مروری بر تاریخ این چند ساله به روشن شدن این مطلب کمک خواهد کرد.

در میان کسانی که در همان روزهای اول شکل گیری بنیان‌های حکومت تازه، از جمله شورای انقلاب، نامشان مطرح می‌شد، ذکری از سید علی خامنه‌ای در میان نبود. گرچه دوستی او با رفسنجانی باعث شد تا به تدریج صاحب مقام و منزلتی شود. تا سال ۵۸ بالاترین مقامی که به دست آورده بود معاونت وزارت دفاع بود. امامت نماز جمعۀ تهران اولین نشانۀ اعتماد خمینی به وی بود. بعد از آن هم نمایندۀ رهبر در شورای عالی دفاع شد. ترور وی در ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ و به دنبال آن کشته شدن بهشتی، باهنر و رجایی، او را از نمایندگی مجلس به ریاست جمهوری رساند و هم چنین باعث شد به دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی برسد. اما هیچ یک از این دو اتفاق نتوانست گرهی از مشکل ریاست طلبی وی بگشاید. چرا که در حزب وجود شخصیتی چون رفسنجانی او را در سایه قرار می‌داد. در ضمن این حزب عمری چندان طولانی نداشت و در خرداد 1366 به اشارۀ خمینی، به خاطر اختلافات درونی، که یک پای ثابت آن دبیر کل بود، تعطیل شد. از سوی دیگر در قانون اساسی اول جمهوری اسلامی، ریاست جمهور از اختیارات زیادی برخوردار نبود و بیشتر به یک مقام تشریفاتی شبیه بود. امری که چندان با شخصیت قدرت طلب و خود شیفتۀ خامنه‌ای این همانی نداشت و به طور مرتب او را در میدان‌های نزاع قرار می‌داد. بزرگترین تشویش ذهنی او، یعنی انتخاب نخست وزیری که با منویات او نزدیک باشد، او را به سوی تقابل با رهبری نزدیک می‌کرد. این مواجهه با خمینی او را وادار می‌کرد که سر خود را مرتب به مانعی سخت بکوبد. دستآورد دیگر جنگیدن با چنین حریفی قدرتمند و شکست‌های متوالی، تضعیف موقعیت سیاسی و اجتماعی او در میان سایر همپالکی‌هایش بود. شاید باز به دلیل همین رو در رویی با شخص اول کشور بود که در زمان جنگ به فرماندهی کل قوا نرسید. چرا که خمینی رفسنجانی را به او ترجیح داده بود. خامنه‌ای در آن هنگام رئیس جمهور و نمایندۀ رهبر در شورای عالی دفاع بود. از سوی دیگر رئیس جمهور، در برخی موارد، خط قرمز‌ها را پشت سر می‌گذاشت و همین امر موجب انزوای بیشتر او در دستگاه دیپلماسی رهبر وقت می‌شد. آن چنان که شنیده شد در زمان انتشار نامۀ معروف به "نامۀ نود و نه نفر"، خامنه‌ای گفته بود "نگویید نود و نه نفر، بگویید صد نفر". در طی این نامه مخالفین موسوی در مجلس از حمایت تام و تمام خمینی از موسوی گلایه کرده بودند. در سایه بودن خامنه‌ای تا زمان مرگ خمینی ادامه داشت. مرگ خمینی فرصتی پیش آورد، تا در رابطه‌ای پر ابهام و معامله‌ای پر ایهام، شخصیتی مبتلا به خود شیفتگی، اما محروم از توجهات لازم، به رهبری برسد. او با در اختیار گرفتن قدرتی بلامنازع، مبتنی بر قانون اساسی جدید، تلاش کرد همراه با تحکیم پایه‌های قدرت خود، عقده‌های گذشته را نیز التیام بخشد.

رسیدن به رهبری برای خامنه‌ای فضایی را ایجاد کرد تا فنری را که سال‌ها تحت فشار قرار داده بود آزاد کند. رهبر جدید در اولین اقدام، گروهی را که در زمان خمینی، به واسطۀ تمایل رهبر پیشین به جناح چپ، در انزوا بودند به دایرۀ قدرت نزدیک کرد. از سوی دیگر آن افرادی را که در همراهی با سیاست‌های خمینی، از منظر او، در تحقیر شدنش شریک بودند، از اریکۀ قدرت دور کرد. حتی به رفسنجانی، رئیس جمهور وقت که مؤثرترین عامل به رهبری رسیدن او بود و به راست‌ها نزدیک تر شده بود، رحم نکرد. او در آن زمان تنها توانست برادر رئیس حمهور را از رأس دستگاه تبلیغات حکومتی براند. وی تلاش می‌کرد با این اقدامات به دو نتیجۀ مهم برسد. اول آن که قدرت بی حد و حصر خود را به رخ بقیه بکشد. دوم این که رقبای احتمالی را، برای باز پس گیری قدرت، از میدان به در کند. اما او یک نکتۀ مهم را در نظر نگرفته بود. یکی از عوامل توفیق رهبر اول جمهوری اسلامی، افزون بر سایر مشخصاتی که در محاسبات قدرت مهم بودند، توانایی او در ایجاد تعادل و برقراری توازن میان رهبران سیاسی بود. خمینی به خوبی می‌دانست اگر بخواهد به عنوان یک رهبر جناحی عمل کند، مقدمات سقوط خود و حکومت مطلوب نظر خود را فراهم کرده است. چرا که از ابتدا با تکیه بر تشکیلات و یا حزبی واحد به قدرت نرسیده بود. او به درستی می‌دانست عمود مرکزی خیمه‌ای است که در زیر آن دسته‌ای بزرگ از آدم‌های کثیرالنظر به شیوه‌ای هیئتی، مشغول ادارۀ امور هستند. در نتیجه این ستون باید بار را درست تقسیم کند و از همۀ گوشه‌های این چادر حمایت کند. اما خامنه‌ای به علت فقدان این هنر در وی، نمی‌توانست وارد این بازی شود. از سوی دیگر بنا بر دلایلی که قبلاً به آن اشاره شد، نمی‌خواست به این کار تن دهد. او قصد کرده بود پروندۀ جناح چپ را هر چه سریع تر مختومه کند.

اما این پشتیبانی بی دریغ از یک جناح و، نظیر سایر خود شیفتگان، احساس "همه چیز دانی" باعث شد پای خامنه‌ای به هر جنگ و جدلی، چه خرد و چه کلان باز شود. او لازم دید که در مورد کلیه امور اظهار نظر کند. او حتی از مهندسان شهر ساز خواست که شهر اسلامی بسازند. نتیجۀ این کار هم آن شد که معاون وزیر مسکن تحت این رهنمودها از مردم بخواهد که دیگر "آشپز خانۀ اوپن" نسازند و در آپارتمان‌های کوچک خود به فکر "اندرونی" و "بیرونی" باشند. این مداخلات موجه و غیر موجه که معمولاً از درون آنها دستورالعمل‌های مضحکی، نظیر نمونۀ فوق، به دست می‌آمد، او را بیش از پیش به رهبری نا مطمئن تبدیل می‌کرد. این دخالت‌ها همیشه برای او کم هزینه نبود. یکی از این مداخلات که هزینۀ زیادی به او تحمیل کرد، دخالت در تشکیلات روحانیت و حوزه بود.

از زمانی که خمینی به قدرت رسید، به رغم آن که از مراجع بزرگ شیعه بود و بسیاری از حوزویان از شاگردهای او بودند، تلاش کرد حساب و حرمت حوزه و روحانیت را نگه دارد. احمد قابل در محاسبه با بی بی سی ادعا می‌کند هر زمان که از آقای خمینی درخواست می‌شد در کار حوزه دخالت کند، وی به بهانۀ حضور مرحوم گلپایگانی در رأس تشکیلات حوزه، از این کار سر باز می‌زد. هر چند در همان زمان شاهد بودیم که ایشان با بخشی از روحانیون عالی مقام، نظیر روحانی، قمی و صدر، درگیر بود، همت بسیار داشت تا درگیری‌ها رسانه‌ای نشود. از سوی دیگر موقعیت علمی و میزان نفوذ خمینی در میان مردم باعث می‌شد تلاش‌های احتمالی مراجع معترض هم بی ثمر شود. اما در طرف دیگر خامنه‌ای به هیچ وجه صاحب چنین مقام و مرجعیتی نبود. او از موقعیت و جایگاه خود در حوزه به خوبی مطلع بود. او می‌دانست بر اساس سلسله مراتب موجود در حوزه، کالایی جهت عرضه ندارد. بنابراین جهت پیدا کردن موقعیت مناسب با تکیه بر خزانۀ کشور دست به یار گیری زد. با واگذاری برخی امتیازات ویژه به بعضی از کسانی که در حوزه از او سرآمدتر بودند، نظیر حوالجات شکر و چای و بهره برداری از معادن و کارخانجات، تلاش کرد تا از حمایت آنها برخوردار شود. از سوی دیگر با پخش کردن پول از جیب ملت در میان طلاب به عنوان شهریه، پولی که باید از محل وجوهات شرعی پرداخت شود، شروع به تأمین سیاهی لشکر و سرباز پیاده نظام در میان "ملاهای تازه کار" کرد. برای آن گروهی که هیچ یک از این راه‌ها افاقه‌ای نبخشید، اعمال خشونت در دستور کار قرار گرفت. همان نکته‌ای که کروبی از آن به عنوان "حرمت‌شکنی و تعرض به مراجع و آیات عظام" یاد کرد. (چهارشنبه ده شهریور سایت رادیو دویچه وله) حکایت‌هایی که بر سر آیت الله منتظری رفته و هم اکنون نیز برای اعضای خانوادۀ او مستدام است. روایت‌هایی که از مقابل منزل مسکونی آیت الله صانعی شنیده می‌شود. همان حالی که در مقابل مسجد قبای شیراز شاهد هستیم. چرا که دستغیب نظیر کروبی ایستاده است و حاضر نیست در مقابل کج روی‌های حکومت در مجموع و شخص خامنه‌ای، به طور اخص، سکوت کند. این اتفاقات که با ناشیگری از پشت صحنه اداره شده، تنها باعث می‌شود فاصلۀ رهبر با حوزه، مهم ترین تکیه گاه و پایگاه اجتماعی او، بیشتر و بیشتر شده، در نتیجه ارتباط وی با خاستگاهش امروز به سردی کامل گراییده است. اما همیشه اتفاقات در پشت پرده اتفاق نمی‌افتد. گاهی سوء مدیریت‌های رهبر علنی می‌شود که دو مورد از آن‌ها به عنوان نقاط عطفی در مسیر کاهش اتوریتۀ "جانشین امام زمان" نقش بازی کرده‌اند.

اولی انتخابات دوم خرداد ۷۶ بود و دومی انتخاباتی بود که به قدرت گرفتن احمدی نژاد منجر شد. رهبر کنونی از پیشوای قبلی خود نیآموخته بود که نباید اجازه دهد تا نظرش در مورد کاندیدای دلخواهش علنی شود. چرا که در چنین شرایطی در شکست‌های کاندیدای مطلوبش شریک خواهد شد. اما چون خامنه‌ای درس نگرفته را نادرست به کار بست، سال ۷۶، اولین باری بود که از میزان نفوذ خود، به عنوان شخصیتی حقیقی، در میان مردم، بر اساس آمار و ارقام، مطلع می‌شد. نکته‌ای که در پیش چشم مردم هم عیان شد. در حقیقت نتیجۀ انتخابات دوم خرداد، نه نشانۀ شکست ناطق نوری، که رونمایی فضاحت باری از میزان علاقه مندی مردم به رهبر بود. اما به قدرت رسیدن احمدی نژاد و سیاست‌های او به عنوان شخص مورد تأیید رهبری، ضرباتی چبران ناپذیرتر به پیکرۀ حاکمیت در قدم اول و موقعیت خامنه‌ای در مرحلۀ بعد زد. به ویژه اوضاع وقتی بدتر شد که در سال ۸۸ رهبر وادار شد به عنوان پشتیبان جدی نظامیان وارد درگیری‌ها شود. خشونت بیش از حد "ولی امر مسلمین" و اطرافیانش موجب ریزش جدی در میان هواداران قبلی او شد. نمونۀ نوری زاد یک استثنا در مجموعۀ حاکمیت نبود. سیاست‌های غلط و خانمان برانداز احمدی نژاد باعث شد که به اعتراف مرتضی نبوی کسی از یاران رهبر به این سادگی حاضر به دفاع از وی نباشد. سیل نامه‌های علنی و سرگشاده از هر سو، حتی از درون زندان، بر علیه رهبری جاری شد. رفتاری که در گذشته عقوبتی سخت با خود به همراه داشت. فشار بر آن بخش از فعالین سیاسی که در زندان هستند، برای درخواست عفو از رهبری، بی حاصل ماند. چرا که این اسیران به درستی دریافته بودند حتی اگر به چنین اشتباهی تن دهند هیچ بعید نیست، به دلیل موقعیت متزلزل رهبری، چیزی عایدشان نشود. نهایت این فشارها و احساس خطر از دست دادن همه چیز از سوی "ولی فقیه" باعث شده تا وی به اقداماتی شتاب زده دست بزند. رفتارهایی که او را در دایره‌ای معیوب گرفتار ساخته است. یکی از این عملکردها فتوایی است که اخیراً صادر شده تا نقاط ضعف او در امر مدیریت جامعه بیشتر هویدا شود. وی در تبیین نشانۀ التزام به ولایت فقیه، حکومت خود را ادامۀ حکومت انبیا ارزیابی کرده، می‌افزاید:" همين كه از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين اطاعت كنيد، نشانگر التزام كامل به آن است." آیا به راستی نمی‌توان این فتوا را به نوعی نشانۀ احساس ضعف مطلق ارزیابی کرد؟ او اگر احساس می‌کرد جامعه برای لبیک گفتن به او آماده است، چه نیازی به صدور چنین دستورالعملی داشت؟

اگر بین مراسم تشییع جنازۀ سیاسی آیت الله خمینی در سال ۶۸، تقریباً بعد از نه سال رهبری، با مراسم تشییع جنازۀ سیاسی جانشین وی در سال ۷۶، بعد از نزدیک به هشت سال زعامت، مقایسه‌ای بکنیم، در می‌یابیم که دومین رهبر جمهوری اسلامی به هیچ وجه نتوانست، به لحاظ نفوذ کلام و اثر در میان مردم، پا جای پای سلف خود بگذارد. دلیل این امر کاملاً روشن است. خمینی با قدرتی که خود موجد آن بود مهار حکومت را دراختیار گرفته بود. بنیانگذار جمهوری اسلامی نه مرهون بلکه واضع و موزع قدرت بود. او وازعی بزرگ در مقابل سایر منابع قدرت‌های اضافی و فرعی در جامعه بود. اما خامنه‌ای با قدرتی که دیگران به او تفویض کرده بودند بر تخت حکومت تکیه زد. در ادامه هم تلاش کرد با تکیه بر قدرت نفت در امر حکومت مطلق العنان شود. وی برای این که قدرت اهدایی را بتواند حفظ کند، به چند دلیل، که از حوصلۀ این بحث خارج است، به سوی مردم نرفت وتلاش نکرد با آنها شراکت کند. به عکس با ایشان فاصله گرفت و ناچار شد به عواملی موجود در دایرۀ قدرت پناه ببرد و همین امر موقعیت او را متزلزل تر ساخت. خامنه‌ای نمی‌توانست در کاریزمای خمینی شریک شود تا از این راه قدرتی متکی به خود، برای خود بیآفریند. در مقابل تصور می‌کرد، با توجه به خود شیفتگی که از او سراع داریم، با تکیه بر کیش شخصیت خواهد توانست به "قدرت قرضی" خود بیافزاید. اما درنوردیدن این راه به نوشیدن جام زهری می‌ماند که آن را به شهدی گوارا آغشته کرده باشند. سم مهلکی که آثار مسمومیت آن، هر روز بیشتر هویدا می‌شود. همان مسمومیتی که دامان شاه را گرفت. بیش از او هم در تاریخ سلاطین مستبد ایران و جهان، از آثار این بلا، بسیار دیده ایم و خوانده‌ایم.

میرحمید سالک 2010-09-04
dr_h_salek@yahoo.com

----------
* اندیشیدن..... هنوز، شناخت شناسی اصلاحات، شیرین دخت دقیقیان (ص-122)



نظر شما درباره این نوشته:







اثرات پیدا و پنهان تحریم‌ها بر صنعت ایران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

اثرات پیدا و پنهان تحریم‌ها بر صنعت ایران

Sun / 05 09 2010 / 8:29

دویچه وله: به‌رغم اظهارات مکرر مقام‌های ایرانی مبنی بر اینکه تحریم‌های بین‌المللی بر اقتصاد ایران بی‌اثر است، یک کارشناس فعال در صنعت کشور از هزینه‌های پیدا و پنهان تحریم‌ها و اوضاع وخیم صنعت کشور می‌گوید.

قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت علاوه‌بر ایجاد محدودیت شدید بر خرید‌های نظامی ایران، فعالیت شرکت‌های اقتصادی، حمل ونقل دریایی و نیز مراودات بانکی ایران را نیز هدف قرار داده و محدود کرده است.

با این‌حال به نوشته‌ی وبسایت «خبرآنلاین»، مقام‌های ایرانی موضع محکمی در برابر این تحریم‌ها گرفته‌اند و مدعی‌اند «این تحریم‌ها بر اقتصاد ایران بی‌اثر است». محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور ایران گفته که این قطعنامه‌ها پشیزی نمی‌ارزد و وزیر اقتصادی و دارایی هم اعلام کرده این تحریم‌ها بیشتر از آنکه اقتصادی باشند، سیاسی هستند و حتی تاثیر روانی خود را هم از دست داده‌اند.

اما حسین ساسانی، دبیرکل کنفدراسیون صنعت ایران به «خبرآنلاین» گفته است «اینکه گفته می‌شود تحریم‌ها هیچ اثری بر صنعت ندارد درست نیست. باید مسولان کشور واقع‌بینانه به این مشکل نگاه کنند چرا که با دیدن واقعیت‌ها است که می‌توان برنامه‌ریزی درست و جامعی برای مقابله با تحریم‌ها اتخاذ کرد.»

در این میان علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز فشار اقتصادی غرب را مهم‌ترین خطر موجود برای جمهوری اسلامی ایران دانسته است. او گفته است که «سخت‌گیری‌های آنها (کشورهای غربی) در بحث قطعنامه‌ها بی‌تاثیر نیست اما می‌توان تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد.»

از نظر دبیرکل کنفدراسیون صنعت ایران، «فرصت بودن تحریم بر روی کاغذ ممکن است. زمانی می‌توانیم تهدید را به یک فرصت تبدیل کنیم که شرایط محیطی به ما اجازه تفکر را بدهد. اما متاسفانه در حال حاضر شرایطی که صنعت در آن قراردارد یک شرایط عادی نیست بنابراین روی کاغذ این حرف منطقی است اما در عمل نه.»

هزینه‌های پیدا و پنهان تحریم‌ها

حسین ساسانی به خبر آنلاین گفته است، هزینه‌هایی که تحریم بر صنعت وارد می‌کند دو نوع است: یکی هزینه‌های پنهان که کسی به آن توجهی نمی‌کند و در بلندمدت تاثیر بسیار زیادی بر عملکرد واحدهای صنعتی می‌گذارد و دیگری هزینه‌های آشکاراست.

دبیرکل کنفدراسیون صنعت یکی ازهزینه‌های پنهان تحریم‌ها را «تغییر بازارها» عنوان می‌کند و می‌گوید: «چه تولیدکنندگان، چه صادرکنندگان و چه واردکنندگان بر اثر تحریم بازارهای قبلی خود را از دست می‌دهند و مجبور هستند که بازارهای جدید را برای ادامه فعالیت خود پیدا کنند که این تغییر هزینه‌هایی را برای آنها تحمیل می‌کند که نه تنها به چشم نمی‌آید بلکه کمتر کسی در باره آن این روزها صحبت می‌کند.»

به نظر آقای ساسانی یکی دیگر از هزینه‌های پنهان در اثر تحریم‌ها «کاهش ریسک سرمایه‌گذاری» است.

دبیرکل کنفدراسیون صنعت در خصوص هزینه‌های آشکار نیز می‌گوید: «اولین جایی که یک واحد تولیدی و صنعتی به آن برای شروع کار مراجعه می‌کند بانک است که متاسفانه با اعمال تحریم‌ها نه تنها بانک‌های داخلی نمی‌توانند اعتبارات اسنادی باز کنند بلکه بانک‌های جهانی نیز حاضر به همکاری با ما نیستند.»

ساسانی می‌گوید، علت اینکه بانک‌های جهانی حاضر نیستند با بانک‌ها و صنعتگران ایرانی همکاری کنند جریمه‌های سنگینی است که در صورت تخلف باید تحمل کنند. برای مثال اگر یک شرکت آمریکایی بخواهد با شرکت‌های ایرانی ارتباط برقرار کند، کسی که تحریم‌ها را رعایت نکرده محکوم به پرداخت یک میلیون دلار جریمه و تحمل ۲۵ سال زندان می‌شود.

وی «هزینه بالای حمل و نقل» را از دیگر معضلات و مشکلات صنعت‌گران ایرانی در دوران تحریم عنوان می‌کند و می‌گوید: «صنعتگران نمی‌توانند از طریق کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران کالاهای خود را مثل گذشته حمل کنند و اگر حتی کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران نام خود را هم تغییر دهد بازهم این کار امکان‌پذیر نیست و اگر صنعتگری از طریق یک کشتیرانی و هواپیمایی دیگر به غیر از ایران محموله‌ای را حمل کند بین ۱۰ تا ۳۰ درصد برهزینه‌های او افزوده خواهد شد.»

اوضاع وخیم صنعت

آقای ساسانی در ادامه‌ی این گفت‌وگو به اوضاع کنونی صنعت کشور اشاره کرده و می‌گوید: «با توجه به اینکه وضعیت صنایع دولتی و نیمه‌دولتی وخیم است واحد‌های صنعتی بخش خصوصی که علی‌رغم کوچکی از وضعیت بدتری برخوردار هستند و متأسفانه ارائه تسهیلات و یا استمهال بدهی برخی از صنایع فقط اقداماتی است که پشتوانه خوبی ندارد و شاید فقط مانند مسکنی در کوتاه مدت برای بهبود صنایع عمل کند.»

دبیرکل کنفدراسیون صنعت می‌افزاید: «سیستم نظارت اگر بتواند برای بخش صنعت کشور برنامه‌ای بلند مدت تدوین کند قطعاً واحد‌های صنعتی نگاه امیدوارانه‌تری به آینده خواهند داشت اما وقتی صنعتگر کشور تصویر درستی از آینده صنعت کشور ندارد هیچ تصمیمی هم برای سرمایه‌گذاری واحد‌های صنعتی خود نخواهد کرد و قطعاً این باعث کاهش بهره‌وری و کیفیت محصولات تولیدی خواهد شد و در آینده شاهد واردات کالا‌های بی‌کیفیت به کشور خواهیم بود.»



نظر شما درباره این نوشته:







موسوی و رهنورد با مهدی کروبی دیدار کردند
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

موسوی و رهنورد با مهدی کروبی دیدار کردند

Sun / 05 09 2010 / 8:26




نظر شما درباره این نوشته:







حامد کرزی، مذاکرات با طالبان را پیگیری می‌کند
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

حامد کرزی، مذاکرات با طالبان را پیگیری می‌کند

Sun / 05 09 2010 / 8:25




نظر شما درباره این نوشته:







صادرات گاز به تركيه از سر گرفته شد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

صادرات گاز به تركيه از سر گرفته شد

Sun / 05 09 2010 / 8:57




نظر شما درباره این نوشته:







بافت تاريخي بازار در حال تخريب است،‏ بيرون‌اش را بزك م
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بافت تاريخي بازار در حال تخريب است،‏ بيرون‌اش را بزك م

Sun / 05 09 2010 / 8:52




نظر شما درباره این نوشته:







قانون قطع درختان خلاء دارد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

قانون قطع درختان خلاء دارد

Sun / 05 09 2010 / 8:34




نظر شما درباره این نوشته:







شرط تماس تلفنى در بند ۳۵۰ اوين
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

شرط تماس تلفنى در بند ۳۵۰ اوين

Sun / 05 09 2010 / 8:10




نظر شما درباره این نوشته:







انتقال محسن صفایی فراهانی به بیمارستان قلب تهران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

انتقال محسن صفایی فراهانی به بیمارستان قلب تهران

Sun / 05 09 2010 / 8:05




نظر شما درباره این نوشته:







لاریجانی: تحریم‌ها بی‌تاثیر نیست
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

لاریجانی: تحریم‌ها بی‌تاثیر نیست

Sun / 05 09 2010 / 6:24




نظر شما درباره این نوشته:







مشروب خورده و مست یاحسین یاحسین می‌گفتند
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

مشروب خورده و مست یاحسین یاحسین می‌گفتند

Sat / 04 09 2010 / 23:26




نظر شما درباره این نوشته:







مقامات اوین از زندانیان ندامت‌نامه می‌خواهند
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

مقامات اوین از زندانیان ندامت‌نامه می‌خواهند

Sat / 04 09 2010 / 23:11




نظر شما درباره این نوشته:







پاسخ پروفسور ثبوتی به ادعاهای معاون وزیر
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

پاسخ پروفسور ثبوتی به ادعاهای معاون وزیر

Sat / 04 09 2010 / 22:56




نظر شما درباره این نوشته:







فیلم تازه‌ای از حمله به منزل آقای کروبی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

فیلم تازه‌ای از حمله به منزل آقای کروبی

Sat / 04 09 2010 / 22:32




نظر شما درباره این نوشته:







هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی در خارج
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی در خارج

Sat / 04 09 2010 / 22:22




نظر شما درباره این نوشته:







«آمریکا می‌خواهد دندان‌های ایران را بکشد»
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

«آمریکا می‌خواهد دندان‌های ایران را بکشد»

Sat / 04 09 2010 / 20:34
دویچه وله: به نوشته‌ی یک روزنامه‌ی آلمانی، راهبرد کنونی ایالات متحده آمریکا در منطقه تضعیف ایران است نه تغییر رژیم در این کشور. آمریکا می‌خواهد با "کشیدن دندان‌های ایران"، خطر تهران برای منطقه را از بین ببرد.

روزنامه‌ی آلمانی «هامبورگر آبندبلات» روز شنبه ۴ سپتامبر در مقاله‌ای به بررسی راهبرد جدید ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه، به‌ویره در شرایط پس از خروج نیرروهای نظامی آن کشور از عراق پرداخته است. این روزنامه می‌نویسد، خروج نیروهای رزمی آمریکایی از عراق یک خلاء قدرت خطرناکی را در خاورمیانه پدید آورده است. اکنون ۵۰ هزار نیروی نظامی باقی‌مانده آمریکا در عراق تنها یک سال دیگر فرصت دارند که با شدت هرچه تمام‌تر نیروهای نظامی و امنیتی عراق آموزش دهند.

این روزنامه‌ی آلمانی نوشته است، اکنون دیگر مشخص شده که تصمیم پل برمر، حاکم آمریکایی عراق برای انحلال کامل ارتش عراق پس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ کاملا اشتباه بوده است. زیرا انحلال ارتش عراق نه تنها موجب بی‌ثباتی عراق شد، بلکه این کشور را به یک جنگ داخلی فروبرد. علاوه‌بر این، ارتش به شدت مسلح عراق در زمان صدام حسین، یک وزنه مهم در برابر قدرت فزاینده ایران بود.

اما ارتش عراق اکنون در چنان موقعیتی نیست که قادر به خنثی کردن توان نظامی ایران و ایجاد توازن در منطقه باشد. به نوشته‌ی «هامبورگر آبندبلات»، تجهیز روزافزون نیروهای نظامی ایران به سلاح‌های متعارف و نیز برنامه‌ی اتمی این کشور، اسرائیل را به‌شدت نگران کرده است.

روزنامه‌ی آلمانی در ادامه‌ی مقاله‌ی خود می‌نویسد، علاوه بر اسرائیل، کشور دیگری نیز خود را در معرض تهدید ایران احساس می‌کند: عربستان سعوی. این کشور سنی‌مذهب با نظام پادشاهی به عنوان متولی اماکن مقدسی چون مکه و مدینه، از موقعیت رهبری سیاسی - مذهبی در جهان اسلام برخوردار است. اما تلاش‌های ایران شیعی برای افزایش نفوذ و قدرت منطقه‌ای خود، این موقعیت عربستان را به چالش کشیده و بر قرن‌ها رقابت میان فارس‌ها و اعراب، و شیعه و سنی دامن می‌زند.

ناشی از این نگرانی‌ها است که موسسه‌ی خصوصی تحقیقاتی "استراتفور" (Stratfor) در آمریکا می‌گوید، عربستان سعودی هرچند آرام‌‌تر و بی‌سروصداتر اما شدیدتر از اسرائیل در تلاش است ایالات متحده را به اتخاذ تدابیری علیه ایران وادار کند.

چند هفته پیش ملک عبدالله پادشاه عبستان سعودی در اقدامی کاملا غیرمترقبه، به لبنان سفر کرد، آن هم با همراهی بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه. با وجود آنکه این دو رهبر مناسبات چندان گرمی با یکدیگر ندارند، اما مسئله مهم برای پادشاه عربستان سعودی آن است که با این اقدام به گروه تندرو حزب‌الله لبنان که بازوی مسلح ایران در این منطقه است، هشدار دهد.

علاوه‌بر این سعودی‌ها در تلاش‌اند که سوریه را از ایران جدا سازند. موسسه‌ی "استراتفور"، که به دولت‌ها و کنسرن‌های بزرگ در اقصا نقاط دنیا مشاوره می‌دهد، می‌گوید، بخشی از دوستان ایران در حال فاصله‌گرفتن از این کشورند و رژیم تهران اکنون خود را با دشمنانی مواجه می‌بیند که پیش از این آنها را متحد خود می‌دانست.

آماده‌شدن برای شرایط جنگی

علت این تلاش‌ها و اقدام‌ها به نظر نویسنده روزنامه آلمانی «هامبورگر آبندبلات»، آمادگی ایالات متحده آمریکا و متحدان آن در منطقه برای شرایط رویارویی نظامی با ایران است؛ یعنی همان گزینه‌ آخری که آمریکایی‌ها تاکید دارند که اگر ناچار شوند به آن متوسل خواهند شد. آمریکا و متحدانش می‌دانند که اگر چنین جنگی در گیرد، ایران از گروه‌های مورد حمایت خود مانند حزب‌الله و حماس استفاده خواهد کرد. فعالیت عربستان سعودی متوجه آن است که خطر این گروه‌ها را خنثی کند.

این روزنامه‌ی آلمانی به نقل از موسسه‌ی آمریکایی "استراتفور" نوشته است، «بستن تنگنه‌ی هرمز»، که نیمی از نفت جهان از آنجا عبور می‌کند، و نیز «بی‌ثبات‌سازی عراق» می‌تواند مهمترین خطرات برای آمریکا در شرایط وقوع رویاویی نظامی با ایران باشد.

در عراق هم‌اکنون تلاش‌های گسترده‌ای در جریان است که از قدرت فراکسیون شیعی طرفدار ایران کاسته شود. اما آمریکا با خطر بسته‌شدن تنگه هرمز توسط ایران چه خواهد کرد؟ به نظر نویسنده روزنامه‌ی آلمانی، ایالات متحده‌ی آمریکا توان تحمل بسته‌شدن تنگه‌ی هرمز را نخواهد داشت. از همین‌رو نیروهای نظامی آمریکا پیش از حمله به تاسیسات اتمی ایران در پناهگاه‌های زیرزمینی، یک جنگ هوایی گسترده علیه تاسیسات و ظرفیت‌های نظامی متعارف ایران به‌راه خواهد انداخت.

چنین جنگی برخلاف حمله‌ی آمریکا به افغانستان و عراق، یک رویایی کاملا نادر در دنیا خواهد بود و خسارات عظیمی به بار خواهد آورد. نابودی نیروی دریایی، سیستم دفاع هوایی و مراکز کنترل و فرماندهی نظامی ایران هدف نخستین‌فاز این جنگ خواهد بود. در فاز دوم تاسیسات هسته‌ای و نیروی زمینی ایران هدف قرار خواهند گرفت.

«کشیدن دندان‌های ایران»

روزنامه‌ی «هامبورگر آبندبلات» می‌نویسد، در عملیات نظامی آمریکا علیه ایران این بار نه تغییر رژیم، بلکه «کشیدن دندان‌های آن» هدف مقدم آمریکاست. این جنگ هوایی بدترین سناریو برای رژیم ایران خواهد بود و خطر ژریم ایران برای منطقه را از بین خواهد برد.

سازمان‌های مخفی ایالات متحده آمریکا می‌گویند تجهیز ایران به قدرت اتمی ابدا خطری برای آمریکا نیست، بلکه خطر اصلی در تغییر فاحش توازن قوا در منطقه از طریق یک عراق ضعیف و ایران با قدرت رشد‌یابنده است.

براین اساس، تقویت ارتش عراق در همکاری تنگاتنگ با دولت‌های عرب سنی‌مذهب در منطقه، هم‌چنین اقدام‌های پیشگیرانه در برابر حمله متقابل ایران در صورت توسل به گزینه‌ی نظامی، عناصر اساسی راهبرد آمریکا در خاورمیانه است.



نظر شما درباره این نوشته:







پاسخ یک زندانی بند ۳۵۰ اوین به دروغ‌پردازی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

پاسخ یک زندانی بند ۳۵۰ اوین به دروغ‌پردازی

Sat / 04 09 2010 / 18:14




نظر شما درباره این نوشته:







انتقاد تند یک نماینده مجلس از مماشات مجلس نسبت به قانون
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

انتقاد تند یک نماینده مجلس از مماشات مجلس نسبت به قانون

Sat / 04 09 2010 / 18:01




نظر شما درباره این نوشته:







اظهارات همسر و وکیل نسرین ستوده پس از مراجعه وی به دادس
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

اظهارات همسر و وکیل نسرین ستوده پس از مراجعه وی به دادس

Sat / 04 09 2010 / 17:53




نظر شما درباره این نوشته:







كودكان ازدواج مجدد و موقت هر دو به يك ميزان آسيب مي‌بين
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

كودكان ازدواج مجدد و موقت هر دو به يك ميزان آسيب مي‌بين

Sat / 04 09 2010 / 17:45




نظر شما درباره این نوشته:







درخواست حمایت از جنبش دمکراسی در ایران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

درخواست حمایت از جنبش دمکراسی در ایران

Sat / 04 09 2010 / 15:51
ايرانيان خواستار حمايت احزاب پارلمانی سوئد از جنبش دمکراسی در ايران شدند

ابتکار مردم
اتحادیه سراسری ایرانیان مقیم سوئد
جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران - سوئد
جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران – استکهلم
حامیان جنش سبز ایران - استکهلم
دموکراسی سبز
کمیته جهانی دفاع از حقوق دراویش و دانشجویان در ایران

تاریخ : ۰۴ -۰۹-۲۰۱۱
نوزدهم سپتامبر امسال روز انتخابات در سوئد است. فضای سیاسی کشور به همین دلیل روز بروز بیشتر به تضرف رقابت ها و کارزار انتخاباتی در می آید.

در سوئد هر چهار سال یکبار، در سومین یکشنبه ی سپتامبر انتخابات همگانی برگزار میشود که طی آن نمایندگان پارلمان، نمایندگان شوراهای استانی و بالاخره نمایندگان شوراهای کمونی انتخاب میشوند. هفت حزب در دوره فعلی پارلمان سوئد نمایندگی دارند. این احزاب عبارتند از حزب سوسیال دمکرات ها، حزب ائتلافی میانه رو،حزب مرکز، حزب لیبرال مردم، حزب سبزها، حزب چپ و حزب دموکرات مسیحی ها.

میزان آرای بلوک ِ در قدرت ( حزب ائتلافی میانه رو، حزب مرکز، حزب لیبرال مردم و حزب دموکرات مسیحی ها) و آرای بلوک اپوزیسیون( حزب سوسیال دمکرات ها، حزب سبزها و حزب چپ) بسیار به یکدیگر نزدیک است و بهمین دلیل پیش بینی میشود در صد بالایی در انتخابات شرکت کنند و یکی از دو بلوک با اکثریتی نه چندان قوی برنده انتخابات شود. در این انتخابات علاوه بر هفت حزب نامبرده، سه حزب دیگر از جمله حزب فمینیستها در انتخابات شرکت دارند.

برای گروهی از ما رای دهندگان ایرانی که نامه زیر را امضا کرده ایم، حمایت از جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران مساله ای انتخاباتی است. به همین دلیل ضمن ارج گذاشتن به حمایتهای این احزاب از مردم ایران در طول سال گذشته، لازم دانستیم توجه آنان را به مساله دموکراسی در ایران جلب کنیم و یاد آور شویم که موضع آنها در برابر ایران در تعیین اینکه آرای ما به نفع چه حزبی در صندوق ریخته شود موثر است. از طرف گروههای امضا کننده، نامه زیر برای کلیه احزات شرکت کننده در انتخابات سوئد فرستاده شده است.

نامه سرگشاده به احزاب پارلمانی سوئد

روزانتخابات پارلمانی سوئد بسرعت نزدیک میشود. بسیاری از امور مربوط به سیاست داخلی کشور مانند مسائل مربوط به محیط زیست، آموزش، درمان، مراقبت از سالمندان، بیمه بیکاری و مهمتر از همه اشتغال، جایگاهی ویژه در تصمیم ما رای دهندگان دارد.

در گستره جهانی، تلاش برای حل مشکلات مربوط به دگرگونی های آب و هوایی، مبارزه با فقر و بی عدالتی موجود در جهان مهم است.

در زمینه سیاست خارجی ، موضوع دمکراسی در ایران روز بروز توجه بیشتری را در میان ما ایرانیان سوئد و دیگر شهروندان علاقمند به تحولات ایران، به سوی خود جلب کرده است

پس از تقلب انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری ایران در تابستان سال گذشته و اعتراضات گسترده مردم در ایران و جهان، بسیاری از سیاستمداران سوئد به فریاد آزادیخواهی مردم ایران پاسخ گفتند. اکثر احزاب سیاسی کشور، محکم و صریح از جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران پشتیبانی کردند. حمایت سوسیال دمکراتها و سخنان پرشور رهبر حزب، مونا سالین و دستبند سبز او، انرژی و امید بسیاری به ایرانیان سوئد بخشید که در زمینه حقوق بشر و کسب حقوق دمکراتیک مردم ایران تلاش میکنند.

گرچه خشونت بی حد و مرز رژیم در سرکوب خواست های دمکراتیک مردم، دامنه اعتراضات را محدود کرده است اما عزم مردم در ایجاد دگرگونی های دمکراتیک در ایران بیش از هر زمان دیگری ست. بحران سیاسی و اقتصادی کشور در ماههای اخیر تعمیق بیشتری یافته است. مشروعیت رژیم اسلامی بطور بی سابقه ای تضعیف شده است. بحران اقتصادی و کاهش قیمت نفت، تحریم های اقتصادی، ناتوانی حکومت در اداره اقتصاد کشور، درگیری های داخلی جناح های مختلف قدرت و تنش های جهانی پیرامون مسائل هسته ای ایران خطر تحولاتی خشونت بار را در کشور افزایش داده است. سیاستمداران سوئد تجارب طولانی و گرانبهایی در مدیریت صلح آمیز درگیری ها و پشتیبانی از ایجاد دمکراسی در مناطق مختلف جهان دارند. بنظر ما سوئد میتواند با تکیه بر این پیشینه نقشی برجسته در اتحادیه اروپا و در جهان در جهت کمک به دگرگونی های دمکراتیک در ایران ایفا کند. ایرانیان سوئد نیز امکان ان را خواهند یافت تا در حد تجربه و توانایی های خود به این فرایند کمک کنند.

ما بر این نظریم که دمکراسی را نمیتوان از خارج، چه بوسیله حمله نظامی و چه متد های غیر نظامی مستقر کرد. اما بر آنیم که حمایت جهان از جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران نقشی برجسته در رسیدن این جنبش به هدف های خود دارد. مردم ایران در تظاهرات میلیونی اعتراض آمیزشان پس از تقلب انتخاباتی، روشن و صریح خواستشان را مبنی بر برگزاری انتخابات آزاد و دمکراتیک ابراز کرده اند. ما مایلیم بدانیم که حزب شما چه استراتژی مشخصی را در حمایت از جنش دمکراتیک مردم ایران دنبال میکند.

بنظر ما یک ایران دمکراتیک میتواند نقش بسیار مهمی را در برقراری صلح در خاورمیانه ایفا کند.
بسیار مایلیم بدانیم در صورت پیروزی حزبتان در انتخابات، آیا برنامه ای برای ایفای نقشی برجسته تر در اتحادیه اروپا و سایرعرصه های جهانی پیرامون مساله دمکراسی در ایران دارید؟ اگر دارید، جهات این برنامه چیست؟

با سپاس از پاسخ شما به این خواست از نظر ما مهم انتخاباتی

ابتکار مردم
اتحادیه سراسری ایرانیان مقیم سوئد
جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران - سوئد
جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران – استکهلم
حامیان جنش سبز ایران - استکهلم
دموکراسی سبز
کمیته جهانی دفاع از حقوق دراویش و دانشچویان در ایران


تاریخ : ۰۴ -۰۹-۲۰۱۱
استکهلم




نظر شما درباره این نوشته:







رهبر ایران مسئول خشونت علیه مخالفان است
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

رهبر ایران مسئول خشونت علیه مخالفان است

Sat / 04 09 2010 / 15:16
۱۲ شهریور ۱۳۸۹ – به دنبال سه روز حملهء وحشیانه توسط دهها نیروی مسلح لباس شخصی به محل سکونت مهدی کروبی که سرانجام روز جمعه خاتمه یافت، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت امنیت مهدی کروبی، نامزد ریاست جمهوری سال گذشته و خانوادهء وی را به عهده دارد.

هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این خصوص گفت: “باورکردنی نیست که دهها مامور لباس شخصی که به اسلحهء گرم، گاز اشک آور و سایر سلاح های حکومتی مجهز هستند، در آزار خانوادهء کروبی بدون هیچگونه دخالتی از سوی پلیس و یا سایر سازمانهای انتظامی احساس امنیت کامل داشته باشند.” وی افزود: “شیوهء اجراء این حملات هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد که حکومت ایران آنها را برنامه ریزی کرده است.”

در مصاحبه ای با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، حسین کروبی، فرزند مهدی کروب، اظهار داشت مهاجمان قصد داشتند با استفاده از گاز اشک آور و شلیک تیر، پس از ورود به منزل، اعضاء خانوادهء وی را به قتل برسانند. “انها می خواهند پدر مرا به حاشیه برانند، به نحوی که دیگر خانه اش را ترک نکند و با مطبوعات صحبت نکند. هدف آنها این است که هزینهء ارتباط با پدرم را بالا ببرند، که اگر مردم بخواهند با او ملاقات کنند با خطر روبرو شوند.”

حسین کروبی گفت: “پدر من اعتقاد دارد که حمله کنندگان توسط نیروهای امنیتی و حکومت هماهنگ شده اند و به همین دلیل ما هیچ فایده ای در شکایت کردن برای این اقدامات نمی بینیم، چون می دانیم که به هیچ جا نخواهیم رسید.”

وی به کمپین گفت: “روز جمعه امروز صبح یک جمعیت هفتاد هشتاد نفره با بیست نفر موتور سوار آمدند، خیلی از چیزهایی را که از (حمله) شب گذشته سالم بود را شکستند. شعار وفحش دادند. ساعت نزدیک ۳ بعد از ظهر رفتند وگفتند ما شب بر می گردیم. ما منتظر هستیم که شب تشریف بیاورند.”

وی درخصوص دخالت پلیس گفت: “پلیس ذره ای دخالت نکرد. فقط‌ آن آخر سر که آنها (مهاجمان) خسته شدند وهمه کارهایشان را انجام دادند یگان ویژه (پلیس) آمد و آنها هم رفتند. تنها کسانی که از خانه دفاع کردند محافظین حاج آقا (مهدی کروبی) بودند.”

حسین کروبی با توجه به حمله مهاجمین گفت: “آنها قصد ورود به خانه را داشتند، با ایجادصداهای مهیب و ایجاد رعب ووحشت شیشه ها را شکستند. بعد از آن گاز اشک آور انداختند. بعد چند تیر به داخل خانه شلیک کردند. وقتی سرتیم حاج آقا (مهدی کروبی) رفت با آنها صحبت کند که تیراندازی نکنید، گرفتند آنقدر وی را زدند که زیر ضربات کتک بی هوش شد والان بیمارستان است. شنیدم تا چهارپنج صبح دنبال وی می گشتند ببینند که کدام بیمارستان است تا بروند آنجا او را بزنند. آنها دیروز در خانه راشکستند وآتش زدند و موفق شدند که سه چهار متری وارد خانه شوند. که محافظین تیراندازی کردند و سه چهار نفر از آنها مجروح شدند.”

وی درخصوص شکایت کردن برای حملات چندشب گذشته به منزل پدرش گفت: “از چه کسی شکایت کنیم؟ یک کسانی هستند که بلند می شوند می آیند اینجا فحش های رکیک ناموسی به حاج آقا وحاج خانم می دادند رفتند ماشین های همسایه را زدند خرد کردند. دوتا پنجره های همسایه ها را زدند شکستند. اینها کسانی هستند که کسی حریفشان نیست و یکه تاز میدان هستند ونیروی انتظامی وحشت می کند با اینها برخورد کند.”

حمله به منزل کروبی و تلاش برای آسیب رساندن به وی یک ماه پس از ان صورت گرفت که فرمانده سپاه درخصوص برخورد با رهبران مخالف دولت گفت که به جای حکومت مردم ایران آنچه وی “سران فتنه” نامید را محاکمه خواهند کرد. حمله جمعی از لباس شخصی که باحمایت کامل پلیس انجام شد نشان می دهد که برخورد با رهبران مخالف دولت به صورت رسمی از طریق هواداران دولت و نیروهای امنیتی صورت می گیرد. سردار جعفری گفت: “مردم ایران سران فتنه را محاکمه کرده‌اند؛ اما محاکمه قانونی آنها به موقع و با مصلحت انجام خواهد شد.” وی گفت “امروز عدم وجود محبوبیت آن‌ها بزرگترین محاکمه و ضربه به آن‌هاست چرا که از چشم مردم افتاده‌اند. البته باید برای تلفات و تلفات جانی و مالی پاسخگو باشند.”

کمپین قبلا نگرانی عمیق خود از نقش پلیس و سازمانهای امنیتی در انجام اقدامات خشونت آمیز و هماهنگی حملات سازمان دهی شده به مخالفان حکومت اعلام کرده است.

در خلال اولین دور حملات به آقای کروبی، همسر وی فاطمه کروبی در نامه ای به رهبر انقلاب نوشت که مشکلات بین آقای خامنه ای و همسرش در خصوص “بعضی مسایل که همه آنها را می دانند” نمی تواند دلیل تهدید جان اعضاء خانوادهء کروبی قرار بگیرد. وی همچنین گفت که این حملات در حمایت از رهبری صورت گرفته اند:

“احتراما به اطلاع میرساند که جمعی متعلق به نیروهای بسیج و سپاه در سه شب متوالی، همزمان با شب ضربت خوردن امیر المومنین علی (ع) تا شب شهادت آن امام، با تجمع مقابل مجتمع مسکونی متعلق به ما و اشخاص دیگر اقدام به اهانت، آزار و رنجش همسایگان و تخریب اموال کردند. این گروه سازمان دهی شده که خود را سرباز ولایت نامیدند ….. اوج وحشگیری خود را با بکارگیری الفاظ سخیف علیه همسرم و خانواده، شعار نویسی بر دیوار مجتمع و همسایگان و تخریب اموال نشان دادند. این جرایم مشهود بنام حمایت از حضرتعالی و در مقابل نیروی انتظامی صورت گرفت و جالب آنکه این نیرو حتی جرات نزدیک شدن به این جماعت تحت الحمایه را نداشت.همگان بیاد دارند که در گذشته حرمت رمضان، لیالی قدر و محرم و صفر را حتی آنان که خود را مقید به انجام تکالیف دینی نمی دانستند، رعایت می شد اما امروزه جماعتی از خدا بی خبر (آمران و عاملان) تربیت شده اند که با واژه حرمت به‌ کلی بیگانه اند.”

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نگرانی شدید خود را از خشونت هدایت شده توسط حکومت و اشاعهء جو وحشت و ارعاب از طریق استفاده از نیروهای لباس شخصی که توسط نیروهای امنیتی هماهنگی میشوند را اعلام می دارد.

هادی قائمی در این خصوص گفت: “جامعهء بین المللی باید این اعمال حکومت ایران را به شدت محکوم نماید و خواستار خودداری حکومت ایران از دخالت در اعمال جنایتکارانه بشود. وی افزود: “حمله به خانوادهء کروبی علامت دیگری از سقوط قوهء قضاییهء ایران و موقعیت نابسامان عدالت در ایران و نیاز مبرم به پاسخگویی حکومت ایران نسبت به نقض حقوق بشر در ایران است.”




نظر شما درباره این نوشته:







دادگاه شیوا نظر آهاری برگزار شد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

دادگاه شیوا نظر آهاری برگزار شد

Sat / 04 09 2010 / 12:07




نظر شما درباره این نوشته:







حكایت ترانه مرا ببوس چه بود؟
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

حكایت ترانه مرا ببوس چه بود؟

Sat / 04 09 2010 / 11:50




نظر شما درباره این نوشته:







گزارشی از زندان رجايی شهر
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

گزارشی از زندان رجايی شهر

Sat / 04 09 2010 / 11:36
خبرگزاری هرانا - دکتر سعيد ماسوری زندانی سياسی محکوم به حبس ابد که هم اکنون در زندان رجايی شهر کرج بسر می برد گزارشی از زندان رجايی شهر تهيه تموده است .

متن اين گزارش که در اختيار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زير است:

اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگی‌ به ظاهر در جريان باشد ولی‌ قطعاً در همين کرج کسی‌ نمی‌تواند باور کند که چند متر آنطرفتر يعنی‌ پشت ديوار زندانی که از کنار آن عبور می‌کند چه جهنّم و فاجعه انسانی‌ در حال وقوع است،همانطور که خيلی‌ها در اطراف اردوگاههای داخو و آشويتس هم در حال زندگی‌ بودند و شايد به درستی‌ نمی‌‌دانستند درداخل آن چه می‌گذرد.

مي‌خواهم تنها در يک پلان شمايی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسيار بزرگ مي‌نمايد ولی‌ در واقع به دليل ازدحام جمعيت بسيار کوچک است را به تصوير بکشم. اينجا گويی که دنيايی ديگر است، چيزی شبيه جهنّم در فيلمهای تخيلی‌، آکنده از آتش و دود و چهره‌های سياه سوخته و ژوليده ، بدنهأی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله ای‌ بر اثر زخم نيش شپش ، شلوار هايی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثيف لباسهای پشت و رو پوشيده شده به خاطر شپش، دمپايی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثيف و آلوده، بوی زباله‌های متعفن شده، گنداب توالت های سر ريز شده، استفراغ‌های خشک ناشی‌ از مسموميت‌ها ،خلتهای سينه عفونی‌ شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هايی که در اين فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن می‌‌يابند...همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نميتوانند خود را کنترل کنند به اوج می‌‌رسد و اين همه با فرياد و همهمهٔ سرسام آور زندانيانی که با بطری‌های پلاستيکی سياه شده به عنوان ليوان چای در صفهای انبوه،دو صف ايستاده و يا پشت سر هم در صفهای چند رديفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غيره صف کشيده‌اند ، رخ ميدهد .

چهره‌های تکيده شده ناشی‌ از سو تغذيه ولی‌ پنهان در پشت انبوه ريش و موهای ژوليده ، سرفه‌های دلخراش ناشی‌ از مشکلات ريوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غير متعارف که کودکان قحطی زده آفريقا را تداعی می‌‌کند ، انبوه زندانيان ولو شده در وسط راهروها که يا به خوابی‌ مرگ مانند فرو رفته اند و يا به شکل گرما زده شده وا رفته و با چشمانی بی‌ روح به نقطه ايی از ديوار و سقف خيره مانده و يا چمباتمه به ديوار تکيه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباس‌هايشان می‌‌جويند که در حين عبور انبوه نفرات به آنها ميخورند ، تقريبا عادت کرده اند.

انبوهی ديگر که تنها به خاطر اينکه امکان قدم زدن در اين ازدحام را نمی‌‌يابند تنها و يا دو نفره ايستاده ديگران را تماشا ميکنند و يا با بخيه‌های روی مچ و يا گردنشان که ناشی‌ از خود زنی‌ است بازی ميکنند و عموما هم تکه پارچه يا حوله ای‌ در دست دارند که هم برای خشک کردن عرق سر و صورت هر چند دقيقه به سرو صورت می‌‌کشند و هم به عنوان ماسکی جلوی دماغ و دهنشان می‌‌گيرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به ميزانی‌ کنترل و تحمل کنند و با همه اينها در هياهوی کر کننده بلندگو و يا فريادها يی‌ با فحش‌های رکيک ديگران را به سکوت و رعايت نوبت توالت و حمام و غيره دعوت می‌کند همراه است واين همه را وقتی‌ ميتوانيم بفهميم که بدانيم در جائی‌ که حد اکثر ۹۰ نفر گنجايش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر يک شير صابون يا مايع دستشويی هر ۱۷۰ نفر يک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ريز کرده است) هر ۵ نفر يک متر مربع جا(به همين خاطر از فضای راهرو و راه پله‌ها هم استفاده ميشود) و هر ۵ يا ۶ نفر روی ۱ پتو می‌خوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بيرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زير سقف مطلقاً جا نمی‌‌شوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائی‌ برای ايستادن گير می‌‌آيد و وقتی‌ غذا برای خيلی‌ها تنها روی تکه ايی روزنامه ريخته ميشود به جز داخل هواخوری جائی‌ برای نشستن و خوردن آن نمی‌‌يابند و اين اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگيری را هم در اين ازدحام جمعيت نمی‌‌يابند و خود نيز در معرض انواع بيماريهايند...

و عجب اينکه تلويزيون از بوق سگ‌ تا پاسی از شب از کرامت انسانی‌، جايگاه انسان و حتی مديريت جهانی‌ صحبت می‌کند ولی‌ از اين اوضاع سخنی به ميان نمی ايد چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت با امنيت ملی‌ گره خورده و طرح آن جرمی‌ در رديف اقدام عليه امنيت و نشر اکاذيب است و اگر کسی‌ هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ايی که در وقايع انتخابات دستگير شد به اين وضع اعتراض و آنرا بيان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل می‌‌شود، البته من هم انتظاری غير از اين ندارم ولی‌ اوضاع رجائی شهر ( و البته بقيه زندانها) بسيار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بيخود نيست که برای زندانيان در ايران گوانتانامو و ابو غريب رويايی است دست نيافتنی و اميد اعدام شدن راه خلاصی سهل الوصول تر و بسيار متداول تر است و دست يافتنی تر...

سعيد ماسوری
زندان رجائی شهر
مرداد ۱۳۸۹



نظر شما درباره این نوشته:







گفت‌وگوی عبدالله نوری با مهدی کروبی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

گفت‌وگوی عبدالله نوری با مهدی کروبی

Sat / 04 09 2010 / 10:32




نظر شما درباره این نوشته:







استقبال آمريکا از تحريم‌های تازه ژاپن عليه ايران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

استقبال آمريکا از تحريم‌های تازه ژاپن عليه ايران

Sat / 04 09 2010 / 10:24
رادیو فردا: وزارت امورخارجه و وزارت خزانه داری آمريکا روز جمعه با انتشار بيانيه مشترکی، از اقدام ژاپن در جهت اجرای تحريم های شورای امنيت عليه ايران استقبال کردند.

ايالات متحده از تحريم های تازه ژاپن عليه ايران که در واقع اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل است استقبال کرده و گفته است: چنين اقدامی گام چشمگيری در جهت مبارزه با گسترش و توليد سلاح های اتمی در جامعه بين المللی است و از ساخت چنين سلاح هايی توسط ايران جلوگيری می شود.

دولت ژاپن روز جمعه تحریم های تازه‌ای را علیه ایران تصویب کرد. این تحریم ها شامل مسدود کردن دارایی‌های ۸۸ شرکت، ۱۵ بانک و ۲۴ نفر می‌شود. این کشور پیش از این نیز در چارچوب اعمال تحریم علیه ایران، دارایی‌های ۷۵ شرکت و ۴۱ نفر را مسدود کرده‌بود.

در بيانيه مشترک وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمريکا آمده است:«ژاپن با اين اقدام به ساير کشورهای مسئولیت پذیری همچون اتحاديه اروپا، استراليا، کانادا و نروژ پيوسته است. کشورهایی که به خاطر سر پيچی ايران از تعهدات بين المللی اش به اجرای تحريم های خود عليه تهران اقدام کرده اند.»

در خردادماه سال جاری شورای امنیت سازمان ملل متحد چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران را تصویب کرد. به دنبال تصویب این قطعنامه، آمریکا، اتحادیه اروپا، استرالیا و کانادا تحریم های مضاعفی را علیه ایران اعمال کردند.

کشورهای غربی ایران را متهم می کنند که در پوشش برنامه هسته ای خود در صدد دستیابی به تکتولوژی ساخت سلاح اتمی است. ایران با رد این اتهام می گوید برنامه هسته ای این کشور برای تامین انرژی است.

این تصمیم «بدون هزینه نخواهد بود»

در بخش ديگری از بيانیه مشترک وزارت امور خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا آمده است: «ما به ويژه اين اقدام ژاپن که شماری از نهادها و افراد ايرانی را که در ارتباط با برنامه هسته ای ایران هستند مورد تحريم قرار داده تحسين مي کنيم، از جمله شماری از بانک های ايران همچون بانک ملت، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، و خطوط کشتيرانی ايران.»

در بيانيه مشترک دو وزارتخانه آمريکا همچنين تصریح شده است: «اين تحريم ها همراه با کنترل مالی ژاپن در مورد تمام معاملات مالی اش با ايران، ممنوعيت انتقال اقلامی که مصارف دو گانه و يا اقلام حساسی که مي تواند کاربرد در توليد تسليحات هسته ای داشته باشد، همین طور سرمايه گذاری و يا فروش تکنولوژی مربوط به بخش انرژی همه وهمه انزوای ايران را در نظام مالی بين المللی، و صنعتی تعميق مي بخشد.»

در بخش ديگری از این بيانيه آمده است: «چنين اقدامی از سوی ژاپن، نهادهای بانکی و بازرگانی اين کشور را نيز از اقدامات مداوم و غير- قانونی ايران محفوظ نگاه می دارد.»

در این بیانیه مشترک همچنین با اشاره به روابط گسترده تجاری ايران و ژاپن تصریح شده است:«بدون ترديد تصميم ژاپن دایر بر اجرای کامل قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنيت سازمان ملل متحد بدون هزينه نخواهد بود.»

در بخش ديگر اين بيانيه آمده است:«اقدام ژاپن درواقع بيانگر رای جامعه جهانی است که رهبران ايران را با اين گزينه روبرو مي کند: یا به تعهدات بين المللی خود عمل می کند تا از منافع سودمند آن در پيوستن به جامعه جهانی بهره گيريد ويا اين که به عدم پذيرش مسوليت های خود ادامه داده و با انزوای روز افزون و پيامدهای آن روبرو می شود.»

این بیانیه می افزاید:ما کوشش های بی سابقه ای را برای تعامل با ايران به کار برده و هنوز هم برای حل مساله فعاليت های هسته ای ايران و رفع نگرانی های جامعه بين المللی، خود را به تلاش های ديپلماتيک متعهد مي دانيم. ولی براين باوريم که فشارهای بيشتر بر ايران بهترين راه برای رسيدن به اين هدف است. ما از ساير کشورها مي خواهيم تا با پيروی از ژاپن و با به کارگيری تدابير شديدی، از تلاش های بين المللی عليه ايران پشتيبانی کنند.



نظر شما درباره این نوشته:







برای محو اسرائیل دنبال بهانه می‌گردیم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

برای محو اسرائیل دنبال بهانه می‌گردیم

Fri / 03 09 2010 / 15:19




نظر شما درباره این نوشته:







مسجد قبا بر روی نمازگزاران بسته شد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

مسجد قبا بر روی نمازگزاران بسته شد

Fri / 03 09 2010 / 14:54




نظر شما درباره این نوشته:







نمی‌توان با زور در مقابل اراده ملتی حق‌جو ایستاد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نمی‌توان با زور در مقابل اراده ملتی حق‌جو ایستاد

Fri / 03 09 2010 / 13:41
به‌دنبال حمله عده‌ای اراذل و اوباش بسیجی‌نما در ماه مبارک رمضان و ایام شب‌های قدر به‌منزل حجت‌الاسلام‌ والمسلمین مهدی کروبی، حزب اعتماد ملی با صدور بیانیه‌ای این تهاجم وحشیانه را محکوم کرد.

به‌گزارش سحام‌نیوز متن بیانیه حزب اعتماد ملی به‌شرح ذیل است:

انا لله و انا الیه راجعون

در آستانه روز قدس و شب‌های قدر، منزل مجاهد نستوه حضرت حجت‌الاسلام‌ والمسلمین مهدی کروبی فرزند مجاهد نستوه مرحوم ملا احمد کروبی و یار دیرین رهبر فقید انقلاب اسلامی، امیرالحاج و نماینده و حبیب امام خمینی(ره) و رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی و دبیرکل حزب اعتماد ملی که مورد ستایش و عنایت ویژه امام راحل بود برای چندمین‌ بار مورد تهاجم سازمان‌یافته و مسلحانه جمعی مزدور حکومتی واقع شد.

با کمال تأسف جمعی از اراذل و اوباش تحت حمایت نیروهای بسیج و سپاه، مدت ۵ روز است که حمله به‌منزل حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی کروبی را در دستور کار خویش قرار داده و در تهاجمی سازمان‌یافته به‌طور مکرر اقدام به‌حمله مسلحانه و استفاده از سلاح گرم و پرتاب کوکتل مولوتف و ایجاد حریق و قطع آب، برق و … کرده و بنا به‌اظهارات بانوی مجاهد سرکار خانم فاطمه کروبی قصد به‌شهادت رساندن حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی کروبی را داشته‌اند.

این اوباش اجیر شده بعد از آتش زدن در منزل، قصد ورود به‌داخل منزل آقای کروبی را داشته‌اند که منجر به‌درگیری مسلحانه و زخمی شدن تعدادی از مهاجمان و از جمله آقای یاری سر تیم محافظان آقای کروبی شده است که هم‌اکنون در حالت اغما در بیمارستان بستری است.

با کمال تأسف نیروهای انتظامی نه‌ تنها در مقابل مهاجمان عکس‌العملی نشان نداده‌اند،‌ بلکه قرائنی نشانگر این نکته بوده است که مهاجمان مسلح مورد حمایت پلیس نیز بوده‌اند!

ظاهرا بهانه مزدوران مهاجم، جلوگیری از حضور حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس بوده است.

این‌گونه وحشی‌گری‌ها توسط مزدوران اصحاب قدرت، ادل دلیل بر دروغ‌پردازی هیأت حاکمه مبنی بر داشتن پایگاه مردمی و حدود ۲۵ میلیون رأی در میان مردم و ترس آنان از حضور حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی و دیگر رهبران جنبش اصلاحی از جمله آقای میرحسین موسوی در میان مردم است.

اگر واقعا این دولت در ادعای خویش در کسب ۲۵‌میلیون رأی صادق است، پس چرا این‌همه از حضور آقای کروبی در میان مردم واهمه دارد؟!

آقای کروبی شخصیتی شناخته شده و مبارز است که در مبارزات پیش از انقلاب اسلامی به‌تعبیر امام راحل در صف اول مجاهدان اسلام بوده و سال‌های زیادی از عمر خویش را در تبعید و زندان‌های رژیم سابق سپری کرده و برای پیروزی انقلاب اسلامی انواع و اقسام مضایق و مشکلات را تحمل کرده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همواره مورد عنایت خاص رهبر فقید انقلاب اسلامی بوده و در زمانی که برخی از اصحاب قدرت و ثروت فرزندان خویش را برای تحصیل به‌اروپا و … اعزام می‌کردند، همراه مردم فرزندان خویش را به‌جبهه اعزام کرده و یکی از آنان در راه دفاع از اسلام، وطن و شرف و ناموس این ملت از جمله مادران و خواهران این بسیجیان جبهه ندیده به‌افتخار جانبازی نائل آمده است.

حزب اعتماد ملی فاجعه تأسف‌بار تعرض به‌منزل مسکونی دبیرکل محترم خود، مجاهد نستوه حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی کروبی را محکوم می‌کند و به‌اصحاب قدرت و ثروت متذکر می‌شود که مسؤولیت هرگونه تعرض به‌ معظم‌له و دیگر رهبران جنبش اصلاحی ملت ایران را مستقیماً متوجه کسانی می‌داند که نیروهای مسلح، امنیتی و قضایی از آنان دستور می‌گیرند و به‌بهانه حمایت از آنان اقدام به‌ این اقدامات وحشیانه می‌کنند.

حضور در میان مردم، برگزاری هرگونه تجمع و شرکت در راهپیمایی و اعتراض به‌عملکرد حکومت بر اساس اصول مصرح قانون اساسی حق طبیعی آحاد ملت ایران است و هیچ مقامی نمی‌تواند این حق قانونی و مشروع را از مردم، احزاب و … سلب کند.

اگر اصحاب قدرت و ثروت می‌پندارند که با به‌‌منصه ظهور رساندن احقاد بدریه و حنینیه و با تهاجم سازمان‌یافته و وحشیانه به‌بیوت پیشتازان انقلاب اسلامی حضرات آیات عظام حسینعلی منتظری(ره) یوسف صانعی، سیدعلی‌محمد دستغیب، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی و … می‌توانند از رهبران دیروز انقلاب اسلامی و امروز جنبش اصلاحی ملت ایران انتقام بگیرند و با ایجاد رعب و وحشت مانع تحقق مطالبات به‌حق ملت ایران شوند، کور خوانده‌اند؛ زیرا هرگز نمی‌توان با تکیه بر زر و زور و تزویر و اسلحه در مقابل اراده ملتی حق‌جو و عدالت‌خواه ایستاد و به‌قول آن شاعر فلسطینی:

إذا الشعب یوما ً أراد الحیاة
فلابدّ أن یستجیب القــدر
و لابـدَّ للـّیـل أن ینجلی
و لابدّ للقید أن ینکســـر

زمانی که ملت اراده حیات کند
پس تقدیر ناگزیر از‌ اجابت آن است
و چاره‌ای برای شب نیست مگر این‌که سپری شود
و زنجیرها بناچار باید گسسته شوند

اگر روزی رهبر فقید انقلاب اسلامی به‌پیشنهاد فقیه عالی‌قدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری(ره)، جمعه آخر ماه رمضان را به‌عنوان روز قدس اعلام کرد، هدف دفاع از ملت فلسطین و همه ملت‌های مظلوم و مبارزه با اشغالگری و نفی هرگونه خشونت و مبارزه با هر نوع استعمار، استثمار، استبداد و ستم و تجاوز بود، ولی متأسفانه امروز این میراث بزرگ انقلاب اسلامی و دیگر یادگارهای دوران پرشکوه مبارزات ملت بزرگ ایران تبدیل به‌ابزاری برای تحمیل سیاست‌های ویرانگر جمعی تازه به‌دوران رسیده و سرکوب صاحبان اصلی انقلاب اسلامی و ملت ایران شده است؛ به‌طوری که با کمال تأسف بدیهی‌ترین حق شهروندی، یعنی امنیت مردم و خانواده آنان توسط مسؤولان تأمین امنیت مردم مورد تعرض قرار می‌گیرد و در راستای ایجاد فضای رعب و وحشت، هیچ حرمتی حفظ نمی‌شود و اقدام به‌‌وحشی‌گری‌هایی می‌شود که در تاریخ اسلام و ایران بی‌سابقه بوده است.

حمله سازمان‌یافته به‌بیوت مراجع تقلید، روحانیون بلندپایه و افراد مورد احترام ملت و هتک حرمت خانواده آنان و کشیدن چادر از سر زن مسلمان از افتخاراتی است که فقط نصیب هیأت حاکمه فعلی شده است!

قریب ۱۴۰۰ سال است که علما و ذاکران شیعه در عزای اباعبدالله الحسین(ع) و تقبیح عملکرد سپاهیان یزید بر روی منابر می‌خوانند:

شمر از فرماندهان خشن و جنایتکار سپاه کوفه و شام در کربلا و از مهم‌ترین جنایات شرم‌آور او، بریدن سر مبارک امام حسین(ع) بود.

زمانی‌که تنها امام حسین(ع) باقی مانده بود و سپاه خون‌آشام کوفه و شام از هرسو حضرت را هدف تیر و سنگ و شمشیر و خنجر قرار داده بودند، ناگهان شمر با جماعتی بین امام و خیمه‌های آن حضرت قرار گرفت، به‌طوری‌که امام(ع) احساس کرد که آنان قصد تعرض به‌خیام و خانواده او را دارند، لذا فریاد برآورد:

«ویلکم یا شیعه آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون یوم المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم؛ وای برشما ای پیروان آل ابوسفیان، اگر شما دین ندارید و از حساب روز قیامت نمی‌ترسید، پس لااقل، در دنیای خود آزاد مرد باشید!»

شمر در پاسخ امام(ع) فریاد زد: «ای پسرفاطمه! چه می‌گویی؟!»

امام(ع) فرمود: «من با شما می‌جنگم، شما اگر دین ندارید و از حساب روز قیامت نمی‌ترسید، پس لااقل، در دنیای خود آزادمرد باشید و به‌اصل و نسب عربی خود برگردید و از گمراهان و متجاوزان خود جلوگیری کنید و تا من زنده‌ام متعرض حرم من نشوید!»

شمر گفت: «ای پسرفاطمه، متعرض حرم نخواهند شد.»

آن‌گاه شمر به‌سپاه خود خطاب کرد: «همه متوجه حسین(ع) شوید و کار او را تمام کنید.»

اکنون چه شده که حکومتی که بر بنیاد فقه اسلام و تشیع و نام و یاد امام حسین(ع) تأسیس گردیده، این‌گونه نه‌ تنها ارزش‌های اسلامی، بلکه ارزش‌های انسانی مورد قبول جوامع بشری را زیر پا می‌گذارد و در شب‌های مقدس ماه مبارک رمضان و قدر به‌‌‌یک مجتمع مسکونی که حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در آن ساکن است حمله می‌کند و خانواده‌های بسیاری را مورد هتک و بی‌حرمتی قرار می‌دهد؟!

و حال این‌که بانوی مجاهد سرکار خانم فاطمه کروبی پیشاپیش این نکته بدیهی مورد احترام اسلام و فطرت انسانی را متذکر شده بود که اختلاف با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی چه ربطی به‌حق زیستن خانواده او و همسایگان او دارد؟!

حزب اعتماد ملی ضمن اعلام حمایت قاطع از دبیرکل محترم خود حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی این اقدامات وحشیانه را محکوم می‌کند و مسؤولیت هرگونه حادثه‌ای را در این زمینه متوجه هیأت حاکمه و بلندپایه‌ترین مسؤولان حکومت می‌داند و از مسؤولان کشور می‌خواهد که بر سر عقل آیند و بیش‌از این مصالح و منافع ملت مظلوم ایران و فلسطین را قربانی معاملات سیاسی پشت پرده و منافع شخصی خود نکنند.

نمی‌توان از یک طرف دم از جذب حداکثری و دفع حداقلی زد و از سوی دیگر بدیهی‌ترین حقوق شهروندان و شخصیت‌هایی هم‌چون آقای کروبی را به‌دست عده‌ای اوباش حکومتی پایمال کرد!

حزب اعتماد ملی هم‌چنین از مراجع عظام تقلید، علما و روحانیون آزاده می‌خواهد که با اعلام نظر صریح و رسمی خویش در محکومیت این‌گونه وحشیگری‌هایی که به‌‌نام اسلام و روحانیت می‌شود، ساحت پاک اسلام، مرجعیت و روحانیت را از این‌گونه ننگ‌ها پاک سازند.

حزب اعتماد ملی از ملت رشید ایران نیز می‌خواهد که با حفظ آرامش و جلوگیری از دادن بهانه به‌دست اقتدارگرایان و حمایت همه‌جانبه از رهبران جنبش اصلاحی ایران به‌ویژه حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی مانع پیشروی اقتدارگرایان و خشونت‌طلبان شوند.

۱۲/۶/۱۳۸۹ مطابق با ۲۳رمضان ۱۴۳۱ روز جهانی قدس

حزب اعتماد ملی


***


از ساعت ۸ امروز تعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با تجمع درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا کردند.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز تجمع این افراد با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس صورت پذیرفته است.

براساس همین گزارش ، از شب گذشته خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی قطع گردیده شده است و عملا ارتباط تلفنی با وی مقدور نیست.

به گزارش سحام نیوز، از دقایقی قبل تعداد زیادی موتور سوار اقدام به محاصره‌ی تمامی کوچه های اطراف منزل مهدی کروبی نمودند. با ورود این افراد دور جدیدی از تهاجمات در حال تدارک و سازماندهی میباشد. این افراد قصد ورود به منزل را دارند.

شب گذشته در پی حمله این افراد به منزل مهدی کروبی خسارت های سنگینی وارد آمد. در پی این اقدام سرتیم محافظان وی به شدت آسیب دید و در حالت اغما به بیمارستان منتقل شد.


تماس تلفنی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با مهدی کروبی


سحام نیوز: میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در تماسی تلفنی (تلفن همراه) با مهدی کروبی، اقدامات سخیف و نابخردانه ی جمعی مسلمان نما را محکوم کردند.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز میرحسین موسوی ضمن اعلام آمادگی برای حرکت به سمت منزل مهدی کروبی و حضور در کنار ایشان گفت:” متاسفانه این افراد چیزی از آبروی کشور باقی نگذاشته اند و وضع کشور را به این صورت درآورده اند.”

مهدی کروبی نیز ضمن تشکر از آقای موسوی به ایشان گفت:” شما خود در صف اول مبارزه ایستاده اید.” آقای کروبی در ادامه افزود:” آنچه که اکنون مهم است، دفاع از آزادی و حقوق بر حق مردم است.”








نظر شما درباره این نوشته:







بیانیه سازمان ادوار تحکیم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بیانیه سازمان ادوار تحکیم

Fri / 03 09 2010 / 9:40




نظر شما درباره این نوشته:







ژاپن تحريم‌هایی یک‌جانبه علیه ايران تصویب کرد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ژاپن تحريم‌هایی یک‌جانبه علیه ايران تصویب کرد

Fri / 03 09 2010 / 9:24




نظر شما درباره این نوشته:







فرزند سکینه محمدی: ما را تلفنی تهدید می‌کنند
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

فرزند سکینه محمدی: ما را تلفنی تهدید می‌کنند

Fri / 03 09 2010 / 9:22




نظر شما درباره این نوشته:







موسوی حمله به منزل کروبی را محکوم کرد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

موسوی حمله به منزل کروبی را محکوم کرد

Fri / 03 09 2010 / 8:33
در پی اقدامات وحشیانه‌ی «اوباش بسیجی نما» و حمله سازمان یافته‌ی دولتی به منزل آقای کروبی، میرحسین موسوی در پیامی ضمن تقبیح این عمل، آن را نشان از گم کردگی راه اقتدارگرایان و همچنین مقوم اراده‌ی مردم برای نیل به آزادی دانست.

به گزارش کلمه متن پیام موسوی به شرح زیر است:

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون

حمله اوباشان رو سیاه به منزل حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار شجاع مردم در شب قدر نشان از ره گم کردگی اقتدار گرایان است. آنها با این اقدامات سازمان یافته که حدود ۵ روز است زیر نظرنیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده است نشان دادند که اشغال قدس شریف و دشمنی با اسرئیل بهانه است دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیتهای امثال او و سایر آزادیخواهان است. همانطور که در ۲۲ بهمن نشان داده شد که مقصد اقتدار گرایان نه جشن پیروزی انقلاب بلکه مراسمی برای چنگ و دندان نشان دادن به آزادی خواهان و ملت سبز ایران است.

فاجعه حمله به منزل جناب آقای کروبی که به دنبال حمله به منازل مراجع عالیقدر در قم و شیراز صورت می گیرد بهترین نشان خوف اقتدار گرایان از جنبش مردمی و نیز بهترین دلیل برای ابزاری شدن همه شعار ها و مراسم و مناسک اسلامی وانقلاب است طرفه آنکه از سوی سازمان دهندگان این اقدامات مفتضحانه، سال و روز هم برای پایان عمر ظلم اسرئیل اعلام می شود. ما می گوئیم شما با این اقدامات سیاه و نفرت بر انگیز اراده معطوف به آزادی مردم را نمی توانید سد کنید بلکه راه نیل به آزادی را برای آزادی خواهان کوتاه تر می کنید.

میرحسین موسوی




نظر شما درباره این نوشته:







نیروهای نظامی - امنیتی و دخالت در انتخابات
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نیروهای نظامی - امنیتی و دخالت در انتخابات

م رها

Fri / 03 09 2010 / 8:21
در كشورهای دمكراتیك و قانونمند وظیفه‌ی نیروهای امنیتی و نظامی را دفاع از استقلال و منافع ملی، پاسداری از قانون اساسی و اجرای كامل آن، دفاع از حرمت شهروندان، نگهبانی از آزادی جمعی و حریم خصوصی افراد، و سرانجام حراست از عادلانه بودن، رقابتی بودن انتخابات و احترام به آراء مردم از راه عدم دخالت در سیاست و انتخابات تشكیل می‌دهد. در استبداد دینی این نیروها به ابزار سركوب یك جناح اقلیت در می‌آید كه برای حفظ قدرت از هیچ گونه تجاوزی به حقوق و آزادی‌های جمعی و فردی شهروندان روی گردان نیست و در غارت منابع ملی حد حصری قایل نیست. چرا كه مملكت را ملك انحصاری خود به شمار می‌آورد.

تجاوز به حقوق شهروندان در زیر سایه ولی مطلقه از جمله از راه پایمال كردن حق تعیین سرنوشت ملت كه با شركت در یك انتخابات آزاد و دمكراتیك میسر است، به تحقق می‌رسد. بازبینی دوره‌های انتخاباتی گوناگونی كه حداقل پس از پیروزی محمد خاتمی در كشور انجام شده است نشان می‌دهد كه نیروهای سپاه و بسیج با دخالت در انتخابات، بزرگترین نقش را در تهی كردن محتوی جمهوریت نظام و تحكیم استبداد دینی ایفا نموده‌اند. بازخوانی این دخالت‌ها كه با اعترافات و اظهارات برخی از سرداران سپاه نیز همراه است این امر را روشن تر می‌سازد.

١- دوره دوم شوراها
محافظه كاران و نیروهای امنیتی - نظامی در دوره اول اصلاحات در یافتند كه اصلاح طلبان را باید از همان راهی كه بقدرت رسیده‌اند (یعنی صندوق‌های رأی) از دایره‌ی قدرت بیرون راند. برای انجام این كار حلقه امنیتی - نظامی پرنفوذی كه برگرد رهبری شكل گرفته بود [١] با كمك برخی از عناصر محافظه كار، "شورای هماهنگی نیروهای انقلاب" را تشكیل داد كه برای پیروزی در انتخابات دوره‌ی دوم شوراها برنامه ریزی نمود. پیش از هرچیز برخلاف دوره‌های گذشته، لیست‌های انتخاباتی مورد نظر این ستاد در شهرستان‌های مختلف با نام‌های گوناگون انتشار یافت (آبادگران در تهران). دوم، پایگاه‌های بسیج (به فرماندهی احمدی مقدم فرمانده فعلی نیروهای انتظامی) و سپاه با تمام امكانات وارد كارزار انتخاباتی شدند. پروژه دخالت نظامیان با نام "طرح بصیرت" و آموزش‌های عقیدتی - سیاسی و تشكیلاتی آغاز شد. افزون براین آموزش‌های تشكیلاتی لازم برای جمع آوری رأی به آنها داده شد. هر بسیجی موظف شد كه آراء حداقل ده نفر از اعضای خانواده و آشنایان را در روز انتخابات مدیریت كند. فعالیت‌های سیاسی - ایدئولوژیك انتخاباتی نیز از راه "‌هادیان سیاسی سپاه" سازماندهی گردید. سوم، صدا و سیما در زمان برگزاری انتخابات با تمام ابزارهای تبلیغاتی شوراهای دوره‌ی اول را كه بیشتر در دست اصلاح طلبان بود بباد انتقاد گرفت. تحریم انتخابات نیز به یاری محافظه كاران آمد و نقشه نیروهای امنیتی - نظامی پیروز شد.

٢- مجلس هفتم
در انتخابات مجلس هفتم دوباره دست پنهان حلقه‌ی ذی نفوذ از آستین درآمد و با تشكیل "شورای هماهنگی نیروهای انقلاب" به كمك نیروهای بسیج و سپاه و "لشگر ناظران" شورای نگهبان و بخش کارشناسان ویژه بررسی‌ صلاحیت‌ها (اطلاعات سپاه) وارد كارزار انتخاباتی شد. گزارش مفصل دولت خاتمی در باره سازمان اطلاعات موازی سپاه و افشاگری‌های بهزاد نبوی از فعالیت‌های این سازمان و قرارگاه ثاراله نیز نتوانست از دخالت نظامیان در انتخابات جلوگیری كند. بدنبال تحصن بسیاری از نمایندگان مجلس برای اعتراض به رد صلاحیت‌های گسترده اصلاح طلبان، حلقه ذی نفوذ این حركت را به عنوان توطئه‌ای برای عقب انداختن انتخابات تعبیر كرد كه خشم ولی مطلقه را به همراه داشت. سرانجام شورای نگهبان با استناد به گزارشات كارشناسان سازمان اطلاعت موازی سپاه از تأیید صلاحیت كاندیداهای كلیدی اصلاح طلب خودداری كرد و مجلس هفتم به دست اصولگرایان افتاد.

٣- ریاست جمهوری دوره‌ی نهم
در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری حلقه نظامی - امنیتی اطراف رهبری با همان ابزارهای دو انتخابات گذشته وارد كارزار شد با این تفاوت كه به این نتیجه رسید كه به یاری راست سنتی نیازی نیست و این حلقه از سازوكارهای لازم برای پیروزی در انتخابات برخوردار است. بنابراین جلسات اصلی انتخابات بدون حضور سیاسیون (ناطق، باهنر، توكلی، لاریجانی..) و با شركت مجتبی‌ خامنه‌ای، حجازی، ذوالقدر، نقدی، طائب و رمضانی تشکیل شد. این حلقه موفق شد كه به گفته ذولقدر "عملیات پیچیده و چند لایه"‌ای را برای پیروزی كاندیدای مورد علاقه‌اش به اجرا گذارد: در لایه اول قرار بود قالی‌باف كه براساس ارزیابی‌های حلقه، قابلیت‌های لازم برای جذب رأی طبقه متوسط شهری (پایه اجتماعی اصلاح طلبان) را داراست به ریاست جمهوری رسد اما بسیج و نیروهای امنیتی از پیشرفت مبارزات انتخاباتی وی گزارشات ناامید كننده‌ای ارائه می‌دادند بنابراین احمدی نژاد كه با شعارهای عدالت‌خواهانه و عوام‌گرایانه در جذب آرای تهیدستان شانس بیشتری داشت سوار ماشین رأی حلقه ذی نفوذ گردید.‌ هاشمی و اصلاح طلبان نیز قالیباف را مهره اصلی حلقه نظامی - امنیتی به شمار می‌آوردند و از این روی بیشترین حملات را متوجه وی ساختند كه به سود احمدی نژاد تمام شد. در لایه‌ی دوم صلاحیت دو كاندیدای دیگر اصلاح طلبان صورت گرفت كه به شكسته شدن بیشتر اراء انها بیانجامید و باوجودی كه مجموع آراء اصلاح طلبان بیشتر بود مهره خاموش نیروهای نظامی امنیتی توانست باكمك "برنامه‌ی پیچیده" و دستكاری در آراء به جای كروبی به دور دوم راه یابد.

٣- دوره سوم شوراها
در انتخابات دوره سوم شوراها اطرافیان احمدی نژاد كه با توجه به انتخابات ریاست جمهوری نهم نسبت به توانایی‌های خود توهم داشتند بنام "رایحه خوش خدمت" وارد پهنه‌ی انتخابات شدند. در این دوره حلقه ذی نفوذ حمایت اش را از یاران احمدی نژاد دریغ داشت و نیروهای بسیج و سپاه پشت سر قالیباف قرار گرفتند. اصلاح طلبان نیز با توجه به رد صلاحیت‌های گسترده از حضور در انتخابات با كاندیداهای سرشناس در میان مردم محروم گردیدند. در این انتخابات هواداران احمدی نژاد شكست سختی را متحمل شدند اما قالیباف توانست با رأی شورا شهردار تهران شود.

٤- دوره سوم مجلس خبرگان
در دوره سوم انتخابات مجلس خبرگان در میان حلقه نظامی - امنیتی در مورد‌ هاشمی رفسنجانی اختلاف نظر وجود داشت. برخی تضعیف ‌هاشمی را به حذف وی ترجیح می‌دادند كه با نظر رهبر نیز همخوانی داشت. بنابراین تصمیم گرفته شد كه‌ هاشمی به مجلس راه یابد اما در رتبه‌ی آخر نمایندگان انتخاب شده‌ی تهران جای گیرد. بنابراین امكانات بسیج و سپاه، شورای نگهبان و لشگر ناطران در چهارچوب تضعیف ‌هاشمی بسیج شد البته قرار شد كه همراهان احمدی‌نژاد پروژه حذف‌ هاشمی را دنبال كنند.‌ هاشمی پیش از هر چیز در دیداری با رهبری شرط شركت در انتخابات را عدم دخالت سپاه و بسیج و لشگر ناظران اعلان كرد كه از سوی ولی مطلقه پذیرفته شد. سپس با تغییر آئین نامه انتخابات مجلس خبرگان (كه بوسیله این مجلس تهیه می‌شود) امكان حضور نمایندگان كاندیداها در پای صندوق‌های رأی را فرام ساخت. بدین ترتیب وی از شمار آرائش در تك تك صندوق‌ها قبل از اعلام رسمی نتیجه انتخابات آگاه بود و توانست جلوی تقلب گسترده در انتخابات را بگیرد. هنگامی كه اعضای شورای نگهبان بوی گفتند كه در رتبه‌ی بیستم قرار گرفته است این سیاستمدار كاركشته با قاطعیت و با سند پاسخ داد كه با فاصله بسیار زیاد از نفر دوم تهران به پیروزی رسیده است و آنهارا تهدید كرد كه دست از "شیطنت" بردارند.

٥- انتخابات مجلس هشتم
در این دوره حلقه ذی نفوذ با راه كارهای گذشته وارد كارزار انتخاباتی شد با این فرق كه سهم اصلاح طلبان از ٨٠ نماینده دوره هفتم به ٤٠ نماینده كاهش یافت. نظامیان و نیرهای امنیتی باور داشتند كه با باز گذاشتن روزنه‌ی كوچكی برای اصلاح طلبان می‌توان از اتحاد استراتژیك آنها جلوگیری كرد. بنابراین رقابت در میان جناح راست سنتی و راست افراطی به سركردگی احمدی نژاد صورت گرفت.

٦- كودتای انتخاباتی ١٣٨٨
راه اندازی كودتای سال ٨٨ در چهارچوب طرح "دهه چهارم انقلاب" [٢] كه در تهیه آن نیروهای امنیتی - نظامی نقش محوری ایفا نمودند، قابل بازخوانی است كه در نوشته جداگانه‌ای جزئیات آنرا بیان خواهم كرد. براساس این طرح می‌بایست دولتی هماهنگ با اهداف سه گانه زیر بر سركار آید:
١- ایجاد سازوكارهایی لازم برای منتفی ساختن پروژه دوگانه تغییر رژیم از راه یورش خارجی و یا تحقق دمكراسی بوسیله نیروهای داخلی.
٢- حذف اصلاح طبان برای یكدست كردن رژیم كه از جمله مورد نظر نیروهای نظامی امنیتی است.
٣- حذف و یا تضعیف هرچه بیشتر ‌هاشمی رفسنجانی و تكنوكرات‌های همراه وی بعنوان مانعی بر سر راه رهبری سوم.

برای رسیدن به هدف‌های بالا احمدی نژاد به عنوان بهترین چهره تشخیص داده شد كه در دروغگویی، ریا كاری و تقلب، گوی سبقت را از همردیفانش ربوده است. بازخوانی رویدادهای پس از این كودتا از حوصله این نوشته خارج است اما برای روشن كردن بخش كوچكی از دخالت‌های نیروهای امنیتی سپاه و بسیج در این انتخابات شاهدی گویا تر از گفته‌های سردار مشفق كه ظاهرا ً از فرماندهان قرارگاه ثاراله است نمی‌توان یافت. وی در این گفتار به قطع اس ام اس‌ها تا یورش به ستادهای انتخاباتی موسوی، نشر اكاذیب علیه كاندیدهای رقیب احمدی‌نژاد، ایجاد شرایطی برای انصراف لاریجانی از شركت در انتخابات، كوشش در ایجاد تفرقه میان كاندیداهای اصلاح‌طلب و ده‌ها اقدام غیر قانونی و متقلبانه دیگر اقرار می‌كند. كاركردهای غیرقانونی سپاه و نیروهای امنیتی در تدارك كودتای انتخاباتی به سود نماینده راست افراطی بحدی آشكار و توجیه ناپذیر است كه حتی سعیدی نماینده ولی مطلقه در سپاه نیز در مصاحبه با روزنامه شرق از اظهار نظر در مورد آن خودداری می‌كند![٣]

اظهارات اخیر سردار جوادی نیز در مصاحبه با خبرگزاری فارس حاكی از دخالت مجدد نیروهای نظامی - امنیتی در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی است. وی در این گفتار شرایط شركت در انتخابات پیش رو را موضع‌گیری علیه جنبش سبز و رهبران آن ذكر كرده است. وی می‌گوید: "...عناصر سیاسی كه به مبانی و اركان نظام اعتقاد دارند باید با آشكار شدن وابستگی سران فتنه به بیگانگان و دشمنان، موضع خود را روشن و تعیین تكلیف كنند؛ چراكه اگر اینكار را نكنند، با كسی تعارف وجود ندارد و قطعا شورای نگهبان در احراز صلاحیت‌ها به وظیفه قانونی خود عمل خواهد كرد." [٤]

دخالت آشكار مسئول اداره سیاسی سپاه در كنار ادعای جنتی مبنی بر دریافت یك میلیارد دلار از سوی رهبران جنبش و تكرار آن بوسیله وزیر اطلاعات دولت كودتا نشان می‌دهد كه در میان بازی گران صحنه‌ی سیاست در ایران، مثلت سپاه، شورای نگهبان و دولت كودتا در صورتی كه با مشكلی مواجه نشوند از هم اكنون بطور آشكار در تدارك انتخاباتی فرمایشی‌اند كه بر پایه آن مجلس آینده از نیروهای راست افراطی و طرفداران كودتا پر خواهد شد.

٩ شهریور ١٣٨٩

----------------
١-٢- چشم‌اندازهای جنبش سبز: طرح "دهه چهارم انقلاب اسلامی" و "گفتمان تعالیِ" حکومت کودتا،
جمعی از فعالان سیاسی ایران، خرداد ٨٩

٣- گفتگوی جالب با نماینده ولی فقیه در سپاه، تابناك ٣٠ مرداد ٨٩
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=115456

٤- هشدار معاون سیاسی سپاه: عناصر سیاسی موضع خود را روشن کنند، با کسی تعارف نداریم، گویا نیوز به نقل از فارس، ٧ شهریور ٨٩



نظر شما درباره این نوشته:







برای نجات جان زندانی سیاسی ارژنگ داودی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

برای نجات جان زندانی سیاسی ارژنگ داودی

Fri / 03 09 2010 / 8:06




نظر شما درباره این نوشته:







جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل

Fri / 03 09 2010 / 7:53




نظر شما درباره این نوشته:







نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر

Fri / 03 09 2010 / 7:47




نظر شما درباره این نوشته:







جایزه‌ی فعال اجتماعی پشت میله‌های زندان به شیوا نظرآه
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

جایزه‌ی فعال اجتماعی پشت میله‌های زندان به شیوا نظرآه

Fri / 03 09 2010 / 8:05




نظر شما درباره این نوشته:







بررسی تحریم مستقل ایران در کابینه ژاپن
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بررسی تحریم مستقل ایران در کابینه ژاپن

Thu / 02 09 2010 / 22:58




نظر شما درباره این نوشته:







حمله قلبی صفایی فراهانی در زندان و انتقالش به بهداری
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

حمله قلبی صفایی فراهانی در زندان و انتقالش به بهداری

Thu / 02 09 2010 / 22:53




نظر شما درباره این نوشته:







حمله به منزل کروبی / درخواست کروبی از مردم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

حمله به منزل کروبی / درخواست کروبی از مردم

Thu / 02 09 2010 / 21:56
سحام نیوز: مهدی کروبی در پیامی از مردم خواست تا امشب از حضور در اطراف منزل ایشان به شدت خودداری کنند.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز مهدی کروبی در این پیام کوتاه بر حفظ جان و امنیت مردم تاکید کرده و از آنان درخواست نمود که امشب از حرکت به سمت منزل ایشان خودداری کنند. ایشان همچنین از همه همسایگان و عزیزانی که دراین پنج شب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند پوزش خواسته و طلب بخشش نمودند.

مهدی کروبی در همین راستا به خبرنگار ما گفت: دراین شب مبارک، آنچه را که خداوند برایم مقدر کرده باشد با تمام وجود پذیرایم و تا آخرین لحظه از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد.

ایشان همچین در پی تاکید محافظان و اطرافیان حاضر به ترک ساختمان نشدند و گفتند که تا آخر ایستاده‌ام.


تیراندازی و حمله با ککتول مولوتوف

سحام نیوز: از دقایقی پیش به منزل مهدی کروبی حمله شد. نیروهای بسیج با استفاده از سلاح گرم اقدام به حمله به منزل مهدی کروبی نمودند.

آنها پس از شکستن درب منزل اقدام به ورود به ساختمان کردند. نیروهای محافظ به مجبور به تیراندازی هوایی شدند.
این افراد در شب قدر با هدف ایجاد رعب و وحشت اقدام به این کار کردند. متاسفانه نیروهای انتظامی علی رغم حضور در صحنه تاکنون اقدامی نکردند.

فاطمه کروبی در گفتگو با بی بی سی : حمله به منزل کروبی چند زخمی بر جای گذاشته است / قصد کشتن کروبی را داشتند


انتقال سر تیم محافظان کروبی به بیمارستان

سر تیم محافظان مهدی کروبی که برای صحبت با محاجمین به سمت آنان رفته بود، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت به حالت اغما فرو رفت. در پی این اقدام آقای یاری به سرعت به بیمارستان منتقل شد.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز، افراد مهاجم ضمن تیر اندازی به ساختمان، اقدام به قطع کردن تمامی چراغ های خیابان کرده اند. منزل همچنان در محاصره ی این نیروهای محاجم است.
همچنین در اقدامی دیگر لوله های انتقال آب را تخریب کردند وموجب قطع آب شده اند.

متاسفانه نیروهای انتظامی صحنه را به طور کامل ترک کردند.



حضور یگان ویژه در اطراف منزل کروبی؛ مهاجمان عقب نشینی کردند

به دنبال حمله شدید نیروهای مهاجم، یس از ساعاتی، نیروهای یگان ویژه در محل مستقر شدند.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز، از دقایقی قبل با استقرار نیروهای یگان ویژه، افراد مهاجم اقدام به عقب نشینی کردند. در حال حاضر این افراد در ابتدای کوچه مستقر شدند و درحال برگزاری مراسم احیاء هستند.

آقای کروبی در کمال صحت و سلامت قرار دارند و این اقدام را در این شب مبارک بی خردی و جهل دینی نامیدند.



درخواست مهدی کروبی از مردم

سحام نیوز: مهدی کروبی در پیامی از مردم خواست تا امشب از حضور در اطراف منزل ایشان به شدت خودداری کنند.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز مهدی کروبی در این پیام کوتاه بر حفظ جان و امنیت مردم تاکید کرده و از آنان درخواست نمود که امشب از حرکت به سمت منزل ایشان خودداری کنند. ایشان همچنین از همه همسایگان و عزیزانی که دراین پنج شب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند پوزش خواسته و طلب بخشش نمودند.

مهدی کروبی در همین راستا به خبرنگار ما گفت: دراین شب مبارک، آنچه را که خداوند برایم مقدر کرده باشد با تمام وجود پذیرایم و تا آخرین لحظه از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد.

ایشان همچین در پی تاکید محافظان و اطرافیان حاضر به ترک ساختمان نشدند و گفتند که تا آخر ایستاده‌ام.



گفت‌وگوی رادیو فردا با حسین کروبی

حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، شامگاه پنجشنبه در مصاحبه با رادیو فردا از ادامه محاصره خانواده کروبی خبر داد و گفت مهاجمان با تیراندازی به سوی خانه، ورودی به مجتمع را به آتش کشیده و به دنبال هجوم به داخل خانه بودند که با مقاومت محافظان روبرو شدند.

حسین کروبی در این باره به رادیو فردا گفت: «منزل کاملا محاصره است؛ محله ما شباهت کامل هم به صحرای کربلا و هم به فلسطین اشغالی دارد؛ خانه کاملا محاصره است. به سمت خانه تیراندازی مستقیم کردند؛ محافظان هم در قبالشان تیراندازی کردند. همه شیشه‌های ساختمان را خرد کردند؛ همه چراغ‌های کوچک کوچه را با تفنگ زدند و خاموش و قطع کردند؛ ظاهرا چند نفر هم مجروح شده‌اند و آمبولانس آنها را برده است.»

وی افزود: «خیلی وضعیت الان آشفته است و حمله‌کنندگان مرتب شعار می‌دهند و رمز حمله‌شان هم لبیک یا خامنه‌ای بود.»

فرزند مهدی کروبی در ادامه به رادیو فردا گفت که حمله کنندگان با آتش زدن در خانه، قصد ورود به خانه را داشتند که محافظان آقای کروبی آنها را به «رگبار» بستند؛ به گفته حسین کروبی در نتیجه این اقدام مهاجمان بود که احتمالا چند نفر زخمی شده‌اند.

حسین کروبی که از منزل مهدی کروبی با رادیو فردا گفت‌وگو می‌کرد، در پاسخ به این پرسش که حال خانواده کروبی چگونه است گفت که مهدی کروبی در حال خواندن قرآن است و فاطمه کروبی نیز در کنار عروس‌ها و پسرهایش است.

حسین کروبی با اشاره به این شرایط، خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی گفت: «شما که خود را با امیرالمومنین یکی می‌کنید، آیا این شیوه امیرالمومنین است؛ وقتی در یک گوشه شهر خلخال زن یهودی را دزدیدند حضرت علی این گونه حساسیت نشان داد؛ آیا این سیره علی علیه‌السلام است که شما با یک شخصی درگیر هستید ریخته‌اید به خانه یک پیرمرد ۷۳ ساله و خانه‌اش را محاصره و به آتش کشیدید.»

حسین کروبی در ادامه تاکید کرد که خانواده تا آخر در کنار مهدی کروبی باقی خواهد ماند و خانه را ترک نخواهند کرد.

حسین کروبی گفت: «این کار وحشیانه را فقط یزید با امام حسین کرد و به زن‌ و بچه او حمله کرد.»

حسین کروبی همچنین به رادیو فردا گفت سرتیم محافظان مهدی کروبی که قصد داشت با مهاجمان گفت‌وگو کند، توسط آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفت و بیهوش شد که در پی آن به بیمارستان منتقل شده است.

هنگام گفت‌وگوی حسین کروبی، صدای مهاجمان به وضوح به گوش می‌رسید.

محاصره خانه مهدی کروبی، از شامگاه یکشنبه آغاز شده است؛ مهدی کروبی که با گذشت بیش از یکسال از انتخابات ریاست جمهوری بر مواضع خود پافشاری می‌کند، اعلام کرده بود که قصد دارد در راهپیمایی روز قدس شرکت کند.

وب‌سایت سحام نیوز پیش از این گزارش داده بود که حمله‌کنندگان «وابسته به قرارگاه شهید محلاتی» هستند.

این برای نخستین بار نیست که نیروهای طرفدار حکومت مهدی کروبی و میرحسین موسوی از رهبران اصلاح‌طلب را این گونه تحت فشار می‌گذارند.

در جریان محاصره خانه مهدی کروبی،‌فاطمه کروبی، همسر وی در نامه‌ای سرگشاده به آيت الله خامنه‌ای، نسبت به اذيت و آزار خانواده‌اش توسط «نيروهای بسيج و سپاه» اعتراض کرده و نوشت: «آيا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخريب و اينگونه رفتارها غير اخلاقی را مجاز و مشروع می دانيد؟»

فاطمه کروبی در اين نامه از آيت الله خامنه‌ای پرسیده است: «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زيستن خانواده و آسايش و آرامش همسايگان ما دارد؟»



نظر شما درباره این نوشته:







درگیری در مقابل درب منزل مهدی کروبی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

درگیری در مقابل درب منزل مهدی کروبی

Thu / 02 09 2010 / 20:18




نظر شما درباره این نوشته:







پشتیبانی از فراخوان جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

پشتیبانی از فراخوان جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران

Thu / 02 09 2010 / 19:55




نظر شما درباره این نوشته:







اختلال شدید اینترنتی در آستانه «روز قدس»
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

اختلال شدید اینترنتی در آستانه «روز قدس»

Thu / 02 09 2010 / 19:30




نظر شما درباره این نوشته:







ماجرای تهاجم به منزل دكتر پیمان
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ماجرای تهاجم به منزل دكتر پیمان

Thu / 02 09 2010 / 19:05




نظر شما درباره این نوشته:







کشف کامران درباره «علم» و «دانش»
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

کشف کامران درباره «علم» و «دانش»

Thu / 02 09 2010 / 19:01




نظر شما درباره این نوشته:







فساد و وضعیت تاسف بار اقتصادی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

فساد و وضعیت تاسف بار اقتصادی

Thu / 02 09 2010 / 16:19
کروبی به دیدارمیرحسین موسوی رفت. در این دیدار که به مدت ۲ ساعت بطول انجامید مسائل مختلف و مبتلا به جامعه و کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در ابتدای این دیدار طرفین شهادت مولای متقیان امام علی (ع) را به همه مسلمانان بویژه شیعیان تسلیت گفتند و به اهمیت لیالی قدر در این ماه مبارک اشاره کردند.

به گزارش سحام نیوز، در این دیدار آقای کروبی ضمن اظهار تاسف از وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم اظهار کردند که حذف نیروهای مجرب و کارشناس از یکسو و عدم توجه دولت به برنامه ها و سند چشم انداز موجب عدم توانایی در استفاده از منابع غنی کشور بطور عام و استفاده صحیح از انرژی بطور خاص شده است. آقای کروبی اضافه کردند که در حال حاضر قطر در میدان گازی مشترک بطور جدی فعال و از منافع آن بهره مند است در حالیکه کمترین توجه به این مهم از طرف دولت ایران در موضوع اکتشاف و بهره برداری از این میدان تاکنون صورت گرفته است. ایشان همچنین اظهار داشتند اگر برنامه چهارم بدرستی اجرا می شد امروزه ما باید بیش از ۶ میلیون بشکه نفت روزانه استخراج می کردیم در حالیکه برداشت ما کمتر از۵/۳ میلیون بشکه در روز است.

همچنین کروبی از وضعیت میدان مشترک میان ایران و عراق هم اظهار تاسف کرد و گفت طرف عراقی با وجود مشکلات بسیار از جمله مسایل امنیتی توانسته است در این مدت فاز مطالعاتی خود را به پایان ببرد و مقدمات کار در آن حوزه را مهیا کند اما مقامات ما بدون توجه به منافع ملی و آینده کشور حتی مطالعات مربوطه را نیز آغاز نکرده اند. کروبی تصریح کرد آنچه در این میان اهمیت ندارد مردم ایران و منافع ملی آنان است.

در ادامه این دیدار موسوی به پویایی جنبش سبز در لایه های مختلف جامعه اشاره کرد. وی در این ارتباط تصریح کرد که جنبش سبز مردم ایران بر اساس مطالباتی حق محور شکل گرفته است و در این حرکت اندیشه ها و گرایش های مختلفی دیده می شود، در این جنبش ارتقای سطح آگاهی عمومی و زدودن جهل نقش اساسی دارد. احیای حقوق اساسی و بنیادین از طریق حرکت های مسالمت آمیز هدف مشترک همه افرادی است که در این حرکت حضور دارند.

مهندس موسوی ضمن محکوم کردن سیاست لا یتغیر در اعمال خشونت، بازداشت های غیر قانونی، صدور احکام سیاسی و نادیده گرفتن حقوق اولیه زندانیان بر این واقعیت تصریح کردند که تجربه یک ساله گذشته نشان از شکست سیاست توسل به خشونت و دستگیری های کور و ایجاد فضای امنیتی و پلیسی است. آقای موسوی همچنین اعلام کردند که طولانی شدن مسیر اصلاح اگرچه هزینه سنگینی بر جامعه ما تحمیل کرده است اما طرح مسائل و مباحث مختلف از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی موجب پختگی و پویایی این حرکت شده و توانسته است علیرغم فضای بسیار سنگین امنیتی لایه های مختلف اجتماعی را در بر گیرد و روز به روز نفوذ آن در جامعه بیشتر شود.

در ادامه این دیدار آقایان موسوی و کروبی در ارتباط با روز قدس، مبارزه با فرهنگ دروغ و وضعیت تاسف بار اقتصادی و معیشتی مردم بطور مشترک بر موارد زیر تاکید کردند:

روز قدس

حمایت از مسلمانان و ملت های مظلوم بویژه ملت فلسطین همواره مورد توجه ملت بزرگ ایران و امام خمینی بوده است. روز قدس تبلور حمایت مردم آزاده از ملتی مظلوم است که از سرزمین مادری خود رانده شدند و در خلال این مدت رنج ها و مشقت های بسیاری را متحمل گردیدند ملت مظلوم فلسطین علیرغم تصویب قطعنمامه های متعدد از سوی سازمان ملل متحد و عدم تمکین رژیم اشغالگر هنوز نتوانسته حق طبیعی خود را کسب نماید. قانون اساسی در اصل ۱۵۴ استقلال و آزادی را حق همه مردم جهان میداند و در عین خودداری از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزات حق طلبانه ملت های مظلوم حمایت می کند. پرواضح است وضعیت های ایجاد شده در اثر تجاوز در دنیای امروز به رسمیت شناخته نشده و نخواهد شد. همانطور که مجمع عمومی سازمان ملل مطابق اصول اساسی حقوق بین الملل مکررا اعلام کرده است کسب اراضی با استفاده از زور مشروع نیست. لذا با تاکید بر اصل حق تعین سرنوشت از مبارزه حق طلبانه فلسطینیان و تمام تلاش های صادقانه ای که در جهت دستیابی و احیای حقوق این ملت صورت گیرد حمایت می کنیم و بر این باوریم که با ایجاد بستری مناسب و با مشارکت همه مردم فلسطین اعم از مسلمان، یهودی و مسیحی (حق رای برابر) در یک پروسه سالم و عادلانه می توان آینده این سرزمین کهن و تاریخی را تعین کنند و پیروان ادیان الهی در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند.

مبارزه با فرهنگ دروغ که کلید همه ناپاکی هاست

در فرهنگ و آموزه های اسلامی دروغ از بزرگ ترین معصیت ها و کلید همه ناپاکی ها تلقی گریده است “حطت الخبائث فى بیت و جعل مفتاجه الکذب”. امیر المومنین به آفت دروغ و آثار مخرب آن توجه ویژه ای کردند و فرمودند هیچ کار ناپسندی به زشتی دروغ نیست ” لا سوء اسوء من الکذب”. از معضلات امروز کشور نهادینه شدن دروغ و توسل مقامات به دروغ در حوزه های مختلف از جمله اقتصاد، مدیریت، آمار، مسائل اعتقادی و سیاسی است. آنقدر در دروغ گرفتار شدند که یافتن کلامی راست در این دولت همچون دری گرانبهاست. در همین راستا باید سخنان وزیر اطلاعات در دریافت کمک میلیارد دلاری از بیگانگان، بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، که صد البته خود نیز می داند وجود خارجی ندارد را توهینی دیگر به حرکت خودجوش و اصلاح طالبانه مردم بزرگ و شریف ایران تلقی کرد. ضمن محکوم کردن این رفتارهای غیر شرعی، حقوقی و اخلاقی از آقایان که برای متاع ناچیز دو روز دنیا و حفظ قدرت هر منکری را مشروع میدانند می خواهیم هر چه زودتر اسناد خود ولو تقلبی آن را را منتشر کنند تا سیه روز شود آنکه در او غش باشد.

فساد و وضعیت تاسف بار اقتصادی

وضعیت اقتصادی کشور و معیشتی مردم با وجود اینکه ایران سرزمینی غنی هم به لحاظ مادی و هم به لحاظ معنوی است در شرائط بسیار نگران کننده ای قرار دارد. منابع کم نظیر خدادادی در بستر و اعماق زمین و نیز نیروی انسانی و تحصیکرده، سرمایه بسیار گران بهایی است که بدلائل مختلف از جمله علم زدایی، سوء مدیریت، عدم برسمیت شناختن حقوق و آزادی های مردم و عدم درک و شناخت در روابط بین المللی در جهت منافع ملی و آبادانی کشور تاکنون بکار گرفته نشده است. علیرغم درآمد های نجومی نفتی که در تاریخ ایران سابقه نداشته است، اقشار مختلف مردم امروزه در شرائط بسیار نابسامانی قرار دارند. طرح ها و پروژه های عمرانی ملی یکی پس از دیگری کنار گذاشته می شود و در این آشفته بازار معلوم نیست چند صد میلیارد دلار درآمدهای نفتی چگونه و کجا هزینه گردیده است. این در حالی است که وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم این صاحبان اصلی کشور روز به روز وخیم تر می گردد و نرخ بیکاری همچون فساد و رانت حکومتی بشدت افزایش پیدا کرده است. در حالیکه مردم شریف ایران برای تامین نیاز های اولیه و اساسی دست و پنجه نرم می کنند، از خزانه بیت المال دهها میلیارد برای همایشی نمایشی هزینه می گردد. پرونده ها فساد اقتصادی مدیران و مقامات پیش از به جریان افتادن مراحل قضایی بیکباره مختومه می گردد تا مدعیان مبارزه با فساد به غارت سرمایه های ملی بدون دغدغه ادامه دهند. با نظامی کردن اقتصاد و اختصاصی سازی بجای خصوصی سازی، حضور و نقش مردم در حوزه اقتصاد به حداقل رسیده است و بخش خصوصی کشور که سهم ناچیزی در اقتصاد کشور دارد، در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. رشد و توسعه اقتصادی کشور مبتی بر عدالت اجتماعی مستلزم اموری از قبیل تغییر نقش دولت از مالکیت و مدیریت به سیاست گذاری و نظارت، واگذاری امور به بخش خصوصی در پرتو رقابت سالم و شفاف و افزایش رقابت پذیری در اقتصاد ملی است.





نظر شما درباره این نوشته:







شهر تهران چهره نظامی به خود گرفت
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

شهر تهران چهره نظامی به خود گرفت

Thu / 02 09 2010 / 16:07




نظر شما درباره این نوشته:







نتانیاهو: من خواهان یک توافق تاریخی هستم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نتانیاهو: من خواهان یک توافق تاریخی هستم

Thu / 02 09 2010 / 16:04




نظر شما درباره این نوشته:







پناهی: آزاد نيستم که از کشور خارج شوم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

پناهی: آزاد نيستم که از کشور خارج شوم

Wed / 01 09 2010 / 20:53
رادیو فردا: جعفر پناهی، کارگردان سرشناس سينما، روز چهارشنبه در بیانیه‌ای گفته است که از خروج وی از ايران برای شرکت در فستيوال فيلم ونيز، جلوگيری شده است.

این بیانیه قبل از نمایش فيلم کوتاه «آکاردئون» ساخته جعفر پناهی در فستيوال و نيز قرائت شده است.

به گزارش رويترز، جعفر پناهی در این بیانیه خطاب به «فستيوال ونيز» تصريح کرده است که طی پنج سال گذشته ساخت فيلم های او به طور رسمی ممنوع شده است.

آقای پناهی نوشته است:«به رغم آزادی (از زندان)، من همچنان آزاد نيستم که از کشوره خارج شده و در فستيوال های فيلم شرکت کنم».

جعفر پناهی اضافه کرده است: وقتی به يک فيلمساز اجازه داده نمی شود که فيلم بسازد، به مثابه اين است که فکر او همچنان در زندان است. ممکن است او در سلول کوچکی در حبس نباشد، بلکه او در زندان بسيار بزرگتری سرگردان است.

جعفر پناهی برنده شير طلايی جشنواره ونيز سال ۲۰۰۰ ، اخيرا پس از ۸۸ روز بازداشت در زندان اوين، با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد.

جعفر پناهی دهم اسفندماه سال گذشته در منزلش در تهران بازداشت شد. بازداشت او، اعتراض های گسترده ای را در داخل و خارج از ايران به دنبال داشت.

جعفر پناهی در بخشی از نامه خود از تلاش ها سينما گران در حمايت از آزادی وی، به ويژه در جريان فستيوال کن، تشکر کرده است.

جعفر پناهی گفته است: فکر می کنم همه اين حمايت ها از طرف کسانی بود که به سينما و آزادی بيان فيلمساز اعتقاد راسخ داشتند. اميدوار باشيم که روزی همه دولت ها در جهان نيز به چنين باوری برسند.

قرار بود که همزمان با نمايش فيلم «آکاردئون» جعفر پناهی جعفر پناهی نيز در ونيز حضور داشته باشد.

جورجيو جوزتی، نماينده ارشد بخش «روز مؤلفان» جشنواره ونیز ، پیشتر در مورد حضور پناهی در جشنواره گفته بود: «عميقاً اميدوارم که آقای پناهی بتواند در ونيز در کنار ما باشد تا ۱۰ سال پس از زمانی که به خاطر فيلم دايره برنده شير طلايی شد، به حق و کمال از جانب آنانی که به سينما عشق می‌ورزند، مورد تحسين واقع شود».

«آکاردئون» بخش مختصری از فيلم بلند در دست ساخت آقای پناهی به نام «آنگاه و اکنون؛ ورای مرز‌ها و تفاوت‌ها» است که بر اساس اصل ۱۸ اعلاميه جهانی حقوق بشر که آزادی انديشه، فکر و مذهب را حق هر فرد می‌داند، ساخته شده است.

جعفر پناهی در «آکاردئون» دو نوازنده دوره‌گرد در تهران را به تصوير می‌کشد که بر حسب اتفاق آکاردئون خود را گم می‌کنند. جعفر پناهی مهرماه سال ۸۸ قرار بود به پاریس سفرکند اما از خروج او از ايران جلوگيری و گذرنامه وی توقیف شد.



نظر شما درباره این نوشته:







تشدید دستگیری و محکومیت فعالان و وکلای حقوق بشر
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

تشدید دستگیری و محکومیت فعالان و وکلای حقوق بشر

Wed / 01 09 2010 / 19:57
۱۰ شهریور ۱۳۸۹ - کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز گفت که مقامات جمهوری اسلامی ایران همچنان به دستگیری و حبس فعالان جامعهء مدنی و آزار و محاکمهء وکلای مستقل ادامه می دهند.

آرون رودز، سخنگوی کمپین گفت: "با توجه به اینکه اکثر فعالان و وکلای حقوق بشر ایران اکنون در زندان به سر می برند و یا وادار به ترک کشور شده اند، همکاران باقیماندهء آنان به صورت سیستماتیک توسط دولت محمود احمدی نژاد مورد حمله قرار می گیرند."

شیرین عبادی، برندهء جایزهء صلح نوبل سال ۲۰۰۳ به کمپین گفت: "متاسفانه عدم استقلال قوه قضاییه باعث شده که وکلایی که مستقلا کار می کنند مورد هدف قوه قضاییه قرار بگیرند و اگر نگاهی به عملکرد قوه قضاییه در ارتباط با وکلا در یک سال گذشته داشته باشیم می بینیم وکلایی که از زندانیان سیاسی دفاع می کردند همگی به نوعی دچار مشکلات عدیده ای شدند."

عبادی همچنین متذکر شد که حقوقدانان برجسته، محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی، هر دو ظرف سال گذشته زندانی شده اند و با وثیقه های سنگین آزاد شده اند، محمد سیف زاده در انتظار محاکمه به سر می برد، محمد اولیایی فر در حال گذراندن محکومیت زندان یک ساله اش است، و شادی صدر و محمد مصطفایی وادار به تبعید شده اند.

دو عضو کمپین یک میلیون امضاء که مدافع تساوی حقوق زن و مرد است به نامهای فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی هر کدام به یک سال زندان محکوم شده اند. روز 31 مرداد، ماموران امنیتی به صورت خودسر فعالان حقوق بشر حسن زیدآبادی و علی جمالی را دستگیر کردند. نسرین ستوده، وکیل برجستهء حقوق بشر، احضار شده است و دارایی های وی توقیف شده است.

نسرین ستوده در مصاحبه با کمپین گفت که شیوهء جدید آزار وکلای حقوق بشر ایراد اتهامات بی اساس مالی به آنان به دلایل مالیاتی است.

نسرین ستوده به کمپین گفت: "در مراجعه‌ای که به اداره‌ مالیات داشتم، با فهرست بررسی ویژه مالیاتی برخورد کردم که نام من و سی همکار مدافع حقوق بشرم در آن قرار داشت." این فشارهای مالیاتی در شرایطی صورت می گیرد که به گفته ی وی، پرونده های حقوق بشری به صورت رایگان پیگیری می‌شود و پولی از جانب وکلای این پرونده‌ها از متهمان دریافت نمی‌شود.

نسرین ستوده گفت به باور وی، این اقدامات با هدف خاتمه دادن به دفاع حقوقی توسط جامعهء حقوق بشری ایران صورت می گیرند. به گفته خانم ستوده،" تنها نهاد مدافع حقوق وکلا، کانون وکلای دادگستری‌ است که همواره تحت فشار نهادهای حکومتی بوده و حتی تلاش هایی برای الحاق آن به قوه‌ قضاییه صورت گرفته است."

شیرین عبادی در این زمینه گفت: " ادامه این وضعیت باعث می شود که یک تابلوی تعطیل بر سردر قوه قضاییه و پس از آن بر سر در کانون وکلا بگذارند و من در همین جا بایستی گله مند باشم از هیات مدیره کانون وکلا که اعتراض به موقع خودشان را تا کنون ابراز نکردند و من امیداورم حداقل در مورد خانم نسرین ستوده به شیوه شایسته عمل کنند. آقای جندقی بایستی متوجه باشند که رییسی هستند که به وسیله وکلا انتخاب شدند نه به وسیله دولت بنابراین باید به عملی که با خانم ستوده کردند اعتراض بکنند."

با دستگیری علی جمالی و حسن زیدآبادی، تقریبا تمام اعضاء شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت که یک سازمان دانش آموختگان متعهد به حقوق بشر و بهبود اجتماعی است، اینک به صورت خودسرانه زندانی شده اند. سازمان ادوار تحکیم وحدت سازمانی متشکل از شهروندان جوان ایرانی است که نسبت به بهبود وضعیت زندگی ملت ایران و شیوه های صلح آمیز و بدون خشونت برای ارتقاء و محافظت از حقوق بشر ایرانیان متعهد است. کمپین از هیچگونه شواهدی که توجیه گر آزار اعضاء این گروه باشد مطلع نیست و بر عکس، در هیچ یک از محاکماتی که سایر اعضاء این سازمان در آنها محکوم شده اند، هیچگونه مدارک و شواهدی ارایه نشده است. بنا بر این، دستگیری و محاکمهء اعضاء سازمان ادواربا مقاصد سیاسی صورت می گیرد و این در مغایرت با قوانین ایران و بین الملل است.

تارنمای تغییر برای برابری گزارش داده است که مریم بیدگلی و فاطمه مسجدی، دو فعال حقوق زنان و اعضاء کمپین یک میلیون امضاء، به دنبال محکومیت به جرم " تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به نفع گروه فمینیستیِ (کمپین) مخالف نظام از طریق انتشار و جمع آوری امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان”، هریک به یک سال زندان محکوم شده اند. هیچیک از این زنان این اتهامات را نپذیرفته اند و درطول محاکمهء خویش در شعبهء دوم دادگاه انقلاب قم اعلام کرده اند که فعالیت های کمپین یک میلیون امضاء ناقض هیچیک از قوانین ایران نیستند. مینا جعفری و مهناز پراکند، وکلای مدافع این فعالان حقوق زنان، در خصوص این احکام تقاضای تجدید نظر خواهند داد.

کمپین نگرانی جدی خود را در خصوص سوء استفادهء مقامات ایرانی از امکانات قضایی خویش برای مورد هدف قرار دادن اعضاء جامعهء حقوق بشری و مدنی ایران اعلام می دارد.




نظر شما درباره این نوشته:







شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر را آزاد کنید
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر را آزاد کنید

Wed / 01 09 2010 / 18:42
(نیو یورک، ۱ سپتامبر ۲۰۱۰) - سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد که قوه قضاییه ایران موظف است دادگاهی عادلانه برای شیوا نظر آهاری، فعال حقوق بشر، تشکیل دهد که شامل دسترسی کامل به وکیل، وقت مناسب جهت آماده شدن به دفاع، و نیز توانایی زیر سوال بردن مدارکی که علیه او ارایه شده باشد. قوه قضاییه همچنین باید به بازداشت موقت او که ناقض قوانین بین الملل و ایران می‌باشد پایان دهد.

در روز بیستم دسامبر سال ۲۰۰۹، مامورین امنیتی شیوا نظر آهاری و دو نفر از همکاران وی، کوهیار گودرزی و سعید حائری که در کمیته گزارشگران حقوق بشر فعال بودند را دستگیر کردند. این سه در حالی‌دستگیر شدند که قصد داشتند با اتوبوس به شهر ‌قم رفته تا در مراسم خاکسپاری آیت‌الله منتظری، روحانی دگراندیش، شرکت کنند. دادستان تهران شیوا نظر آهاری را به تبانی در ارتکاب جرم (ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی)، تبلیغ علیه نظام (ماده ۵۰۰)، و محاربه - اتهامی که تعریف واضحی ندارد و معنای کلی‌آن جنگ با خدا است (ماده ۱۸۳،۱۸۶ و ۹۱-۱۹۰) متهم کرده است. اتهام محاربه ممکن است منجر به حکم اعدام شود، و معمولا به افرادی منتسب می شود که عضو سازمان هایی هستند که به مبارزه مسلحانه علیه دولت می‌‌پردازند.

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه در سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: «هدف قرار دادن شیوا نظر آهاری و تعداد زیادی از فعالان حقوق بشر نشانه محکمی دال بر رو به وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران است». «شیوا نظر آهاری با اتهاماتی بسیار جدی مواجه شده و حد اقل اقدامی که دولت ایران باید انجام دهد این است که دادگاهی عادل برای وی تشکیل دهد».

‏آقای شریف که همراه با خانم افروز مغزی وکالت شیوا نظر آهاری را به عهده گرفته است به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که وی در روز 23 مه، تقریبا ۲ هفته پیش از اولین و تنها دادگاهی که تا به حال برای شیوا نظر آهاری تشکیل شده است، سرانجام اجازه مطالعه پرونده موکل خود را دریافت کرد. آقای شریف گفت که اتهامات محاربه در رابطه با ارتباط ظاهری شیوا نظر آهاری با حزب تبعید شده سازمان مجاهدین خلق است. مقامات دولتی خیلی اوقات فعالان حقوق بشر و اعضای اپوزیسیون مانند کمیته گزارشگران حقوق بشر را متهم به ارتباط با مجاهدین می کنند. این اتهام معمولا منجر به صدور حکم محاربه می‌‌شود هرچند که دولت به ندرت قادر است تا این گونه اتهامهای واهی را واقعا ثابت کند و نشان دهد که رابطه‌ای بین این افراد با سازمان مجاهدین خلق وجود داشته است.

شیوا نظر آهاری این اتهام را رد کرده است و آقای شریف به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته است که در پرونده شیوا مطلقا هیچ مدرکی‌دال بر ارتباط شیوا با سازمان مجاهدین خلق وجود ندارد و او هرگز به مبارزه مسلحانه علیه دولت نپرداخته است. شریف همچنین اظهار داشت که دیگر اتهامات مربوط به امنیت ملی‌که به شیوا نظر آهاری وارد شده است به خاطر فعالیت‌های حقوق بشری وی در کمیته گزارشگران حقوق بشر می باشد.

یکی‌از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که در حین اولین دادگاه نظر آهاری قاضی پیر عباسی در شعبه 26 دادگاه‌انقلاب پرونده شیوا نظر آهاری را به دفتر دادستانی ارجاع داد و از آنها خواست که ادعای رابطه او با سازمان مجاهدین خلق را روشن سازند. او همچنین قرار دادگاه بعدی را برای روز 4 سپتامبر ۲۰۱۰ تنظیم کرد. اوایل سال جاری یکی از اعضای همین گروه به دیده بان حقوق بشر گفت که شیوا نظر آهاری و همکاران وی تحت فشار توسط بازجویان قرار گرفته بودند تا به ارتباط خود با سازمان مجاهدین خلق اعتراف کنند. وی نیز ذکر نمود که پس از بازداشت شیوا نظر آهاری رسانه های دولتی به کمپین تبلیغاتی پرداخته و نظر آهاری و همکاران او را به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم کردند.

مسئولین هم اکنون شیوا نظر آهاری را در بند عمومی زنان در زندان اوین محبوس کرده اند. مقامات زندان در ماه‌های اخیر به خانواده نظر آهاری اجازه داده‌اند که ملاقات‌های کوتاه با شیوا داشته باشند. یک فعال حقوق بشر که به این خانواده نزدیک است به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: «وضعیت بهداشتی در بند زنان خیلی بد است.

وی افزود: «آب گرم اصلا موجود نیست و به دلیل وجود شپش زندانیان سرشان را با پودر رخت شویی می شویند».

از 23 ماه مه یعنی‌بعد از اولین جلسه دادگاه مقامات مسئول دیگر به آقای شریف اجازه ندادند تا با نظر آهاری ملاقات کند.

آقای شریف می گوید: «بر خلاف بقیه مواقع که وکیل می تواند به زندان مراجعه کند و وکالت را به عهده بگیرد و با موکل خود ملاقات کند، ما برای ملاقات با زندانیان سیاسی نیاز به مجوز از سوی قوه قضاییه داریم. متاسفانه این اجازه به من داده نشده است».

آقای شریف همچنین به دیده بان حقوق بشر گفت که طبق قوانین ایران قرار بازداشت موکل وی باید هر دو ماه بررسی و تمدید شود و قوه قضاییه باید به متهم این اجازه را بدهد که نسبت به هر تصمیمی که موجب ادامه قرار بازداشت وی می‌‌شود اعتراض کند.

کوهیار گودرزی که همراه با نظر آهاری بازداشت شد در ژوئن ۲۰۱۰ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به جرم «تبلیغ علیه نظام» و جرمهای دیگری در رابطه با اقدام علیه امنیت ملی به یک سال زندان تعزیری محکوم شد. او و ۱۶ زندانی دیگر در ماه ژوئیه جهت اعتراض با بدرفتاری زندانبانان دست به اعتصاب غذا زده و توسط مقامات زندان به سلولهای انفرادی منتقل شدند. سعید حائری که همراه با نظر آهاری دستگیرشده بود در مارس ۲۰۱۰ آزاد شد.

ایران از جمله کشور هایی است که میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را امضا کرده است. ماده 9 این پیمان می‌گوید: «هرکس که به اتهام هر جرمی‌بازداشت یا دستگیر شده است باید بدون معطلی به حضور قاضی یا هر مامور دیگر که از طرف قانون اختیارات قضایی دارد برده شود تا برای وی قرار دادگاه در مدت زمانی‌معقول صادر شده و یا آزاد گردد». در این ماده همچنین آمده است که «مطابق قانون عمومی فردی که در انتظار دادگاه به سر می‌‌برد نباید در زندان محبوس باشد»، اگرچه آزادی شاید مشروط به صدور تامین برای حضور در جلسه دادگاه باشد. بازداشت شدگان «باید این حق را داشته باشند که در محضر دادگاه حاضر شوند تا دادگاه بدون تاخیر تصمیم بگیرد که ادامه حبس قانونی است یا در غیر این صورت آنها را آزاد کنند».

ماده ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مسئولین را ملزم می‌کند که به بازداشت شدگان «زمان و امکانات مناسب بدهند تا برای دفاع از خود آماده شوند و بتوانند با وکیلی که خود انتخاب می‌کنند مراوده و مشاوره داشته باشند» و «بدون هیچ معطلی محاکمه شوند».

استورک ابراز داشت: «دولت ایران با تمدید مدت حبس نظر آهاری در شرایط نامناسب و پیش از محاکمه وی، وارد کردن اتهامات جدی و مبهم، و محروم ساختن وی از ملاقات با وکیل حقوق اساسی‌نظر آهاری را نقض کرده است». «تنها اقدام عادلانه این است که او را آزاد کرده و به او اجازه دهند تا با وکیل خود ملاقات کند و بتواند برای دفاع از خود آماده شود».

برای گزارش های بیشتر دیده بان حقوق بشر درباره ایران نگاه کنید به:

http://www.hrw.org/middle-eastn-africa/iran

‏برای اطلاعات بیشتر لطفا تماس بگیرید با:
درنیویورک، فراز صانعی (انگلیسی، فارسی): +1-212-216-1290‏؛ +1-310-428-0153‏ )‏موبایل(‏
در واشنگتن دی سی، جو استورک (انگلیسی): +1-202-612-4327‏ ؛+1-202-299-4925 ‏ (موبایل)



نظر شما درباره این نوشته:







گفتند پایت را از پرونده شیرین عبادی بیرون
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

گفتند پایت را از پرونده شیرین عبادی بیرون

Wed / 01 09 2010 / 16:16




نظر شما درباره این نوشته:







وزیر علوم نه درد دین دارد و نه درد پیشرفت کشور
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

وزیر علوم نه درد دین دارد و نه درد پیشرفت کشور

Wed / 01 09 2010 / 14:58
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در نامه ای خطاب به کامران دانشجو نسبت به سخنان اخیر وی مبنی بر با خاک یکسان کردن دانشگاه هایی که از منظر ایشان خارج از فرهنگ بسیجی-اسلامی باشد، واکنش نشان داده و می نویسند: "با بازیچه قرار دادن و حصار کردن مذهب بر گرد دانشگاه، از یک طرف دین را از سکه انداخته اید و از طرف دیگر دانشگاه را ( طبق شاخص های بین المللی ) از تولید علم عقیم کرده اید که اینجا دیگر از ساختن آمارهای دروغین عاجزید. چه آنکه شما نه درد دین دارید و نه پیشرفت و توسعه کشور برایتان مهم است که دلبستگی تان به حفظ این قدرت نامشروع و آلوده به خون، ریشه ویرانی های دانشگاه و کشور است."


به گزارش دانشجونیوز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

نامه ای از بطن دانشگاه با خاک یکسان شده ، خطاب به آقای کامران دانشجو

آقای کامران دانشجو

نوید بازگشایی دانشگاه ها در سال تحصیلی جدید با سخنان اخیر جنابعالی در میان جمعی از شبه نظامیان به اصطلاح دانشجو ، نشان از فصل تازه ای از تداوم سیاست برخورد و حذف حداکثری در دانشگاه داشته است.

برایمان چندان عجیب نمی نمود که وزیر علوم دولت کودتا، از با خاک یکسان کردن دانشگاه سخن بگوید. چنان که ، هم اکنون نیزما بر ویرانه های دانشگاه به تحصیل علم نشسته ایم. ویرانه ای که ماحصل پنج سال سرکوب ،پنج سال تحقیر استاد و دانشجو ، پنج سال حذف بوده است. گمان مان بر آن است که فضای کنونی دانشگاه با وجود گیت های حفاظتی ، آمد و شد های شبه نظامیان ، برگزاری مراسم روضه خوانی ، تخریب دفاتر تشکل ها و کانون های روشنفکری و سیاسی به بهانه های واهی چون مشکلات اساسنامه ای ، بازداشت فعالین دانشجویی و محکوم نمودن آنان در بیدادگاه های کودتا گران شباهت عجیبی با ویرانه یافته است ، نه دانشگاه!

از کدام دانشگاه سخن می گویید؟ مگر غیر از این است که امروز اگر احدی در نقد تلقی شما و هم مسلکانتان از بسیج ، دین ، آزادی و یا هر مقوله ی دیگری سخن بگوید، حسابش با داغ و درفش و زندان است.
از کدام دانشگاه سخن می گویید؟ دانشگاهی که گاه و بیگاه مورد هجمه ی چماق به دستان و ضربه ی باتوم هایشان له می شود و باز ققنوس وار از میان خرابه های سرکوب، برای دیکتاتور مآبان قامت راست می کند؟ و یا یحتمل از دانشگاهی سخن رانده اید که خوابگاه دانشجوی اش به میدان تیر و به خاک و خون کشیده شدن فرزندان این سرزمین بدل گشته است؟

آقای دانشجو

با بازیچه قرار دادن و حصار کردن مذهب بر گرد دانشگاه، از یک طرف دین را از سکه انداخته اید و از طرف دیگر دانشگاه را (طبق شاخص های بین المللی) از تولید علم عقیم کرده‌اید که اینجا دیگر از ساختن آمارهای دروغین عاجزید. چه آنکه شما نه درد دین دارید و نه پیشرفت و توسعه کشور برایتان مهم است که دلبستگی تان به حفظ این قدرت نامشروع و آلوده به خون، ریشه ویرانی های دانشگاه و کشور است.

تصورما بر این است که جنابعالی دانشگاه را با سمت قبلی‌تان اشتباه گرفته اید. بله ، شما در این گمانید که شایستگی تکیه زدن بر کرسی روسا و اساتید دانشگاه را افسران نظامی دارند ، آن هم از نوع بسیجی شان!
آیا بهانه ی بازنشستگی سالهای گذشته تان برای حذف اساتید دگراندیش کافی نبود ، که امروز با بهانه ی مضحک ،نداشتن استحقاق علمی اساتید مان را از جایگاه به حق شان محروم می کنید؟
بر تار عنکبوت تکیه زده اید، چه فریاد دانشجو همچنان همان نوای سابق است. این بار بلند تر و رساتر، دانشگاه پادگان نیست.

آقای دانشجو

وقتی به حافظه تاریخی مان رجوع می کنیم، در طی این سالها تنها صدای اذان سرکوب از بلندای کاخ اظالم تان شنیده شده است.
هنوز فراموش نکرده ایم تیر 78 را ، خرداد 82 ،اردیبهشت 85 ، آذر 86 ، بهمن 87 ، و تک تک روزهای سال هزار وسیصد و هشتاد و هشت را. به نظر نمی رسد که شما هم فراموش کرده باشید. پس از چه روست این همه تهدید تان به ستم؟

آقای دانشجو

علی رغم ادعا های شما امروز تعداد مساجد و نماز خانه های دانشگاه ها بعضا" دو رقمی است ، حضور روحانیون در سمت های مختلف و در جای جای دانشگاه چشم گیر و مشکوک است که قدرت بعضی از اینان بسیار بیشتر از روسای انتصابی است، مراسمات مذهبی و شبه مذهبی که دستاویزی برای حضور شبه نظامیان در دانشگاه شده است با هزینه های هنگفت و پذیرایی های بی مناسبت بصورت مجلل برگذار می شود.

اما آقای دانشجو

چیزی که در دانشگاه وجود ندارد استقلال و آزادی آکادمیک است. حقی که شما از دانشجویان و اساتید سلب کرده اید . امروز بندهایی بر دانشگاه تنیده اید که جامعه دانشگاهی را در تولید و تدریس علم و آموزش ، ابداع و انتقال دانش بشدت در تنگنا قرار داده اید.

به گمان مان این ترس که از بازگشایی دانشگاه با تمام پیکر سوخته اش در تک تک حجره های وجودتان رخنه کرده است، تنها ریشه در شخص شما ندارد. هم چنان که رعشه ی این هراس را بر قامت بزرگانتان نیز دیده ایم ، آنگاه که از تشدید برخوردهای انضباطی و لزوم کنترل دانشجویان فرمودند.

آقای دانشجو

از چه می هراسید؟ خیل عظیم محرومیت از تحصیل ها ، بازداشت ها ، احکام سنگین کمیته انضباطی و حضور گسترده شبه نظامیان به اصطلاح بسیجی با سهمیه 40 درصدی ،اخراج اساتید و محاکمه ی دانشجویان زخم خورده از فاجعه ی حمله به کوی دانشگاه در بامداد 25 خرداد سال گذشته شما را بس نبود که با تهدید های مکرر سعی در تخریب فضای فکری و امنیتی دانشگاه دارید؟

آقای دانشجو

در طی این سالیان، دانشگاه بر پیکر نحیفش هم گلوله دیده است ، هم باتوم و اشک آور و هم تجاوز به حریم اخلاقی دانشجو، هنوز داغ واقعه هتک حرمت دانشجوی دانشگاه زنجان ، نه از یاد ما رفته و نه از جبین ناپاک هم مسلکانتان پاک شده است.

جناب آقای دانشجو

دست از پیکر زخم خورده ی دانشگاه بردارید. هرچند گمان نمی بریم که میخ آهنین ما در سنگ سخت فایده طلبی تان فرو رود.

ما دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بار دیگر با تمام قوا هم صدا با جنبش همیشه پایدار دانشجویی ایران فریاد بر می آوریم که دانشگاه همچنان آخرین سنگر آزادی باقی خواهد ماند و تمام تلاشتان با تهدید برای ایجاد فضای رخوت در دانشگاه ، آب در هاون کوبیدن است.و دانشجویان تا رسیدن به خواسته های به حق خویش در مسیر آزادیخواهی پیش خواهند رفت.

انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
شهریور 89



نظر شما درباره این نوشته:







بازجویی خیابانی لباس‌شخصی‌ها از زهرا رهنورد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بازجویی خیابانی لباس‌شخصی‌ها از زهرا رهنورد

Wed / 01 09 2010 / 12:34
کلمه: زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران چند روز پیش، پس از خروج از منزل مسکونی اش و تنها چند متر آنسوتر از محل زندگی اش مورد هجوم و بازجویی لباس شخصی ها قرار گرفت.

به گزارش کلمه به نقل از شاهدان حاضر در صحنه، هنگامی که رهنورد در هنگام غروب و نزدیکی افطاربه تنهایی و پیاده از خانه خود در یکی از کوچه های فرعی خیابان پاستور خارج شد، ناگهان با جمع کوچکی از لباس شخصی ها مواجه شد که او را در حلقه محاصر خود قرار داده بودند.

فردی از میان جمع آنها فریاد زد: « آهای! رهنورد! چرا صورتت را پوشاندی؟»

رهنورد در حالی که تلاش می کرد به راه خود ادامه بدهد، گفت: «آیا حجابم را به معنای پوشاندن صورت می دانید؟ اگر صورتم را پوشانده بودم که مرا نمی شناختید!»

یکی از آنها به دنبال رهنورد دوید و شانه به شانه او بازجویی خود راشروع کرد: « به من بگو، تو در زمان انقلاب کجا بودی؟ آیا دین داشتی؟ مخالف بودی یا موافق؟ با چه کسی یا کسانی همکاری می کردی؟»

در ادامه، یکی دیگراز لباس شخصی ها شانه به شانه رهنورد که بی اعتنا سعی می کرد از محل دور شود، قرار گرفت و بازجویی خیابانی را ادامه داد.

رهنورد در پاسخ به سوالاتی که اغلب با توهین همراه بود، گفت « اگر آزادی خواهی، دفاع از حقوق مردم و دفاع از حقوق زن جرم است، آری! من مجرم هستم. شما می توانید هرجرم دیگری را هم که دولت می پسندد به آن اضافه کنید. »

بازجو هایی که مشخص نیست از سوی چه نهاد یا سازمانی رهنورد را در خیابان مورد بازجویی قرار داده بودند، این بار فریاد زدند: «طفره نرو! تو دروغ می گویی، جواب سوال های ما را بده که زمان انقلاب کجا بودی و چکار می کردی؟»

رهنورد پاسخ داد: « من به بازجویی خیابانی جواب نمی دهم، من یک زن مبارز و آزادی طلب هستم، اگر واقعا علاقمند به شنیدن پاسخ های من هستید، به جای بازجویی در خیابان، یک روز به دفترم بیایید و لااقل من را در دفترم بازجویی کنید و نه در خیابان. »

زهرا رهنورد، یکی از همراهان جنبش سبز است که در یکسال گذشته بارها مورد تهاجم نیروهای لباس شخصی و حتی گارد ویژه پلیس در خیابان قرار گرفته است.

به گزارش رسانه های مختلف، دکتر زهرا رهنورد‌، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران یک بار در محوطه این دانشکده در حالی که برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می‌شده مورد تهاجم لباس شخصی های زن قرار گرفت. این افراد با تعقیب رهنورد در خارج از دانشگاه در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین بود گاز فلفل را از فاصله بسیار نردیک به صورت وی پاشیدند که منجر به آسیب‌دیدگی شدیدش شد. همان موقع وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل پاشیدن گاز فلفل از فاصله نزدیک دچار آسیب دیدگی جدی شد.

یکبار دیگر نیز یک گروه ۱۲ الی ۱۳ نفره از زنان لباس شخصی با حضور در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قصد حمله به رهنورد را داشتند که با اقدام به موقع حراست دانشگاه موفق به این کار نشدند.

زهرا رهنورد بار دیگر هنگامی که از میدان صادقیه تهران قصد شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن را داشت با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد. لباس شخصی‌ها با باتوم و مشت به رهنورد حمله کرده و سر و کمر او را مورد اصابت قرار دادند

تهاجم به رهنورد تنها به صورت فیزیکی علیه او اعمال نشده است و بارها نیز رسانه های اقتدارگرایان و حامی دولت او را در رسانه های خود مورد اتهام و ترور شخصیت قرار داده اند.



نظر شما درباره این نوشته:







حمزه کرمی برخلاف وعده دادستانی راهی بیمارستان نشد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

حمزه کرمی برخلاف وعده دادستانی راهی بیمارستان نشد

Wed / 01 09 2010 / 11:25




نظر شما درباره این نوشته:







ایران باید شیوا نظرآهاری را فورا آزاد کند
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ایران باید شیوا نظرآهاری را فورا آزاد کند

Wed / 01 09 2010 / 9:51




نظر شما درباره این نوشته:







مسلمانی پدر من و مسلمانی این‌ها
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

مسلمانی پدر من و مسلمانی این‌ها

جواد طالعی

Wed / 01 09 2010 / 9:21
پدرم مسلمان و سید بود. اما نه مسلمانی‌اش به مسلمانی امروز ایران شباهت داشت و نه سید بودنش به سید بودن مردی که مدعی رهبری آنان است.

پدرم مسلمان و سید بود. نماز و روزه‌اش، هرگز ترک نشد. اما مهمتر از آن، عبادت را در خدمت به خلق می‌دید و دائم در حال حرام و حلال کردن رزق روزانه خود و خانواده‌اش بود. تمام عمر، به اندک ساخت و ما دوازده فرزندش را با ساختن به اندک عادت داد. اما هرگز نان حرام را به سفره راه نداد.

وقتی آیت‌الله خمینی با ادعای "عدل علی"، به ایران بازگشت، پدرم، که بیست سال بود از همان معاش اندک سهم امامش را برای او می‌فرستاد، نیش و کنایه‌های ما را ندیده گرفت و به بسیج محله پیوست تا به خیال خودش، بیشتر به خلق عبادت کند. دو هفته بعد، برآشفته به خانه آمد و فریاد کشید: یک مشت لات و قمه کش را جمع کرده‌اند و اسمش را گذاشته‌اند بسیج.

ما، شادمان شدیم که پدر، به این سرعت، حقیقت را دریافته است.

دو سه ماهی بعد، دریافتیم که پدر بازنشسته ما، با وساطت برادرزاده‌اش، کمر به خدمت بنیاد تازه پای مستضعفان بسته است، با این خیال که در اینجا می‌تواند به مستضعفان خدمت کند.

باز، همه ناراحت شدیم که چرا پدر دوباره فریب خورده است. اما خدمت در بنیاد مستضعفان هم، چند ماهی بیش به درازا نکشید. پدر، یک روز، باز برآشفته به خانه آمد و فریاد کشید: یک مشت دزد بی شرف جمع شده‌اند اینجا و هرچیزی را که در خانه‌های به قول خودشان طاغوتیان مصادره کرده‌اند، دارند مفت و مجانی بین خودشان تقسیم می‌کنند.

یک پسرش را به زندان انداختند و در چهل سالگی سکته دادند. من و یک پسر دیگرش را، به اتهامات واهی اخراج کردند. سه پسر دیگرش را، برای انتقام کشی، همزمان و برخلاف قانون نظام وظیفه، به نوک جبهه جنگ فرستادند. خون دل می‌خورد و در تردید می‌سوخت، اما همچنان سهم امامش را به خمینی می‌رساند. تا آن که در غروب یک روز تابستانی، ردیف بادمجان‌هائی را که به ضرب شلاق از کتف تا کمر من ردیف کرده بودند، نشانش دادم و گفتم: "بفرمائید آقاجان. این هم پاداش سهم امام‌هائی که به آقا داده اید".

از درد من، چهره در هم کشید. لعنتی بلند فرستاد. از کسی اسم نبرد. نفهمیدم به چه کسی لعنت فرستاد. به اتاقش رفت و قامت به نماز بست.

پدرم مسلمان و سید بود. اما نه مسلمانی‌اش به مسلمانانی شباهت داشت که امروز کمر به نابودی خلق بسته‌اند و نه سید بودنش به کسی که آنان را رهبری می‌کند. برای او، تا پایان عمر، حرام، حرام ماند و عبادت بجز خدمت خلق نبود.

در سال‌های پایان عمر، برای سرگرمی و افزودن بر درآمد مختصر بازنشستگی، مغازه کوچکی دست و پا کرده بود و در آن فراورده‌های پلاسکو را می‌فروخت. جائی که زندگی می‌کرد، پر شده بود از کارگران زحمتکش افغان، که با دستمزدی اندک، سه برابر کارگران ایرانی کار می‌کردند تا بتوانند هزینه زندگی خانواده‌هاشان را در افغانستان جنگ زده و ویران تامین کنند. بیشتر در ساختمان‌های نیمه تمام و بی در و پیکر می‌خوابیدند و می‌ترسیدند که اگر دسترنج اندکشان را در جیب خود نگه دارند، قربانی طمع همکاران فقرزده خودشان شوند. پول‌هاشان را نزد پدر به امانت می‌سپردند و وقتی می‌خواستند به میهنشان بازگردند، پس می‌گرفتند.

یک روز، به دیدار پدر رفته بودم. نشسته بودیم به حرف زدن از اینجا و آنجا. می‌دانستم که زیر فشار قرض خانه‌ای است که تازه خریده است. یک کارگر افغان وارد مغازه شد. سلام گفت و دست به سینه در همان آستانه ایستاد. پدر گفت: "انشاء الله عازم ولایتی؟"
مرد افغان سری به علامت تایید تکان داد. پدر کشوی میزش را گشود. کتابچه‌ای بیرون کشید، ورق زد، چرتکه انداخت و گفت: "خدا برکتش رو زیاد کنه. هفت تومن پیش من دارید". بعد، بسته‌ای اسکناس را شمرد و گرفت به طرف مرد افغان: "بشمرید لطفا".
- احتیاجی نیست آقا. شما تا حالا واسه هیچکی کم نذاشتین.
- با این حال، بهتره بشمرین. آدم جایز الخطاس.
مرد افغان شمرد: "این که زیاده آقا".
- نه زیاد نیست. درسته.
- چرا آقا زیاده. هفت هزار و سیصد تومنه.
- سیصد تومنش سودشه. باهاش جنس خریدم و فروخته م. نصف سود معامله مال شماس.
مرد افغان اصرار داشت که سیصد تومان را پس بدهد: "آقا! این چه حرفیه. شما پول منو پیش خودتون نگه داشتین. من باید یه چیزی به شما بدم". پدر، دوباره برایش برکت آرزو کرد و خواست که برود.

مرد افغان رفت. خطوط چهره‌اش برای همیشه در ذهن من ماند. احساس سرفرازی کردم. پیش از آن، بارها، با شرمساری عمیق، برخوردهای زشت برخی از هم میهنانم را با افغان‌های زحمتکش دیده بودم. این بار خوشحال بودم که یک افغان، خاطره خوشی را با خودش می‌برد.

بعدها فهمدیم که پدر، مدت‌ها امین ترین امانت دار کارگران زحمتکش افغان محله خودش بوده است.

چهره آن کارگر زحمتکش افغان را، سی سال بعد، امشب در فیلمی می‌بینم که روی فیس بوک گذاشته‌اند. در یک بازداشتگاه، که معلوم نیست کجای سرزمین نفرین شده من است:
حدود دویست مرد افغان را به صف کرده‌اند. صدائی فرمان می‌دهد: "بزن. دودستی بزن. محکم بزن".

و مردان افغان می‌زنند. دو دستی می‌زنند. محکم می‌زنند. توی سر خودشان می‌زنند.
صدا دوباره بلند می‌شود: "حالا تو سر نفر جلو بزن. دو دستی بزن. محکم بزن. محکم. محکم، محکم تر".

و مردان افغان می‌زنند. دو دستی می‌زنند. محکم می‌زنند. محکم تر می‌زنند. توی سر هموطنان خودشان می‌زنند که در ردیف جلو بر خاک نشسته‌اند.

صدا دوباره می‌آید:"حالا پاشین. بزنین. دو دستی بزنین. محکم، محکم، محکم تر بزنین. توی سر خودتون بزنین."

مردان افغانی می‌زنند. توی سر خودشان می‌زنند.

بنشینین. بزنین. پاشین. بزنین. بنشینین، بزنین. پاشین، بزنین.

کنار کسی که فرمان می‌دهد. کسی دائما می‌خندد. حالا، صدای او را می‌شنوم:"بگو بگن که غلط می‌کنن دوباره بیان ایران".

صدای اصلی: "محکم، محکم تر. با صدای بلند بگین: دیگه غلط می‌کنم بیام ایران".
افغان‌ها، محکم توی سرشان می‌کوبند: "دیگه غلط می‌کنم بیام ایران". صدای دوم، کیف کرده است. بلندتر می‌خندد. بعد می‌گوید: "بسشونه. ولشون کن. گناه دارن".
تصویر سیاه می‌شود.

به یاد آن کارگر افغان می‌افتم و امین ایرانی‌اش که پدر مسلمان و سید من بود، که نه مسلمانی‌اش به مسلمانی اینان می‌مانست و نه سید بودنش به سید بودن کسی که مدعی نیابت امام زمان اینان است.

آقای سید علی خامنه‌ای، اگر فیلمی را که من دیده‌ام ندیده باشد، با این همه بی‌خبری، باید خودش خودش را کنار بگذارد. اما اگر دیده باشد و سکوت کند، حتما یکی از مخاطبان لعنتی است که پدر مسلمان و سید من، سی سال پیش، بر سر سجاده حواله کرد.

و شما، اگر هنوز فکر می‌کنید مسلمانی چیز خوبی است، لطفا این فیلم را ببینید. اگر از سنخ همان مسلمانانی نباشید که مردانی غریب و بی‌پناه را وادار می‌کنند توی سر خودشان و هموطنانشان بزنند، حتما طور دیگری فکر خواهید کرد.






نظر کاربران:


Salam Taleei e aziz!
I had a father exact like yours, and am agree with you that Islam is not the onely factor that drives to en #govermental"crime. But I suppose that the islamic system does mach as the best form for en criminal organization as known as islamic repoblic of Itan. My sugestion is to seperate suvernity from religeon. And to unligimate all kinds of relgious tax " sahme emam" for en social grup as kown as "Seied" I don,t think that you use the title of Seied before you name do you? It is a kinde od racist I blieve. At the end I want to remind the commetator not to compare Shah with Faghih , not because that I would support Monarky, but because that Sha was much civilized person and we hade en comppletly civilizwed system during Pahlavi.
We are actually lying if we compare Khomeini/Kahmenei with Shah. Excuse me for my bad English because it is my third languge. Sincerly yours Viva
Democracy Viva Secularism


*

سلام آقای طالعی!
من ارزش یک موی ریش پدر سید و مسلمان شما را برتر از هزاران به ظاهرآدم بی اعتقاد به دین هم میدانم. سالها پیش که به آلمان پناهنده شدم در اردو گاهی با دیگر پناهندگان ایرانی زندگی را میگدراندم. اغلبشان یا دینی نداشتند و یا اگر داشتند چندان برایشان جدی نبود. در میان ایرانیان بی دین یا بی خیال دین، کم آدم بی شرف ندیدم.
جوانی بین ما بود که تره هم برای دین یاآیئنی خرد نمیکرد. از خاطرات سربازیش در مرز ایران و افغانستان تعریف میکرد: "اقغانها را در چادر های پاره پوره در بیابانی جمع کرده بودیم. حسابی با کتک ازشان پدیرایی میکردیم. دستور داده بودیم زمین را کنده و جاهی بعنوان توالت برای خود درست کنند. برای بیش از سیصد نفر افغانی، با زن و بچه فقط یک توالت. اجازه نمیدایم که چاه توالت های بیشتری بکنند. مجبورشان میکردیم هر صبح بازن بچه در صف دراز همان یک توالت صحرایی بایستند. زجر انها خیلی حال میداد .
باید یاد میگرفتند که مرز ایران زمین را پاس بدارند و مثل یک گله گاو از ان عبور نکنند. موظف بودیم هفته ای یکبار آنان را حمام کنیم. در سرمای زمستان، با ماشین آب پخش کن آب سرد برروی انان میپاشیدیم. عداه ای را که فرار میکردند با کتک مجبور به ایستادن زیر شلنگ آب سرد میکردیم. از عجز و لابه آنها لذت میبردیم. "
آقای طالعی، این تنها بخشی از خاطرات این آدم ظاهرا بی دین بود. از نقل قسمتهای فجیع تر ان معذورم. این ادم با دروغهایی که ساخته بود قبل از همه پاس پناهندگی گرفت. از او پرسیده بودم که آیا همه این کارها را به دستور مقامات بالاتر انجام میدادید؟ اوبا زهر خندی تمسخر امیز جواب داد که " نه. خود سرانه این کارها را میکیردیم. مقامات بالا تر هم میدانستند ولی چیزی نمیگفتند. زیرا آنها هم افغانی را آدم حساب نمیکیردند."
آقای ظالعی، خواستم بگویم که دنائت و پلشتی از اعتقاد به دین یا بی دینی زائیده نمیشود.رذالت در افراد غیر مدهبی هم کم نیست. برای من در اساس بین خامنه ای و شاه فرقی نیست. هردو با شدت و ضعف ، حقوق مردم را زیر پا گداشتند. کم نبوده امثال پینوشه ها که با بی دینی و در عین سکولار بودن، جنایاتی این چنین وحشتناک مرتکب شده اند.
مثال های فراوانی در این باره هست. برای من امثال پدر شما به هزاران بی دین مدعی سکولاریسم ، شرف دارند. از همین روست که معتقدم باید از مسلمانانی که در برابر پلشتی و دیکتاتوری ایستاده و هزینه میدهند و فداکاری میکنند جمایت کرد. انسانهای مدافع آزادی و دمکراسی و حقوق انسانی دریک طرف و انسانهای در خدمت دیکتاتوری و پلشتی در طرف دیگر. بی دین یا با دین بودن آنان مطرح نیست. این اقای خامنه ای است که میکوشد خط شقه کننده دینداری و بی دینی را به جنبش ضد استنبدادی مردم تحمیل کند.


نظر شما درباره این نوشته:







موازی‌سازی در رقابت با ولی فقیه!
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

موازی‌سازی در رقابت با ولی فقیه!

حسین باقر زاده

Wed / 01 09 2010 / 9:14
سه‌شنبه شهریور 1389 – 31 اوت 2010
hbzadeh@btinternet.com

موازی‌سازی در جمهوری اسلامی یکی از مشخصات غالب این نظام بوده است. از دولت «امام زمانی» چندماهه مهندس بازرگان که با حکم مستقیم آیت الله خمینی سر کار آمده بود تا دوران خاتمی و پس از آن، این پدیده ظهور داشته است. تنها در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، موازی‌سازی کمی تخفیف یافت. مهندس بازرگان از دخالت عوامل نامسئول در حکومت می‌نالید. بنی‌صدر از کنترل نهادها موازی عاجز ماند و مقام خود را در مصاف آنان از دست داد. مهندس موسوی به تصمیمات مهمی که بدون اطلاع او صورت می‌گرفت و اجرا می‌شد اعتراض می‌کرد. محمد خاتمی از بحران‌هایی که هر 9 روز یک بار دستگاه‌های موازی برای او ایجاد می‌کردند گله و شکایت داشت. با برآمدن محمود احمدی‌نژاد به عنوان رییس جمهور، کسی که ذوب در ولایت شده بود، این احساس به وجود آمد که دوران موازی‌سازی خاتمه یافته است. ولی تحولات اخیر نشان داد که موازی‌سازی دست کم در سیاست خارجی هم‌چنان وجود دارد - با این تفاوت که این بار خود رییس دولت است که به تشکیل نهادهای موازی دست می‌زند و نهادهای تحت کنترل ولی فقیه را هدف گرفته است.

ساختار ِ در خود متناقض جمهوری اسلامی ملقمه عجیبی از حکومت به وجود آورده است. در این ساختار، حضور ولی فقیه و قدرت مطلقه او همه نهادهای دیگر حکومتی (انتخابی یا انتصابی) را تحت الشعاع قرار داده است. رابطه قدرت و اقتدار در این نظام از هم گسسته است. نهادهای انتخابی که اقتدار خود را از رأی مستقیم مردم می‌گیرند قدرتی متناسب با آن ندارند، و قدرت ولی فقیه و نهادهای انتصابی او بر همه ارکان حکومت چیره شده است. شهروندان تنها با اجازه ولی فقیه و نهادهای انتصابی او می‌توانند خود را در معرض انتخاب مردم بگذارند، و کسانی که از این طریق «انتخاب» می‌شوند تنها با تصویب ولی فقیه و نهادهای انتصابی او می‌توانند به وظیفه نمایندگی خود بپردازند. حکومت از نهادهای انتخابی انتظار دارد که به وظایف تقنینی یا اجرایی خود بپردازند، ولی در اجرای این وظایف تابع ولی فقیه و نهادهای انتصابی آن باشند. و در آن جا که این نهادها پا از این خط بیرون بگذارند، ولی فقیه یا با «حکم حکومتی» خود آنان را به «راه راست» می‌آورد، و یا وابستگان ولی فقیه با تشکیل نهادهای موازی در راه نهادهای انتخابی سنگ می‌اندازند و حکومت در حکومت پدید می‌آورند.

کنترل نهاد مجلس، که قرار بود در «رأس امور باشد» به نهادهای انتصابی شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت سپرده شده است. شورای نگهبان، هم در مرحله انتخاب نمایندگان به مجلس شورای اسلامی کنترل کامل خود را به کار می‌برد تا تنها افراد ملتزم و مطیع ولی فقیه به آن راه پیدا کنند، و هم مانع از آن می‌شود که مصوبه‌ای بدون تأمین نظرات و منویات ولی فقیه و روحانیت حاکم از تصویب این مجلس بگذرد. در شرایطی هم که اختلاف بین مجلس اسلامی و شورای نگهبان به بن‌بست بر بخورد، حل و فصل آن به یک نهاد انتصابی دیگر ولی فقیه یعنی مجمع تشخیص مصلحت ارجاع می‌گردد. ولی مجموعه این تمهیدات سفت و سخت ظاهرا کافی نیست، تا آن جا که ولی فقیه گاه نیاز می‌بیند شخصا و مستقیما در کار مجلس اسلامی دخالت کند و جریان کار آن را کنترل کند. این کار عموما با «تذکرات ارشادی» دنبال می‌شود. ولی دست کم در یک مورد، آقای خامنه‌ای با صدور «حکم حکومتی» در کار مجلس مستقیما دخالت کرد. این کاربرای جلوگیری از بحث در مورد لایحه اصلاح قانون مطبوعات در آغاز کار مجلس ششم در سال 1379 صورت گرفت، و رییس وقت مجلس آقای کروبی به استناد حکم ولی فقیه لایحه را به کلی از دستور کار مجلس خارج کرد.

در مود قوه اجرایی، چون نهاد یا نهادهای انتصابی مشخصی (صرف نظر از ولی فقیه و یا نظارت شورای نگهبان بر انتخاب رییس جمهور) در قانون اساسی برای کنترل آن تعبیه نشده، کار شکل دیگری پیدا کرده و به تضادها و کشمکش‌های مختلفی دامن زده است. در دهه اول پس از انقلاب (پس از تصویب قانون اساسی) که نهاد ریاست جمهوری و نخست‌وزیری به موازات هم وجود داشت، دخالت در کار قوه مجریه از طریق کنترل یکی از این نهادها صورت می‌گرفت. مثلا در دوره بنی‌صدر روحانیت حاکم سعی داشت از طریق رجایی نخست‌وزیر نفوذ خود را اعمال کند و بنی‌صدر را (از جمله در حل و فصل مسئله گروگان‌های آمریکایی) در برابر عمل انجام شده قرار دهد. سپس و در دوران ریاست جمهوری خامنه‌ای، میرحسین موسوی از این که در مسایل مهم کشوری و از جمله در مسئله جنگ و سیاست خارجی بدون اطلاع و نظر او اقداماتی صورت می‌گیرد گله و شکایت داشت[1]. جالب این جا است که در این دوره با این که موسوی از حمایت خمینی برخوردار بود با بخشی از حاکمیت که خامنه‌ای رییس جمهور آن را نمایندگی می‌کرد در تضاد قرار داشت و این بخش نیز از طریق کانال‌های خود با خمینی ارتباط داشت و از او دستور می‌گرفت.

مهم‌ترین نقطه اصطکاک قوه مجریه با نهادهای وابسته به ولی فقیه در زمینه مسائل امنیتی و سیاست خارجی بوده است. دولت بازرگان که به حکم خمینی بر سر کار آمده بود دقیقا در رابطه با مسئله گروگان‌های آمریکایی و دیدار نخست‌وزیر و وزیر خارجه‌اش ابراهیم یزدی با برژینسکی مشاور امنیت ملی رییس جمهور آمریکا کارتر سقوط کرد. پس از آن هم به دلیل این که فعالیت‌های تروریستی جمهوری اسلامی در خارج کشور تا دوران خاتمی معمولا از کانال وزارت خارجه صورت می‌گرفت ولی فقیه و نمایندگان او کنترل زیادی بر این وزارت‌خانه داشتند. وزارت اطلاعات نیز از اهمیت مشابهی برخوردار بود. برای این وزارت‌خانه، از آغاز تأسیس آن به دستور آیت الله خمینی مقرر شده بود که یک «مجتهد» در رأس آن قرا بگیرد تا جنایت‌هایی مانند صدور و اجرای حکم قتل مخالفان رژیم از سوی مأموران و کارمندان این وزارت‌خانه توجیه شرعی داشته باشد. به همین دلیل از همان آغاز تشکیل این وزارت‌خانه، تعیین وزیر آن نه به گزینش رییس جمهور وقت و بلکه در اختیار ولی فقیه، حتا در دوران خاتمی، بوده است. به عبارت دیگر، رییس جمهور حق تعیین وزیر اطلاعات خود را نداشته است در عین این که از نظر قانونی مسئولیت اجرایی تمامی کابینه به عهده او گذاشته شده است.

در دوران خاتمی که کنترل وزارت خارجه تا حد زیادی از دست ولی فقیه بیرون آمد (و ولایتی معزول به مقام مشاور خامنه‌ای در امور خارجه ارتقا یافت) و هم‌چنین او موفق شد پس از افتضاح جنایت قتل‌های زنجیره‌ای وزیر منصوب خامنه‌ای را از وزارت اطلاعات بیرون کند و کسی را که بیشتر مورد اعتماد خود او بود بر جایش بنشاند، کار موازی‌سازی در مسایل اجرایی به اوج خود رسید. سازمان‌های امنیت موازی در نهادهای زیر کنترل ولی فقیه و به خصوص سپاه پاسداران شروع به کار کردند، و سپاه کار هدایت تروریسم در خارج کشور را رأسا به عهده گرفت. موازی‌سازی در زمینه مسایل امنیتی و خارجی به بحران‌های زیادی در دوران خاتمی دامن زد و او که در برابر این فعالیت‌ها و شخص خامنه‌ای ضعف نشان می‌داد نتوانست در برابر آن‌ها کاری انجام دهد. او تنها شکایت می‌کرد که مخالفان او در داخل نظام هر 9 روز یک بحران برای او آفریده‌اند بدون این که برای مقابله با این بحران‌ها و عوامل ایجاد کننده آن که از دفتر ولی فقیه تغذیه می‌شدند کار مؤثری انجام دهد.

با روی کار آمدن احمدی‌نژاد تصور بر این بود که حکومت (دولت و نهاد ولایت فقیه) یک دست شده است و دیگر نیازی به نهادهای موازی در امور اجرایی نیست. احمدی‌نژاد در ولایت ذوب شده بود و خامنه‌ای از برآمدن او راضی بود و در حمایت از او دریغ نمی‌کرد. التزام به ولی فقیه و اطاعت امر او ترجیع‌بند اظهارات احمدی‌نژاد و وزیران کابینه او بود. اکنون نهادهای موازی که در دوران خاتمی شکل گرفته بودند و «سرخود» کار می‌کردند در نهادهای حکومتی ادغام شده و حکومت را به دست گرفتند. به این ترتیب، ولی فقیه شخصا و عملا در رأس قوه مجریه قرار گرفت و رییس جمهور و کابینه او مجری منویات و اوامر او شدند. سپاه و دولت هر دو از یک جا دستور می‌گرفتند، و سیاست‌های سرکوب و تروریستی رژیم بدون تعارض نهادهای حکومتی با یک‌دیگر طرح‌ریزی و اجرا می‌شد. نهاد دولت و ولایت فقیه در هم ادغام شده بود و کار طرد و حذف مخالفان حکومت به صورت همآهنگ پیش رفت. در این روند اصلاح‌طلبان نیز به بیرون رانده شدند و به جز اقلیت کوچکی در مجلس کس دیگری از آنان در ارگان‌های حکومتی باقی نماند. احمدی‌نژاد در دوره اول حکومت خود در اجرای سیاست‌های مورد نظر خامنه‌ای کمترین تردیدی به خود راه نداد و سنگ تمام گذاشت.

او پاداش این خدمت‌گزاری را با برآمدن به مقام ریاست جمهوری در دوره دوم، از ولی فقیه و ارگان‌های تحت کنترل او گرفت. احمدی‌نژاد شاید منفورترین رییس جمهوری بود که در جمهوری اسلامی برای دور دوم نامزد می‌شد و بدون حمایت مستقیم ولی فقیه و ارگان‌های تحت کنترل او نمی‌توانست از صندوق سر برآورد. در عین حال او بهترین گزینه حکومت در انتخابات سال گذشته بود. چهار سال حکومت دور اول او اگر برای مردم فاجعه‌آمیز بود برای ولی فقیه و روحانیت حاکم ایده‌آل بشمار می‌رفت. سرکوب و خشونت و اعدام افزایش یافت و خرافات و زن‌ستیزی و ماجراجویی بین‌المللی تشدید شد. دور اول حکومت احمدی‌نژاد طلایی‌ترین دوران حاکمیت بلامنازع شرع و خرافات به روایت قشری‌ترین جناح روحانیت حاکم به سرکردگی ولی فقیه در جمهوری اسلامی بوده است. بی دلیل نبود که ولی فقیه و ارگان‌های تحت کنترل او تا این حد به برآمدن مجدد احمدی‌نژاد از صندوق‌های رأی اصرار داشتند و برای آن مایه گذاشتند. برای حاکمیت جمهوری اسلامی برآمدن مجدد احمدی‌نژاد از صندوق‌های رأی آن قدر اهمیت و ارزش داشت که به بهای دامن زدن به بزرگترین بحران مشروعیت در طول حیات 30 ساله خود به آن تن داد.

اکنون که احمدی‌نژاد برای دور دوم به صندلی ریاست جمهوری تکیه زده ظاهرا نیاز چندانی به دنباله‌روی بی‌چون و چرا از روحانیت حاکم نمی‌بیند و نغمه‌های دیگری ساز کرده است. حمایت بی‌چون و چرای او از اسفندیار رحیم مشایی که با اظهارات خود عصبانیت بخش بزرگی از روحانیت حکومتی و طرفداران ولی فقیه را باعث شده برای بسیاری تعجب آور بوده است. آقای مشایی هم در اظهارات و هم عملکرد خود اعتراضات زیادی را در مجلس و حوزه‌های روحانیت و نیروهای حزب الله برانگیخته است. سخنان و رفتار او اگر در دولت اصلاحات مطرح می‌شد یا صورت می‌گرفت بدون تردید عواقب زیادی برای خود او و رییس جمهور وقت به دنبال می‌آورد. در این جا نیز آقای خامنه‌ای شخصا مجبور شد که دخالت کند و رسما از احمدی‌نژاد بخواهد که او را از معاونت خود بردارد. او چنین کرد، ولی بلافاصله مشایی را به ریاست دفتر خود نشاند. مشایی در این مقام نیز به کارها و سخنان بچث‌انگیز خود ادامه داده و عصبانیت بسیاری از طرفداران پر و پاقرص احمدی‌نژاد مانند حسین شریعتمداری را در کیهان باعث شده است.

اتهامات متوجه مشایی مسایل پیش پا افتاده‌ای نیستند. مثلا الیاس نادران در مجلس آقای مشایی را به دیدار با سفیر اسبق آمریکا در اسرائیل متهم کرده یا گفته که در جریان همایش اخیر ایرانیان خارج از کشور (که تحت ریاست مشایی و با کنترل او صورت گرفته) «مشروب سرو شده و رقص های مختلط» انجام شده است. قبلا نیز مشایی به دلیل اظهاراتی در باره این که باید از «مکتب ایرانی» به جای «مکتب اسلامی» سخن گفت یا این که ما با مردم اسراییل دشمنی نداریم خشم بسیاری از سردمداران حکومتی و از جمله مصباح یزدی را که یکی از طرفداران سرسخت احمدی‌نژاد بشمار می‌رود برانگیخته است. در عین حال، احمدی‌نژاد کمترین تردیدی در حمایت از او نشان نداده است. او حتا با علم به این که آقای خامنه‌ای از حضور مشایی در کابینه او راضی نیست به حمایت از مشایی ادامه می‌دهد و حملات دیگران را نیز عموما نادیده گرفته است. حمایت احمدی‌نژاد از مشایی، صرف نظر از دلایل شخصی و خانوادگی، ظاهرا بخشی از سیاست «استقلال‌طلبانه» او در برابر ولی فقیه و روحانیت حاکم است که اخیرا مظاهر دیگری نیز داشته است.

یکی از این موارد، انتصابات جدیدی است که احمدی‌نژاد در هفته گذشته اعلام کرد. او سه تن از نزدیکان خود را به سمت‌های قبلا ناموجود نماینده یا مشاور در مسایل خارجی منطقه منصوب کرده است. یکی از این سه تن باز همین آقای مشایی است که سمت مشاور در مسایل خاورمیانه (فلسطین و اسراییل و کشورهای همسایه آن‌ها) را گرفته است. نمونه دیگر شورای عالی ایرانیان خارج از کشور و همایش پر هزینه اخیر آن در تهران بوده است. مسایلی از این قبیل البته در حوزه وظایف و اختیارات وزارت امور خارجه است که در زیرمجموعه کابینه احمدی‌نژاد قرار دارد. ولی از آن جا که عوامل ولی فقیه این وزارت‌خانه را کنترل می‌کنند، اقدام احمدی‌نژاد نوعی دور زدن ولی فقیه و موازات سازی (در جهت عکس گذشته) بشمار می‌رود. این که احمدی‌نژاد سمت عمده مشاوران خارجی خود را به کسی داده که نزد خامنه‌ای مقبولیت ندارد معنای بزرگتری پیدا می‌کند. او گویا تعمد دارد نشان دهد که وقتی به کسی مانند مشایی اعتماد می‌کند هیچ‌کس و حتا ولی فقیه نیز نمی‌تواند او را از این کار باز دارد.

به این ترتیب، سنت موازی‌سازی در جمهوری اسلامی در دولت احمدی‌نژاد بازتولید شده است - منتها این بار به وسیله خود رییس جمهور و در موازات یکی از وزارت‌خانه‌های خود او، و به روشنی در رقابت با ولی فقیه! ولی چگونه است که او می‌تواند فارغ از امر و نهی‌های خامنه‌ای به این کار دست بزند و یا مشایی را هم‌چنان در کنار خود نگاه دارد؟ شاید در پاسخ بتوان آن را یکی از دلایل تضعیف بی‌سابقه خامنه‌ای در دوران حکومت احمدی‌نژاد بشمار آورد. در طول پنج سال حکومت احمدی‌نژاد، پایه‌های قدرت خامنه‌ای به صورت شدیدی تضعیف شده، و با طرد اصلاح‌طلبان و رانده شدن آنان به صف مخالفان خامنه‌ای، قدرت او بیش از هر زمان دیگر به سپاه و باند احمدی‌نژاد متکی شده است. به عبارت دیگر، او اکنون اسیر و وابسته به سپاه است. اکنون ظاهرا بیش از آن که حیات احمدی‌نژاد به حمایت خامنه‌ای وابسته باشد، حیات او به احمدی‌نژاد (و سپاه) وابسته است. او البته به ظاهر هنوز ولی فقیه و دارای قدرت مطلقه است و همه حکومتیان پیشانی بر آستانش می‌سایند. ولی در ورای این قدرت ظاهری، خامنه‌ای بسیار تنها شده است و شاید به این دلیل هم هست که نمی‌تواند حتا احمدی‌نژاد را به عزل مشایی وادار کند، و بلکه باید شاهد موازی‌سازی‌های احمدی‌نژاد در برابر نهادهای تحت کنترل خود باشد!





نظر شما درباره این نوشته:







نامه فاطمه کروبی به علی خامنه‌ای
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

نامه فاطمه کروبی به علی خامنه‌ای

Wed / 01 09 2010 / 7:42
سحام نیوز: بدنبال تجمع جمعی مزدور در سه شب متوالی مقابل منزل آقای کروبی همسر ایشان نامه‌ای خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند. در بخشی از این نامه چنین آمده است. آیا جنابعالی حکومتی را در میان ملل عقب افتاده که حقوق اولیه افراد در آن لحاظ نمی‌گردد سراغ دارید که با خانواده و همسایگان مخالفان سیاسی چنین کنند؟ و آیا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخریب و اینگونه رفتارها غیر اخلاقی را مجاز و مشروع می دانید؟

متن کامل نامه به شرح زیر است:

حضرت آیت الله خامنه ای

مقام معظم رهبری

سلام علیکم

احتراما به اطلاع میرساند که جمعی متعلق به نیروهای بسیج و سپاه در سه شب متوالی، همزمان با شب ضربت خوردن امیر المومنین علی (ع) تا شب شهادت آن امام، با تجمع مقابل مجتمع مسکونی متعلق به ما و اشخاص دیگر اقدام به اهانت، آزار و رنجش همسایگان و تخریب اموال کردند. این گروه سازمان دهی شده که خود را سرباز ولایت نامیدند در شب شهادت بزرگ مرد عالم بشریت و لیله القدر که اهمیت معنوی آن بر کسی پوشیده نیست، اوج وحشگیری خود را با بکارگیری الفاظ سخیف علیه همسرم و خانواده، شعار نویسی بر دیوار مجتمع و همسایگان و تخریب اموال نشان دادند. این جرایم مشهود بنام حمایت از حضرتعالی و در مقابل نیروی انتظامی صورت گرفت و جالب آنکه این نیرو حتی جرات نزدیک شدن به این جماعت تحت الحمایه را نداشت.همگان بیاد دارند که در گذشته حرمت رمضان، لیالی قدر و محرم و صفر را حتی آنان که خود را مقید به انجام تکالیف دینی نمی دانستند، رعایت می شد اما امروزه جماعتی از خدا بی خبر (آمران و عاملان) تربیت شده اند که با واژه حرمت بکلی بیگانه اند.

مقام معظم رهبری

جنابعالی بر خلاف این نوکیسه‌های بی‌هویت ما را می‌شناسید و میدانید که در سال‌های مبارزه و رنج، همسرم همان یار دیرین امام و پدر مجاهد و بزرگوارش مرحوم حاج شیخ احمد در صف اول مبارزه بودند و بارها توسط ساواک دستگیر، زندان و تبعید شدند اما هیچگاه آرامش و آسایش خانواده نه از سوی ساواک و نه از سوی مزدوران متعلق به رژیم مورد تعرض واقع نشد. اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زیستن خانواده و آسایش و آرامش همسایگان ما دارد؟ آقای کروبی بارها گفته‌اند که آماده پرداخت هر هزینه ای بابت این اختلاف در نگرش هستند. در این مدت من و فرزندانم ظلم های فراوانی را تحمل کردیم اما محروم کردن ما از دعا و نیایش و تحمیل اضطراب به همسایگان در این ایام مبارک، امری غیر قابل قبول و تحمل است. من سعی کردم موردی مشابه در ممالک دیگر بیابم که موفق نشدم. آیا جنابعالی حکومتی را در میان ملل عقب افتاده که حقوق اولیه افراد در آن لحاظ نمی گردد سراغ دارید که با خانواده و همسایگان مخالفان سیاسی چنین کنند؟ و آیا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخریب و اینگونه رفتارها غیر اخلاقی را مجاز و مشروع می دانید؟

مزید اطلاع به استحضار میرساند که این تهاجم وحشیانه توسط مامورین نیروی انتظامی و نیرو های امنیتی فیلمبرداری شد و البته اسنادی در اختیار است که در صورت صلاحدید، تقدیم می گردد.

با تشکر و سپاس فراوان

فاطمه کروبی
۱۰ شهریور ۱۳۸۹




نظر شما درباره این نوشته:







بیانیه دیدگاههای ایران ندا: ما چه می‌خواهیم؟
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بیانیه دیدگاههای ایران ندا: ما چه می‌خواهیم؟

Wed / 01 09 2010 / 6:23
ما در دوره‌ی زمانی ویژه‌ای و در پاسخ به نیازهای ویژه‌ای بر آن شده ایم رسانه‌ای بنیاد گذاریم که هم عزیمتگاه آن دفاع از آزادی بیان باشد هم هدف آن. ویژگی این دوران برآمدِ جنبش آزادی‌خواهانه‌ی مردم ایران است، استبداد فقاهتی همچنان ادامه دارد و نظام تبعیضیِ حاصل از درهم‌آمیزی دین و دولت به مرحله‌‌ی تازه‌ای از سرکوبگری پا نهاده است.

آینده اما آغاز شده است؛ باید ندای‌اش را شنید و آن را بازتاب داد. ما وظیفه‌ی خود می‌دانیم که به سهم خود رسانه‌ای شویم برای این ندای آینده. این آینده همانا اراده‌ی مردم ایران به تغییر سرنوشت خود است. آنان آزادی و عدالت می‌خواهند. تظاهرات میلیونی و مقاومتی که با سرکوب خیابانی و سانسور و زندان و تبعید درهم‌شکستنی نیست، گواه این اراده است.

ندایی که برخاسته، علیه تبعیض و ستم است. رسانه‌ی ما می‌خواهد رساننده‌ی این ندا باشد. رساننده‌ی صدای آزادیخواهان و کسانی که نظام تبعیض و ستم از بیان آشکار خواسته و نظر محروم‌شان کرده است.

ما به آزادی بیان، نه تنها به عنوان عزیمتگاه و هدف، بلکه همچون فرهنگ می‌نگریم. احترام به شأن انسانی همگان، احترام به مخالف، پرهیز از هیاهو‌گری، رواداری و اظهار نظر مسئولانه و چاره‌یابی بر اساس گفتگو از عناصر اصلی این فرهنگ هستند. ما می‌خواهیم به سهم خود در ریشه‌دار کردن این فرهنگ در میان ایرانیان بکوشیم.

ما رسانه‌ایم، نه حزب سیاسی. آرمان ما آن است که در کشور آزادی بیان بدون هیچ قید و بندی برقرار شود. همراهان و کوشندگان "ایران ندا" دیدگاههای سیاسی خود را دارند. اما هدف مشترک جمع ما "آزادی بیان" است.

تجربه‌‌ی سی ساله به ما آموخته است که با وجود نظام ولایت فقیه و درهم‌آمیختگی دین و دولت آزادی بیان به دست نمی‌آید. از این رو ما خواهان آنچنان تحول سیاسی‌ای هستیم که به تبعیض‌هایی که حکومت فقاهتی برقرار یا تحکیم کرده، پایان دهد. ما هیچ گونه پیش‌داوری‌ در مورد چگونگی این تحول نداریم. اما میدانی فراهم می‌کنیم که تحول‌خواهان ضدتبعیض بتوانند در آن نظرشان را بیان کنند.

ما به اعتقادات مردم احترام می‌گذاریم و در عین حال منتقد کسان و دیدگاه‌هایی هستیم که با سوءاستفاده از انگیزه‌های اعتقادی مردم مبلغ خرافه و تبعیض‌ باشند.

ما در انتقاد از آن عناصر اسارت‌آور فرهنگ و آموزش و سامان اجتماعی پا فشاری می کنیم. ما رسانه خود را در مسیرِ پس زدنِ درماندگی و ناکامی‌های آموخته یا تحمیل شده به فرد و جامعه ایرانی و نمایشِ شایستگی، کامیابی و آینده‌داری قرار می دهیم.

ما خود را عقل کل نمی دانیم و بنیان اعتقاد ما ‌اصل گفت‌وگو، چندصدایی بودن، و نگرش انتقادی‌ای است که خودمان را نیز در بر می گیرد.

ما رسانه‌‌ی ضد تبعیض ایم. با هر نوع تبعیضِ دینی، جنسی، طبقاتی، قومی و زبانی می‌ستیزیم. کوشش ما در جهت روشنگری در مورد تبعیض‌ها و چاره‌جویی برای رفع آنها ست.

ما آزادی‌خواه ایم. با تمام امکانات خود نظام زندان و شکنجه‌ای را که نماد آن سنگسار است، افشا می‌کنیم.

ما عدالت‌خواه ایم. محرومیت‌ها را بیان می‌کنیم و دفاع از حقوق همه‌ی شهروندان را وظیفه‌ی خود می‌دانیم.

ما آزادی و برابری حقوق زنان و مردان را یکی از شاخصهای اصلی آزادی جامعه می‌دانیم. تریبون ما آشکارا در جهتِ یاوری به آزادی و برابری زنان قرار می‌گیرد.

ما رسانه‌ای شاد هستیم. ما به پایمال کردن حق شادی به عنوان ستمی ضد انسانی می‌نگریم. رسانه‌‌ی ما رسانه‌ای شاد و امیدبخش برای جوانان است.

ما به بازنمایی جریان‌های اصلی بسنده نمی‌کنیم. همواره می‌گوییم و نشان می‌دهیم که می‌توان به هر چیز به گونه‌ای دیگر نگریست.

ما طرفدارِ محیطِ زیستِ پاک و زندگی‌بخش ایم.

ما با نظامی‌گری و برنامه اتمی حکومت ایران مخالف ایم. این برنامه را برای امنیت عمومی به شدت خطرناک می بینیم.

ما با همه‌ی مردم جهان همبسته‌ایم. به هیچ مردم و کشوری کینه نمی ورزیم. خواهان دوستی همه‌ی ملت‌ها در خاورمیانه ایم و آرمان خود را اتحاد مردمان و برچیدن مرزها و گفتگوی فرهنگ‌ها قرار داده‌ایم.

ما مبلغ صلح ایم. تبعیض‌ها در کشور ما شکافهای عمیقی در میان گروه‌های اعتقادی، گروه‌های سیاسی، اقوام، قشرهای گوناگون، و میان نسل‌ها ایجاد کرده که به شدت به صلح و همبستگی اجتماعی آسیب رسانده است. ما برآن ایم که برای همزیستی و صلح و آینده‌سازی مشترک باید به گفت‌وگو روی آورد.

مخاطب ما هر کسی است که خواهان تحول دموکراتیک باشد، خواهان نوسازی و پیشرفت ایران باشد، خواهان گسترش عدالت در وطن باشد.

ما خبردهنده‌ایم، فراخواننده نیستیم! رسانه‌ی ما برای هیچ اقدام جمعی فراخوان نمی‌دهد. ما روشنگری می‌کنیم، رهبری نمی‌کنیم.

ما مدیریت رسانه را کاری حرفه‌ای می‌دانیم. نیروی حرفه‌ای ما طبق اصول رسانه‌ عمل می‌کند و به محتوا و صورت هر دو توجه دارد. بخش اجرایی ما با استقلال عمل نسبی پیش می‌رود و در کار ما هم مسئؤلیت جمعی وجود دارد و هم مسئولیت فردی. ما می‌کوشیم شایسته اعتماد مردم آزادیخواه و عدالت‌طلب باشیم.

ما در مورد کارکرد ایران ندا به شفافیت معتقدیم. سامان کار خود را چنان قرار داده‌ایم که فعالیتهای مالی بنیاد "ایران ندا" همواره زیر نظارت مستقل و قانونی باشد.

۱۰ شهریور ۱۳۸۹
۱ سپتامبر ۲۰۱۰



نظر شما درباره این نوشته:







حضور نیروهای امنیتی در اطراف منزل عبدالله نوری
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

حضور نیروهای امنیتی در اطراف منزل عبدالله نوری

Tue / 31 08 2010 / 22:18




نظر شما درباره این نوشته:







تدابیر امنیتی برای مكان‌های احتمالی حضور مهدی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

تدابیر امنیتی برای مكان‌های احتمالی حضور مهدی

Tue / 31 08 2010 / 22:16




نظر شما درباره این نوشته:







هشدار جمعی از دانشگاهیان ایران به وزیر علوم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

هشدار جمعی از دانشگاهیان ایران به وزیر علوم

Tue / 31 08 2010 / 21:15




نظر شما درباره این نوشته:







تو اگر برخيزى!
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

با ياد و وامى از زنده ياد حميد مصدق

تو اگر برخيزى!

اردلان سرفراز

Tue / 31 08 2010 / 16:19
آنكه دل دريا بود، مردى از دنيا بود
تشنه‌ى فردا بود، قصهِ‌ى فردا گفت

در شبی تنها گفت! صاف و بى پروا گفت!
به تمام ما گفت:
تو اگر برخيزى، من اگر برخيزم، همه برمی‌خيزند!

آنكه دل دريا بود، مردى از دنيا بود
هم شب و هم زنجير، هم صداى ما بود

كاشكى اينجا بود، در كنار ما بود!
شاهد بيدارى، كارزار ما بود!

ما كه خود سوخته‌جان باخته‌ايم، شعله برجان شب انداخته‌ايم!
از ته دره‌ى خون با تن خويش، تا به معراج پلى ساخته‌ايم!

رقص بردار به شوق ديدار: اين بهايی‌‌ست كه پرداخته‌ايم!

ماكه ديريست بپا خاسته‌ايم، كدخدا نه، كه خدا خواسته‌ايم!
روبروى لشكر جهل و جنون، صفى از ترانه آراسته‌‌ايم!

وحشت از مرگ دراين ميدان نيست! ما كه آنرا به دعا خواسته‌ايم!
من براى تو بپاخاسته ام، اى برادر، سرباز!

ما براى تو بپا خاسته‌ايم، كه تو برخيزى باز!
خصم تو در خانه‌ست! بى‌سبب خون مرا مى‌ريزى!

من براى تو بپا خاسته‌ام! كى تو برمی‌‌خيزى؟
تواگر برخيزى، من اگر برخيزم،
همه برمی‌خيزند!! همه برمی‌خيزند!!
تركيه ۲۰۰۶




نظر شما درباره این نوشته:







خروج قطار باری از خط در لرستان
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

خروج قطار باری از خط در لرستان

Tue / 31 08 2010 / 16:16




نظر شما درباره این نوشته:







مصاحبه منوچهر متکی با مجله اشپیگل آلمان
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

مصاحبه منوچهر متکی با مجله اشپیگل آلمان

Tue / 31 08 2010 / 12:27




نظر شما درباره این نوشته:







چرا هیچ کس به فكرمردم پاكستان نیست؟
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

چرا هیچ کس به فكرمردم پاكستان نیست؟

Tue / 31 08 2010 / 10:11




نظر شما درباره این نوشته:







فهرست هزینه ۱۷ میلیاردی دلاری براندازی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

فهرست هزینه ۱۷ میلیاردی دلاری براندازی

Tue / 31 08 2010 / 10:09




نظر شما درباره این نوشته:







ممانعت از آزادی حسین رونقی ملکی با وجود تامین وثیقه
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ممانعت از آزادی حسین رونقی ملکی با وجود تامین وثیقه

Tue / 31 08 2010 / 10:06




نظر شما درباره این نوشته:







باید منتظر افزایش نرخ بیکاری باشیم
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

باید منتظر افزایش نرخ بیکاری باشیم

Tue / 31 08 2010 / 10:01

فرارو- یک کارشناس اقتصادی پیش بینی کرد که رشد نرخ بیکاری در آینده به ۲۰ درصد خواهد رسید. وی در این‌باره گفت: «توجه به این که سیاست پولی کشور در حال حرکت به سمت عقود مشارکتی از سوی بانک‌ها است و از طرف دیگر دولت بانک‌ها را موظف کرده است که حدود ۴۰ درصد در این زمینه سرمایه گذاری انجام دهند در نتیجه در این شرایط سرمایه‌ها به سمت تولید سوق پیدا نمی کند و باید منتظر افزایش نرخ بیکاری نیز باشیم که ممکن است به ۲۰ درصد هم برسد.»

تحلیل وضعیت کار در شرایط کنونی یکی از بغرنج‌ترین و مهمترین مسائل کشور محسوب می‌شود. آخرین آمار مرکز آمار ایران نشان از رشد نرخ بیکاری در کشور دارد این در حالی است که در اواخر سال گذشته دولت از تک رقمی شدن نرخ بیکاری خبر داده بود.

در این میان برخی از کارشناسان وضعیت بیکاری را در مرحله هشدار می‌دانند. آن‌ها اشتغالزایی را معضل آینده اقتصاد ایران معرفی می‌کنند و معتقدند که این معضل می‌تواند شرایط حساسی در کشور به وجود آورد.

دکترحسین قاسمی کارشناس مسائل اقتصادی در گفت‌وگو با خبرنگار «فرارو» نشانه‌های این وضعیت را عنوان کرد و گفت: «بیکاری زمانی کاهش پیدا می‌کند که نرخ رشد سرمایه گذاری افزایش یابد. نرخ رشد سرمایه گذاری زمانی افزایش می‌یابد که پول موجود در بازار به سمت تولید هدایت شود. ما هنگامی‌که نرخ رشد سرمایه گذاری را تا مرحله تولید در کشور بررسی می کنیم، می بینیم که براساس آمار و ارقام سرمایه گذاری‌ها به سمت تولید سوق پیدا نکرده است.»

وی با بیان این‌که وجوه یا نقدینگی موجود در بازار به سمت تولید نرفته است اظهار کرد: «از طرف دیگر آمارهای رسمی بانک مرکزی نشان می‌دهد که چیزی در حدود ۲۰ درصد به سپرده‌های بانکی افزوده شده است وقتی سپرده‌های بانکی افزایش پیدا می‌کند یعنی در واقع پول از چرخه تولید خارج شده و سرمایه گذاری کاهش یافته است.»

این تحلیلگر مسائل اقتصادی ادامه داد: «از سوی دیگر ما در نظام پولی و مالی کشور با بحران افزایش چک‌‎های برگشتی روبه‌رو هستیم که این خود نشان می‌دهد که اسناد اعتباری که پشتوانه حرکت‌های تولید و خدماتی در بخش تولید و سایر بخش‌های اقتصادی کشور هستند دچار وقفه شده است. طبق آمار این اسناد و چک‌های برگشتی نسبت به سال قبل از ۵ درصد به ۱۵ درصد افزایش یافته است. در این مورد ما می‌بینیم که بخش قابل توجهی از اسناد اعتباری که می‌توانست به سمت تولید برود رسوب کرده و نتوانسته در تولید تاثیر موثری بگذارد.»

قاسمی یکی دیگر از نشانه‌های افزایش نرخ بیکاری را کاهش نرخ رشد اقتصادی نسبت به دو سال قبل دانست و گفت: «به تبع این وضعیت افزایش نرخ بیکاری به وجود می‌آید. در حال حاضر میانگین رشد بیکاری در ایران ۱۵ درصد است با این تفاوت که در برخی از استان‌ها ممکن است این رقم ۷ یا ۸ درصد باشد اما در برخی دیگر ۲۷ یا ۲۸ درصد باشد.»

وی همچنین با اشاره به احتمال افزایش نرخ بیکاری تا ۲۰ درصد اظهار کرد: «نرخ ۱۵ درصد اگرچه می تواند نرخ رسمی بیکاری در کشور باشد اما با توجه به این که سیاست پولی کشور در حال حرکت به سمت عقود مشارکتی از سوی بانک‌ها است و از طرف دیگر دولت بانک‌ها را موظف کرده است که حدود ۴۰ درصد در این زمینه سرمایه گذاری انجام دهند در نتیجه در این شرایط سرمایه‌ها به سمت تولید سوق پیدا نمی‌کند و باید منتظر افزایش نرخ رشد بیکاری نیز باشیم که ممکن است به ۲۰ درصد هم برسد.»

خصوصیات متقاضیان جوان کار در کشور

این کارشناس اقتصادی در ادامه با اشاره به وضعیت کنونی متقاضیان کار در کشور مخصوصا متولدین دهه ۶۰ اظهار کرد: «ما شاهد هستیم که متولدین دهه ۶۰ که متقاضی حصور در بازار کار خواهند بود دو خصوصیت مهم دارند اولا کار مناسب خودشان را پیدا نمی‌کنند و دوم این که سیاست‌های اشتغالزایی نیز متناسب با دهه شصتی‌ها نیست.»

وی در توضیح این مطلب گفت: «افراد متولدین این دهه کسانی هستند که عمدتا دارای مدرک لیسانس هستند و برای این که به بازار کار نزدیک شوند گرایش به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر پیدا می‌کنند و این نکته درست است که نسل دهه شصت تقاضا برای کسب شغل را به تعویق می‌اندازد و به طور طبیعی نمی‌تواند شغل مناسب پیدا کند. حتی در مورد کسانی هم که در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل می‌شوند نیز نمی‌توان گفت که جذب بازار کار خواهند شد چرا که بازار کار هم متاسفانه دچار یک نوع سیاست زدگی است و دولت به‌صورت منفعل عمل می‌کند و برنامه دراز مدت برای اشتغال در دولت هشتم و نهم طراحی نشده است.»

قاسمی با اشاره به تنها مکانیزم دولت برای اشتغالزایی یعنی بنگاه‌های زود بازده تصریح کرد: «بنگاه‌های زودبازده با توجه به شرایط بازارهای بین‌المللی نمی‌تواند به صورت صددرصد برای کاهش رشد بیکاری موثر باشد به این دلیل اگر امروز شما یک بنگاه زود بازده تولیدی هم راه اندازی کنید هیچ تضمینی وجود ندارد که تولیدات کشورهای جنوب شرق آسیا با قیمت ارزانتری وارد کشور نشود و بازار رقابت را محدود نکند.»

وی ادامه داد: «لذا شما می‌بینید که جنس از مبادی قانونی و غیرقانونی به هر صورت وارد کشور می‌شود و معمولا این اجناس تولیداتی است که می‌توانید نمونه آن‌ها را در بنگاه‌های زود بازده با کیفیت بالاتر و با قیمت بالاتر ببینید. اما با توجه به این که بازار تقاضا در ایران عمدتا به این دلیل که خرجش با دخلش سازگار نیست چشم به قیمت دارد تقاضا به سمت کالای وارداتی می‌رود و بنگاه‌های زود بازده به سمت زیان و تعطیلی حرکت می‌کنند.»

این کارشناس تاکید کرد که این مکانیزم بنگاه‌های زود بازده در شرایطی موثر است که سایر شقوق برنامه‌های دولت از جمله بحث واردات و وضع قوانین در راستای این بنگاه‌ها پیش رود در غیر این صورت این بنگاه‌ها هم ابزار جامع و مناسبی برای مقابله با بیکاری نیستند.

نقش "مسکن" مهر در افزایش بیکاری

قاسمی درباره نقش طرح مسکن مهر در افزایش نرخ بیکاری گفت: «وقتی دولت اعلام کرد بدون توجه به امکانات یک میلیون واحد مسکن تولید می‌کند خود این عدد بحث کارشناسی می‌طلبد. این یک میلیون بازار تقاضا را نامتعادل می‌کند. دولت در مسکن مهر در حال تولید منازل درجه سه است. مسکنی که در واقع با یک نگاه و برای افرادی که توانایی خرید داشته باشند ساخته می‌شود.»

وی معتقد است که بحث مسکن مهر به لحاظ عدم توجه به کیفیت مطلوب اگر در آینده تولید هم شود می‌تواند باعث ایجاد تورم در بازار گردد این در حالی است که این بازار می‌توانست در دو سال آینده جهش پیدا کند و در جذب نیروی کار موثر باشد و با مسکن مهر این مسئله را هم از دست رفت.

قاسمی با بیان این که دولت در ساخت مسکن مهر به تنها چیزی که توجه دارد کمیت است، اظهار کرد: «از سوی دیگر این یک میلیون واحد که قرار است ساخته شود باید یک میلبیون تقاضا هم داشته باشد در حالی که ما شاهد هستیم که سال گذشته نسبت به سال قبل از آن ۱۵ تا ۲۰ درصد با کاهش تقاضای مسکن روبه‌رو بودیم در نتیجه الان مشکل اساسی ما نداشتن مسکن نیست و پولی که در ساخت مسکن سرمایه گذاری می‌شود در بخش‌های دیگر اقتصاد می‌تواند هزینه شود و نرخ رشد اشتغال را بالا برود.»

وی با اشاره به تبعات مسکن مهر در بازار کار تاکید کرد: «این سرمایه گذاری در جایی صورت می‌گیرد که یک فرد لیسانسه (خصوصیت جوانان متقاضی اشتغال) حاضر نیست کار کارگری که نیاز به تخصص و سواد ندارد انجام دهد در نتیجه دولت برای تامین نیروی کار خود به کارگر خارجی پناه می‌برد.»

وی افزود: «از طرف دیگر توجه و نگاه هم به این سمت است که قیمت تمام شده مسکن مهر ارزان باشد طبیعتا در این حالت نیروی کار ارزان یکی از فاکتورهایی به حساب می اید تا قیمت تمام شده مسکن را پایین بیاورد.»

قاسمی عنوان کرد: «نکته دیگری که در این مطلب قابل توجه است که اساسا ما مسکن را می‌سازیم برای این که یک خانوار را درآن جای دهیم. یک خانوار حداقل متشکل از یکی زن و شوهر است در حالی که افرادی که قرار است مزدوج شوند شرایط کسب درآمد و معاش ندارند در نتیجه خانواده‌ای تشکیل نمی‌شود تا از مسکن استفاده نمایند.

وی با بیان این که باید اساسا فرآیند مربوط به ایجاد شرایط زندگی را از مرحله اشتغالزایی تا مرحله مسکن در یک پروسه علمی پیاده شود تا بتواند هم مشکل اشتغال و هم مشکل بیکاری را حل نماید، گفت: «ساخت مسکن نمی‌تواند مشکل جامعه ما را حل نماید ما تا پیش فرض‌های مشکل مسکن را حل نکردیم نمی‌توانیم مشکلات جامعه را مرتفع نماییم.»

وی معتقد است نیاز امروز ما مسکن نیست ولی دولت سرمایه فراوانی را برای بخش مسکن در نظر گرفته است که بیشتر در جذب نیروی کار خارجی موثر است تا ایجاد اشتغال در قشر جوانان داخلی کشور.

قاسمی در پایان تاکید کرد: «بحرانی که در بخش مسکن در آینده به وجود می‌آید تاثیرش رادر بخش اشتغال و در کاهش رشد اقتصادی هم خواهیم دید از این جهت که مبلغ قابل توجهی از نظام مالی کشور درگیر بخشی شده که دچار رکود است و نمی‌تواند در نظام بهره وری موثر واقع شود.»



نظر شما درباره این نوشته:







زنگ انشا در مدارس ابتدایی کشور حذف شد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

زنگ انشا در مدارس ابتدایی کشور حذف شد

Tue / 31 08 2010 / 10:33




نظر شما درباره این نوشته:







رئیس سازمان انرژی اتمی: حاضریم باآمریکادرباره ساخت نیر
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

رئیس سازمان انرژی اتمی: حاضریم باآمریکادرباره ساخت نیر

Tue / 31 08 2010 / 10:23




نظر شما درباره این نوشته:







بازهم یک هواپیمای توپولف هنگام نشستن،غش كرد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

بازهم یک هواپیمای توپولف هنگام نشستن،غش كرد

Tue / 31 08 2010 / 9:58




نظر شما درباره این نوشته:







سیدعبیدالله‌ ایوبیان محقق و ادیب کرد درگذشت
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

سیدعبیدالله‌ ایوبیان محقق و ادیب کرد درگذشت

Tue / 31 08 2010 / 8:31
دکتر سید عبیدالله‌ ایوبیان ادیب فرهیخته‌ کرد روز شنبه‌ 27/08/2010 در سن 82 سالگی، در زادگاه خود مهاباد درگذشت.

ایوبیان که‌ در سالهای تأسیس انجمن احیاء کردستان (کومه‌له‌ی ژیانه‌وه‌ی کورد) ( 1942) و حزب دمکرات کردستان و جمهوری کردستان به‌ رهبری شهید قا‎ضی محمد (1945)، نوجوانی بیش نبود، به‌ همکاری با آنها و نگارش مقالات و اشعار در نشریات جمهوری پرداخت.

او پس از سقوط جمهوری کردستان و نیز بدنبال کودتای 28 مرداد 1953 چندین بار دستگیر و زندانی شد، اما سرفراز از زندان بیرون آمد و آنگاه‌ به‌ تحصیل و کار در دانشگاههای تبریز و اصفهان پرداخت. ایوبیان در طول دهه‌ شصت میلادی در نشریات دانشکده‌ ادبیات تبریز و اصفهان به‌ معرفی ادبیات کلاسیک کردی و ترجمه‌ منظومه‌های فولکلۆری کردی (بیت) پرداخت، حاصل کار او ضبط، معرفی و ترجمه‌ فارسی چندین منظومه‌ (مم و زین، خج و سیامند و ...) بود. کار ویرا دیرتر، قادر فتاحی قاضی ادامه‌ داد و به‌ رادمردی ایندو، بسیاری از منظومه‌های کردی از سینه‌ 'بیت خوانان' روستاهای کردستان بر روی نوار و کاغذ ضبط شده‌، از خطر نابودی و نسیان رهائی یافتند.

ایوبیان یکی از نخستین کسانی بود که‌ در کردستان ایران اندیشه‌ بهره‌گیری از الفبای لاتین کردی را مطرح و درساڵ 1960 با استفاده‌ از همین الفبا، منظومه‌ 'خج وسیامند' را به‌ چاپ رساند وقدم در راهی نهاد که‌ در کردستان سوریه‌، ترکیه‌ و عراق رهروان شناخته‌ شده‌ای چون برادران بدرخان، سعید صدقی، توفیق وهبی و دیگران داشت.

زندگی ایوبیان از سالهای پایانی دهه‌ شصت میلادی تا هنگام مرگ صرف مطالعه‌ متون، تحقیق، انتشار کتاب، مصاحبه‌ با مجلات کردی وایستگاههای تلویزیونی، تشویق جوانان به‌ فراگیری زبان مادری و کمک به‌ نویسندگان جوان گردید.

او همه‌ عمر را مجرد باقی ماند، چه‌ تصمیم گرفته‌بود تنها هنگامی عروسی نماید که‌ کردستان روی آزادی به‌ خود دیده‌باشد - آرزوئی که‌ در طول 82 سال سن و60 سال و اندی فعالیت سیاسی او عملی نشد.

از استاد ایوبیان آثار چاپ نشده‌ بسیار و کتابخانه‌ گرانبهائی باقی مانده‌ است که‌ سه‌بار مورد دستبرد مأموران امنیتی رژیم سابق و لاحق ایران قرار گرفته‌ بود.

خاطره‌اش گرامی باد.

انور سلطانی
28/08/2010
لندن
(عکس از سایت کردی 'هه‌ڵوێست' گرفته‌ شده‌ است.)



نظر شما درباره این نوشته:







محاصره ی منزل مهدی کروبی
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

محاصره ی منزل مهدی کروبی

Tue / 31 08 2010 / 8:37




نظر شما درباره این نوشته:







آذربایجانی‌های دستگیر شده را آزاد كنید
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

آذربایجانی‌های دستگیر شده را آزاد كنید

Tue / 31 08 2010 / 7:35




نظر شما درباره این نوشته:







ژاپن همکاری خودروییش را با ایران قطع می‌کند؟
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

ژاپن همکاری خودروییش را با ایران قطع می‌کند؟

Mon / 30 08 2010 / 12:05




نظر شما درباره این نوشته:







از ملاقات هنگامه شهیدی با وکیلش جلوگیری شد
تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول

از ملاقات هنگامه شهیدی با وکیلش جلوگیری شد

Mon / 30 08 2010 / 11:40




نظر شما درباره این نوشته:







Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2010
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال مي‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.