چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸
Wednesday 18 September 2019

جمشید فاروقی

رمان «انقلاب و کیک توت فرنگی»

فصل چهارم: معمایی به نام آیدا

آیدا نگاه و رویکردی خاص به زندگی داشت و برای رفتار خود قاعده و اصولی پی ریخته بود که با هنجارهایی که جامعه به شهروندان‌اش تحمیل می‌کند، سازگار نبودند. به باور او زندگی کردن با حقیقت ساده‌تر از زندگی کردن با دروغ بود.

ماندانا زندیان

تداعیِ آزادی

عبور می‌کنی ‏/ مثلِ نور، از تنت ‏ / وَ این درد ‏/ که لانه می‌کند / ‏ بر شاخه‌های درختی / که قد می‌کشد ‏/ در شعله‌های نبودنت / از آب گذشته است وُ ‏ / از کارگران، که مشغول اعتراض‌اند وُ ‏/ زنان، که الفبای رهایی.‏

جمشید فاروقی

رمان «انقلاب و کیک توت فرنگی»

فصل سوم: یک تماس کوتاه

تلفن زنگ زد. صدای زنگ تلفن کامران را از خواب سحرگاهی بیدار کرد. او آباژور روی پاتختی‌اش را روشن کرد و نگاهی به ساعت مچی‌اش انداخت. این تلفن بدهنگام او را غافلگیر کرده بود.

ماندانا زندیان

در نهایت جمله آغاز است عشق...

‏«شاعر نقره‌ای» کاری در ستایش فریدون فرخ‌زاد نیست، اثری است برای قدرگذاردن دانایی و ‏توانایی انسان، با همهٔ تردیدها و تضادهایش، در آفریدن هماوردی برای مرگ، که امتداد راه ‏باشد و ادامهٔ رفتن؛ پایانی که آغاز است و آغازی که بدون دخالت مستقیم آفرینندهٔ نمایش، ‏بیننده را به حضور و هشیاری در لحظه می‌رساند.‏

جمشید فاروقی

رمان «انقلاب و کیک توت فرنگی»

فصل دوم: خواب همچون یک رویا

کامران لیوان خالی شراب را در تاریکی اتاق با احتیاط تمام روی پاتختی گذاشت. چشمانش سنگین شده بودند، ولی نه آنقدر سنگین که بتواند بخوابد. خواب آرامی نداشت. شب‌ها هر وقت از خواب برمی‌خاست یا دستخوش بیدارخوابی می‌شد، یاد بزرگی پروستات خود می‌افتاد.

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل اول: یک آغاز ساده…

آن‌ها را اینجا و آنجا دیده‌ایم و به‌خوبی می‌شناسیم. بیگانه‌هایی هستند خویشاوند و خویشاوندانی بیگانه. سالیان سال در کنارشان زندگی کرده‌ایم و گاهی نیز برخی از آن‌ها را در کمال ناباوری درآینه دیده‌ایم و از دیدن‌شان شاد یا وحشت‌زده شده‌ایم. به برخی‌شان پناه برده‌ایم و از دست برخی‌شان گریخته‌ایم.

تقی مختار

«توقیف»؛ مستندی که می‌شد بهتر و مفیدتر باشد

فیلم مستند «توقیف»، ساخته بابک غفوری آذر، را در سایت «رادیو فردا» دیدم و پسندیدم؛ ‏هرچند مشکلاتی دارد که اگر در هنگام ساخت توجه بیشتری به آن‌ها شده بود شاید ‏می‌توانست بهتر و مفیدتر از این که حالا هست باشد.‏

ماندانا زندیان

به یاد بیاور

نامت چگونه تو را از سایه‌ات بیرون می‌کشید وُ ‏ / جای نگاهت / چگونه از ذهن خاک، ‏/ از زخم، ‏/ از راه، ‏/ از آینه / ‏ باران می‌آورد / ‏ برای کودکان نیامده وُ / پنجره می‌کاشت / بر دیوارهای ریخته زیر نام‌های سبز بسیار / ...

صلح، شعر زندگی*‏

شاعران ‏فارسی‌زبان مخالف با دخالتِ نظامی نیروی خارجی در کشور ایران و رفتارهای تنش‌زای نهاد ‏قدرت در درون کشور، کنار صلح و کنار مردم ایران می‌ایستند و به «جنگ»‏‎ ‎نه می‌گویند، که ‏‏«جنگ»، حتی در‎ ‎هیأت تهدید لفظی،‎ ‎در کنار تحریم اقتصادی با ضعیف‌تر کردن نهادهای مدنی ‏و خیزش‌ها و جنبش‌های اجتماعی تنها و تنها به سود نهاد‌های قدرت تمام می‌شود.‏

کامبیز گیلانی

آن نغمه قدیمی قشنگ ‏

این صبح گرگ و میش / سهراب شاهنامه را / از چنگال گله‌ی شاهان ‏/ و ‏/ رهبران نسل‌کش / به در خواهد آورد / و / ندای زخمی توفان را / در گوش شیطان شهر / خواهد نشاند.‏ /...

اصغر نصرتی (چهره)

نگاهی به نمایش  «کوک، کول، کوله»

باید که بر این سرزمین َتف کرده که گاه بی‌آب است و گاه سیل، بر مردمان این دیار که روز غم نان دارند و شب زخمی از رنج روزانه، سخت گریست.

نرگس رضایی

دخترها رویا نمی‌بینند

صدای درونم از کیست؟ / که فرمان ایست می‌دهد / وقتی که باید بروم / وقتی که باید اوج بگیرم / شاید این صدای مادرم باشد / که می‌گفت دخترها رویا نمی‌بینند / شاید صدای پدرم باشد / که می‌گفت پشت پنجره دیوی است سیاه / ایستاده برای مرگ /...

کامبیز گیلانی

جان زنده، بهاری دیگر

وقتی چهره‌ی زندگی را / طبیعت / دگرگون می‌کند دوباره، / موسیقی / گوش جان را / پر از آفتاب می‌کند / و / آواز تازه‌ای / در رگ خون یخ زده / جاری می‌شود.‏ /...

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.