|  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آرشيو ايران امروز  |   |  RSS  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   زنان   |   حقوق بشر   |   اجتماعی   |   بين‌الملل   |  
بازار كتاب
مقاله‌ها:
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - Thursday 2 September 2010

اردلان سرفراز

با ياد و وامى از زنده ياد حميد مصدق

تو اگر برخيزى!

ما كه خود سوخته‌جان باخته‌ايم، شعله برجان شب انداخته‌ايم / از ته دره‌ى خون با تن خويش، تا به معراج پلى ساخته‌ايم! رقص بردار به شوق ديدار: اين بهايی‌‌ست كه پرداخته‌ايم!! ماكه ديريست بپا خاسته‌ايم، كدخدا نه، كه خدا خواسته‌ايم، روبروى لشكر جهل و جنون، صفى از ترانه آراسته‌‌ايم!

علی خردپیر

به تماشایت

یاس واره‌ی پریسای من / تو را چگونه سرودن باید / که عشق را / از میان هفتاد و دو ملت / در دستهایت / مومنانه / چنان امانتی از اساطیر / به سلامت گذراندی ...

عطا گیلانی

نقدی بر رمان «احتمالاً گم شده‌ام»

داستان این‌بار یک داستان روستایی یا کارگری از نوع داستان‌های جان‌شتاین بک یا دولت‌آبادی یا ارنست همینگوی نیست، از نوع داستان‌های دهه پنجاه و شست نیست، داستانی متوسط است که از زبان زنی متوسط، با سنی متوسط از طبقه متوسط برای آدم‌های متوسط با درآمد و فهم متوسط با سوژه هایی "پیش‌پا افتاده" چون عشق، ازدواج، خیانت و حسادت؛

عطا گیلانی

ماراتن ایرانی

نه، به خدا من اصلاً آدم ناسیونالیستی نیستم. نه اینکه جهان‌وطن باشم، نه! "جهان‌وطن" را کرده‌اند فحش و هر کسی را که بخواهند از وطنش بیرون کنند، این ناسزا را نثارش می‌کنند. من نه ناسیونالیستم و نه نژادپرست و نه جهان‌وطن! اگر عیبی داشته باشم، اینست که بد و خوب را خوب تشخیص می‌دهم و چشمم را نمی‌توانم بر واقعیات روشن تاریخی ببندم.

مجید نفیسی

برج کبوتر

از مهتابی که به بیرون نگاه می‌کنم / سپیدی امواج به من لبخند می‌زنند / و چون به اتاق بازمی‌گردم / هزار کبوتر مهاجر / از هزار گوشه‌ی تاریک سر می‌کشند. /...

عطا گیلانی

شاه خواب‌

شاه‌نامه را می‌گویند که شاه همه نامه‌هاست و شاهکار، شاه همه کارها، به همین‌منوال باید شاهراه را تعبیر کرد و هر چیز دیگری را که پیشوند شاه داشته باشد. حال بشنوید از "شاه‌خواب"!

برزین آذرمهر

سفر دریایی

گر گرفته تن من از تن شب / تیرگی در ته شب باخته رنگ، / می‌کشم بیهده تا چند من این سنگ به سنگ؟ / این چه کوهی ست که ره بسته به دریا گذرم؟ / جای پای همه دریازدگان هست بر آب / ز چه‌ام هست درنگ؟! / بسته‌ام بار سفر بر دریا / سفرم گر نبوَد دریایی، / چه ره آورد من از این سفرم؟! /...

نادر ابراهیمی

سفر به خاطر وطن

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس / چه سفرها كرده‌ایم، چه سفرها كرده‌ایم / ما برای بوسیدن خاك سر قله‌ها / چه خطرها كرده‌ایم، چه خطرها كرده‌ایم / ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود / خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم

کامبیز گیلانی

دژخیم بی‌آینده

در سرزمین تشنه / هیچ باور پژمرده‌ای / سخنران افسرده‌ای / یا / دژخیمی بی‌آینده / با هوای تازه / به یگانگی / نخواهد رسید / از این دستار خون‌ریز / از این پیکر سنگ ساز / چهره‌ی زیبای تولد / حیات را / دوباره / دگرگون خواهد کرد/...

برزین آذرمهر

از زبان ِ ‌برگ…

باغ ‌ای گریه طولانی و زرد / جاودانه پائیز! / ای تمام بدنت سوخته از زخم تبر / ای به دوش‌ات شبح قحطی و خشکسالی‌ها / سخن ازهمهمه‌ی مبهم ِ برگان تو نیست / سخن از ویرانی ست / سخن از آفت و طاعون ِ سیه سالی‌هاست. /...

نعمت آزرم

زخم درشت سینۀ دانشگاه*

در روزهای ِ هجدهم تیر ماه یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت / مرز میان ِ خلق و خلافت / یعنی نـمادهای خـِرد با نهادهای خشونت / در صحن خوابگاه های ِ امیرآباد / با خون تازه باز نمایان شد / مرزی که یکهزاره از آن پیش نیز / با خون نسل های ِ خِـرد / جا به جایِ در ایران زمین نمایان بود / هر چند در نگاه نخستین / در زیر خاکباد های کویری / یعنی غبارهای تیرۀ ورد و دروغ پنهان بود.

چارلز بوكوفسكى/طاهر جام برسنگ

از يادداشت‌هاى يك پيرمرد هرزه

صورت

در يك كتابفروشى با او آشنا شدم. يك دامن تنگ خيلى كوتاه پوشيده بود؛ كفش‌هايى با پاشنه‌هاى خيلى بلند و پستان‌هايى كه حتى از زير بلوز زرد پشمى گل و گشادش، برجسته مى‌نمودند. ظاهرى هوشمند داشت، سرد، بى‌آرايش، با لب‌ پائينى كه به نظر مى‌رسيد درست سر جاى خود قرار ندارد. اما مى‌شد خيلى چيزها را به خاطر بدن خوش‌تراشش بخشيد. يك كم عجيب بود كه يك گردن كلفت بالا سرش نبود كه از او محافظت كند.

  آرشيو فرهنگ و ادبيات
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2010
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال مي‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.