پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ - Thursday 26 April 2018

شکوفه‌تقی

ضجه‌های دختر ایران

ضجه‌های آن دختر اشک‌های من بود / که بر چهره‌ی کوچه می‌ریخت / و خدا را به درد می‌آورد / او را ‌دیدم / که از آستانه‌ی عشق و دوری‌ / از نام خویش می‌گریخت / آه ای زن، ای مادر / چگونه این‌همه خار در دستت روئید؟

عيسی سحرخيز

(قسمت اول)

دیگه اون دختربچه بیست سال پیش نیستم

از ولی عصر که پیچیدم توی خیابان فاطمی، دیدمش. در حاشیه‌ی خیابان، در مسیر ماشین‌ها، یواش یواش راه می‌رفت و سرگرم صحبت کردن با تلفن همراهش بود؛ تند، تند و بلند، بلند. بانداژ بینی‌اش بیشتر از نحوه‌ی صحبت کردن توام با فریاد در خیابان شگفت زده‌ام کرد...

جمشید شیرانی

در راهِ ماه یا در قیدِ صیدِ خورشید

افسانه‌ی «ماه و پلنگ» داستانی بس دل انگیز و سخت عبرت آموز است. داستان از این قرار است که پلنگ، سلطانِ بی‌رقیب کوهستان، بر بلندترین چکاد نشسته و ماهِ تمام را رصد می‌کند تا بر فراز آسمان برآید و بعد در لحظه‌ی بی‌خویشی به سویِ ماهِ بلند می‌جهد تا او را در آغوش بفشرد یا به پایین کشد.

دکتر احمد کریمی حکّاک

آب، آتش، آفتاب

کتاب «یخ، مهتاب، کافه» به‌ظاهر حاوی حکایت یک سال از سال‌های زندگی مهرانگیز کار است در غربت آمریکا، روایتی که در درون آن ارواح و اشباحی که در جان راوی جا خوش کرده‌اند یک یک یا گروه گروه سر بر می‌آورند، یادواره‌ها و برداشت‌هایش را به چالش می‌گیرند...

عیسی سحرخیز

سیلی حقم بود

داستان کوتاه «سیلی حقم بود» از جمله نوشته‌هایی است که ابتدا با نام مستعار «مسیح مظلوم» در بهمن ٨٤ ، سالگرد شهادت برادرم انتشار یافت و بعدها در سطحی محدود با نام خودم. در دوران بازجویی‌های طولانی بازداشت و زندان آخر بخش‌هایی از این داستان مورد اعتراض بازجوی محترم اطلاعات سپاه قرار گرفت که زیر نظر مستقیم آقای طائب کار می‌کرد.

کامبیز گیلانی

به یادت باز

بهار / به یادت می‌آورد باز / شدن را / باز شدن را / و / تو یاد می‌گیری / که هستی‌ات / بی‌حاصل نیست / که / می‌توانی بشکفی / به درخشی / و / رفیق خورشید شوی باز...

محمد بینش

بلوط پیر

آنک ستبر و سخت / ــ چو آبنوس، / استاده پای کوه، بلوطِ پیر. / با میوگانِ مهر پروردِ همچو زر، / هر سو گشوده بر. / در شاخسارِ سبزش اما، / آتش نشسته است...

اشکان آویشن

نوروز دیروزها و امروزها

به راستی، آیا نوروز، در آستانه‌ی بی‌رنگی و انحلال خویش ایستاده‌است؟ من گمان نمی‌کنم. گناه از نوروز نیست که حضور آن در نگاه مردم، رنگ‌باخته‌است. تردید نباید نداشت که حتی کریسمس در کشورهای غربی، همیشه در آستانه‌ی تغییر بوده‌است.

جمشید شیرانی و ا. مازیار ظفری

خیال ناب: گذاری به عرصه‌ اکسپرسیونیسم

کتاب «خیال ناب» که به تازگی از سوی انتشارات شرکت کتاب در شهر لُس آنجلس آمریکا منتشر شده است، شامل ترجمه ۴۰ شعر، یک داستان کوتاه (میخانه ولف) و یک مصاحبه با شاعر از سوی رادیو برلن است.

کامبیز گیلانی

در گلوی انسان برخاسته

«بر کشورم چه رفته است» / بر روزگاری / به این بی‌در و پیکری / چه می‌رود. / عمری است / سیاهی، / شهرهای ما را / در خود فرو خورده است /...

محمد بینش

خوان یغما

آه! فرزندم کو؟ / رفته بود او سر بام / تا که معنای عدالت را / در گوش فلک / از جگر بندش فریاد کند ... / نه صدایی برشد، / نه ندا باز آمد ...

جمشید شیرانی

داستان ارغوان «سایه»

«من داستان این ارغوان را از زبان خود او در سفری که سال‌ها پیش به شرق آمریکا داشت شنیده بودم و شیفته این داستان و احساس لطیف و فراانسانی آن در عشق باغبانه‌ی سایه با ارغوان خود شده بودم.»

دویچه وله

سیری در جهان نابینایان

اسکندر آبادی، همکار بخش فارسی دویچه وله، کتابی منتشر کرده که آن را تلاش برای نفوذ به جهان نابینایان می‌داند. او می‌گوید مدت‌هاست که در زندگی نابینایان به طور اعم و زندگی خودم به نحو اخص مشغول کندوکاو هستم. سال‌های سال است که مدام با پرسش‌هایی از این قبیل روبرو می‌شوم که ما دنیا را چطور تصور می‌کنیم، زندگی را چگونه می‌بینیم، چگونه تصویرسازی می‌کنیم و آیا مثلا خواب می‌بینیم؟

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.