سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸
Tuesday 21 January 2020

شهریار حاتمی

پرواز ۷۵۲

در آن پگاه بی‌سحر / از آسمانِ تار و تیره / به اوج خاکِ پاک آمدید و من / هنوز به عمقِ چاهِ غم نشسته‌ام / خزر به چشم‌های من هجوم کرد و من / شکسته قلب و دست بسته‌ام /...

ماندانا زندیان

موج می‌زند آسمان

بر گورهای بی‌نشان در آب‌ها وُ دشت‌های سرزمینی / که آن‌قدر در گلویمان سقوط کرده / که ریشه‌هایش به صدایمان نفس می‌دهد / تا قلب‌هامان سُرب را بشکافد / بگذرد از مرگ / برای تو / که گلستانِ آن سوی آتشی / آزادی!‏

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل بیستم: شبح پوپولیسم

کامران در سراسر مسیر خود، از ایستگاه بارباروزاپلاتس تا خانه مرتضی به شبح پوپولیسم اندیشیده بود. شبحی که در اروپا و نه تنها در اروپا، در گشت و گذار بود. زمانی مارکس و انگلس از شبح کمونیسم سخن گفته بودند. شبحی که از یکسو می‌بایست باعث وحشت سرمایه‌داران می‌شد و از سوی دیگر زمینه‌های وحدت جنبش کارگری را فراهم می‌کرد.

حمید فرخنده

‏نقدی بر کتاب "مادی نمره بیست" / مریم سطوت

سهم عشق

چریک‌های فدایی خلق گرچه عشق فرد را در پای عشق خلق قربانی کردند اما سهم ‏عشق در مبارزه را کامل ادا کردند، چرا که با عزیزترین دارایی خود، جان خویش به میدان ‏آمدند. این ازخودگذشتگی را از هنگامی که سکوت سرد زمستانی جنگل را با گلوله‌های ‏گرمشان شکستند، نشان دادند. سهم عقل اما برای تبیین نظری مبارزه مسلحانه چندان ادا نشد.

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل نوزدهم: شور زندگی

کامران در ایستگاه بارباروزاپلاتس از مترو پیاده شد. از آنجا تا آپارتمان مرتضی راه زیادی نبود. حداکثر پنج یا شش دقیقه پیاده. او این مسیر را بارها آمده بود. بی‌تردید صدها بار. مرتضی تقریبا از همان زمانی که به کلن آمده بود، یعنی چیزی در حدود سی و پنج سال پیش، برای زندگی این آپارتمان را انتخاب کرده بود.

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل هیجدهم: هویت

کامران از صدای به هم خوردن در خانه از خواب بیدار شد. نیازی به کنجکاوی نبود. او می‌دانست که هایکه صبح‌ها خیلی زود از خواب بیدار می‌شود و این نخستین باری نبود که هایکه بدون بیدار کردن او خانه را ترک می‌کرد. صبح شده بود و اثری از آن بی‌وزنی فرح بخش شب پیش باقی نمانده بود.

شهریار حاتمی

قاصدک

من قاصدک پر پرِ ایّام شمایم / دیری ست فرود آمده بر بام شمایم / اندیشه مدارید چرا پر پر بادم / من همسفر باد نه، هم گام شمایم / از ابر سپید آمده باران سیاهی / من قطره زلالی به لب جام شمایم /...

ایرج سبحانی

نامه سرگشاده به:‏ خانم گوگوش‎ ‎

شوربختانه دولتمردان ایران دیر زمانی است که بیشتر سر مست تزیین ‏ویترین فروش کالای خود بوده‌اند تا احیای هویت ملی. براستی آیا این مهم نباید به عهده ‏هنرمندان این مرز و بوم باشد؟ بیماری کنونی کشور ما بیماری مزمن و همه‌گیری ست. دردهای مشترک هرگز جدا جدا ‏درمان نمی‌شوند.

ماندانا زندیان

خطابهٔ رگبار

باز، خطابهٔ رگبار است وُ ‏/ روشن می‌کند برگریزانِ صدایت / درد را، صریح، وُ / افشا می‌شود فقر در معنی وُ / آبان، دی، قدرت، طاقت / در تعریف وُ / هیچ‌چیز شبیه خودش نمی‌ماند دیگر‏ /...

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل هفدهم: هایکه

صدای زنگ در آمد. کامران پیش از گشودن در، نگاهی به چهره خود در آینه بزرگی انداخت که کنار رخت‌آویز نصب کرده بودند. دستی به موهایش کشید و لبخندی بر لبان خود نشاند. لبخندی که نقابی بود که او برای پوشاندن رد تازیانه‌ای که‌ احساساتش را زخمیِ کرده بود به چهره می‌کشید. و این را خود او بهتر از هر کس دیگری می‌دانست.

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل شانزدهم: کلایدرمن

کامران نگاهی به گوشت‌ها انداخت. گوشت‌ها نیم‌پز شده بودند. او کره را از یخچال درآورد، بخشی از آن را در هم‌زن کوچک ریخت و پودر سیر و روغن زیتون به آن اضافه کرد. سپس کره مخلوط شده را مجددا در یخچال قرار داد تا ببندد.

اردلان سرفراز

بنام ایران، بنام انسان

بخوان! دوباره بخوان / بخاطرهمه گل‌های پرپر این باغ / شقایقی که بر آتش نشسته از این داغ / بخاطر همه‌ی کودکان بردگی و کار / رها شدگان غریب کوچه و بازار / بخون طپیدگان جوان‌سال صحنه‌ی پیکار

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل پانزدهم: یک گیاه حساس!

از پشت میز خود بلند شد و به آشپزخانه رفت. اینا یکی دو ساعت پیش خداحافظی کرده و رفته بود. در چهره‌ی او هنوز آثار حیرت و خشم دیده می‌شد. کامران برای کاستن از این خشم نگاهی مهرآمیز به او انداخته بود و لبخندی زده بود. لبخندی که به دیوار بُهت برخورد کرده بود و در هوا معلق مانده بود.

شهريار حاتمی

باغ ويران!

هم خوانی آن بلبل و قمری چو نهادیم / امروز یکی‌ جغد ببین هم‌نفس ماست / خوابيم و به رؤياست كه بيدار نماييم / بيدار شو از خواب! كه ديوى ز پسِ ماست / درخانه چو يارست به بيرون زچه جوئيم؟ / در كوزه‌ى ما آب، چو در دست رس ماست /...

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2020
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.