پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸
Thursday 12 December 2019

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل پانزدهم: یک گیاه حساس!

از پشت میز خود بلند شد و به آشپزخانه رفت. اینا یکی دو ساعت پیش خداحافظی کرده و رفته بود. در چهره‌ی او هنوز آثار حیرت و خشم دیده می‌شد. کامران برای کاستن از این خشم نگاهی مهرآمیز به او انداخته بود و لبخندی زده بود. لبخندی که به دیوار بُهت برخورد کرده بود و در هوا معلق مانده بود.

شهريار حاتمی

باغ ويران!

هم خوانی آن بلبل و قمری چو نهادیم / امروز یکی‌ جغد ببین هم‌نفس ماست / خوابيم و به رؤياست كه بيدار نماييم / بيدار شو از خواب! كه ديوى ز پسِ ماست / درخانه چو يارست به بيرون زچه جوئيم؟ / در كوزه‌ى ما آب، چو در دست رس ماست /...

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل چهاردهم: سروده‌های ناتمام

هوای اتاق سنگین شده بود. کامران در روزهای سرد زمستان به ندرت پنجره‌ها را باز می‌کرد. احساس کرد که تنفس برای او دشوار شده است. صدای جارو برقی حتی برای لحظه‌ای قطع نشده بود. او پنجره اتاق خواب را کاملا باز کرد. دو دست خود را در دو سوی بدن بر قاب پنجره قرار داد، چشم‌هایش را برای لحظه‌ای بست و چند نفس عمیق کشید.

نرگس رضایی

تو ای سرباز زیبارو که ایستاده‌ای به جنگ

تو ای سرباز زیبارو که رو در رو، چشم در چشم / ایستاده‌ای به جنگ چون دلاور شرق / برایم بنویس تفنگ‌ها برای کدام گل سرخ / شلیک می‌شوند؟ / آنجا زندگی چه رنگی دارد؟ / برایم بنویس فرشته‌ای به تماشای ماه می‌نشیند؟ / کسی برای زمین لالایی می‌خواند؟

جمشید فاروقی

آنقلاب و کیک توت فرنگی

فصل سیزدهم: نیکلای چرنیشفسکی

صدای زنگِ در آمد. کامران پشت میز کوچک آشپزخانه نشسته بود و مشغول خوردن صبحانه بود. هنوز احساس خستگی می‌کرد. از آن روزهایی بود که دلش می‌خواست یکی دو ساعت بیشتر بر روی تخت خود وول بخورد و از جای خود بلند نشود. دلش می‌خواست ساعت‌ها درباره مضمون گفت‌وگوی خود با مرتضی فکر کند.

شهریار حاتمی

در یلداترین شب تو

من همه آن دمم / که ذرّاتِ نمکینِ اشکت / به قطره بدل می‌شوند / تا در سراشیبِ شوره‌زارِ گونه‌ات، / پوزخندی شود بر سر بلندی آدم./...

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل دوازدهم: شعر عشق

کامران روی تخت دراز کشیده بود. می‌دانست که باید بلند بشود، اما در خود توان آن را نمی‌دید. به سرنوشت خود و دوستان خود می‌اندیشید. به آن نگرانی‌های بی‌پایانی می‌اندیشید که سایه به سایه در تعقیب آن‌ها بود. به نگرانی‌هایی که در ایام سالخوردگی چاق و فربه شده بودند و وقتی در لحظه حضور می‌یافتند، همانجا جا خوش می‌کردند...

حسن مکارمی

روشی مدرن، ابتکاری و کم‌نظیر در نگارش خاطرات ‏

اگر ناصر مهاجر در تهیه کتاب تنها به انتقال پرسش و پاسخ با باقر مؤمنی رضایت می‌داد، کتابی سنتی از خاطرات ‏و اندیشه‌های امروز او تهیه می‌کرد. اما با صرف چندین سال، ناصر مهاجر، توانست خاطرات باقر مؤمنی را در ‏فضایی چند بعدی به نمایش بکشاند.

شهریار حاتمی

میراث ماندگار

رؤیاهایم را در این واپسین دم هابیل / با خود به گور نخواهم برد. /‎ آن‌ها را، / پیش از آن که قابیل، سرزمین پدری را ترک کند، / ‎ به تو می‌سپارم / به تو که همزاد کابوس‌هایت هستی ‏/ ...

نرگس رضایی

به خانه برمی‌گردم

به خانه برمی‌گردم / و تو را تنگ در آغوش می‌کشم / چون سربازی پیروز نبرد / آن گونه که زمان می‌ایستد / و جنگ‌ها و فصل‌ها ساکن می‌شوند / مادر!‏ /...

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل یازدهم: ملخک

تلفن زنگ زد. این دومین روز پی‌درپی بود که صدای تلفن کامران را در عالم خواب و بیداریِ سحرگاهی غافلگیر می‌کرد. نور رنگ پریده‌ای از حاشیه پرده به درون اتاق تابیده بود. تلفن را برداشت و با صدایی خفه و آغشته به نوعی ناخشنودیِ آشکار سلام کرد. مرتضی بود. یک خبر خوب و یک خبر بد داشت.

جمشید فاروقی

انقلاب و کیک توت فرنگی

فصل دهم: تنهایی

کامران وارد خانه شد. خانه‌ای انباشته از تنهایی. هیچ کس منتظر او نبود. در نخستین هفته‌های پس از جدایی‌اش از سودابه، گاهی دچار خطا می‌شد. در را که می‌گشود‌، بی‌اختیار با صدایی بلند سلام می‌کرد. سلامی که بی‌پاسخ می‌ماند. پس از گذشت مدتی دریافت که کسی در آن سوی در، چشم انتظار او نیست...

ایرج سروآزاد

مکتوب اول

نفس کشیدن / فروبردنِ هوایی / نه آغشته‌یِ نور / نه تاریکی / با زمان‌ها و زنگارهایش – برّاده‌هایِ آتشِ نامرئی / آنجا که رنگ‌ها مدفون می‌شوند / و گرسنگی بی‌پایان / بال‌هایِ سنگی‌اش را می‌تکاند / هرچه برجامانده- آنِ توست /...

شیوا فرهمند راد

نگاهی به کتاب «مادی نمره بیست» نوشته‌ مریم سطوت

زندگی چریکی در خانه‌های تیمی

«شیرین» در روایتش از ددمنشی‌های ساواک و از فاجعه‌ی فدا شدن پی‌درپی جان رفقایش در آن نبرد نابرابر نیز سخن می‌گوید. اما روایت او در اصل از روییدن جوانه‌های دو عشق در شوره‌زار زندگانی چریکی در خانه‌های تیمی، و در شرایطی‌ست که عشق ممنوع است:‌ عشق نافرجام «پری» به «بهمن»...

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.