دوشنبه ۵ مهر ۱۳۹۵ - Monday 26 September 2016

ابراهیم اورامانی

بی‌تو نتوانم...

دلتنگ که می‌شوم / به پارک می‌روم و / بر روی صندلی‌ای می‌نشینم / با قلم‌موی نقاشیم / در کنارم / تصویری از تو می‌نگارم / با تو سخن می‌گویم / از چیزهایی برایت می‌گویم / که مرا دلتنگ می‌کنند /...

امیر مُمبینی

محاق

هِلالِ ماه / خَنجَر خدا شد / در شِکافِشِ سینه‌ی آسمان / اینک / قلب تپنده‌ در چنگ کاهنان و / خون قربانی بر آستان / طبل‌های تمدن میمون / بر برج‌های مه‌آلود می‌کوبند / ....

کامبیز گیلانی

از همیشه تا هنوز

همیشه را / فراموش کرده‌ام. / در امتداد هنوز / عشق را / در میان سبز زندگی / به امانت می‌سپارم. / اگر همیشه / روزگار / به کام دل ما / نبوده است، / اگر هنوز / ستمگر / پر شتاب می‌تازد، /...

کامبیز گیلانی

در اقیانوس تاریکی

گفتی / روزها هیچ‌اند / شب‌ها، خیالی بی‌هوده / باغ را / از گل خالی کردی / رود را / از ماهی. / گفتی / تاریخ، انبوه فرسودگی است / زمان، تداوم پوچی / و انسان / مترسک این بازی کوتاه. /...

کامبیز گیلانی

بر بامی دیگر

اینک / بر بامی دیگر ایستاده‌ام / و / سرودی نا آشنا می‌خوانم / از گذشته‌ای غریب می‌گویم / با آینده‌ای همراه می‌شوم / بی‌هیچ نشانی از امروز / که / شب / در مدار پوشالی آن / این چنین بی‌رحم / بر پوست چروکیده‌ی روزگار / می‌کوبد. /...

ابراهیم اورامانی

ببین که چطور قلبم می زند

تکیه بر درخت سیب / ایستاده‌ام / دلم بقدری تنگ شده که / توان نفس کشیدنم هم نیست. / زیر این درخت سیب / زندگی بوی متعفنی دارد. / دلیل تنهایی است شاید / آه که چقدر / مشتاق مرگم./...

امیر مُمبینی

برای حمید اشرف

رزماسوگ

شَغاد / شَروه ‌خوان مرگ تَهَمتَن شده‌است اکنون / کنار چاه سیاه برادرکُشانه‌ی خویش / دریغا / که پیکان واپسین / در کمان کیانی سردار مانده است / از مرگ شیر بگفتم / هزار بارَت من / که شیون شغال / شومتر از انتظار کفتار است / شانه واسپرده به چوبه‌ی تابوت / رهزنان رند / مرده ریگ رزم کرا به خانه‌ی تسلیم می‌برند؟

سروده‌هایی درباره جنبش سبز ایران

سروده‌هایی درباره جنبش سبز ایران

تنی را که با دهان به خیابان کشانده بودیم / دستی را / که سلاح سردمان بود / صدایمان را کشتند / نه / ما هیچ چیز را پنهان نکرده بودیم / نه در جیب‌ها / نه در مشت / نه در دهان خالی‌مان / تنها / چراغی می‌خواستیم / که تاریکی این بغض را روشن کند /...

امیر مُمبینی

برای آنان که تازیانه‌ بر جسم و جانشان فرود آمد

با کدامین ننگ و خفت خون تو آید به جوش

داستان را بادها بر بام ایران می‌برند / دیوهایِ جهل و خِفَت عشق را سر مُی‌برند / در کجای جان ایران خُفته رستاخیز نور / کز طلوعش چشم شب گردد چو خفاشان کور / پاره کن پیراهن شب را خدایا ای خروش / با کدامین ننگ و خفت خون تو آید به جوش /...

طاهره بارئی

«آفرینش»، به مثابه شاخص نقد هنری

آنچه در حیطه نقد ادبی بطور عام و نقد شعر بطور خاص در سالهای اخیر مطرح شده و نقطۀ پرورش آن بیشتر کشور‌های انگلیسی زبان بوده است، بررسی شعر، به عنوان محصول نهائی یک آفرینش است. اینجا دیگر روی این مسئله کند وکاو نمی‌شود که شعر چه می‌گوید یا چگونه می‌گوید، بلکه کانون توجه این است که شعر چه می‌کند، چه می‌آفریند.

کامبیز گیلانی

رویای زنده

وقتی / خسته و افسرده / چشم بر این شب طولانی / فرو می‌بندی / وقتی مرگ / بهترین همدم تو می‌شود / وقتی سکوت را / با هیچ رفیقی عوض نمی‌کنی، / به سراغت می‌آید / آن رویای زنده... / آن که در پی نجات روز / تو را / هرگز رها نخواهد کرد. /...

محسن حیدریان

«شهرزاد» تحولی بزرگ در شخصیت‌پردازی ایرانی

در این سریال مرز میان «خیر» و «شر» میان «خوبی» و «بدی» و «سیاه» و «سفید» در کنش هیچ یک از تیپ‌های اجتماعی از مبارزان چپ و ملی‌گرا گرفته تا صاحب منصبان حکومتی، از زنان تا مردان، از سرمایه‌داران تا زحمتکشان و خدمتکاران عبور ناکردنی و تغییر ناپذیر نیست. هرکس در سر بزنگاه‌ها می‌تواند بنا به خلق و خوی انسانی خود شناور شود.

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2016
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.