چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹
Wednesday 25 November 2020
ايران امروز

پویان مقدسی

آبان ادامه دارد!

در ما ادامه دارد / امواج تندِ توفان / یخ‌بسته خاطر شهر / در ماهِ سرخ آبان / حکم گلوله بر پاست / در ازدحام میدان / شسته نمی‌شود خون / حتا به ضرب باران / آبان ادامه دارد / در بغض تلخ بابا / در آه‌ِ داغ مادر / در لحظه لحظه‌ی ما

علی شکرالهی

مژده به دوستداران شاهزاده‌ کوچولو!‏

با در نظر گرفتن اهمیت کتاب «شاهزاده‌ کوچولو» که به گونه‌ای می‌توان آن را مانیفست انسان‌دوستی و روابط ‏انسانی نامید، مصمم شدم تا با پژوهش‌های فراوان پیرامون ۳۶ ترجمه پارسی و چندین ترجمه ‏انگلیسی و سوئدی و کار و تحقیق بر روی اصل فرانسوی آن، در این ترجمه جانمایه‌ی تفکرات ‏نویسنده در کتاب شاهزاده‌ی کوچولو را به خواننده ارائه دهم.‏

محسن حاجی‌پور

راوی غریبی و غربت آدمی

محمود پسرک بومی یا غریبه‌ها و دیگر آفریدگانش را «هستی داده تا ما به ماهیت هستی و زندگی بیاندیشیم». ادعایی هم برای واقعی‌بودن شخصیت‌هایش ندارد، ما هم واقعی نمی‌پنداریم‌شان با‌این‌حال وقتی به صرافت می‌افتیم تا درد آنها را بدانیم یا حتی خود را به‌جای آنها بگذاریم یک حقیقت رو می‌شود، حقیقت حضور آنها! حضوری که ر‌هایمان نمی‌کند تا مدام سر بگردانیم پیرامون خود و منتظر باشیم هر لحظه بیفتند توی چشم‌مان.

زهره حسین‌زادگان

جواد مجابی از رمان جدیدش می‌گوید

احیای سنت هدایت، آل‌احمد، شاملو و دیگران

بیش از نیم سده است كه مخاطب هنر و ادبیات نام جواد مجابی را در مقام پدیدآورنده آثاری در انواع مختلف ادبی می‌شناسد. انتشار چند ده كتاب شعر، داستان كوتاه، رمان، پژوهش ادبی و... گواه استمرار فعالیت حرفه‌ای اوست؛ استمراری حاكی از نظمی پایدار در طول تمام این‌ سال‌ها كه نزد هنرمندان و نویسندگان ایرانی چندان متداول نیست. نظمی كه خیلی‌ها مجابی را با آن می‌شناسند.

ماندانا زندیان

برای شعله پاکروان

آن روز / ما نفس می‌کشیدیم وُ باد / فکرهای صریحمان را / از گردابِ دار / تا بشارتِ باران می‌بُرد.‏ / آتش بودیم وُ / گیسوانمان / ‏ الفبای نور را ‏/ در طلسمِ خاکستر / زبانه می‌کشید وُ / خطابِ ریسمان ‏/ از زبان عریضه‌مان می‌سوخت.‏ /...

احمد خلفانی

نگاهی به رمان “کسوف”، نوشته آرتور کستلر

رمان به مثابه مقطعی از تاریخ

“کسوف” می‌تواند مقطعی از تاریخ روسیه استالینی باشد، آن‌چه که مثلا بر سر نیکلای بوخارین یا به شکل دیگری بر سر لئون تروتسکی آمده است. ولی تاریخ وقتی که به ادبیات تبدیل می‌شود نگاه را از بیرون به درون می‌برد، و اگر تاریخ، توده مردم یک جامعه را در نظر دارد، ادبیات فرد را و در بیشتر مواقع فرد بازنده را مدنظر قرار می‌دهد. ولی “کسوف” رمان تاریخی نیست...

محمد حسین صدیق یزدچی

محمد رضا شجریان کجای موسیقی ایرانی ایستاده؟

شجریان در موسیقی معاصر ایرانی پدیده‌ای یگانه است. یگانه است بدانکه ‏به خوبی دنیای پیچیده و مبهم و آشفته‌ی مای ایرانی را بخوبی باز می‌نماید. این ویژگی یکی از ‏رازهای شهرت و محبوبیّت شجریان در میان قشرهای متنوّع ایرانی ست. موسیقی‌ای که او خواند و ارائه داد در وجه غالب موسیقی آسمانی بود و دینی. از اینرو قویّا ‏مورد اقبال توده‌ها با هر سطح فرهنگی قرار گرفت و بر جان ایرانیان نشست.

مسعود کریم‌نیا

شجریان با بیداد در تارک تاریخ

در مهرماه مهرش را به ما سپرد و رفت و در کنار فردوسی، سیاوشی که ریشه تنومند هویت فرهنگی ما را در عصر حاضر جلائی تازه بخشید، آرامشی ابدی یافت. وه که چه زیارتگاه با جلال و جبروتی که در آنجا زنده کننده زبان پارسی و هویت ایرانی با چندین قرن فاصله و عجبا که با چه سرنوشتی مشترک در کنار هم آرمیده‌اند!

جلال سرفراز

صدایی که خاموش نخواهد شد

شجریان دیگر در میان ما نیست. اما صدای او صدای ماست، و خاموش شدنی نبود و نیست و نخواهد بود. جادوی هنر همین است و جایگاه هنرمند در همین جا. آوازهای پرشور شجریان شهادتی ست از یک سو بر شادی بزرگ و از دیگرسو رنج بی پایان مردم این روزگار.

رضا شکراللهی / رادیو فردا

بی «مرغ سحر» سحر نمی‌شود

شجریان را مسلمانان در «ربّنای» رمضان، عاشقان در «ببار ای ابر بهار، به یاد عاشقای این دیار»، انبوه داغ‌دیدگان در «این سرای بی‌کسی» و همهٔ آزادی‌خواهان و ایران‌دوستان در «مرغ سحر»، رگ به رگ و تپش به تپش تکرار خواهند کرد. محمدرضا شجریان خودِ مردم بود؛ مردمی که تمام نمی‌شوند و تمام‌نشدن‌شان تمامی ندارد. و روزی که، دیر یا زود، مرغ سحر از کنج قفس درآید تا نغمهٔ آزادی بسراید، شجریان بار دیگر در ایران طلوع خواهد کرد.

ایرج سروآزاد

آوازهایی برایِ فرات

آمارها دروغ می‌گویند / روزنامه‌ها دروغ می‌نویسند / در خاور میانه / بیش از هزار سال است / که ابرهایِ زهرآگین / بر تشنگی‌هایِ خاک / پیوسته می‌بارند / در بمب‌هایِ خوشه‌ای / در انفجارها / در گلوله باران‌ها / خودِ عیسایِ مسیح / خودِ مریمِ مقدس / در بی‌خبری کشته شدند / آیا کسی از پریان دریا خبر دارد؟ / آیا در میانِ گم‌شدگان / به یحیا نامی برنخورده‌اید؟

حسین باقرزاده

قهرمان را کشتند‎

اعدام اسیرکشی است، / زبونانه‌ترین، / و فجیع‌ترین نوع قتل‎.‎ / هیچ حیوانی‎، / به هم نوع خود، / چنین رفتاری را‎ ‎روا نمی‌دارد‎.‎ / اعدام‌کنندگان،‎ ‎ / زبون‌ترین،‎ ‎ / ضدقهرمان‌ترین، ‏‎‎/ و پست‌ترین‎ ‎ / انسان‌های روی زمین هستند‎.‎ / ...

ا. برگزیده

نگاهی به رمان “زنده باد زندگی”، نوشته رعنا سلیمانی

‏موضوع کتاب روایتی است مدرن و تراژیک از زندگی چهار زن با هدف بازنمایی وضعیت زنان ‏جامعه امروز ایران؛ که با بهره‌مندی از تکنیک‌های روایی مدرن مثل راوی مرکب و چرخش در ‏زاویه‌ی دید، تداعی، سیلان ذهن و به‌ویژه گفتار درونی، نمایشگر تنهایی عمیق شخصیت‌های اصلی ‏خود است که در بن‌بست لاینحل زندگی‌شان هر کدام با جرمی متفاوت در زندان به‌سر می‌برند و ‏باامید برای رسیدن به آزادی انتظار می‌کشند.

ماندانا زندیان

بازخوانی کتاب «مرشد و مارگریتا»‏ ترجمهٔ عباس میلانی

سرشت ققنوس‌وار ادبیات و سرنوشت میرندهٔ استبداد

متن پیشِ رو نگاهی است به رمان «مرشد و مارگریتا»، اثر میخائیل بولگاکُف، داستان‌نویس و ‏نمایش‌نامه‌نویس روس (۱۸۹۱-۱۹۴۰م)، که نسخهٔ کاملش نخستین بار در سال ۱۹۷۳ میلادی ‏در مسکو منتشر، و در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲ خورشیدی) توسط دکتر عباس میلانی، پژوهش‌گر و ‏نویسنده در گسترهٔ تاریخ معاصر ایران و مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، به ‏فارسی برگردانده‎ ‎شد.

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2020
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.